ایا ما بحران سیاست ورزی داریم ؛ مشکل سیاست ورزی در کجاست؟

گفت و گوی کیانوش توکلی با محمد برزنجه تحلیل گر سیاسی
ایراد اساسی این است که ارتباط بین جامعه، روشنفکران، سیاسیون و نسل جوان تا حد زیادی قطع شده است و نه همدیگر را درک میکنند نه به همدیگر اعتماد دارند. بخشی از آن ناشی از این است که روحانیت بعد از انقلاب روشنفکران را به عنوان رابط بین جامعه وحکومت حذف کرد و خود بطور مستقیم با مردم ارتباط برقرار کرد. روشنفکران و بخش پیشرو جامعه باید دوباره اعتماد جامعه را بدست آورند. لازمه این کارگفتگو است. البته نه آن نوع از گفتگو که همه پیش از گوش دادن به دنبال پاسخ گفتن هستند.
1- ایا ما بحران سیاست ورزی داریم؟
2- مشکل سیاست ورزی در کجاست؟
3- فرق سیاست ورزی مدرن و سنتی چیست؟
4- چرا پوپولیسم سیاسی به جای سیاست گذاری منطقی رشد میکند؟
5-چرا جریانات جدیدی که شکل میگیرند، موفق نمیشوند؟
6- این نسل آماده چه نوع سیاست ورزی هستند وچه نوع احزاب سیاسی در آینده موفق خواهند شد؟
به هر حال اگر موافق هستید به من خبر دهید.
بحران سیاست ورزی در ایران
در دوران مدرن اغلب کشورهای جهان بطور نسبی توسط الیت جامعه هدایت میشود که حداقل با بهره گیری ازعلم و عقل تا حد توان خود کشور ها را اداره میکنند. این تصور غلطی است که فکر کنیم که توده های مردم باید حکومت کنند. آنها دانش لازم برای کشور داری را ندارند. این بخش توانا و اشنا به مدیریت هستند که میتوانند یک کشور را اداره کنند. متاسفانه انقلاب ایران بدست کسانی افتاد که نه علم و نه عقل حکومتداری داشتند و تلاش کرده اند که با بهره گیری ازسادگی توده ها همه چیزرا با معیارهای 1400 سال پیش اداره کنند. این امر باعث شد که سیاست بطور کلی در جامعه ما خیلی بد رشد کند و نوعی پوپولیسم و ساده انگاری بر آن حاکم شود. هر کسی ازاخوند محله تا جوانان به خاطر ناامیدی از شرایط فعلی به دنبال راه حل های ساده میگردند. علت شاید این باشد که افراد مرجع در سیاست دیگر نقش مرجعیت را ندارند. روحانیت با دخالت در حکومت موفق شد دو کار انجام دهد. 1- روشنفکران را با عنوان رابط بین حکومت و مردم حذف کرده وخود مستقیم با مردم گفتگو کند. 2- با دخالت دین درسیاست انرا ضایع و بی ارزش کردند. در مقابل حکومت هم نیروهای اپوزیسیون انقلابی با شعارهای پوپولیستی سایر نیروهای اپوزیسیون سیاسی را به حاشیه راندند. در واقع سیاست هم در حکومت وهم در اپوزیسیون در اختیار گروهها وجریانات پوپولیست قرار گرفته است و سیاستمداران و سیاست ورزان بیشتر در حاشیه قرار گرفته اند. هنوز فرق بین آرزوها و امکان اجرای سیاست درعرصه واقعی معلوم نیست. همه به دنبال تغییرات بزرگ و سریع هستند.
روحانیت تجربه زیادی در تبلیغ و ترویج دارند. روش هایی که انها به کارمیبرند تشابه زیادی با روش های مارکتینگ در غرب دارد، اما یکی از کارهای مهمی که باعث به قدرت رسیدن انها شد، امکان ارتباط گیری مستقیم با مردم و حذف روشنفکران ازجامعه بود. ملاها مستقیماْ با مردم گفتگو میکنند؛ به زبان ساده هر چیزی را توضیح میدهند و چنان وانمود میکنند که همه حرف های انها گفته های خدا، پیامبر و امامان است. برای اثبات صحبت های خود از چند واژه عربی و یا حدیثی که کسی معنی انرا نمیداند استفاده میکند و مردم عادی جرات به چالش کشیدن انها را ندارند. روشنفکران و خیلی از نیروهای اپوزیسیون برخلاف روحانیون بیشتر علاقه دارند که با افراد روشنفکر دیگر و یا بخش اگاه جامعه ارتباط بگیرند. صحبت هایی که انجام میدهند فقط مورد توجه افراد خاصی از جامعه است. در واقع برای بخشی از جامعه صحبت میکنند که با خود انها همنظر هستند. بیشتر از واژه های خارجی استفاده میکنند که برای افراد ساده جامعه نا اشنا است. رقابت روشنفکران با روحانیون در عرصه عمومی جامعه کار دشواری بوده و هست، مخصوصاْ وقتی که بعضی از روشنفکران و سیاسیون پشت سر روحانیون قرار گرفتند و حرف های انها را بدون اما و اگر تایید کردند. همکاری بخشی از سیاسیون با روحانیون باعث شده است که جوانان اعتماد کمتری نسبت به جریانات سیاسی داشته باشند.
زندگی انسانها بر اساس داد و ستد شکل گرفته است . گاهی این کالا فیزیکی است و گاهی هم معنوی است. سیاست هم بخشی از این کالاهای معنوی است که به جامعه عرضه میشود و جامعه برای رفع نیاز خود به آن مراجعه میکند. زمانی کالاهای خوب خریدار دارد و بعضی وقت ها کالاهای بنجل. متاسفانه الان در جامعه ما کالاهای بنجل خریداران بیشتری دارد، اما این باعث نمیشود که سیاست خوب تولید و ارائه نشود. مشکل اصلی در این شرایط این است که بخش زیادی از روشنفکران و افراد اگاه جامعه به خاطر بازار شلوغ پوپولیسم و شعارگرایی، کلاْ از سیاست دوری گزیده و یا سکوت اختیار کرده است و بخشی هم به خاطر عدم ارتباط گیری با نسل جوان در حال از بین رفتن هستند. چاره چیست؟
 
منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: