چاره،"اعتصاب وانقلاب"

شلیک به هوا پیمای مسافربری اوکراینی، براساس اعتقادات حکومت، خطا نبود، آن از دید حکومتیان بالاترین عبادت بود! برطبق اعتقادات دسته حاکم، هواپیما، هوا پیمای " ضد انقلاب" بود، که نابودی اش، برای حفظ حکومت، بالاتر از " نماز و روزه" واجب شمرده شده بود. همانطور که تجاوزجنسی به فرد معترض را " بالاتر از هر عبادتی" واجب حساب میکنند...

 چارۀ مردم " اعتصاب و انقلاب"، اخیراً در اعتراض به سقوط هواپیمای اوکراینی توسط دانشجویان در خیابان مطرح شد. با شعار " نه رفراندوم نه اصلاح، اعتصاب، انقلاب!"

 راه " استعفاء و رفراندوم" مسالمت آمیز به نظر میرسد، اما دانشجویان با توجه به " خصلت تغییر ناپذیری حاکمیت"، و تجربه چهل ساله، راه حل خود را مطرح کرده اند. نشان میدهند حاکمان باید از راه " اجبار قانونی اعتصاب و انقلاب" از قدرت نامشروع حکمرانی دسته خود، خلع ید بشوند. چرا که " خصلت تغییر پذیری استغفاء-رفراندوم" را، ندارند. با توجه به نتیجه آزمایش چهل ساله.
و دنبال کردن ایدۀ " استعفاء -رفراندوم" طبق معمول مشکل گشا نیست.

در روندِ " اعتصاب-انقلاب"، اگر حاکمیت عملاً، تحت فشارجامعه ، خصلت تغییر پذیری از خود نشان دهد و " زندانیان سیاسی و احزاب را آزاد کند و زیر نظر سازمان ملل، حاضر به رأی گیری برای انتخاب نوع حکومت و قانون اساسی جدید" بشود، خوب، قدم مثبتی ست، و کسی نمی گوید " نکن"، بکند، رنج راه کاهش می یابد. ولی حکومت چنین کاری را انجام نمی دهد. چون فاقد چنین خصلتی ست. او قصد دارد " تا آخرین نفس و نفر" علیه مردمان جامعه" بجنگد، و در این جریان " تکه پاره شده و فروپاشد". میخواهد تا می تواند " هزار-هزار"، ده هزار-ده هزار" آدم بکشد و مثله و تجاوز کند. طبق گزارش اخیر عفو بین الملل، مامور حکومت، در بازداشتگاه، به خانم معترضی، از راه دهان تجاوز جنسی کرده است. به دهانی که " آزادی" را فریاد زده و به کشتار بیگناهان اعتراض نموده بود. این آینه ماهیت روشن رژیم حاکم است. ماهیتی که چهل سال است به " بیننده"، و نه به " کسی که چشم اش را بسته( بخاطر منافع اقتصادی-سیاسی، فرهنگی-قومی-گروهی خود)،عیان است. 


حکومت در عمر چهل ساله خود " هیچ خطایی نکرده"، همیشه بر پایه سرشتِ " آن تفسیر مذهب سیاسی حاکم خود"، عمل نموده است؛ که باطن آن را " منافع مادی و قدرت" تشکیل میدهند. اینان قبل آنکه به حکومت برسند، نیز، صاحب همین ماهیت بودند. کسی که با " فولکلور جامعه" آشنایی دارد این " خاصه ی قدیمی" دسته حاکم را به خوبی میشناسد. متاسفانه بخش بزرگی از افراد سیاسی و روشنفکر، که از شناخت فولکلور جامعه به دور بودند، و در اسارت تئوریهای سیاسی سنجیده نشده، ببند، به دنبال آن کشیده شدند، و حتی اکنون بخاطر منافع " اقتصادی-سیاسی، و فرهنگی-قومی" خود نیز، در پی اش روانند. اینان نمی توانند به راه و منافع  فدراتیو و" متکثر عمومی"  بیاندیشند.
ادبیات کلاسیک و معاصر به کنار، اگر تنها به تاریخ ادبیات فولکوریک مردمان جامعه نگریسته شود، با هزاران " ضرب المثل و شعر و داستانک" خصایل منحط این دسته را برملا کرده است.   

شلیک به هوا پیمای مسافربری اوکراینی، براساس اعتقادات حکومت، خطا نبود، که عمدی یا غیر عمدی باشد. آن از دید حکومتیان بالاترین عبادت بود! برطبق اعتقادات دسته حاکم، هواپیما، هوا پیمای " ضد انقلاب" بود، که نابودی اش، برای حفظ حکومت، بالاتر از عبادت" نماز و روزه" به حساب میاید. همانطور که تجاوزجنسی به فرد معترض " بالاتر از هر عبادتی" شمرده می شود. حکومتیان در طول چهل سال از هر جایی که توانستند به " شهروند" تجاوز نمودند، و عمل خود را بالاتر از هر عبادتی، در "تفسیر مذهب سیاسی خود"، شمردند. اصل قانونی " حفظ جان و ناموس شهروند، عزیز داشت سرشت انسانی افراد" همیشه نقض شد و این نقض، حکم قانونی یافت. 

حاکم از هر جا که توانست  به انسان تجاوز کرد و عمل خود را بالاترین عبادت شمرد. در دسته حاکم، این خصلت قدیمی، خیلی کهن سال است و مختص این چهار دهه نیست. "چنین تفسیری از مذهب"، و در واقع " چنین تفسیری از تشنگی به منافع مادی و قدرت مطلقه"، در طول تاریخ، همین سرشت را داشته است. ناآشنایان آنرا جدیداً میشناسند. 

 حکومت استعفاء و رفراندوم پذیر نیست، و حق با دانشجویان است که چاره ی کار را " اعتصاب و انقلاب" فریاد میزنند. 
خصلت همیشگی و کهن سال و تغییر ناپذیر دسته کوچک حاکم،  کهنگی، دروغگویی، حیله گری، زورگویی، تجاوز، و انسان کشی ست. فقط " اجبار و جراحی" میتواند این غده سرطانی را از پیکر بیمار جامعه دور کند.

آمریکا برای منافع متعدد خود میکوشد، و اروپا با پشت پا زدن به فرهنگ مترقی آزادیخواهان و متفکران خود، سیاست " شرم آور مماشات با دسته حاکم بر ایران" را پیش میبرد. ستمدیدگان جامعه ما جز دستان خود، رهایی بخش دیگری ندارند. جامعه در شرایط " مرگ یا آزادی" قرار گرفته است.
" اعتصاب و انقلاب"! 
چاره ای جز این نیست.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: