بورس ایستگاه میانی یا پایانی !

در چهار شنبه 18 تیر بازارهمراه با افت واقعی بود که بسياري از سهام را از صف خريد به صف فروش کشانيد امری که مسلما و لزوما نمی تواند به اين معنی باشد که روند بازار تغيير خواهد کرد اما يک هشدار و زنگ خطر را می تواند به صدا درآورد .

ارزش بورس هم اکنون 6495.7 هزار ميليارد تومان است که مجموعه ارزش بازارهاي فرابورس نيز به 1804.5 هزار ميليارد تومان رسيده است که يعنی در مجموع بيش از 8.3 هزار هزار ميليارد تومان مجموع ارزش بورس و فرابورس است که اگر با دلار 20 هزار تومانی اين عدد تبدیل شود به 415 ميليارد دلار خواهیم رسید.

 که مطمئنا با توجه رشد اقتصادي منفی در سالهاي اخير از مجموع توليد ناخالص داخلی در سال جاري بيشتر خواهد شد.

این امر با واکنشهای نامتقارنی در حوزه کارشناسان و فعالان اقتصادی مواجه شده است و 25 تن از اساتید دانشگاه در نامه ای هشدار آمیز پیرامون این امر سخن گفته اند.

ماهیت  این اعتراض در چه نهفته است ؟

دولت معتقد است که با هدایت جریان نقدینگی به سمت بورس میتوان رشد قیمتها را با شدت کمتری تجربه کرد و ایستگاه پایانی نقدینگی توقف برای راه اندازی تولید در کشور است  که در کنار این کلان هدف تجربه رفع کسری بودجه در واقعیت اقتصاد بدون نفت را نیز محقق نمود.

از دیگر سوی گروهی از اقتصاد دانان معتقدند که این امر محقق نخواهد شد و بورس ایستگاه میانی در افزایش تورم  است و چه بسا این امر تشدید کننده تورم و افزایش قیمتها باشد.

دولت و فعالان بورس  در ادامه چه میگویند ؟

دولت معتقد است که هدایت سرمایه های مردم باعث شادابی مالی و روحی بخش هایی از اقتصاد میشود و مردمی که خود را در گیر این بازار کرده اند از مزایای پنهان و پیدا این سیاست حاکمیت بهره مند میشوند

بعنوان مثال دو لت  و کارشنا سان بورس معتقد هستند که بسیاری از کارخانه ها و نهاد های اقتصادی که مشکل تامین مالی داشته یا در آستانه تعطیلی بوده اند از ورود به بازار سرمایه استقبال کرده و می کنند و همچنین فعالان و کارشناسان بازار سرمایه معتقدند که رشد بازار سرمایه نه ایجاد کننده تورم که محصول تورم است .

اقتصاد دانان معتقدند که این شکل از گسترش بورس منتج به تشکیل سرمایه ثابت نمیشود و صرفا سفته بازی را در بخش سهام موجود در بازار را تشدید میکند امری که با سکوت یا تایید ضمنی دولت روبرو گردیده است .

اساتید دانشگاه معتقدند که شرایط کنونی منتج به تشکیل شرایط حبابی در بازار سر مایه شده و این امر شرایط را در آینده ای دور یا نزدیک به سمت بحرانی تر شدن تغییر خواهد داد .

اما مدیران بورس و کارشناسان بورس معتقدند که اعتقاد به حباب امری  است که بسیاری از آن سخن میگویند اما بیش از دو سال است که  وقوع  نیافته و بسیاری از سهام های شاخص ساز بورس اوراق بهادار مشمول  فروض کلاسیک حباب نبوده و با کنترل این سهم ها میتوان شاخص را در حهت منافع اقتصاد در کوتاه و میان مدت کار سازی نمود.

کارشناسان بورس معتقدند که کسانی که شناختی از بازار سرمایه و زیر و بم ها ان ندارند و ماهیاتا آکادمیسن های دانشگاهی هستند که کمترین حوزه شغلی موثر یا  مرتبط را با این بازار دارند نمیتوانند پیرا مون شرایط واقعی این بازار تصمیم سازی کرده یا با ایجاد گرو ههای فشار رسانه ای تلاشهای موجود را  به پرسش و انکار بکشند.

نقاط مشترک موافقان و مخالفان در کدا مین عرصه است ؟

نکته اصلی مهم در تشخیص بحث بررسی نکات مشترک کارشناسان منتقد و دولت و کارشناسان بازار سر مایه است که میتواند راهگشا باشد و میتوان از آن به عنوان موتور سرمایه اجتماعی در شرایط بحرانی اقتصادی  بهره برد.

این مشترکات کدامند؟

بحث گسترش و عمیق تر نمودن بازار سرمایه بحثی است است که مورد توجه تمامی طیف ها بوده یا حداقل میتوان گفت که دوضلع منتقدان و موافقان غیر حکومتی بر آن توافق دارند و حاکمیت در مقطع فعلی حداقل در بخش رسانه ای با آن موافق است .

بی تردید خواسته های شتاب دهی به عرضه های اولیه شرکتها , افزایش در صد شناوری , عرضه بدون تعلل دارایی های بورسی دولت نکاتی است که همگان بر آن پای میفشرند و نباید فراموش کرد آنچه که تا کنون در اقتصاد کشور تحت عنوان گسترش بازار سرمایه رخ داده عملا وارد بخش واقعی اقتصاد نشده یا ضریب نفوذ کمی داشته و همچنین از سهم دولت یا حاکمیت در عرصه تصدی گری نکاسته است و تقریبا سهم های موجود در بازار افزایش قیمت یافته است .

آخرین واقعیات بازار سر مایه چه میگوید ؟

در هفته  منتهی به  چهار شنبه 18 تیر گذشته گفته شد که رشد ارزش معاملات  به بالای 30 هزار ميليارد تومان می تواند عدد خطرناکی باشد  هشداری که در عدد 24 هزار میلیار تومان هم داده شد اما خطری را متوجه بازار ننمود و سهامداران با قدرت سطح معاملات خود را ادامه دادند

اما در چهار شنبه 18 تیر  بازارهمراه با افت واقعی بود که بسياري از سهام را از صف خريد به صف فروش کشانيد امری که مسلما و لزوما نمی تواند به اين معنی باشد که روند بازار تغيير خواهد کرد اما يک هشدار و زنگ خطر را می تواند به صدا درآورد که بايد به آن توجه نمود و در روزهاي آتی اگر بازار نتواند خود را بازيابی کند و روند مثبت و پرقدرتی را رقم بزند بايد نسبت به رشد ادامه دار بورس مشکوک بود ضمن اينکه هيچ شاخص بنيادي و کلان نيز رشد بازار را تاييد و پشتيبانی نمی کند و نگهداري سهم همراه با ريسک و خريد ريسک با لا تری را به همراه دارد ضمن اينکه با توجه به تعدد سهامداران خرد در شرايط حاضر تصميم گيري هاي هيجانی و بدون تحليل نيز بيشتر است و به راحتی تحت تاثير جو و شرايط بازار قرار خواهند گرفت ..

لذا باید از این پس از شدت خوشبینی  بالا و طولانی نسبت به بورس  کم نمود و اصلی مهم را  یاد آوری کرد که تا کی حکومت قصد حمایت از بازار در شکل نوین  کنونی را دارد؟

 امری که کلید واژه درک از شرایط تصمیم ساز اقتصاد کنونی و سود آوری در این بازار است

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: