«وندالیسم»؛ نتیجه دخالت اپوزیسیون در اعتراضات مردمی

ایران گلوبال یک پلاتفرم آزاد برای همه است و فرقی بین نویسندگان سایت نمی گذارد. . رها جنیدی یک اسم مستعار و ناشناخته از ایران است. چنین نامی وجود خارجی ندارد ،

این که اعتراضات مردم به گران شدن بنزین گسترده ترین و فراگیرترین اعتراضات سه دهه اخیر ایران است شکی نیست! اما آیا این فراگیری به معنای تلاش مردم برای براندازی حکومت دینی بوده است؟

این که چرا هدف اعتراضات، براندازی نیست یک بحث است که درجای خود باید بررسی شود.اما کم شدن آستانه تحریک مردم جامعه ایران را ویران خواهد کرد.

مردم به شدت نسبت به سیاست های اقتصادی دولت منتقدند. اعتماد اجتماعی به اذعان حامیان و روشنفکران حکومت کم رنگ شده است.با این فرض، تبدیل اعتراضات به یک جنبش مدنی برای براندازی خیلی هم دور از دسترس نیست.

اما چرا این اتفاق نمی افتد؟ زیرا مردم توان یک انقلاب سیاسی را ندارند! چرا؟ چون این توان در ورطه «وندالیسم» گرفتار شده و هرز می رود. «وندالیسم» همان مفهومی است که حاکمیت از آن تعبیر به «اغتشاش» می کند.

تخریب کنترل نشده اموال و اماکن عمومی و دولتی بارزترین شاخص وندالیسم است.اعتراضات دی ماه 96 و آبان 98 به شفاف ترین شکل ممکن شاهد وندالیسم بودیم.یک وندالیسم سازمان یافته!

چه کسی این وندالیسم را را به میان اعتراضات مردمی کشاند؟ معتقدم این پدیده وارداتی است.

البته خشونت حداقلی در ذات هر اعتراض خیابانی است. در اعتراضات دهه هفتاد که در دوسه شهر ایران اتفاق افتاد مردم شهرهای مشهد و اراک در اعتراض به سیاست های تعدیل اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی به تخریب و آتش زدن برخی از اماکن عمومی دست زدند. اما این تخریب سازمان یافته و گسترده نبود.

حجم خرابی ها در اعتراضات دی ماه 96 گسترده و در سال 98 بسیار گسترده بود.حضور معنادار لیدرهایی که به طرز روشنی آموخته اند که چه چیزی را به چه شکلی ویران کنند تا نظم جامعه را به هم بریزند آب به آسیاب جمهوری اسلامی می ریزد.

اعتراضات مردمی را طوری هدایت می کنند که خیلی زود تغییر مسیر می دهد. این مسئله اگر نیروهای امنیتی را به زحمت می اندازد ولی در نهایت به نفع رژیم تمام می شود.

حضور مستمر نیروهای بیگانه در اعتراضات دی ماه 96 و 98 نشان می دهد بیگانه همانطور که می خواهد اعتراضات را مدیریت کند نه آن طور که مردم می خواهند. اعتراف چهره های سیاست خارجی آمریکائی ها و انگلیسی ها مبنی بر دخالت در اعتراضات میدانی را همه می دانند.

حضور پررنگ اپوزیسیون و حمایت همه جانبه از اعتراضات مردمی مانع از شده که اعتراض را به جنبش و در نتیجه براندازی تبدیل کند. چرا؟ چون اپوزیسیون معقتد است برای براندازی باید ایران را مانند سوریه نمود و جنگ داخلی است که می تواند حاکمیت ایران را به سقوط بکشاند!

این راهبرد است که اعتراض را به اغتشاش تبدیل می کند که بی بی سی را برآن می دارد تا به این پرسش پاسخ دهد که «چرا حکومت ایران اعتراض را اغتشاش روایت می کند؟»

بارها نوشته م که اپوزیسیون هیچ درکی از جامعه ایرانی ندارد. از این رو نمی تواند همراه مردم باشد و اساسا مانع حرکت مردم است.دعوت رسانه های اپوزیسیون به خیزش عمومی علیه حکومت که با وندالیسم تبلیغ می شود انحراف در حرکت عمومی مردم ایران است و نتیجه نمی دهد.

نفوذ عناصر رژیم به میان گروههای سیاسی مخالف و تجربه هائی مثل مدحی و بازداشت ناگهانی روح الله زم از تسلط حکومت بر مخالفان خود حکایت می کند.

تبعات این اتفاق آنقدر زیاد است که هنوز هم نوری زاده در تلاش است برای پاک کردن لکه ننگی چون مدحی که بر پیشانی اش چسبیده تقلا کند و مدعی شود که او خلاف نظر حاکمیت عمل کرده و اکنون در زندان های جمهوری اسلامی است!!

با این تفاسیر پربیراه نیست اگر بگوئیم که رژیم با هدایت سرشاخه های خود در آن طرف مرزها توانسته مسیر حرکت اعتراضی مردم را به نفع خود تغییر دهد.

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: