آیا بلائی که در ایران بر سر ملت ترک آزربایجان آورده اند قابل بخشش است؟

ایران زبان و فرهنگ ملت ترک آزربایجان همانند اسکلت متلاشی شده نیمه جانی می ماند که چشمش را کلاغهای تاریخ نویس ایران از حدقه درآورده و گوشهایش را ادبیبان جویده اند، حالا این هیکل نحیف که شکل جذامیان می ماند، دل همه را می زند، حتی بعضی از آزربایجانی های سطحی نگر، مثل طباطبائی از نزدیک شدن به آن وحشت دارند،

در ایران زبان و فرهنگ ملت ترک آزربایجان همانند اسکلت متلاشی شده نیمه جانی می ماند که چشمش را کلاغهای تاریخ نویس ایران از حدقه درآورده و گوشهایش را ادیبان جویده اند، حالا این هیکل نحیف که شکل جذامیان می ماند، دل همه را می زند، حتی بعضی از آزربایجانی های سطحی نگر، مثل طباطبائی از نزدیک شدن به آن وحشت دارند،
روشفکران و حاکمان جامعه فارسی برای حفظ هژمونی و برتریت منافع اقتصادی جامعه فارسی و با برخورد مکانیکی، ایران را دبه ترشی تصور کرده و همه ملتها را همانند گل کلم و بادمجان و هویج و خیار، داخل دبه ایران ریختید، زبان فارسی را همانند سرکه بر سرشان ریخته و با آن غوطه ور کردند، و مقداری هم ادویه بعنوان تاریخ ملت فارس و مقداری هم فلفل و سیر بعنوان فرهنگ و ادبیات و شعر ملت فارس به آن اضافه کردند، و درش را هم محکم بستند و اسم این ترشی را گذاشتند ایران ( ایران فارسی ) با تصور اینکه همه مواد تشکیل دهنده دبه بعد از مدتی بوی و طعم سرکه فارسی را بخود خواهند گرفت، و همه ساکنان ایران، مزه سرکه فارسی خواهند داد، این تصور، یک تصور کاملا مکانیکی است، نه انسانی، انسان گل کوزه گری نیست که شما بخواهید آنرا بشکل دلخواهتان دربیاورید و یا فلز نیست که ذوب کرده و در قالب دلخواهتان ریخته و شکل مورد نظرتان را تولید کنید.
در واقع ترکزبانی که استعداد یادگیری زبان فارسی را ندارند و یا نمی توانند بدون لهجه حرف بزنند، حتی اگر جزو نخبگان جامعه آزربایجان هم باشند در ایران شما، آنها جزو زائدات جامعه محسوب شده اند.
واقعا اگر شما جای ما ترکها بودید چه عکس العملی از خود نشان می دادید؟!
حاکمان و روشنفکران جامعه فارس در ۹۷ سال اخیر آنچنان بلائی بر سر زبان و فرهنگ و موسیقی ملت ترک در آزربایجان آورده اند که تلافی آن حتی با انتقام هم قابل جبران نیست. جامعه فارس با تمام توان تلاش کرده هر آنچیزی که برای آزربایجان افتخار آفرین است تخریب کنند، و با تغییر نام کوهها و مکانهای آزربایجان آنها را به لجن بکشند، تعویض نام آخماقایا به احمقیه و ساری قایا به سارقیه و دهها تعویض توهین آمیز به چه منظوری صورت گرفته؟ و حالا از اینها سخیفتر و بدتر، چرا نام ایل کوتی را به انگوتی تبدیل کرده اید؟
در آزربایجان و دیگر کشورهای ترک ایل بزرگی بنام کوتی ها زندگی می کنند که سالیان سال در آزربایجان حاکم بودند، اینان در تاریخ آزربایجان مردمانی بودند و هستند نترس و جنگجو با قدی برافراشته و موهای مجعد، که همیشه در صف اول مقابله با متجاوزین به آزربایجان قد علم کرده و دشمن را زهره ترک می کردند، پانفارسیسم با شناخت دقیق از روحیات و خصوصیات تاریخی این ایل و تسلیم ناپذیری آنها، با تمام توان تلاش کرد تا نام این ایل و پیوند ناگسستنی آنها را به هر نحو ممکن متلاشی و محو و نابود سازد، در دوره ائی که می خواستند برای اولین بار در آزربایجان شناسنامه صادر کنند، مسئولان فارس زبان اداره ثبت سجلات و احوال با توجه به عدم آشنائی مردم آزربایجان بزبان فارسی، با مزورانه ترین شگرد با مشابه سازی از نام ایل آنها، فامیلی توهین آمیزی ساخته و در شناسنامه آنها بجای کوتی، انگوتی قید کردند، و امروز نتیجه اش را کودکان آنها بعد از آنکه بزور بزبان فارسی باسواد شدند، مفهوم توهین آمیز آنرا متوجه می شوند، انگوتی که در تلفظ آنرا ( اَن قوطی ) یا قوطی مدفوع بیان می شود، این کودکان را شدیدا آزار می دهد، تعدای از تحصیلکردگان بدون اطلاع از شیادی های پانفارسسم، و تاریخچه ایل کوتی، دستپاچه شده، بجای اینکه فامیل خود را به کوتی برگردانند، متاسفانه فامیلهای خود را با پیشوند و پسوندی از اختراعات کلمات من درآوردی ادیبان فارسی چون: آرا، فر، رامین آرا، مهران فر عوض کردند، و حتی برای فرار از فامیل توهین آمیز ( اَن قوطی ) و بجای نفرت از پانفارسیسم متجاوز و برای فرار از ننگ ( اَن قوطی ) با کودکان خود بزبان فارسی حرف می زنند، و آرزوهای شیادانه پانفارسیسم را برآورده می کنند، پانفارسیسم با شیادی تمام کاری با ایل کوتی کرده که آنها با دستان خود در مرور زمان همانند سرطان بدخیم از درون متلاشی و نابود شوند، ببینید بر سر کودکان ما چه بلائی آورده اند که در شهر خود و در زادگاه خود با کودکان خود فارسی حرف می زنند، و تسلیم شیادی های پانفارسیسم می شوند، آیا با انتقام تاریحی ملت ترک آزربایجان از پانفارسیسم می شود کثافتکاری آنها را در آزربایجان پاک کرد؟
طبیعتا روشنفکران جامعه فارسی قادر نخواهند بود که نوشته های ما را درک کنند، چون خود آنها هم محصول همان دبه ترشی تک فرهنگ سازی زبان فرهنگ حاکم ایران هستند، و در ثانی اولویت منافع اقتصادی و هژمونی جامعه فارسی و طمع تصاحب ثروت کل کشور ایران به شما اجازه نمی دهد که بخاطر ترک و عرب و کرد و بلوچ منافع برتر ملت خود را قربانی کنید. گور پدر کودکان ترک که بخاطر علاقه نداشتن به زبان فارسی مجبور به ترک تحصیل می شوند و یا نخبگان ملت ترک که بخاطر داشتن لهجه ترکی باید در جامعه فارسی ایران ایزوله بشوند و آنهائی هم که بدون لهجه هستند، بخاطر عدم اختصاص بودجه دولتی به آزربایجان و در نتیجه نبود زمینه کاری در آزربایجان، بعنوان نوکر فکری در مناطق فارس نشین، با داشتن بودجه بدون حساب و کتاب، مجبورند برای جامعه فارسی نوکری کنند، استعمار که شاخ و دم ندارد؟ به این می گویند استعمار داخلی و برادرانه شیعوی، معجونی که لنگه آنرا در هیچ کجای دنیا نمی توان یافت،
زبان مادرى:
بخش اعظم هر فرهنگی پيامد وجود يك زبان خاص در يك جغرافياى مشخص است و زبان اولين و مهمترين شاخص تعريف ملیت و تمايز يك ملت از ساير ملتهاست.
بنابراين می‌توان گفت «زبان» فرهنگ ساز است .
زبان مادری نخستين زبانی است كه نوزاد از بدو تولد با آن سروكار دارد و وقتي كه در آغوش پر مهر و محبت مادر شير می خورد آنرا می‌شنود . 
دقيقاً به همين دليل عنوان «زبان مادری» به خود گرفته است . 
اين زبان اولين زبانی است كه هر انسان در دوران زندگی خود ياد می‌گيرد .
زبان مادری هويت انسان را شكل می‌دهد و حامل فرهنگ گذشته و گذشتگان به ما و ما به آينده و آيندگان است . 
عواطف و احساسات، انديشه‌ها، ارزش‌ها و نگرش‌ها به بهترين شكل و با خلوص كامل توسط زبان مادری به هر فرد منتقل و در بسياری از موارد زبان مادری تنها ابزار موجود برای انتقال مفاهيم مذكور است.
بنابراين كسانی كه با زبان مادری در می‌افتند در واقع با عميق ترين جنبه هويتی انسان مبارزه می كنند و پيروز نخواهند شد .
شما بیرحمانه پیوند عاطفی، زبان مادری ملت ما را سلاخی کردید

نتایج بایکوت اقتصادی آزربایجان بعد از ۲۱ آذر سال ۱۳۲۵ :
هر روز صبح با صدای شیون و ناله دسته جمعی ( سنفونی مردگان ) خانواده های مردگان از سرما و گرسنگی، از خواب بیدار می شدیم ، آیا با انتقام می شود جنایات پانفارسیسم را در آزربایجان جنوبی فراموش گرد؟
چرا برای حفظ تمامیت ارضی حتما باید یک کودک آزربایجانی فارسی یاد بگیرد و بدون لهجه حرف بزند، خوب برای حفظ تمامیت ارضی از این ببعد ترکی بشه زبان رسمی و شما ترکی یاد بگیرید و بدون لهجه حرف بزنید، تا تمامیت ارضی خدشه دار نشود،
برای ما هم مسجل بشه که آزربایجان مستعمره نامرعی فارسستان نیست
کم لطفی نژادی در احمق نشان دادن ترکهای آزربایجان، چه بشکل لهجه غلیظ ترکی چه با اسم رمز غضنفر بجای ترک، نشانگر چیست؟
مگر زبان فارسی در ایران آیه آسمانی است که حتما یک ترک باید یاد بگیرد و بدون لهجه حرف بزند، مگر آزربایجان مستعمره فارسستان است ؟

روشنفکران جامعه فارسی:
بابا ما میلیونها لول تریاک و میلیونها لیتر شراب و ودکا خوردیم برای فارس تاریخ نوشتیم و برای تحقیر زبان و ملیت ترکها جوک ساختیم، ۹۷ سال است که شبانه روز به بهانه حفظ تمامیت ارضی زنجیر استعمار را برگردن آزربایجان زردیم
ولی ما آزربایجانی ها باید موسیقیمان را هم با دهانمان می زدیم، چون ارکستر آزرایجانی نمی توانست حضور داشته باشد
ولی کودک آزربایجانی: باشه نه خیر هیچ هم خسته نشدم و حالا می خواهم یکی از تصنیفهای آقای مصطفی پایان را بخوانم ( همان مصطفی ائی که جامعه فارسی به ارکستر آنها، ارکستر چهارپایان لقب داده بود) ائلدن آلان قدرتیسن کندیمیزین شهرتیسن، ( تو قدرتت را از ایلت و ملتت می گیری، تو افتخار ملتمان و آبادای هایش هستی.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
آیا بلائی که در ایران بر سر ملت ترک آزربایجان آورده اند قابل بخشش است؟
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سعید محمدی از فیس بوک، شما زیرکانه آدرسی بما می دهید که اصلا هیچ تطابقتی با موضوع ندارد، آدم درست حسابی مگر دولت عتمانی و یا آتا تورک زبان مادری ما را در آزربایجان به بند کشیده؟