تقابل ناسیونالیسم و انترناسیونالیسم در عصر کرونا

باید گفت کە اتفاقا خصلت جهانی بودن بیماری کرونا، بر خلاف منشاء ناسیونالیستی آن، اهمیت برجستەکردن و گسترش نهادها و ساختارهای جهانشمول را بیشتر از جهان قبل از کرونا مطرح می کند. از جملە در زمینە بهداشت جهانی و مقابلە با فقر و ساختار جوامعی کە در آن تضادهای طبقاتی در اوج خود هستند. درست همانگونە کە دو جنگ جهانی بزرگ اول و دوم، جامعە جهانی را بە لزوم وجود سازمان ملل قانع کرد، کرونا هم بعلت تشابهش با جنگ و در توانش برای کشتن انسانها بە جنگ جهانی می ماند و بنابراین برای حفظ امنیت بشر باید نهادها و ارگ
در پی بروز بیماری کرونا و همەگیرشدن آن در سطح جهان، بسیاری بە جهان پس از کرونا و تاثیرات آن بویژە بر سیستمهای سیاسی و نوع ساختار و قدرت سیاسی می اندیشند. اینکە کشورها بعد از پشت سرگذاشتن این بحران چگونە می خواهند خود را ادارە کنند.
 
تعدادی از مفسرین معتقدند کە در جهان بعد از کرونا ما شاهد رشد ناسیونالیسم و عقب نشینی جهانی شدن خواهیم بود. بە گمان آنان میل برای ادارە کشورها از طریق ناسیونالیسم افزایش خواهدیافت کە این البتە بە معنای جوامع کمتر آزاد و کمتر باز خواهدبود و در عوض راهکارهای آهنین جای آنها را خواهندگرفت.
 
البتە این می تواند یکی از احتمالات باشد، بویژە اینکە این بیماری ریشە ملی و داخلی در کشورها نداشتەاست و از کشور چین و یا از دیگر کشورها بە سایرین سرایت کردەاست، اما آیا این منطق می تواند برای توجیە عروج ناسیونالیسم و پشت کردن بە جامعە باز و آزاد کافی باشد؟ سئوال این است کە اگر بیماری کرونا یک بیماری در سطح جهانیست آیا می توان در آیندە با بیماری های جهانی با منش و منطق ناسیونالیستی برخوردکرد؟ آیا در جهانی کە اقتصاد سالهاست جهانی شدەاست و هر کالای ملی، بعنوان مثال کالای نفت، بە یک کالای جهانی تبدیل شدەاست می توان تنها بر اساس منطق ناسیونالیستی بە مدیریت اقتصاد دست یازید؟ و سئوال اساسی تر آنکە ویروس کرونا چە ضدیتی با وجود نهادهای بین المللی از قبیل سازمان ملل و یا میثاقهای جهانی مانند حقوق بشر دارد کە بتوان کرونا را بهانەای برای پشت کردن بە تمامی آنها قرارداد؟
 
بە نظر می رسد کشورهائی کە سالهاست با پدیدە جهانی شدن مشکل داشتەاند و از جهانشمول شدن مفاهیم عموم بشری واهمە، بیشتر در پی توجیە عروج ناسیونالیسم بعد از پایان کرونا هستند، زیرا کە چنین وضعیتی می تواند سیاستهای همیشگی آنان را در مورد ضدیت با جامعە باز و آزاد تحت عنوان پارادایمهای بعد از کرونا توجیە کند و دست آنان را در سرکوب بازتر کند. زیرا کە ناسیونالیسم همیشە با سرکوب در رابطە بهتری بودەاست تا جهانی شدن.
 
باید گفت کە اتفاقا خصلت جهانی بودن بیماری کرونا، بر خلاف منشاء ناسیونالیستی آن، اهمیت برجستەکردن و گسترش نهادها و ساختارهای جهانشمول را بیشتر از جهان قبل از کرونا مطرح می کند. از جملە در زمینە بهداشت جهانی و مقابلە با فقر و ساختار جوامعی کە در آن تضادهای طبقاتی در اوج خود هستند. درست همانگونە کە دو جنگ جهانی بزرگ اول و دوم، جامعە جهانی را بە لزوم وجود سازمان ملل قانع کرد، کرونا هم بعلت تشابهش با جنگ و در توانش برای کشتن انسانها بە جنگ جهانی می ماند و بنابراین برای حفظ امنیت بشر باید نهادها و ارگانهای بین المللی را بیشتر ایجاد و تقویت کرد.
 
از طرف دیگر بفرض گسترش ناسیونالیسم، بخودی خود جهان وارد فاز خطرناکتری از لحاظ تقابل نظامی میان کشورها می شود و این می تواند در صورت بروز بیماری های جهانی دیگر، مقابلە با آن را بمراتب دشوارتر کند.
 
باید تاکیدکرد کە کرونا در اساس بمنزلە پایان ترامپیسم و دیدگاە ناسیونالیستی او است کە با تاکیدکردن بر پوپولیسم در آمریکا بە قدرت رسید و سعی در گسترش همین دیدگاە در عرصە جهانی داشت و دارد. ترامپیسمی کە همانند کشورهای مشابە خود کە بنوعی حامل دیدگاە ناسیونالیستی هستند هیچگاە و بویژە از ابتدا کرونا را جدی نگرفتند و آن را توطئە دشمنان خوانند (جمهوری اسلامی آن را توطئە آمریکا و ترامپ آن را بازی دمکراتها خواند). کرونا فرصتی است کە بشر باید بار دیگر بشیوە جدی جهانی شدن را مورد بازخوانی قراردهد و این بازخوانی نە در مسیر تضعیف آن، بلکە در مسیر بازسازی آن بر اساس منافع عموم بشری باشد.
 
دوران پس از کرونا بنابراین دوران لزوم عروج انترناسیونالیسم بشری است و نە ناسیونالیسم عقب گرا. خود را برای این دوران آمادەکنیم!
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روشن است که با ناسیونالیسم و پندارهای زهرآگین ناسیونالیستی مانند نژادپرستی،