ایران در رقابت با ترکیه به باکو نزدیک می شود

جمهوری اسلامی در بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی با جنگ قره باغ روبرو شده است، توان هیچ اقدامی را که خود را بازیگر سیاسی و منطقه ای نشان دهد ندارد، بحران شدیدی اقتصادی....

 

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تنش در جنوب قفقاز بالا گرفت، راستگرایان ارمنستان که سال ها در آرزوی الحاق خودمختار قره باغ به خاک خود بودند فرصت را غنیمت شمرده با تبلیغات وسیع و گسترده ای به خاک آذربایجان حمله ور شدند، در اندک مدتی قره باغ و 7 ناحیه دیگر( 20 درصد ) را به تصرف در آوردند. آذربایجان در آشوب و بی ثباتی سیاسی به سر می برد و برخی از نیرو های ارتجاعی هم که سال ها در نهان به فکر حکومت اسلامی بودند وارد میدان سیاست شده با فرصت طلبی راه را برای ارتجاع هموار می کردند، جمهوری اسلامی ایران که همواره خواهان صدور انقلاب خود بود به فعالیت و همکاری با نیرو های ارتجاعی ادامه می داد، کمیته های امام در مناطق محروم برای کمک به نیازمندان افتتاح می شد و همزمان شکار جوانان بی بضاعت را ادامه می داد تا بتواند برخی از آنان را در حوزه های دینی آموزش دهد و با اهداف سیاسی به جمهوری آذربایجان بفرستد، در نتیجه خود را بازیگر منطقه ای و حامی آذربایجان نشان می داد و کمک هایی هم در ظاهر به آذربایجان می کرد، تا تشکیل گروه مینسک و برپایی ثبات سیاسی در آذربایجان این سیاست پیش رفت.

کار گروه ویژه سازمان همکاری و امنیت اروپا متشکل از ایالات متحده آمریکا، فدراسیون روسیه و فرانسه با نام گروه مینسک تشکیل شد تا زمینه صلح میان دو کشور را بر قرار سازد، در این راستا اولین قرارداد آتش بس میان آذربایجان و ارمنستان در سال 1994 در « بیشکک » بدون حضور ایران به امضاء رسید، در نتیجه جمهوری اسلامی ایران که خود را بازیگر در منطقه می دانست، سرخورده از معادلات سیاسی جدید در منطقه کنار گذارده شد وبا تثبیت موقعیت سیاسی در جمهوری لائیک آذربایجان و قراردادهای هنگفت نفتی و گازی با شرکت های بزرگ جهانی، فاصله سیاسی، بینشی و دیدگاهی بین تهران و باکو افزایش یافت، رشد سریع اقتصادی، هنری و اجتماعی از یک سو و نزدیکی به اسرائیل از سوی دیگر، تهران را به شدت آزرده و مایوس کرد تا جائیکه تهران به طور آشکار از ایروان ( ارمنستان ) و سیاست های نهاجمی آن حمایت کرد، در نتیجه  کمک های مالی، غذایی و انرژی به ارمنستان همراه با دیدار سران و مقامات دو کشور افزایش یافت و تفاهم نامه های بسیاری هم به امضاء رسید، همسو با آن کمک های تسلیحاتی و اقلام دیگر فدراسیون روسیه هم با استفاده از خاک و هوای ایران به ارمنستان ادامه یافت.

در همه این مدت زدوخورد های پراکنده و تبلیغات متقابل بین ارمنستان و آذربایجان ادامه یافت. تلاش دیپلوماتیک آذربایجان به صدور چهار قطعنامه ( 822، 853، 874، 884 ) از سوی سازمان ملل انجامید که از ارمنستان خواست تا اراضی اشغالی آذربایجان را تخلیه کند ولی ارمنستان به این قطعنامه ها عمل نکرد و واکنشی هم از خود نشان نداد، در این مدت با افزایش درآمد های نفتی موقعیت آذربایجان بهتر شد و توانست نیرو های نظامی خود را بازسازی کند و از اسرائیل، فدراسیون روسیه و کشور های دیگر اسلحه بخرد و از آموزش نظامی ترکیه هم بهره مند شود. ( بر اساس گزارش اسپوتنیک ارگان دولتی فدراسیون روسیه، بودجه دفاعی ارمنستان با 3 میلیون جمعیت یک میلیارد و385 میلیون دلار و بودجه دفاعی آذربایجان با 10 میلیون جمعیت دو میلیارد و 805 میلیون دلار است ).

با کاهش درآمد های نفتی از شتاب رشد اقتصادی آذربایجان کاسته شد و ارزش پول ملی ( مانات ) بیش از 100 درصد کاهش یافت و بر تعداد بیکاران افزوده شد و مخالفت با وضع موجود نه جنگ و نه صلح بالا گرفت و همزمان بار مالی بیش از یک میلیون آواره از مناطق جنگی که در کنترل ارمنستان بود بالاتر رفت. در نتیجه مردم شهر های بزرگ آذربایجان خواهان آن شدند که این آوارگان که بعد از این سال ها تعداد آنها افزایش هم یافته بود، به مناطق خود برگردند، فشار مردم بر دولت آذربایجان هر روز رو به افزایش بود که بتواند سرزمین های اشغالی خود را آزاد سازد و زمینه اسکان مجدد آوارگان را در آن مناطق فراهم آورد.

موقعیت اقتصادی ارمنستان که به کمک های خارجی وابسته بود به مراتب بدتر و تیره تر بود که این خود زمینه کودتا گونه پاشینیان را فراهم کرد و با یاری شرکای خارجی خود قدرت را با نمایش های خیابانی در دست گرفت، ولی با گذشت مدتی اوضاع اقتصادی بدتر شد و پاشینیان و شرکاء به این فکر افتادند تا افکار عمومی را از بحران داخلی به خارج معطوف دارند، در نتیجه با یک قدرت نمایی کاذب به منطقه مهم و استراتژیک « تووز » که گذرگاه نفت و گاز آذربایجان به خارج است حمله کردند ولی با مقاومت شدید آذربایجان روبرو شدند. در پی آن شرایط و افکار عمومی مردم دگرگون شد و دولت آذربایجان را بر آن داشت تا برای آزاد سازی مناطق دیگر اقدام نظامی را آغاز کند. در 27 سپتامبر جنگ بین دو کشور به مرحله جدیدی رسید، مردم آذربایجان یک صدا خواهان ادامه جنگ تا آزاد سازی قره باغ هستند، در این میان ترکیه با تمام توان نظامی و روانی از آذربایجان حمایت می کند. اردوغان از همان روز های نخست در همه سخنرانی ها و در جلسات هیئت دولت از آذربایجان تا پای جان دفاع کرد و به دنبال آن هلوسی آکار وزیر دفاع، مولود چاوش اوغلی وزیر امورخارجه با تمام توان از موضع آذربایجان دفاع کردند و همه کانال های تلویزیونی ترکیه ( ان تی وی، سی ان ان تورک، خبر گلوبال، تی آر تی و... ) برنامه های خود را به تجزیه و تحلیل جنگ قره باغ اختصاص دادند و در مناطق مختلف ترکیه پرچم آذربایجان به اهتزاز درآمد. مردم ترکیه هم یک دل و یک جان از آذربایجان دفاع کردند که این رفتار ترکیه تاثیر بسیار زیادی در روحیه سربازان آذربایجان گذاشت. الهام علیوف رئیس جمهور آذربایجان بار ها تکرار کرد که ما تنها نیستیم و ترکیه قدرتمند در کنار ماست.

دفاع همه جانبه ترکیه ( بویژه گفتار و رفتار اردوغان ) از آذربایجان محبوبیت ترکیه را نزد مردم آذربایجان به شدت افزایش داد، پهپاد های مسلح و موشک انداز ترکیه وارد عمل شدند و تعداد زیادی از تانک، نفربر و کامیون های نظامی ارمنستان را نابود کردند، الهام علیوف در گفتگو با یکی از کانال های تلوزیونی ترکیه گفت: تا کنون بیش از یک و نیم میلیارد دلار اسلحه و ادوات جنگی را یا نابود کردیم و یا به غنیمت گرفتیم و به پیشروی خود ادامه خواهیم داد. در این میان با تلاش لاوروف وزیر امور خارجه روسیه دوبار آتش بس اعلام شده که به مدت کوتاهی ادامه داشته و بار دیگر جنگ میان دو کشور شعله ور شده است، آذربایجان از حمله به داخل ارمنستان با توجه به پیمان دفاعی ( روسیه، ارمنستان، روسیه سفید، تاجیکستان، قزاقستان ) خوداری می کند ولی ارمنستان به مناطق مسکونی آذربایجان حمله موشکی و خمپاره ای می کند که تعدادی از آذربایجانی ها در این حملات جان باختند.

جمهوری اسلامی ایران در بدترین شرایط اقتصادی و اجتماعی با جنگ قره باغ روبرو شده است، توان هیچ اقدامی را که خود را بازیگر سیاسی و منطقه ای نشان دهد ندارد، بحران شدید اقتصادی که در روز های اخیر با قحطی و کمبود نان به اوج خود رسیده، رژیم را با خود درگیر کرده است، همراه با آن بحران سیاسی و ناتوانی دولت در مهار ویروس کرونا باعث شده است که هیچکدام از دولت های درگیر جنگ اهمیتی به خواسته های جواد ظریف ندهند و آن را جدی نگیرند، در این میان پیروزی های آذربایجان و حمایت جوانان آذربایجان جنوبی از آن، جمهوری اسلامی را به شدت نگران کرده تا جائیکه در رقابت با ترکیه موضع خود را به سرعت تغییر داده و به حمایت از آذربایجان برخاسته است، در این راستا مرز زمینی خود را با ارمنستان بطور موقت بسته تا مانع ورد کامیون های روسی به ارمنستان شود. شاید برای نخستین بار باشد که روحانی، ظریف و ولایتی مشاور رهبری یکصدا گفتند که باید ارمنستان از قلمرو اشغالی آذربایجان خارج شود و همزمان سید مهدی قریشی، سید محمد علی آل هاشم، سید حسن عاملی و علی خاتمی نمایندگان خامنه ای در استان های آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل و زنجان در 10 مهرماه طی بیانیه ای که به نظر خارج از اراده خامنه ای نبوده است گفتند: هیچ تردیدی نیست که قره باغ متعلق به آذربایجان است و در بخش دیگری از آن نظامیان کشته شده آذربایجان را شهدای بزرگ ملت آذربایجان خوانده علو درجات آنان را خواستار شدند. این تغییر رفتار رژیم نشانگر نگرانی و ترس از آینده و خیزش جوانانی است که از عملکرد آن در این سال ها بستوه آمده اند و با هر انگیزه ای می توانند به خیابان ها بریزند، از آن گذشته گسترش جنگ ممکن است به مرز های ایران برسد که ایران توان کنترل و مدیریت آن را در شرایط کنونی ندارد زیرا هیچگونه پایگاهی در بین مردم ندارد..

در چند روز آینده جیحون بایراموف وزیر امور خارجه آذربایجان و زهراب مناتسکانیان وزیر امور خارجه ارمنستان بار دیگر عازم مسکو خواهند شد که به نظر می رسد از همانجا به واشنگتن برای دیدار و گفتگو با پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا خواهند رفت تا زمینه آتش بس که بازهم شکننده خواهد بود، فراهم شود ولی به نظر نمی رسد تا تخلیه کامل ارمنستان از مناطق اشغالی آتش بس و یا صلحی پایدار برقرار شود زیرا منطقه قره باغ با منابع طبیعی و معادن طلا از اهمیت زیادی برخوردار است، رودخانه های پر آب و زیادی از کوه های آن جاری می شود که با سد سازی قادر به تولید برق و آبرسانی برای شرب و مصرف کشاورزی می شوند، با برپایی صلح همه مردم می توانند از نعمت های آن بهره مند شوند.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: