تنظیم صورت مساله

سوژه این بود که : رئیس وقت سازمان برنامه به معاونین خود «دستوردربار» که باید رشد و توسعه اقتصادی سالی را در زمان هویدا حدود 8 در صد در گزارش نشان دهند .. ابلاغ کرد و این دستور با ادبیات دیگری تا رده کارشناسی «که متولی تهیه پیش نویس ها بودند البته بر مبنای استدلال ومطالعات لازم صوری نه چندان علنی » با گستاخی بیمانندی چنانکه افتد و دانی دیکته میشد .

تنظیم صورت مساله آنچنانکه باید             (ضیاء مصباح )

نگارنده از اوایل دهه 40 در دوران معلمی و  دانشجوئی همزمان کار آموزی در دوسازمان  ،حسب رخ دادها و آنچه که  مبتلی به جامعه آنزمان بود و تا کنون ، خود را با رسالت  قلم آشنا  و در این زمینه در اوقات فراغت و امروزبا بالا رفتن  سن و سال ، در بیشتر ساعات کاری ، بر بکاربرد ن مشروع آن  بعنوان وظیفه ای فردی و اجتماعی اهتمام دارد .

یادم می آید مصاحبه ای داشتم نسبتا صریح در رابطه با نظام اداری و ارتباط مستقیمی که با برنامه ریزی داشت و گریبان کارمندان دولت در رده کارشناسی را گرفته بو د .

با برخورداری از آشنائی  از مصاحبه کننده  خواستم  که گفتگو  را بدون کم و کاست  در نشریه پر هیاهو ی آنزما ن ( مجله فردوسی با سر دبیری عباس پهلوان)درج نماید .

سوژه این بود که : رئیس وقت سازمان برنامه به معاونین خود «دستوردربار» که باید رشد و توسعه اقتصادی سالی را  در زمان هویدا  حدود 8  در صد در گزارش  نشان دهند .. ابلاغ کرد و این دستور با ادبیات دیگری تا رده کارشناسی «که متولی تهیه پیش نویس ها بودند البته بر مبنای استدلال ومطالعات لازم صوری نه چندان علنی » با گستاخی بیمانندی چنانکه افتد و دانی  دیکته میشد .

   کارهای عموما تبلیغاتی بعیان مشاهده میشد ، اما براساس دست آوردهای میدانی و حقایق ، معترض این گونه گزارشات  در دست تهیه بودم که مدیر مربوط نسبتا متخصص اما «حقوق بگیر در فکر نام ونشان » گفت اقلام و اعداد را چنان تنظیم نمایید تا به در صد تعین شده برسید !!یعنی صورت مساله را براین مبنا تهیه نمایید .

ا زسوی دیگر  سازمان امور اداری موظف بود طرح پر حرف و حدیث «طبقه بندی مشاغل»  را با ان دامنه بسیار متنوع ووسیع ،چنان تهیه نماید که بسرعت تصویب و اجرائی شود تا در گزارش سال  این سازمان ، بعنوان اقدامی اساسی و بزرگ مورد بهره برداری شخص دبیر کل که انصافا از «مدرسین بنام  مدیریت دولتی وقت بشمار میرفت» قرار گیرد .

 این دو سازمان هر دو وابسته به نخست وزیری و بسیار نقش آفرین  بودند که به چهره های متخصصی از قبیل شادروانان مجیدی  و عالیمرد هامزین  بود....

نگارنده همزمان با دبیری «کانون علوم اداری ایران » طبعا نمیتوانست مطیع اوامر باشد و در این گونه موارد علاوه بر انعکاس نسبی نظریات کارشناسی وعملکردهاهمراه با پیشنهاد در نشریه کانون با عنوان « هنر مدیریت /art of managemen t/ » به مجله فردوسی که در حد وسیعی توزیع و اثر بخشی مناسبی داشت متوسل  و داستان را صریحا مطرح نمودکه به گفتگوی تخصصی انجامید .

هفته نامه فردوسی که بین دانشجویان و جوانان معترض آنروز هوا داران بسیاری داشت  با ان همه امکان ، بقولی وابستگی و ارتباط  - شهامت درج گفتگو را بنا به مصلحت و بسادگی به خود نمیداد .

 ماجرا به بخش رسانه های ساواک انجامید و تذکر که «دم فر بندید و درفکر پیشرفت شغلی و آتیه و یا - ورود به جرگه نا فرمانان » که دویمی را برگزید م ....و سیستم با کمال تعجب نه تنها امکانات پیشرفت را مسدود ننمود بلکه  فضای مناسبی را غیر مستقیم با فر وکاستن از دلهره ها فراهم کرد  تا بصورت اصولی گزارشات کارشناسی تهیه ومورد توجه قرار گیرد هر چند در عمل موثر نمی افتاد و آن کار دیگر می کردند !

انگار که همان داستان ها بعد نیم قرن البته مغایر با همه تحولات جهانی وپیشرفتها ادامه دارد ......

روزگار میان سالان و فرزندان پریشان آنان که امروز شاغل در مطبوعات با همین طول و عرض میباشند و نزدیکترین انها به سیستم آلوده ابتکارها ، حضرتی ها ، کرباسیها ، فائزه ها ،عبدی ها ، اصغر زاده ها ، مرعشی ها  ،تاج زاده ها و در راس همه خاتمی ها با سوابق آنچنانی ،امکانات نسبتا مناسب و آگاه از پشت پرده سیاست درون ومنطقه بشمار میروند ....کارشان با همه اصلاح طلبی و ایفای نقش اپوزیسیون به انجا رسیده که حتی نمیتوانند و اجازه ندارند :

بعنوان نمونه چرائی انکار حقیقت ماجرای هو اپیمای اوکراینی را قبل از رسوائی بسیار عجیب و حیرت آور  مطرح سازند و یا  بصراحت بنویسند که عواقب این کتمان چه آثار عمیق و غیر قابل جبرانی بر اعتبار و ارزش ها ی ایران و ایرانی در جهان امروز خواهد داشت

یا از سر دلسوزی  براین مهم تکیه کنند که نظام با تمامی جهل و خود محوری  ، توان بر کنار ماندن از ابعاد منفی حقیرانه و ذلت بار  انرا نخواهد یافت که بیقین برآمده از استحقاق این کژ اندیشان است که چنین برنامه مفتضحی را در مجلس با همین عرض و طول بصورت غیر علنی در رابطه با تلفات انسانی اخیر سامان میدهند و برصفرا می افزایند .

به مصداق «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد »  و «پشت ابر نماندن حقیقت »  آنهمه استفاده ابزاری ، شور آفرینی و اسطوره سازی «در طرفته العینی » بر باد رفت و آ مدیم اول خط اعتراضات مدنی کارساز ، با نقش آفرینی قشر متفکر و تحصیل کرده  میلیونی جامعه پویا که در حوادث و اعتراضات بنزینی ابان در حاشیه بودند .

نقش آفرینی  محرم علی خان های این روزگار در تمامی عرصه های غیر مردمی که صد چندان شده و موظف به کنترل  سطر به سطر عالم نشریات و اظهار نظرها ی خودی ها - برآمده از وظیفه شغلی میباشند  - بیقین راه به جائی آنهم با نفوذ بسیار گسترده و سازنده وسا یل ارتباط جمعی مدرن انبوه در دسترس همگان ، نبرده و نخواهند برد                         

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: