ریشه های فرهنگ حذف مخالف در ایران از کجا نشات می گیرد

آری ما هم در این فرهنگ حذفی اسلامی علی الخصوص شیعه ، که به خاطر سیاست حذفی بین دو مسلمان امام حسین و امام یزید که همدیکر را کافر و شرابخوار می نامند و هر سال در روز عاشورا سر امام حسین را در وسط میادین شهرها می برند، بزرگ شدیم، تا هرگز تئوری حذفی و ترویج فرهنگ حذفی را از یاد نبریم، ( کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا )، یعنی اگر متن فوق خوب ترجمه و تفسیر شود شیعیان هرگز نباید فرهنگ حذفی را فراموش کنند و هر روز با رویای صحرای کربلا و حذف همدیگر از خواب بیدار شوند

چرا در جوامع ما برای کنار زدن مخالفین از ابزار حذف استفاده می شود؟ در حالی که راههای بهتری است، در جوامع مترقی بروش قبولاندن و اقناع تفکر مفید و همه جانبه در رقابت با افکار کمتر مفید، مخالفان را در جوی صلح جویانه و بدون وارد کردن آسیب شخصیتی و حیثیتی به مخالفان حقانیت تفکر خود را به ثبوت می رسانند و آنها را به تقبل واقعیات معطوف سازند.


کلا جوامعی که با دین و علی الخصوص مذهب شیعه و ذهیت کافر و مسلمان و فَاقْتُلُوا الْكَافِرُونَ و الْمُشْرِکینَ و یا با ایدئولوژی کمونیسم پرولتاریا و کاپیتالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا، همه چیز را سبک سنگین می کنند عملا جامعه را به دو دسته آشتی ناپذیر تقیسم می شوند، نتیجه آموزه های اینگونه تفکر تقسیم و دو دسته کردن جامعه باعث رشد و شکل گیری فرهنگ حذف مخالف می گردد


در جوامع مترقی، قبولاندن مدلل افکار صحیح و مفید به جامعه و به جناحهای مخالف و متقابلا تقبل جناههای مخالف در مقابل منطق و دلیل صحیح و برخورد صحیح، با تدقیق در روابط آنها می توان متوجه شد که : در جوامع مترقی تنها چیزی که برایشان بیشتر از همه چیز اهمیت دارد، حفظ منافع و امنیت جامعه و خواست و نیاز انبوه مردم می باشد و مردم منافع رفاهی خود را خیلی خوب می شناسند در صورتی که در جوامع اسلامی مثل ایران و سوسیالیستی مثل شوروی سابق و یا کره شمالی در دنیای امروز زندگی نمی کنند، تمام وعده ها (( اگر چشم و گوش بسته از رهبران اطاعت کنید ))) موکول به آینده موهوم و مبهم است، خوشبختی در بهشت و یا در جامعه بی طبقه نصیبتان خواهد شد، و چون افکارشان بر اساس ایده آلیسم و فانتزی و وعده های سر خرمن و موهوم بنا نهاده شده بدانجهت مبارزات اجتماعی و سیاسی آنها برای کسب قدرت مجانی، با حذف رقبا میسر می گردد که البته بتدریج حذف حیثیتی و یا فیزیکی تبدیل به فرهنگ می شود و وارد فرهنگ آموزشی جامعه می گرد که نمودار آنرا در تقابل حذفی احزاب و حتی در برخورد های ساده اجتماعی، براحتی می شود مشاهده کرد، با توسل به تهمت و افترا رقبای خود را حذف می کنند، چون قرار نیست در این دنیا چیزی نصیب مردم گردد حال هرکس سمجتر و بی رحمتر بتواند مخالفین خود را قلع و قمع کند بر مسند قدرت می نشیند، در تمام کتابهای لنین مثل کائوتسکی مرتد، هر کسی که کوچکترین مخالفتی با او داشت مثل پلخانف مرتد محسوب می شود و استالین یکشبه دهها هزار نفر از مخالفین خود از جمله تروتسکی را قتل عام می کند، جمهوری اسلامی و یا مجاهدین با انفجار حزب جمهوری اسلامی مخالفین درون دولتی را حذف و با بهانه قرار دادن آن کلیه گروههای خارج از دولت را چه چپی و مذهبی و راست و لیبرال را جارو می کنند
آری ما هم در این فرهنگ حذفی اسلامی علی الخصوص شیعه ، که به خاطر سیاست حذفی بین دو مسلمان امام حسین و امام یزید که همدیکر را کافر و شرابخوار می نامند و هر سال در روز عاشورا سر امام حسین را در وسط میادین شهرها می برند، بزرگ شدیم، تا هرگز تئوری حذفی و ترویج فرهنگ حذفی را از یاد نبریم، ( کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا )، یعنی اگر متن فوق خوب ترجمه و تفسیر شود شیعیان هرگز نباید فرهنگ حذفی را فراموش کنند و هر روز با رویای صحرای کربلا و حذف همدیگر از خواب بیدار شوند
دقیقا بر اساس همین ذهنیت و فرهنگ حذفی شیعه، از بدو تولد وقتی جامعه فارس در ۹۵ ساله گذشته در ایران حاکم می شود بجز زبان فارسی همه زبانها را از آموزش حذف می کند و ملتهای غیر فارس را از آموزش بزبان مادری محروم می سازد، و حتی ایرانی هائی که سالیان سال در کشورها مترقی و دمکراتیک زندگی کردند با گذشت چهل پنجاه سال و با ادعای اینکه خود را صاحب ۲۵۰۰ سال تمدن پرشکوه تصور می کنند، اگر یک آزربایجانی بخواهد در مورد زبان مادریش حرف بزند طبق فرهنگ پرورش یافته ( کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا ) او را بلافاصه با کلمه تجزیه طلب و پانترکیست حذفش می کنند ، آنها با ذهنیت حذفی، شرایطی فراهم می آورند تا مخالفین صلح طلب را هم به سوی خشونت و دیدگاههای حذفی سوق دهند،
سیاست دولتهای اسلامی و کمونیست برای به بردگی گشیدن مردم در جامعه استفاده از ابزار حذف می باشد و با بالا نگه داشتن تصنعی درصد بیکاری و کارتون خوابی و گورخوابی و وجود میلیونها بیکار برای جایگزینی افراد معترض، شاغلین بکار را، از وجود نیروهای جایگزین به وحشت می اندازند تا بدینوسیله آنها را همیشه در زیر سیطره خود برای اجرای اوامرشان مطیع نگهدارند، و اگر مثلا یک ژنرال در سخنرانی رهبرکره خمیازه بکشد با خمپاره تیربارانش می کنند و اگر دهانی در ایران بگوید مرگ برخامنه ائی با گلوله آتشین گلویش را داغ می کنند تا بدینوسیله هیچ کس امنیت شغلی نداشته باشد و تسلیم مطلق در برابر اوامر رهبر و دولت باشد.
البته ناگفته نماند که کمونیستهای ایران واقعا باید خوشحال باشند که در سال ۱۳۵۷ به حاکمیت نرسیدند، چون بجای ساختمان حزب جمهور اسلامی، ساختمان حزب کمونیست منفجر می شد، و در این رابطه کمونیستها بقیه گروهها را قلع و قمع می کردند، و امروز هم بجای خامنه ائی رهبران حزب کمونیست رو در روی مردم ایستاده بودند و ترامپ همه اشان را تحریم کرده بود، و در فردای آزادی هم بجای خامنه ائی و روحانی، رهبران آنها باید محاکمه می شدند و یا به سرنوشت صدام و قذافی دچار می شدند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استالین در یکی از جلسات معمول خود ، خواست که برای او مرغی بیاورند:
او مرغ را گرفت و در حالیکه با یك دست آنرا می فشرد با دست دیگر شروع به کندن پرهای آن مرغ کرد...
مرغ از درد فریاد می زد و سعی می کرد از هر راهی که شده فرار کند ولی نتوانست چون دستان استالین برای او خیلی نیرومند بود.
‏خلاصه استالین بدون هیچ مشکلی توانست همه پرها را از بدن مرغ بکند و پس از پایان کار به یارانش گفت: "حالا ببینیدچه اتفاقی می افتد..
او مرغ را روی زمین گذاشت و از او دور شد ، رفت تا مقداری گندم بیآورد...
‏همکارانش در کمال تعجب او را مشاهده می کردند ، درحالیکه مرغ بیچاره در حال درد و خونریزی بود او را دنبال می کرد ..
سپس استالین با دانه های گندمی که در دست داشت مرغ را به هر گوشه از اتاق بسمت خود میکشید..
در همه این مراحل مرغ پی در پی او را تعقیب میکرد و قدم به قدم دنبال او میرفت.‏در این مرحله استالین به

عنوان مقاله: 
فیلم با زبان فارسی و یا تورکی..
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://www.youtube.com/watch?v=ELtLItkNdYg&feature=emb_logo
ســالام دوســلار...
لطفآ به بحث اینکه بعضی از فیلم ها با زبان فارسی پخش شود و یا با زبان تورکی.......سیز ساغ , من سلامت...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در گذشته عامل اصلی پیوند و ثبات و همزیستی در ایران بین ملت ترک آزربایجان و ملت فارس، تشیع بود، جمهوری اسلامی با به لجن کشاندن تشیع عامل پیوند دو ملت را عملا از بین برده، در ضمن هیچ آلترناتیو جایگزین دیگری هم موجود نیست، نه کمونیسم و نه ناسیونالیسم ایرانی قادر نخواهد بود رل چسبندگی بین این دو ملت را ( بجای تشیع ) پر کند، البته در گذشته ملت فارس با ساختن میلیونها جوک تحقیر آمیز ×× یکه ترکه بود ×× و توهین به ملت ترک، عملا بدست خودشان سر ناسیونالیسم ایرانی را بریده اند، و دیگر هیچ مرهمی نمی تواند داغ دل ملت ترک تحقیر شده آزربایجانی را التیام بخشد.
اگر ملت ترک آزربایجان جنوبی واقعا می خواهند به استقلال آزربایجان دست یابند، بهتر است در وحله اول عامل پیوند ایندو ملت یعنی تشیع را در آزربایجان بطور قطع و یقین ریشه کن کنند.