سخنی با عطاالله مهاجرانی و توهین های ایشان به ملت ایران

سخنی با عطاالله مهاجرانی و توهین های ایشان به ملت ایران

 

جناب آقای مهاجرانی

 نیک می دانید که بنده علیرغم اختلاف نظر بنیادین همواره نسبت به جنابعالی رعایت ادب, نیک گفتاری و مدنیت رفتاری را داشته ام؛ و به دلیل نزاکت در کلام با جنابعالی حتی مورد حملات تند و سخیف برخی از دوآتشه های مخالفان قرار گرفته ام. لهذا خیلی متاسف شدم از اینکه مرقوم فرموده اید " اپوزسيون منحوس برانداز، برای بار چهارم، كوشيد بر موج اعتراض مردمی سوار شود و گاری شكسته بسته اش را  . . . . . ." و اینکه با اشاره به خیزش های  دانشجویی و مردمی سالهای ٧٨, ٨٨, و٩٦ جمع مخالفان (یعنی اپوزیسیون که بخشی از ملت ایران است و قیام کنندگان درونمرزی آن سه دوره ) را "جمع شلخته چارلنگی مات و مبهوت" لقب داده اید. باید اعتراف کنم این نوع ادبیات را در شان شخصیتی که نویسنده و سیاستمدار و عضو هئیت علمی دانشگاه و وزیر فرهنگ و ارشاد بوده است نمی دانم.

 درست است که ما اپوزیسیون برانداز و بخشی لایتجزا از ملت به پا خاسته ایران هستیم تا متحدانه خود را از این بختک دهشتناک منحوس و کابوس گونه چهل ساله رها سازیم, اما موج سواری نمی کنیم زیرا خودمان بخش لاینفک از امواج سونامی انقلاب رهایی بخش ملت ایران هستیم که پدیدار شده است. بقول اقبال لاهوری موجیم که آسودگی ما عدم ماست.  بنابراین ملتی موج وار هستیم  و نه موج سوار؛ که تصمیم گرفته است نه "امت" باشد و نه "مقلد" ء بی عقل و چشم و گوش؛  بلکه آزاد باشد, و نه گاو شیرده بیگانگانی چون بشار اسد, حزب الله, حماس, جهاد اسلامی, حوثی ها, حشد الشعبی ها, فاطمیون, زینبیون و دیگر "ریزه خواران" ریز و درشتی در اقصاء نقاط جهان که از بیت المال همین ملت مظلوم و بتاراج رفته ارتزاق می کنند.  اگرچه بیاد دارم در اوایل انقلاب جنابعالی جزو مسئولین و نویسندگان نشریه ای بنام والفجر (نشریه جنبش آزادیبخش مستضعفین جهان) بودید که قلبشان از همان روزهای آغازین انقلاب برای آزادی مستضعفین جهان می طپید و نه برای رفاه مستضعفین ایران.

 جناب آقای مهاجرانی, سوال خیلی ساده است: چرا باید مردم مظلوم سیستان و بلوچستان (مثل مردمان بقیه نقاط کشور) در فقر مطلق زندگی بکنند و پول آنها صرف فرصت طلبان اجنبی تحت عنوان "محور مقاومت" بشود؟  بنده بعنوان مدیر شرکت های پزشکی نظیر فایزر و ایلای لیلی و غیره به کشورهای خاور میانه بارها سفر کرده ام. به لبنان و مناطق شیعه نشین آن کشور نیز سفر کرده ام. بنده با چشم خود امکانات رفاهی, بهداشتی و بیمارستان, آموزشی, مسکن, ورزشی و تفریحی درجه یک (در حد و استاندارد کشورهای پیشرفته غربی) را دیده ام که جمهوری اسلامی برای مردم شیعه لبنان ساخته است. بنده بینوایی اسفبار سوته دلان گورخواب و حاشیه نشین و نداری محض و فقر مطلق را نیز در بسیاری از مناطق کشور از جمله سیستان و بلوچستان نه تنها از نزدیک مشاهده کرده, بلکه تلخی آن را با وجود خویش لمس کرده ام. مخالفت من با مظالم و بیدادگری غارتگونه جمهوری اسلامی به دلیل تحریکات وهابیت و استکبار و آمریکا و انگلیس و دیگران نیست. زیرا ماتم زده را به نوحه گر حاجت نیست!  بلکه به دلیل تجربه های شخصی, و فقر و فرقی است که جمهوری اسلامی با تزویر و تهدید خودی و تطمیع غیرخودی بوجود آورده.

 در پزشکی ضرب المثلی است که می گوید "هر کسی که یرقان دارد, همه دنیا را زرد می بیند". یا بعبارت خودمان "کافر همه را به کیش خود پندارد". رژیم جمهوری اسلامی عملا یک بیگانه پرست مطلق است. به همین دلیل مردم خودی را در فقر نگه داشته و بیرحمانه سرکوب می کند. اما برای اجنبی ء غیر ایرانی نظیر بشار اسد و حزب الله و جهاد اسلامی و حوثی ها جان و مال می دهد. شواهد انکارناپذیر نشان می دهد که باید به این رژیم گفت "بیگانه پرست و نوکر اجنبی"؛  و نه به تبعیدیان وطنپرستی که آنها نیز همانند جنابعالی نفی بلد شده اند و در دفاع از ملتی برخاسته اند که می خواهد وطن خویش از "اجنبی پرستان" پس بگیرد. تعجب آور نیست که مسئولین حال و گذشته این نظام ء ضد ایرانی با دادن آدرس اشتباهی دیگران را "اجنبی پرست" می خوانند؛ تا بقول حافظ با اینگونه خرقه پوشی های رندانه و تبلیغاتی پرده بر سر صد عیب نهان و عیان خود بپوشانند.

 هزار افسوس که جنابعالی بهترین فرزندان بپاخاسته این ملت شوریده و داغدیده ( از جمله بر طبق گزارش بی بی سی فارسی قریب به ٢٠٠ شهید چهار روز گذشته) را "جمع شلخته چارلنگی و مات و مبهوت" خوانده اید. اسفاء از استفاده از چنین ادبیاتی که بمصداق پاشیدن نمک بر روی زخم های یک ملت داغدار می باشد و الاغیر! جنابعالی می توانید طرفدار پروپا قرص نظامی باشید که حتی شما را برنتابید و دفع و نفی بلد کرد؛ و میر حسین موسوی را که شما زمانی معاون وی در دوران نخست وزیری ایشان بودید سالها به حصر خانگی گرفتار آورد. از جنابعالی انتظار می رود از ادبیات متین و درخور شان یک انسان ساکن در یک کشور دمکراتیک نسبت به مخالفان نظام استفاده کنید. نمی دانم آیا این درخواست مودبانه و محترمانه بنده از وزیر سابق فرهنگ و ارشاد زیاده خواهی و به دور از انتظار است یا نه؟  حداقل بنده و جنابعالی که سالهاست در انگلیس زندگی می کنیم باید این نکته بدیهی مولفه دمکراسی و مدنیت را تا به امروز آموخته باشیم.

 به امید پیروزی ادب بر نفرت و حق بر باطل

عبدالستار دوشوکی

سه شنبه ٢٨ آبان ١٣٩٨

doshoki@gmail.com

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
سخنی با عطاالله مهاجرانی و توهین های ایشان به ملت ایران
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام به آقای دوشوکی،
اقای مهاجرانی بعنوان یکی از رژیم نگهدار ها، البته که بایستی خونش از دست اپوزیسیون برانداز به جوش بیاید و عواطفش! تحریک شود و به اپوزیسیون برانداز مانند آن روزهای انقلاب فرهنگی که گروه های فشار را برای بستن دانشگاه شیراز هدایت میکرد، سنگ پراکنی کند. از کوزه همان برون تراود که در اوست. کلام ایشان در واقع ترجمان حرف ولایت مطلقه فقیه است که توده های مردم به جان امده را اشرار و تحریک شده توسط گروه های برانداز دانست و علنا فتوای اشداء الی الکفار را برای هجوم اراذل و اوباش حکومتی صادر کرد.
من فکر میکنم وقت آن رسیده است که تابو اپوزیسون برانداز برای همیشه توسط نیروهای ازادیخواه و برابری طلب شکسته و این ابزار از دست رژیم جهل و جنایت بیرون کشیده شود. معلوم است که اپوزیسیون یک رژیم قرون وسطایی و ضد بشری اپوزیسیونی برانداز است.

باید یکی شویم
اینان هراسشان ز یگانگی ماست
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ممنوت دوشوکی گرامی. اتفاقا خوب شد نظر این «روشنفکر دینی» را در مورد اپوزیسیون برانداز اینجا بازگو کردید. مهاجرانی نشان داد که تا چه حد حامی سیاست های سرکوب گر رژیمی است که حاضر نیست نظر مردم را بپذیرد و بی تشنج کنار برود. مهاجرانی در تهران برای آنکه رژیم محبوب و منحوسش توسط اپوزیسیون برانداز که مردم را تحریک میکند سرنگون نشود حاضر است در همان خیابانهای کشور اسلحه بدست بگیرد و مردم را بکشد. اتفاقا این سخن او اعتراف به این موضوع بود. خشمی که در سخن او بود اعتراف به التزام قلبی او به نظام ولایت بود. او خود را بهتر از این نمیتوانست بشناساند.
تصویر دكتر عبدالستار دوشوكي

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعد از فرستادن این مقاله به سایت ها, انصاف و ادب حکم می کرد که آن را برای ایشان نیز می فرستادم, که در پایان فرستادم. ایشان بلافاصله جواب دادند:
سلام و درود
شادمان و سلامت باشيد.
حق با شماست. به قول مطول: ان الجواد قد يكبوا! انسان است و تأثيرها ى عاطفى و هيجان زده. اصل حرفم موج سوارى اپوزسيون بود بر حركت مردمى و بهره بردارى از آن. مى شد همين مضمون را با زبان و ادبيات بهتر و ملايمى نوشت.
درود
= = = = = = = = = = = = =
در ضمن ایشان تویت مورد نظر را از صفحه تویتر خود حذف کردند, که ظاهرا پذیرفتند ادبیات مناسبی نبوده. لهذا لینک وجود ندارد.
بنده نیز جوابیه دکتر مهاجرانی را می پذیرم و موضوع را مختومه اعلام می کنم. اگرچه این مقاله را قبل از دریافت جواب ایمیلی ایشان برای سایت ها فرستاده بودم.
دوشوکی