ترامپی کە بە یقین زیاد خواهد افتاد

مردم ایران بهتر است در مبارزە خود برای آیندەای روشن، عمدتا بە نیروی خود تکیە کنند تا بە دیگران. و آن دستە از مردم و نیروهائی کە فشار آمریکا را در این مسیر حیاتی می بینند و بە آن اهمیتی بیشتر از حد معمول می دهند از این اندیشە خود دست بردارند. مردم ایران تنها آن موقع می توانند از همراهی دیگران بگویند و بدان دلخوش باشند کە این همراهی همانند انقلاب بهمن ٥٧ در نتیجە توان و عمل خودشان باشد و نە صورت برعکس آن.
بە انتخابات ریاست جمهوری آمریکا وقت زیادی نماندەاست، انتخاباتی کە نتایج آن مثل همیشە بر ایران تاثیرات معین و مهم خود را خواهد داشت. طبق تمامی نظرسنجی ها ترامپ از بایدن بە نحو قابل توجهی عقب است و با توجە بە کارنامە بد او در مورد مواجهە با بحران کرونا، دو قطبی کردن بیش از پیش جامعە آمریکا، اعتراضات بی سابقە، بە انزواکشانیدن این کشور در عرصە بین المللی و غیرە بشدت گمان آن می رود کە ترامپ در این دور از رقابتها بیافتد و عرصە را بە رقیب خود واگذارکند.
 
واقعیت این است کە طیف مهمی از مردم ایران و از نیروهای مخالف رژیم، وجود رئیس جمهوری را در کاخ سفید می پسندند کە فشار حداکثری را بر جمهوری اسلامی اعمال کند. چنین نگاهی معتقد است کە اینگونە فشارها نهایتا منجر بە سقوط رژیم خواهدشد و راە تحول را در کشور بازخواهدکرد. اما آیا این فرضیەای درست است؟
 
قبل از هر چیز باید گفت کە در عمر چهل و چند سالە جمهوری اسلامی هیچگاە وجود هیچ رئیس جمهوری از دو طیف دمکرات و جمهوری خواە در آمریکا علیرغم اعمال همە فشارها منجر بە سقوط آن نشدەاست، و آنچە ما در تمامی این سالها شاهد بودەایم وجود فراز و نشیبهائی در سیاست خارجی بودەاست و بس کە گاە منجر بە تضعیف رژیم شدەاند و گاە تقویت آن (و در هر دو مورد در عرصە منطقەای). بنابراین در داستان معارضە میان دو دولت ایران و آمریکا، هیچگاە تعارضات میان آنها منجر بە تقویت قطعی طیف سرنگون طلب نشدەاست. بنابراین فشار خارجی الزاما بە معنای واردشدن رژیم در روند سرنگونی نیست. کمااینکە سرنگونی مولفەهائی دیگری می طلبد کە عمدتا از جنس داخلی اند و نە خارجی.
 
و اما مشخصا در مورد ترامپ و سیاستهایش در مقابل جمهوری اسلامی باید گفت کە او هم درست در چارچوب همان منطق ارائە شدە قرار می گیرد. سیاستهای او بنوعی منجر بە تضیعف توان رژیم در منطقە شدەاست، اما منجر بە عقب نشینی آن نشدەاست. هم چنین در عرصە داخلی علیرغم تحریمهای کمرشکن نە تنها ماشین سرکوب حاکمیت تضعیف نشدە و جنبش سرنگون طلبی تقویت نیافتەاست، بلکە جوی را فراهم آوردە کە طبق معمول همین مردم در انتظاراند ضربە نهائی توسط همان دولت خارجی کە فشار را اعمال کردەاست، وارد شود!
 
بە گفتە دیگر در شرایط تحریمها، کشور تا کنون بە سمت اعتراضات سرنگونی طلبانە هدایت نشدە و علیرغم رهنمودها و فراخوانهای بخشی از نیروهای اپوزیسیون این امر متحقق نشدەاست.
 
پس می توان نتیجە گرفت کە میان تشدید فشار خارجی از یک طرف و نضج گرفتن جنبشهای داخلی از طرف دیگر نە تنها الزاما رابطە مستقیم در شکل مثبت آن وجود ندارد، بلکە این رابطە می تواند منفی هم باشد، یعنی فشار خارجی حتی می تواند تحت شرایط معینی تاثیر مخرب بر مبارزات مردم علیە نظام حاکم هم داشتەباشد. و این تاثیر منفی آنجا خود را نشان می دهد کە در شرایط برجستەشدن خطر دشمن خارجی و فعال شدن بیش از پیش نیروهای نظامی و امنیتی چنان جوی بوجود می آید کە مردم نە از لحاظ ذهنی و نە از لحاظ شرایط عینی امکان قیام را نداشتە باشند. واقعیت این است کە تحریمهای ترامپ فراتر از جمهوری اسلامی بیشتر بە مردم ایران ضربە زدە و آنان را در تنگنای تلاش برای بدست آوردن لقمە نانی بە بدترین موقعیت موجود راندەاست. موقعیتی کە در آن نان بر مبارزە ارجحیت یافتەاست.
 
علاوە بر این فشارهای آمریکا بر ایران در غیاب کشورهای دیگر جهان صورت می گیرد، و همین باعث می شود کە حتی از لحاظ بین المللی هم شرایط برای تغییر رژیم در ایران فراهم نشود و رژیم بعلت همدلی و همراهی مستقیم و غیرمستقیم کشورهای دیگر، احساس امنیت بیشتری داشتەباشد. کمااینکە شکستهای مشخص آمریکا در شورای امنیت و سازمان ملل بە تقویت روحیە آن هم کمک کردەاست.
 
بنابراین شکست ترامپ در انتخابات پیش روی ایالات متحدە بیش از آنکە بە نفع جمهوری اسلامی باشد بە نفع مردم ایران است، زیرا کسی از قدرت می افتد کە از طریق زدن نان مردم در صدد بود آنان را بە قیامی بکشاند کە از سر استیصال بود و نە از سر اعتماد و امید بە آیندە. قیامی کە نە تنها متحقق نشد بلکە فاصلە زمانی میان آنها نیز این بار بیشتر شد.
 
بە نظر می رسد مردم ایران بهتر است در مبارزە خود برای آیندەای روشن، عمدتا بە نیروی خود تکیە کنند تا بە دیگران. و آن دستە از مردم و نیروهائی کە فشار آمریکا را در این مسیر حیاتی می بینند و بە آن اهمیتی بیشتر از حد معمول می دهند از این اندیشە خود دست بردارند. مردم ایران تنها آن موقع می توانند از همراهی دیگران بگویند و بدان دلخوش باشند کە این همراهی همانند انقلاب بهمن ٥٧ در نتیجە توان و عمل خودشان باشد و نە صورت برعکس آن.
 
 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: