نه جنگ نه تکثیر استبداد، طرد ولایت و حق تعیین سرنوشت ملل

رژیم ولایت به پایان خود نزدیک می شود، گروه هایی بدون پشتوانه مردمی با مددجویی از جنگ و مداخلات خارجی در مسیر راه قرار گرفته اند که با سرنوشت سیاسی مردم و میهن بازی کنند، یا استبدادی را که سال ها پیش به ولایت تحویل دادند پس بگیرند...

 

نه جنگ نه تکثیر استبداد، طرد ولایت و حق تعیین سرنوشت ملل

از دیماه 1396 که تظاهرات گسترده در سراسر کشور آغاز شد و خشم مردم از استبداد، بی دادگری و بی عدالتی به نمایش درآمد، رژیم در بهت و حیرت فرو رفت و ترس و وحشت از آینده بر عملکرد، سیاست گذاری ها و تدابیر شتابزده آن حاکم شد، دولت روحانی که نام خود را « تدبیر و امید » گذارده بود با یک اقدام عجولانه به بانک مرکزی دستور داد تا با بازکردن 35 هزار میلیارد تومان خط اعتباری از پول مردم فقر زده و تهیدست را به دزدان موسسات مالی و اعتباری هدیه کند تا شاید مالباختگان آرام بگیرند ولی فقر گسترده بخش های دیگری از جامعه را به حرکت در آورد. کارگران، کامیونداران، بازنشستگان، بیکاران و زنان به میدان مبارزه پای گذاردند و شعار هایی را مطرح کردند که رژیم تا کنون شاید نشنیده بود « اصلاح طلب، اصولگرا دیگر تمومه ماجرا »، در نتیجه رژیم بویژه روحانی با گذر از شعار های توخالی دوران انتخابات خود به نیرو های سرکوب و امنیتی رژیم که سال ها در همکاری نزدیک با آنان بود نزدیک تر شد تا انسجام رژیم در سرکوب را با کاربرد های گوناگون امنیتی و روانی پیش ببرد. در این دوره نگرانی سران رژیم هر روز افزون تر می شد که گاهی آن را بر زبان می آوردند و گاهی هم خود را به کری و کوری می زدند تا به فراموشی سپرده شود، در این راستا. برخی از نمایندگان مجلس، وزرا، امام جمعه های فرصت طلب و حوزه نشینان نگران از شرایط سخن از گرانی، فقر غیر قابل تحمل و تهیدستی گسترده مردم می گفتند که گویا بر رژیم از سوی دیگران و دشمنان تحمیل شده و آنان با دزدان و مفسدان همکاری نکرده اند، در حالی که مردم ستمدیده و استبداد زده در این مدت شناخت کافی و لازم را کسب کرده و با کلییت رژیم که فساد، دزدی و تبهکاری تا رپود آن را فراگرفته به مخالفت برخاسته اند تا از دست آن رها شوند.

بحران اقتصادی و اجتماعی همزاد این رژیم است و در همه این دوران به یکی از ابزار مهم حکومتی و راهبردی آن تبدیل شده تا جامعه در آرامش روحی و فکری قرار نگیرد و پرسشگری را آغاز نکند، اقتصادش در دست چند نهاد و گروه و سیاستش در دست گروه دیگری که خود را مالک همه چیز می پندارند اسیر شده و گرفتار آمده است، منابع کشور و دسترنج کارگران و زحمتکشان به یغما می رود، میلیارد ها ثروت ملی که در سال های اخیر شتاب بیشتری به خود گرفته به خارج از کشور منتقل می شود، مراکز مالی ( بانک ها ، موسسات پولی و مالی، صندوق های قرض الحسنه، تعاونی های ساختگی و... ) پنجه در ثروت و اندوخته های مردم انداخته آن را در حوزه هایی بکار می برند و صرف می کنند که در مدت کوتاهی به ثروت های هنگفت دست پیدا کنند، در سوی دیگر نیرو های نظامی با یارگیری در منطقه و جهان به جنگ های نیابتی دست می زنند تا تمدن اسلامی از نوع شیعه در جهان برقرار سازند. در این راستا سرلشگر « یحیی رحیم صفوی » فرمانده پیشین سپاه و مشاور عالی رهبر در همایش غدیر می گوید : قطب جدید قدرت فرهنگی و تمدن جهان با محوریت ایران اسلامی تا چند دهه آینده در دنیا محقق می شود و تمدن نوین اسلامی با پرچم ایران در دنیا تحقق می یابد. این گفتار جاه طلبانه و بی پایه که علائم روان پریشی و توهم در آن به چشم می خورد منابع اقتصادی کشور را برباد می دهد زیرا  اقتصاد ایران ظرفیت و توانایی آن را ندارد که بتواند نیروی نظامی برای مدت طولانی در خارج از مرز ها نگهدارد و جنگ نیابتی پیش ببرد، در نتیجه بحران اقتصادی و اجتماعی در ایران وارداتی و تحمیلی از خارج نیست، ساختاری و بینشی و محصول چندین دهه خیانت به امید زحمتکشان است که با خواست آزادی و عدالت اجتماعی در انقلاب شرکت کردند ولی گرفتار استبدادی شدند که خود به یکی از موانع بزرگ در راه شکوفایی، رشد اقتصادی و گسترش دمکراسی شده است.

در چهار دهه گذشته اقتصاد جهان بطور شگفت انگیزی رشد کرده، تولید سرانه افزایش یافته و برخی از کشور ها که از نظر اقتصادی و اجتماعی شباهت های زیادی با ایران داشتند در گروه کشور های پیشرفته ( در گروه 20 ) قرار گرفتند ( کره جنوبی، مکزیک، آفریقای جنوبی، ترکیه، مالزی و... ) ولی ایران با همه ظرفیت های اقتصادی و درآمد های سرسام آور نفتی و گازی هنوز در گروه کشور های عقب مانده و یا در حال توسعه قرار دارد، در 40 ساله گذشته رشد اقتصادی آن زیر 4 درصد تحقق یافته و در همه آمارهای جهانی و داخلی در ردیف های آخر قرار دارد این در حالی است که برنامه های عمرانی و حتا بودجه های سالیانه بیش از 8 درصد رشد اقتصادی را پیش بینی کرده اند، بنابرین رژیم جمهوری اسلامی 40 سال فرصت سوزی کرده، مانع از رشد واقعی و ضروری جامعه شده است، در این مدت سهم بزرگی از ثروت های ملی را بصورت رانت در بین خودی (روحانیت حکومتی، آقا ها و آقازاده ها با ژن های برتر و... ) ها تقسیم کرده و یا به صورت رشوه به شرکت ها و شخصیت های داخلی و خارجی بخشیده تا برای رژیم درمانده اش تبلیغ کنند، در نتیجه فرصت های طلایی از دست رفته است. در این میان با سناریو های گوناگون که آخرین آن نمایش مضحک فعالیت های اتمی بود که در ظاهر با مذاکرات برجام به پایان رسید ولی هرگز مردم و توده های محروم از واقعیت های آن آگاه نشدند که چرا میلیارد ها هزینه شد و با نرمش قهرمانانه به آخر رسید.

با برجام اقتصاد بیمار کشور بهبود نیافت، هر روز بر سیل بیکاران افزوده شد، ارزش پول ملی به سرعت کاهش یافت و موسسات تولیدی یکی بعد از دیگری قفل بر در آویختند، کارگران و زحمتکشان ماه ها از دریافت حقوق معوقه خود محروم شدند و زمینه خیزش همگانی در پیوند با جنبش کارگری، تهیدستان و ستمدیگان جامعه فراهم آمد، در برخی مناطق گروهی از سرکوبگران از حمله به مردم خوداری کرده و گاهی با آنان اظهار همدردی کردند که این روند به شدت رژیم را وحشتزده و هراسان کرد، روند بگونه ای پیش می رفت که بالایی ها با آن روش نتوانند حکومت کنند و پائینی ها نخواهند، در نتیجه زمینه یک دگرگونی فراهم آمده بود، عباس آخوندی وزیر پیشین راه و شهر سازی فریاد می زد که : کشور در حال زوال اجتماعی است و جامعه دیگرنمی تواند امید را به خود تزریق کند ( ایسنا 5 اسفند 97 ) در این میان اصلاح طلبان و استمرار طلبان که یاران دیرینه رژیم در سیاست گذاری ها، سرکوب ها و گاهی کشتار بودند اظهار نگرانی می کردند، توسلی دبیر کل نهضت آزادی خطر فروپاشی را گوشزد می کرد و تاج زاده و قدیانی خواستار برگزاری رفراندوم بودند و حزب الهی ها هم مانند حسین اله کرم می گفت مردم به این نتیجه رسیده اند که یک « رضا شاه حزب الهی » می تواند ایران را نجات دهد و گرنه ایران تجزیه می شود و این گفتار همچنان ادامه داشت و رژیم به نا امیدی کامل رسیده بود که « ترامپ » با خروج از برجام و برقراری مجدد تحریم ها، بعد از مدتی به فریاد رژیم رسید و رژیم درمانده زیر فشار های شدید اجتماعی و اقتصادی از آن استقبال کرد، زیرا از یک سو زمینه سرکوب را به بهانه تحریم ها شدت می بخشید و از سوی دیگر به ناکامی ها و ناتوانی های خود در اداره جامعه پرده استتار می کشید، در این راستا گفتار حسین سلامی فرمانده جدید سپاه در همایش سالانه فرماندهان نیروی زمینی سپاه در مشهد (ایرنا، سه شنبه 18 تیرماه 98 ) تامل برانگیز است و می گوید: تهدید دشمن برای ما موهبت است، هرچه این تهدید بزرگتر باشد سودمند تر است تا با قدرت های جهانی دست و پنجه نرم نکنیم جهانی نمی شویم! این گفتار نشانه های سرکوب را در داخل کشور به همراه دارد وگرنه دست و پنجه نرم کردن با قدرت های جهانی به جوک و شوخی های خطرناک شباهت دارد. هدف سرکوب داخلی و منحرف کردن افکار عمومی از رخداد های داخلی است. به هر رو رزیم با تحریم های آمریکا بخش مهمی از درآمد های نفتی خود را از دست داده و به ماجراجویی در منطقه پرداخته و تهدید کرده است که تنگه هرمز را در شرایط اضطرای خواهد بست.در این راستا اقداماتی هم کرده است که همچنان ادامه خواهد یافت، در نتیجه شبح خوف انگیز و ویران کننده جنگ در بالای سر میهن جولان می دهد..

در چند هفته گذشته با حمله به چند کشتی باری و نفت کش خارجی در منطقه و توقیف تانکر غول پیکر « گریس 1 » که نفت ایران را حمل می کرد در جبل الطاروق از سوی بریتانیا، تنش را به شدت افزایش داده و خطر جنگ را نزدیک تر هم کرده است، برخی از ایرانیان برای رهایی از رژیم ولایت به ویرانی جنگ و پیآمد های آن توجهی نمی کنند و در پی آن هستند که خود را مطرح سازند و با بهره برداری از شرایط پر تنش عقده گشایی کنند تا شاید آب رفته را بعد از چند دهه به جوی باز گردانند، برخی دیگر در درون آن را غنیمت می شمارند تا تصفیه حساب های سیاسی و اقتصادی خود را انجام دهند، در این میان برخی دیگر به خرده استبداد های تکثیر شده می اندیشند. غافل از آنچه مداخله خارجی، ایجاد تنش و هیچ جنگی در نهایت به یک نظام دمکراتیک منتهی نمی شود و ایالات متحده و کشور های امپریالیستی دیگر در آرزوی یک نظام دمکراتیک در منطقه نیستند، آنها در پی منافع خود به این منطقه آمده اند و سال های طولانی با رژیم های استبدادی و دیکتاتوری به صورت پنهان و آشکار همکاری کرده اند، بنابرین در سایه جنگ استبداد دست عوض خواهد کرد و جامعه گرفتار استبداد دیگری خواهد شد، در نتیجه پیشبرد جنگ به تکثیر استبداد در منطقه می انجامد

رژیم ولایت به پایان خود نزدیک می شود، گروه هایی بدون پشتوانه مردمی با مدد جویی از جنگ و مداخلات خارجی در مسیر راه قرار گرفته اند که با سرنوشت سیاسی مردم و میهن بازی کنند، یا استبدادی را که سال ها پیش به ولایت تحویل دادند پس بگیرند و یا با تکثیر آن استبداد های کوچک تری برقرار سازند که در هر دو حال، توده های مردم در آن نقشی نخواهند داشت و اراده آنان در ساختار نظام تجلی نخواهد کرد.راه برون رفت از بحران کنونی از جنگ نمی گذرد، مشارکت همه مردم را می طلبد که با تقسیم قدرت سیاسی و مشارکت اقتصادی اجرایی خواهد شد.مشارکت مردم در سرنوشت سیاسی خود در کشوری که 40 سال، رژیم ولایت با ایدئولوژی شیعه گری بر آن حاکم بوده و به شدت مرکز گرا شده است از سکولاریزم، تقسیم قدرت و نظام فدرال می گذرد، در این نظام مشارکت سیاسی و اقتصادی مردم افزایش خواهد یافت، هانا آرنت در رساله ای می گوید: قدرت سیاسی از انسان ها، مناسبات آنها سرچشمه می گیرد، قدرت سیاسی برخاسته از اراده آزاد مردم است، اگر این قدرت بازیچه گروهی سرکوبگر شود، رو به مسخ و فروپاشی پیش می رود....

محمد حسین یحیایی

mhyahyai@yahoo.se

.

 

 

 

.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رژیم ولایت فقیه حتی اگر هزار بار نیز نابود شود بدون سوزاندن ریشه پان های رنگارنگ ناسیونالیستی یک روز نیز آب خوش از گلوی مردم ایران پائین نخواهد رفت! (به این لینک نگاه کنید)

http://iranglobal.info/node/69652