عملیات تروریستی در دریای عمان و جنگ نفت در غیبت صاحبان نفت

آری؛ جنگ نفت اکنون در غیبت صاحبان اصلی نفت و در فقدان اراده واحد مردمان جغرافیای لر و نیز نبودن همبستگی ملی و سوسیال دمکراتیک کشوری ادامه دارد و شبکه های مافیائی به غارت خود ادامه می دهند و بخود اجازه داده اند تا عنوان دروغین نمایندگی ملت ایران را یدک بکشند، اما در همیشه روی این پاشنه نمی چرخد!
 

امروز هنگامی که نخست وزیر ژاپن در تهران در حال گفتگو با خامنه ای بود، دو نفتکش نروژی و آلمانی در دریای عمان مورد حمله قرار گرفتند.

دست های پشت پرده سازماندهی حمله به دو نفتکش هنوز ناشناس است، اما مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا روز پنج‌شنبه ۲۳ خرداد با متهم کردن ایران به دست داشتن در این حملات گفت “کشورش همچنان خواهان آن است که مقام‌های تهران «در وقت مناسب» به میز مذاکره با واشنگتن بازگردند”..

وزیر خارجه آمریکا اظهار داشت که «با توجه به اطلاعات به دست آمده در مورد نوع سلاح بکار رفته در حمله و پیچیدگی عملیات» این نتیجه به دست آمده که این اقدام کار ایران بوده است.

اظهارات امریکا یادآور حکایت چوپان دروغگو می باشد که برای موجه جلوه دادن جنگ در افکار عمومی جهانیان صورت می گیرد. هدف امریکا استفاده از همه ابزار برای باج بیشتر، تغییر رفتار حکومت اسلامی و در صورت نتیجه نگرفتن، راه اندازی جنگ است.

تجربه نشان داده که سناریوهای امریکائی تابع منافع کوتاه مدت آنها و در خدمت توجیه سیاست های آنها می باشند.

در مورد سازماندهی عملیات تروریستی حمله به دو نفتکش، دو گروه مورد ظن هستند. عربستان سعودی و متحدین او از رویارویی غرب با ایران (و نه فقط با حکومت اسلامی) بشدت استقبال می کنند. این کشور از هیچ کوششی برای شعله ور کردن جنگ امریکا با ایران دریغ ندارد. از اینرو یکی از کشورهایی که حمله به نفتکش را سازماندهی کرده، ممکن است عربستان صعودی با همدستی شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس باشد. این گمانه زنی بر مبنای جهت گیری سیاسی عربستان و استعداد بالای تروریستی و تروریست پروری سران این کشور است.

حکومت اسلامی با توجه به تهدیدهای چهل ساله خود علیه جهانیان، و اینکه بصراحت اظهار داشت که اگر قرار باشد نفت آخوندها صادر نشود، تنگه هرمز را خواهند بست، دور از انتظار نیست که خامنه ای با سازماندهی حمله به دو کشتی نفتکش،  پاسخ مذاکره با امریکا را در کردار تروریستی و نیز در گفتگوی حضوری با نخست وزیر ژاپن داده است.

تارنمای حکومتی تسنیم امروز گزارش داد که در دیدار آقای آبه شینزو نخست وزیر ژاپن خطاب به خامنه ای گفت: “من قصد دارم پیام رئیس‌جمهور آمریکا را به جناب‌عالی برسانم”. سیدعلی در پاسخی با رگه های بی ادبی به نخست وزیر ژاپن گفت:

” من شخص ترامپ را شایسته مبادله هیچ پیامی نمی‌دانم و هیچ پاسخی هم به او ندارم و نخواهم داد”.

بنظر می رسد که سیدعلی خامنه ای پاسخ خود را در دریای عمان با حمله به دو کشتی آلمانی و نروزی به ترامپ داد.

چندی پیش سردار «سلامی» گفته بود: “به آمریکا، شرکا و متحدان منطقه‌ای‌اش هشدار می دهیم اگر بخواهند از ادبیات تهدید استفاده کنند و ما را تهدید کنند، از قانون عبور بی ضرر استفاده کرده و اجازه عبور و تردد هیچ کشتی و شناوری که بخواهد ما را تهدید کند، نمی‌دهیم.»

تنها یک حکومت پان اسلامیست می تواند در مقام نمایندگی دروغین ملت ایران، جهان را به عملیات تروریستی تهدید کند و آماده باشد تا ایران و جامعه ایرانی را قربانی اهداف پیشاقرون وسطائی خود نماید.

اما براستی پشت عملیات تروریستی حمله به نفتکش ها کار آخوندهای ایران ویا رهبران عربستان بوده، تاثیری در عیار سیاست های ویرانگرانه و ارتجاعی این دو رژیم در منطقه ندارد. چهره تروریستی حکومت اسلامی در چهل سال گذشته معرف عام و خاص است و عربستان هم آنچنان هوشیارانه باج می دهد که قادر است غرب را راضی کند تا جنایات خود را هم بحساب آخوندها بگذارند.

این حادثه پیام ناگواری برای ملت ایران و کشور ایران دارد. حکومت اسلامی بر سر دوراهی قرار دارد؛

یا باید تاوان چهل سال ویرانگری را با باج کمرشکن تاریخی از شیره جان ملت و کشور بپردازد، ویا ملت و کشور را به گرداب یک جنگ دیگر غرق کند. ما بعنوان کنشگران سیاسی ایرانی برای هر دو شرایط به مردم رجوع کنیم و انها را نسبت به آینده خطیر هوشیار کنیم.

براستی که تنها یک راه حل می تواند به قاطع ترین و خردمندانه ترین شکل کشور و جامعه ما را از این مدار ویرانگرانه بیرون کند، و انهم یک قیام ملی و لائیک دمکراتیک در ایران است.

پیش از به پایان رساندن سخن روی این موضوع مکث می کنم که؛ چرا جنگ نفت در غیبت صاحبان نفت؟

نفت، گاز و آب سه عنصر تعیین کننده در ایران هستند که حکومت اسلامی و غرب آماده هستند بخاطر آنها دهها جنگ راه اندازی کنند و میلیونها انسان را به کشتن دهند.

همه چشم های به مناطق نفت، گاز و اب ایران دوخته شده اند. به منطقه ای که چهل سال هزینه تروریسم حکومتی در ایران و منطقه را تامین کرده است. این منطقه کجاست و حکومت اسلامی با اتکاء به کدام ثروت, دستگاه عریض و طویل سرکوب داخلی و شبکه های تروریستی بین المللی را ایجاد کرده و چنین خود و شبکه های مافیایی وابسته را فربه کرده است؟

واقعیت این است که؛

۲۷۰ نقطه در مناطق لرنشین بعنوان چاه های نفت در نظر گرفته شده است و از این بین فقط شهر نفتی گچساران در استان کهگیلویه و بویر احمد بیش از کشور امارات نفت تولید می کند.

واقعیت این است که؛

۹۰ درصد نفت و گاز ایران ، شصت درصد آب شیرین ، ۸۰ درصد آبهای سطحی در جغرافیای لر است.

واقعیت این است که؛

حکومت اسلامی فقر و فلاکت را در کشور نهادینه کرده، ولی مردمان مناطق لرنشین روی طلا با شکم های گرسنه، لب های تشنه زندگی می کنند و لرها از محرومترین های ایران هستند.

واقعیت این اینست که؛

هنگامی مردم جغرافیای لر با حقوق طبیعی خود آشنا شوند، راه سوء استفاده از نفت، گاز و آب مسدود خواهد شد.

واقعیت این است که؛

اگر مردمان جغرافیای لر بپاخیزند، می توانند با بستن شیرهای نفت, گاز و آب جمهوری اسلامی را سرنگون کنند.

آری؛ جنگ نفت اکنون در غیبت صاحبان اصلی نفت و در فقدان اراده واحد مردمان جغرافیای لر و نیز نبودن همبستگی ملی و سوسیال دمکراتیک کشوری ادامه دارد و شبکه های مافیائی به غارت خود ادامه می دهند و بخود اجازه داده اند تا عنوان دروغین نمایندگی ملت ایران را یدک بکشند، اما در همیشه روی این پاشنه نمی چرخد!

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: