اسلام عقلانی، اسلام غیر عقلانی و کمپین ننه من غریبم

در کوران کرونا رژیم فرصت را برای تغییراتی در صحنه تئاتر وحشت 41 ساله مناسب تشخیص داده تا با ایجاد یک دوگانه سازی جدید خلاء جناح های ورشکسته اصلاح طلب و اصول گرا را با دو گرایش نوظهور پرکند. این دوگانه سازی زیر پوشش اسلام عقلانی و اسلام غیر عقلانی در حال اجراست.

 

حاکمیت اسلامی ید طولایی در تبدیل مشکلات به فرصت ها دارد. حال مشکل کرونا نیز زمینه ای بدست آقایان داده تا از آن فرصت سازی کنند. فرصتی برای انداختن همه دردها به گردن دیگران و  شرح طویلی از تاثیرات مرگباری که محاصره اقتصادی آمریکا بویژه بر سلامت جامعه در شرایط کرونایی ببار آورده است.  فرصت سازی در وضعیت کنونی فرقش با فرصت سازی های پیشین در آن است که این بار امامان و امامزاده ها، دربرابر ویروس کرونا لنگ انداخته و درب های آن برای حفظ آبروی خود ِ امامزاده های بی معجز بسته شده اند. در کوران کرونا کارگردانان رژیم فرصت را برای تغییر دکوراسیون در صحنه تئاتر وحشت 41 ساله، مناسب تشخیص داده اند. در فرصت سازی جدید با صحنه پردازی ماهرانه بر آن شده اند که با ایجاد یک دوگانه سازی جدید خلاء جناح های ورشکسته اصول گرا و اصلاح طلب را با نیروهایی از گرایش های نوظهور پر کنند. این دوگانه سازی زیر پوشش دو مشی سیاسی با عنوان اسلام عقلانی و اسلام غیر عقلانی در حال رونمایی ومرز کشی است. این دو گرایش دست ساز در مسیر فعال شدن البته می توانند با نام و نشان هایی که برای عوام قابل هضم تر باشد پا به صحنه گذارند. هدف غایی این صحنه سازی های داخلی، فراهم کردن شرایط برای یک نرمش ذلیلانه دیگر در سیاست خارجی و تمرین نوعی آمادگی برای دوران پس از خامنه ای است.  سر نخ هر دو جریان فعلا همچنان  در دست ولی فقیه باقی می ماند تا تعادل صحنه بهم نخورد و در صورت لزوم آکتورها جابجا گردند. اینگونه به نظر می آید که در سناریوی جدید عجالتا همه کاسه کوزه ها بر سر اسلامیت غیر عقلانی شکسته شود، و شکست های رژیم در سیاست داخلی و خارجی در 41 سال گذشته منتسب به آن گردد. به این ترتیب یک جریان منتسب به اسلام عقلانی غسل تعمید داده شود تا پاک و مطهر از زیر ضرب ِ نفرت عمومی و ناشایستگی هایی که انقلاب ببار آورده خارج شود. رژیم برای معاملات بیرونی اش به یک سیمای قابل قبول تری نیاز دارد تا خارجیان رغبت بیشتری در مماشات با آن نشان دهند، و برخی جماعات ایرانی نما نیز رویشان بشود، یک بار دیگر به ریسمان خدا چنگ زنند.  این اسلام غیر عقلانی که قرار است نقش منفی صحنه را بعهده بگیرد چیست؟ این اسلام غیر عقلانی همان باورهایی است که رهبران انقلاب با توسل به آن انقلاب اسلامی راه انداختند، جنگ 8 ساله را دامن زدند، استبداد را مشروعیت دادند، نان را از سفره ملت دزدیدند، زندان ها را با آنها پاسداری کردند، جوخه های اعدام دستجمعی براه انداختند، کشور را با یاوه گویی های بی پشتوانه به دام محاصره اقتصادی انداختند و در یک کلام، کشور را به خاک سیاه نشاندند. این اسلام غیر عقلانی ِ نگون بخت که حالا می خواهد بارکش افتضاحات 41 ساله گردد، بخش مهمی از منظومه اندیشه اسلامی است. اندیشه اسلامی مبتنی بر دو رکن اصلی است: 1- قران و 2- سنت، که به باور شیعه عبارت باشد از سیره(گفتار و رفتار) پیامبر و امامان و معصومین. حالا که چرخ انقلاب اسلامی وایدئولوژی اسلامی به گل نشسته و در عرصه سیاست، شکست های مهلکی را تجربه کرده و چراغ قرمزهای فروپاشی دم به دم در حال چشمک زدن هستند، گروهبندی هایی از حاکمیت، عقل شان را بکار انداخته اند تا راه چاره ای بیابند. در این چاره جویی های از سر ناچاری است که منظومه اندیشه اسلامی به ناگاه ترک بر می دارد و به دو بخش غیر عقلانی و عقلانی تقسیم می گردد. ضریح لیسی، طب اسلامی، قمه زنی در مراسم مذهبی، دعای توسل خوانی ها، چله نشینی ها و موجی از مزخرفات آخرالزمانی  به اسلامی نسبت داده می شود که از حدیث و قران استنباطی غیر عقلانی دارد. عقل گرایان اسلامی گاه از اسلام غیر عقلانی با عنوان شیعه انگلیسی نیز نام می برند.، تا به این وسیله خود را شیعه مستقل، غیر وابسته و اصیل جلوه  دهند.

 حال فرض را بر آن گذاریم که همه این ادعاها در باره اسلام غیر عقلانی و شیعیان غالی(شیعیان غلوکننده-افراطی) درست باشد. حال اگر اینان مسلمانان غیر عقلانی هستند پس مسلمانان عقل باور چه کسانی هستند؟

 مسلمانان عقل باور

   ادعا می گردد که سنجه عقل باوری در انقلاب اسلامی، خمینی است که هم فیلسوف بود و هم عارف! پس از  خمینی مجموعه بزرگی از روحانیون و غیر روحانیان که زیر عناوین مختلف در گروهبندی هایی مانند خط امامی، اصلاح طلبی و اصول گرایی سکان های اصلی سیاست ودولت را بدست گرفتند و هنوز هم در دست دارند خود را در زمره اسلامیون عقل گرا می دانند. از حق نباید گذشت که حق تقدم در این عرصه با روشنفکران دینی و ملی مذهبی است که سال هاست، چهره های شناخته شده آنها در سر زمین های کفر(غرب) با فراغ بال وقت ارزشمند را در یافتن یک جو عقلانیت در دریایی از خرد ستیزی صرف کرده اند. اسلام گرایان عقل گرا خود می دانند که در منظومه بینش اسلامی، تفکیک هزاران حدیث و حذف بخش هایی از قران ناممکن است. آنچه زیر عنوان عقل به منزله یکی از مبانی استنباط احکام از آن یاد می شود، وجود مستقلی ندارد و مطابق با منظومه اندیشه اسلامی مقید به تبعیت از قران و حدیث است. عقل فقهی زمین تا آسمان با عقل فلسفی فاصله دارد. بی جهت نیست هنگامی که آقای خامنه ای دعای جعفر طیار(جعفر پرنده) را برای التیام آلام مبتلایان به کرونا مطرح می کند، عقل باوران اسلام گرا جرات نمی کنند به میدان بیایند و بی اعتباری چنین ادعاهایی را مطابق با باورهای دینی تکذیب کنند، زیرا مطابق با منظومه دینی حق با خامنه ای است. این عقل گرایان اسلامی کسانی هستند که آشکار و پنهان در 41 سال گذشته از بودجه دولت و از جیب ملت هزاران میلیارد تومان برای توسعه و گسترش اسلام باصطلاح غیر عقلانی هزینه کرده اند. عقل گرایان اسلامی برای تقویت همان اسلامی که امروز آن را اسلام انگلیسی ، اسلام غیر عقلانی و اسلام مرتجع می نامند چندین رادیو و تلوزیون ماهواره ای و صدها نشریه کاغذی و دیحیتال درست کرده اند. صدها مداح اهل بیت تربیت کرده اند که در نشر اکاذیب و خرافه های ضد عقلی، روضه خوان های سنتی را در جیبشان می گذارند. همین حالا در همه حوزه های باصطلاح علمیه که مدیریت اکثریت آنها در دست اسلام گرایان عقل باور است، همان حدیث های مجعول و با همان روش استنباط فقهی متعلق به قرون وسطی تدریس می شود تا عقلانیت و خردورزی نابود گردد. اسلام غیر عقلانی در دوران ما محصول و دست پرورده مسلمانان و غیر مسلمانان زیرکی است که خود را عقل باور معرفی می کنند. در ایران اسلامی شده، قدرت سیاسی همواره در دست اسلام گرایان عقل گرا، و عاملان سرکوب و گوشت دم توپ در مواقع نیاز از اسلام گرایان حدیث گرا و عقل ناباور سازماندهی شده است. در یک تقسیم کار مهندسی شده، اطاق های فکر در اختیار عقلیون و اطاق های اجرا در اختیار اسلام عوام گرا یا همان اسلام غیر عقلانی بوده است. با گذشت 41 سال زیر مدیریت اسلام گرایان عقل باور، اسلام غیر عقلانی و اسلام گرایان غیر عقلانی گسترش وسیع و خطرناکی پیدا کرده اند. آنها دارای پول زیاد، مراکز فرماندهی متعدد، شبکه های بین المللی و دارای اطاق های فکر نیز شده اند. آنها این آمادگی را کسب کرده اند تا در وضعیت های پیچیده ای که اسلام گرایان عقل باور دیگر عقلشان برای صحنه گردانی قد ندهد، به میدان آیند و کار را یکسره کنند. اگر فاجعه 41 ساله تداوم انقلاب به اینجا ختم شود، معنایش این است که حاکمیت دوگانه اسلامی  کارکردش به انتها رسیده و باید شاهد انتقال به وضعیت جدیدی بود.

 اسلام عقلانی

حال ببینیم اسلام عقلانی چیست؟ بحث رابطه بین عقل و دین، خرد و شرع یک جدل بسیار قدیم است که در بحث های کشدار اسکولاستیک در دنیای مسیحی شکل گرفت و از همان سده نخست اسلامی با جدل ذات و صفات الهی به  دنیای اسلامی نیز راه یافت  ومجموعه آنها همان است که به نام الهیات مسیحی  و کلام یا الهیات اسلامی می شناسیم. از آنجایی که بنای دین بر غیب و ماوراء طبیعت است و بنای عقل ورزی بر استدلال های  مبتنی بر عامل های طبیعی است، جمع بین آنها ناممکن می گردد. فقهای سده های نخستین اسلامی که عقلشان بسیار بیشتر از آیت الله های امروزی بود، برای بستن مبحث تضاد بین دین و عقل اصل «ملازمه عقل و شرع» را ابداع کردند: « کل ما حکم به  العقل حکم به الشرع، کل ما حکم به الشرع حکم بالعقل»، تا با یک آشتی کنان فقیهانه گریبان دین را محترمانه از زیر بار جدلی که در آن شانس پیروزی بر عقلانیت فلسفی نداشتند رها کنند. اما زیرکی فقهای موسوم به «اصولی» هرگز مورد موافقت همکیشان معروف به «اخباری» قرار نگرفت. از ویژگی های فقه اسلامی آنست که ریشه در الهیات اسلامی دارد و بسیاری از مجادلات الهیاتی در فقه سر ریز کرده است. یکی از دلایل متحجر ماندن فقه اسلامی همین پیوند شدید آن با الهیات سده های نخستین اسلامی است. این درهم تنیدگی موجب گردید که فقه در دوران جدید نتواند به حقوق مدرن ارتقا یابد. با انقلاب اسلامی ، فقها با ورود به حکومتگری و روبرو شدن با مسایل جدید پای شان در گل گیر کرد و برای یافتن راه حل ِ هزاران موضوع که سابقه ای در فقه ندارند، به قاعده قرون وسطایی ملازمه حکم عقل و شرع متوسل شدند. آن حکم مصلحت اندیشانه فقیهان در قرون وسطی،  دستاویزی شد در دست روحانیون و نظریه پردازان اسلامی در عصر ماشین، شکافتن اتم و سفرهای کیهانی تا دین و شریعت را عین عقلانیت جا بزنند. با چنین پندارهایی است که پای دین به سیاست، اقتصاد و روابط اجتماعی کشانده شد و همه را آلوده و ویران کرد تا جامعه به قرون وسطی بازگشت کند و برای دردهای امروز نسخه های سده های میانه ای پیچیده شود. خامنه ای در روضه خوانی روز اول فروردین 1399 بر اعتقاد و اجرای همان احکام قرون وسطایی تاکید می کند و هدف حکومت اسلامی را نسخه ای برای رسیدن به آن تمدن منسوخ می داند:« من می خواهم عرض کنم این همان نسخه ای است که امام خمینی به این نسخه عمل کرد، عینا نسخه بعثت پیغمبر است. معارف همان معارفی است که پیغمبر آنها را از جانب خدای متعال به مردم ابلاغ کردند. ارزش ها همانهاست، احکام هم همانهاست...».  

   آنسوی بازی های خانگی

در پشت این دوگانه سازی ها، سیاست در معنای سخت آن جریان دارد. در کنفرانس امنیتی مونیخ (25-27 بهمن 1398) ظریف وزیر خارج حکومت اسلامی دعوت شد و با یک دوجین از مقام های درجه اول سیاسی اروپا، چین و سناتور دمکرات آمریکایی کریس مورفی دیدار کرد. وی پس از بازگشت از مونیخ زیر پوشش تاثیرات مرگبار محاصره اقتصادی آمریکا در فروپاشی نظام سلامت ایران و خطری که این فروپاشی در شیوع پاندمی کرونا دارد تماس ها و کمپین سازمان یافته ای را آغاز کرد. در نامه ای طولانی به گوترش دبیر کل سازمان ملل متحد، شرح مفصلی از اقدامات دولت آمریکا در محاصره اقتصادی ایران و مغایرت آن با اصول حقوق بین الملل داده شد و در پایان خواهان آن گردید که «تمام تحریم ها را که[آمریکا] بصورت غیر قانونی علیه کشور من[منظور جمهوری اسلامی است] در تناقض آشکار با قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل اعمال کرده لغو کند...». متن های مشابه این نامه از سوی همکاران ظریف به سفیران و سیاست مداران کشورهای مختلف ارسال گردید. در جریان دیپلماسی کرونایی، ظریف در سال روز ملی شدن صنعت نفت(29 اسفند) تویتی منتشر کرد و در آن ضمن امتیاز دادن به مصدقی ها اعلام کرد که «زمان تغییر سیاست شکست خورده آمریکا فرا رسیده است». حسن روحانی نیز با نوشتن نامه هایی برای سران دولت ها خواستار لغو تحریم ها در شرایط کرونایی گردید.

در ادامه و تکمیل اقدامات دولتی، شبکه های حامی رژیم اسلام گرا در خارج نیز فعال شدند و خود را بخشی از اپوزیسیون دمکرات نامیدند و توسل نامه ای به ترامپ نوشتند و با عجز خواهان رفع تحریم ها شدند. اکثر افرادی که نامشان را زیر نامه گذاشته اند سابقه 41 ساله دفاع از فاشیسم مذهبی دارند. آخر شما چه نوع دمکرات هایی هستید که در دفاع از یک نظام فاشیستی دینی، به یک رییس جمهور سوپر دست راستی دخیل می بندید!؟

  معضل رژیم با ننه من غریبم بازی کرنایی  حل نمی شود. دست از سر مردم بردارید.

 احمد تاج الدینی

28.مارس 2020/9 فروردین1399

 

 

  

 

 

 

 

 

منبع: 
سایت شخصی نگارنده:سیاست و جامعه
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: