تاملی بر رابطە قدرت سیاسی و مردم

وجود روندهای شبە دمکراتیک در داخل کشور، از جملە وجود صندوق رای در مقاطع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری. وجود این شبە دمکراسی لبەهای تیز رادیکالیسم در داخل کشور را تعدیل می کند؛ و از طرف دیگر ضعف آن در تغییر نسبی شرایط همزمان بە تشدید این رادیکالیسم یاری می رساند. بە بیانی دیگر رفرمیسم و رادیکالیسم نە تنها در پیوند دیالکتیکی قرار ندارند بلکە بنوعی دست بە خنثی سازی همدیگر می زنند،

تغییر رادیکال در هر قدرت سیاسی مستلزم وجود یک نیروی پیشرو و رهبری کنندە است. حتی بفرض مداخلە و حملە نظامی یک نیروی خارجی هم باید یک نوع ائتلاف و یا جبهەای از سازمانهای سیاسی وجود داشتەباشند تا بتوانند با حملە هماهنگی کردە و پروسە سرنگونی را بە انجام برسانند. بهرحال وجود یک نیروی داخلی در هر صورت الزامی است. در غیر این صورت تنها هرج و مرج خروجی چنین روندی خواهدبود. البتە باید تاکید شود کە در ایران هیچگاە هیچ نیروی خارجی موفق بە جذب و سازماندهی چنین نیروی تعیین کنندەای در داخل کشور نشدەاست.

در ایران نە چنین نیروئی در هماهنگی با حملە خارجی عملا وجود دارد (حال بفرض احتمال چنین حملەای) و نە اعتراضات مردمی توانستەاند در تمامی این سالها در داخل صفوف خود چنین نیروئی را بە منصە ظهور برسانند. بە بیانی دیگر علیرغم پتانسیل بالای اعتراضات مردمی در ایران، اما بجز مقطع جنبش سبز هیچگاە جنبش مردم نتوانست بە مفهوم نیروی رهبری کنندە این چنین نزدیک شود. در جنبش سبز، جنبش اعتراضات بە این مفهوم نزدیک شد زیرا توانست بە یک همپوشانی نسبی میان نیروهای معترض درون حاکمیت و نیروهای درون جامعە دسترسی پیداکند.

گفتە می شود بالاخرە جنبش راە خود را باز خواهدکرد. گفتەای خوشبینانە کە اگر بە تغییر معتقد باشیم ناچارا باید بە آن باور آورد، اما با توجە بە فاکتورهائی چند باید در صحت آن و یا در روند چگونگی شکل گیری آن کمی تامل کرد:

ـ در داخل کشور هیچ جریان تحول خواهی آنقدر از توان حضور بهرەمند نیست کە بتواند بتدریج بە نیروئی تعیین کنندە تبدیل شود،

ـ در تمامی جنبش ها و اعتراضات صورت گرفتە در تمامی این سالها ما حتی شاهد شکل گیری نطفەهای اولیە چنین نیروئی نبودەایم،

ـ مردم اساسا بین دو دیدگاە اصلاح طلبی و رادیکالی تقسیم شدەاند و نیروئی بمراتب گستردەتر در این میان متردد،

ـ دستگاهها و امپراطوری های بزرگ تبلیغاتی در خارج از کشور روی نیروی خاصی توان تاکید و مانور ویژە ندارند،

ـ وجود روندهای شبە دمکراتیک در داخل کشور، از جملە وجود صندوق رای در مقاطع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری. وجود این شبە دمکراسی لبەهای تیز رادیکالیسم در داخل کشور را تعدیل می کند؛ و از طرف دیگر ضعف آن در تغییر نسبی شرایط همزمان بە تشدید این رادیکالیسم یاری می رساند. بە بیانی دیگر رفرمیسم و رادیکالیسم نە تنها در پیوند دیالکتیکی قرار ندارند بلکە بنوعی دست بە خنثی سازی همدیگر می زنند،

ـ خطر خارجی و فشار آن تناسبی با سطح اعتراضات داخلی ندارد و می تواند عامل مهمی در ترمز کردن بر سیر پیشروی این اعتراضات باشد.

 

واقعیت این است جامعە ایران در مواجە با امر قدرت سیاسی بیشتر در یک دایرە تکرار هویت خود را باز می یابد. دایرەای کە نشان از آن دارد نە حاکمیت هنوز نمی تواند و نە تودەها هنوز در سطح گستردە در یک عمل عینی و معطوف بە ارادە نمی خواهند.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: