براندازان دو گانه سوز !!

چگونه ممکن است هم برانداز بود ، هم قتل عام و کشتار هائی که در این ۴۱ سال چه در زندانها و یا خیابانها صورت گرفته که آخرین اش بیش از ۱۵۰۰ نفری که در آبان ماه ۹۸ جان باختند را محکوم کرد و هم کشته شدن قاسم سلیمانی یکی از مهرهای مهم این نظام فاشیستی که نقش اصلی و اساسی در تصمیم گیری این قتل عام ها را داشته و مسئول اول بزرگترین شاخه های تروریستی در کشورهای مختلف خاورمیانه با امکانات وسیع مالی بوده را محکوم کرد و برایش اشک تمساح ریخت.

 

 
جنبش اجتماعی و یا قیام مردم که خواهان  تغیر بنیادی و ساختاری نظام حاکم ست در پروسه حرکت خود قطعا و حتما با تند پیچ های متعدد  با شیب های متفاوت مواجه خواهد شد  که در این پیچ ها مواضع فکری و اندیشه‌ای افراد و یا تشکیلاتها محک خواهد خورد و عیان میشود.
کشته شدن قاسم سلیمانی یکی از همین پیچ های کم شیب و ملایم بود  (  روی سخن با بخشی از نیروهائی ست که خود را برانداز میدانند).
عده ای از افراد و نیروهائیکه خود را برانداز نظام جمهوری اسلامی  میدانند به مخالفت  با این اقدام  و محکوم کردن ان برآمدند و گفتند که این یک ( ترور )  است.
قاسم سلیمانی یکی از مرتجع ترین ، خشن ترین ، بی رحم ترین و جنایتکار ترین مهره های اصلی نظام  بود که در راس هرم تصمیم گیری قرار داشت.
قاسم سلیمانی مسئول مستقیم  قتل عام و کشتار دهها هزار نفر  چه در داخل ایران  و کشورهای دیگر ( سوریه ، عراق ، یمن،  لبنان ، فلسطین و سایر کشور ها ) بود.
او مسئول مستقیم  نابودی  میلیارد ها دلار سرمایه های ملت ایران  برای پیش برد تروریسم بین المللی ،  که نتیجه اش امروز  بیش از ۶۵٪  مردم ایران  زیر خط فقر ،  حدودا  ۲۰ ملیون نفر حاشیه نشین  یعنی  بدون ، جا و مکان و بهداشت و   درمان ، میلیونها نفر کودکان کار  ، کولبرانی که برای نیمه  لقمه نانی ،  باری را در آن شرایط سخت به دوش می کشند  که در قرون وسطی  هم با بردگان چنین نمی کردند.
چگونه ممکن است هم برانداز بود ، هم قتل عام و کشتار هائی که در این  ۴۱ سال  چه در زندانها و یا خیابانها صورت گرفته که آخرین اش بیش از  ۱۵۰۰  نفری که در آبان ماه  ۹۸  جان باختند را محکوم کرد و هم  کشته شدن قاسم سلیمانی یکی از مهرهای مهم  این نظام فاشیستی که نقش اصلی و اساسی در تصمیم گیری این قتل عام ها را داشته و مسئول اول بزرگترین شاخه های تروریستی در کشورهای مختلف خاورمیانه با امکانات وسیع مالی بوده را محکوم کرد و برایش اشک تمساح ریخت.
جالب اینجاست که اکثریت شان هم این جمله را میگویند :  ته دلمان از کشته شدن قاسم سلیمانی شاد شد ولی  محکوم  میکنیم.
آیا در رابطه با کشته شدن  بن لادن و ابوبکر البغدادی هم‌  همین  موضعگیری و نظر را داشتید؟
این تناقض و دوگانگی ست!
ریشه چنین دو گانگی در بی مایگی و بی پایگی  اندیشه سیاسی می باشد.
موتورهای دوگانه سوز داریم که از دو منبع انرژی میگیرند ( موتورهائی که  هم با برق و هم با بنزین ، و یا هم با گاز و هم بنزین).
ولی در یک فکر و اندیشه پویا و خلاق، چنین چیزی  امکان پذیر نیست ، که هم بر انداز  بود و هم  برای  حذف و از بین رفتن  اصلی ترین و مهمترین مهرههای یک نظام فاشیستی  اشک تمساح ریخت!
منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: