الکساندر دوگین، و پلاتفرم همکاری در منطقه ی قفقاز

بنظرم قره باغ در این مورد الگویی بوجود آورد. ترکیه و روسیه بدون محصور ماندن در تفاوت های فکری شان، در نتیجه حرکت هماهنگ تاثیرات مثبت آنرا دیدند. در عین حال، منافع ملی مان را نیز حفظ کردیم. زیرا آذربایجان در اینجا طرف مسبب جنگ نبود، بلکه متحد مشترک ما بود. باکو، هم روابط اتحاد با مسکو و هم روابط اتحاد نزدیک با آنکارا را دنبال می کند. آذربایجان در این مورد برای ما یک الگو بوجود آورد.

ترجمه:  علی  قره جه لو

 18 ژانویه 2021

مقدمه،  الکساندر دوگین، استراتژیست و از رهبران و بنیانگذاران "جنبش یورواسیا" در روسیه است.  نظرات دوگین و جنبش یورواسیا در شکل دادن به سیاست خارجی روسیه بسیار موثر است.  دوگین در مصاحبه اخیر خود با روزنامه "آیدینلیک" ترکیه، به سوالات مختلف مصاحبه گر (تئومان علی لی) در رابطه با مسائل خاورمیانه، تنش در شرق مدیترانه، قبرس، قفقاز، انتخابات آمریکا و پیامدهای آن .. بویژه روابط روسیه - ترکیه پاسخ های جامعی داده است.  ما،  نظرات و پاسخ های دوگین به دو سوال (تنش در شرق مدیترانه و  پیامدهای جنگ قره باغ) را با تلخیص در اختیار خوانندگان قرار می دهیم.  این نظرات برخلاف تبلیغات رسانه های عمده غرب نئو لیبرال و گلوبالیست های آمریکا و اروپا، تحولات جهانی و منطقه ای را از بعدی دیگر، از منظر منافع کشورهای منطقه توضیح می دهد.

تئومان علی لی:  ما شاهد مانورهای نظامی جبهه ی آتلانتیک در دریای سفید (مدیترانه) و دریای سیاه هستیم.  آیا امکان مانور نظامی مشترک ترکیه، روسیه، ایران و چین در منطقه وجود دارد.  در کوتاه مدت چنین امکانی وجود دارد؟

الکساندر دوگین:  قطعا وجود دارد.  در مسیر ایجاد دنیای چند قطبی، ما باید آماده ی اتحادهای نظامی چند قطبی نیز باشیم.  برای تامین امنیت ملی مان، و تهدیدهای محتمل ترور در منطقه، در دریای سیاه، قفقاز، شاید جنوب قفقاز، در خاور میانه، و شرق مدیترانه، به مانورهای نظامی مشترک نیاز داریم.  شرق دریای مدیترانه از جنبه امنیت ملی ترکیه دارای اهمیت زیادی است، ولی، روسیه هم جزوی از تحولاتی است که دراین منطقه روی می دهد.  در سوریه، لیبی، درعراق و حتی در لبنان.  در این منطقه از جهان، منافع ملی روسیه با منافع ملی ترکیه، عموما منطبق است. و این، عنصری از تقویت دنیای چند قطبی بشمار می رود.  زیرا، هم ترکیه و هم روسیه در این منطقه بوده و بزدودن تاثیرات جبهه آتلانتیک و تقویت  استقلال آکتور های  منطقه ائی در مقابل قدرت های جهانی غرب، اهمیت می دهند.

ترکیه، آکتوری که با تکیه به قدرت نظامی و سیاسی خود بلحاظ استراتژیک و ژئوپولیتیک قادر به حل مشکلات و اختلافات منطقه ای است، با کارشکنی  قدرت های منطقه ائی غرب که سعی دارند این روند را به شکست بکشانند، مواجه است.   این، طرح آنها در مقابل ترکیه است.  زیرا غرب، آمریکا، اروپا، فرانسه می خواهند موجودیت ترکیه در شرق مدیترانه را برطرف کنند.  (1)   آنها در عین حال در این منطقه نیز قصد دارند تا چند قطبی شدن را نابود سازند.  وضعیت ترکیه در شرق مدیترانه، تقویت موقعیت استراتژیک نظامی اش، برای مقابله با فشارهای دنیای تک قطبی گلوبال، روسیه را در خصوص حمایت از ترکیه تشویق می کند.  در این خصوص، روسیه برای حمایت از ترکیه، تمامی دلایل لازم را دارد.  از طرف دیگر، بنظرم ترکیه نیز باید منافع ملی و حساسیت های روسیه در دریای سیاه، و اینکه ما نمی توانیم به ناتو اجازه پرواز در دریای سیاه بدهیم را، درک کند.   موجودیت ترکیه در دریای سیاه تماما حق و مشروع است.  موجودیت ترکیه بعنوان یک نیروی نظامی در دریای سیاه نیز تماما مشروع است.  ولی نه بعنوان یک کشورعضو ناتو، بلکه بعنوان یک کشور مستقل، و در محور دنیای چند قطبی.  یک چیز را باید قطعا قبول کنیم.  اینکه ترکیه می تواند با هر وسیله ائی در دریای سیاه حضور نظامی داشته باشد.  فقط ما نمی توانیم موجودیت ناتو را در دریای سیاه قبول کنیم.  این دو، تماما از یک دیگر فرق دارند.  زیرا در اینجا تمام تلاش های مشترکمان این است که تعادل قوا را در جهت تقویت دنیای چند قطبی تقویت کنیم.  این در یک معنی قانون آینده است.  برای تاسیس دنیای چند قطبی، دنیای تک قطبی را باید سرنگون کنیم.  نتیجه منطقی تاسیس دنیای چند قطبی همین است.  ....

بنظرم قره باغ در این مورد الگویی بوجود آورد.  ترکیه و روسیه بدون محصور ماندن در تفاوت های فکری شان، در نتیجه حرکت هماهنگ تاثیرات مثبت آنرا دیدند.  در عین حال، منافع ملی مان را نیز حفظ کردیم.  زیرا آذربایجان در اینجا طرف مسبب جنگ نبود، بلکه متحد مشترک ما بود.  باکو، هم روابط اتحاد با مسکو و هم روابط اتحاد نزدیک با آنکارا را دنبال می کند.  آذربایجان در این مورد برای ما یک الگو بوجود آورد.  نشان داد که روابط ترکیه - روسیه در آینده چگونه بشکل مثبتی توسعه و تعمیق خواهد یافت.  آذربایجان در این خصوص آینده را بما نشان می دهد.  من در نگاه به آینده اصرار دارم.  آذربایجان آینده است .  آذربایجان بما نشان می دهد که روابط ما در آینده چگونه باید باشد.  من در این آینده احتمال روابط مثبت بین روسیه و قبرس شمالی و توسعه آنرا می بینم.  در عین روابط بین ترکیه و "دن باس" (Don bass) و "ترانس دنیستر"  (Transdenister)  روابط مستقیم  بین روسیه و  کریمه را نیز تقویت خواهد کرد.  زیرا، کربمه برای ترکیه  جغرافیای بیگانه نیست و موجودیت ترکیه در کریمه، موجودیتی است که بخشی از ژئوپولیتیک ترکیه بوده و در تاریخ آن جای دارد.  روسیه  توسعه روابط دوستانه ترکیه با این مناطق را مد نظر داشته و معتقد است که در این جهت نباید مانعی ایجاد کند.  اینرا من می فهمم، ولی شما هم باید درک کنید که کریمه شمالی بخشی از روسیه است.  (2)

تئومان علی لی:  پروفسور دوگین، رئیس جمهور اردوغان، به ضرورت تاسیس پلاتفرمی در قفقاز اشاره کرد که شامل ترکیه، روسیه، ایران، آذربایجان، گرجستان، و در صورت امکان ارمنستان می شود.  نظر شما در این مورد چیست،  چنین پلاتفرمی تشکیل می شود، اهمیت و نفع آن چیست؟

الکساندر دوگین:  بنظرم این پلاتفرم قدم مثبتی بسمت آینده است.  ما احتیاج داریم که وضعیت اینجا را دوباره نظم و نظام دهیم.  نه تنها نسبت به الگوهای لحظه کنونی، بلکه با نگاه به الگوهایی که در آینده نیز ما را تحت تاثیر قرار خواهد داد.  آینده یک نیروی مثبت است.  انتالوژی آینده این است.  "آینده" دارای نوعی موجودیت است.  پلاتفرم پیشنهادی اردوغان بعنوان انتلوژیک در جهت مثبت آینده جای دارد.  من بطور قطع به اهمیت و مفید بودن این پروژه باور دارم، آنرا واقع بینانه، پایدار و مثبت ارزیابی می کنم، و به جایگاه آن در تاسیس دنیای چند قطبی باور دارم.  آنچه که ما باید قبل از همه در این منطقه بدان توجه داشته باشیم این است که غرب را بیرون از معادلات منطقه قرار دهیم.  مهم ترین ویژگی این پلاتفرم نیز در همین جا نهفته است.  تاثیر آنها در منطقه را باید به صفر رساند.  در اینجا، تاثیر بروکسل، واشنگتن، ناتو، پاریس، برلین  باید به صفر برسد، که برای تحقق پلاتفرم پیش شرط محسوب می شود.  اگر پلاتفرم قابل تحققی می خواهیم، در مورد بیرون نگه داشتن غرب از منطقه باید هم فکر باشیم.  زیرا آنها همه چیز را می توانند تخریب کنند، آنهم از همان ابتدا.  آنها باید تماما بیرون گذاشته شوند.   قبل از همه، این مسئله، مسئله غرب نیست، بلکه مسئله ماست.  در این صورت، این پلاتفرم کارکرد خواهد داشت.  از این جهت این پلاتفرم باید بسیار جدی تلقی شود.  در اینجا، شاهد هستیم که روسیه، ترکیه و ایران سه کشور نیرومند منطقه هستند.  در اینجا ارتودوکسیسم  را  روسیه، اسلام سنی - ترک را آنکارا، و دنیای شیعه را ایران نمایندگی می کند.  نه بطور ساده سه کشور، بلکه در معنای مدنیت متمایز آنها.  در خصوص آذربایجان ما می بینیم که آذربایجان با هرسه کشور روابط نزدیک دارد.  آذربایجان دراصل، بخشی از ایران، بخش شمال ایران بود.  وقتی به مردم آذربایجان نگاه می کنیم، اکثریت مردم آذربایجان از ترک ها تشکیل شده است، و با ترکیه دارای پیوند های عمیق فرهنگی، تاریخی، روحی است.  درعین حال آذربایجان، بخشی از امپراتوری روسیه و اتحاد شوروی نیز بوده است.  یعنی بخشی از سه دنیا و سه مدنیت.  بخشی از ارتودوکس ها، سنی ها و شیعه ها، ترکیبی از آنها.  از این منظر، آذربایجان آینده است، انعکاس آینده است.  اگر به گرجستان نظر کنیم، بودن گرجستان بعنوان منطقه ای که تحت تاثیر غرب است، یک چیز کاملا غیرعادی است.  از لحاظ فرهنگی غیر قابل توضیح است.  از لحاظ تاریخی دیوانگی است.  ما در این منطقه باید با حمایت از استقلال گرجستان، هویت مستقل گرجستان، هویت ارتودوکس - مسیحی و گرجی آنرا به آن بازگردانیم.  نه بعنوان پیاده نظام غرب و اسب ترووای غرب.  کشوری مستقل، دارای حاکمیت و یک نیروی مسیحی که در عین حال بخشی از امپراتوری های ایران، ترکیه و روسیه بوده است.  و باید این واقعیت را نیز قبول کنیم که گرجستان مانند دیگر کشورهای جنوب قفقاز دارای اهمیت بسیاری است.  ما باید بعنوان کشورهای ایران، ترکیه و روسیه روابط خود با گرجستان را توسعه دهیم.  ما باید به گرجستان بطور مثبت نزدیک شویم، بخاطر حفظ استقلال، امنیت و رفاه اقتصادی موثر آن.  گرجستان به ما احتیاج دارد.  اگر مشکلات گذشته را کنار بگذاریم، خواهیم دید که گرجستان نیز مانند آذربایجان کشور آینده است.  همچنانکه رئیس جمهور اردوغان گفت، پیوستن گرجستان بعنوان یک کشور کلیدی به پلاتفرم، ضروری است.  ولی، بطور قطع، ارمنستان را نیز باید به این پلاتفرم داخل کنیم.  ارمنی ها همیشه در این منطقه زندگی کرده اند، در بخشی از آناتولی، در قفقاز ... همان تاثیرات شامل حال ارمنی ها نیز می شود.  آنها بخشی از ایران، ترکیه و روسیه بوده اند. آنها در داخل امپراتوری عثمانی جای گرفته و ملت خاص خود هستند.  ارمنی ها ارتدوکس نیستند، ولی ملیت و دین خاص خود را دارند.  ما باید ارمنی ها را قانع کنیم که آنها اسب ترووای روسیه نیستند.  اسب ترووای غرب هم نیستند  ارمنستان باید مال ارمنی ها باشد.  ارمنستان بعنوان یکی از قدرت های مستقل منطقه باید در کنار کشورهای آینده جای گیرد، مانند دو کشور بزرگ جنوب قفقاز.  ارمنی ها با تهدید و شانتاژ اقناع نمی شوند، ولی اگر بعنوان بک کشور مستقل تلقی شوند، اقناع می شوند. آنوقت در جنوب قفقاز، بدون اینکه یکی از آکتورهای منطقه بیرون از پلاتفرم مانده باشد، می شود پلاتفرم را تاسیس کرد.  هیچکدام از خلق ها، کشورها و مدنیت هایی که متعلق به این منطقه هستند، نباید کنار گذاشت.  نام بردن اردوغان از ارمنستان بعنوان کشوری که باید جزو کشورهای پلاتفرم باشد، برخورد بسیار دوراندیشانه ای است.  ارمنستان تنها با پیوستن به این پلاتفرم می تواند، مشکلات اقتصادی، استراتژیک، سیاسی خود را  حل کند.  در خارج از این پلاتفرم، ارمنستان شانسی ندارد، و حل مسائل ارمنستان نیز ممکن نیست.  ما نمی توانیم اجازه دهیم که ارمنستان نیز مانند دوران "ساکاشویلی"{در گرجستان} تحت سلطه قرار گیرد.  ما باید کمک کنیم تا ارمنستان موقعیت و هویت جمعی خود را بازیابد.  (3)  شاید مسائل منطقه ای را دوباره باید بازنگری کنیم.  شاید مانند امروز، در مورد مرزهای ملی دولتی اینقدر هم نباید مصر باشیم.  مطالبات انسان ها را نیز باید در نظر داشت، نه فقط منافع دولت ها را، در بعد منطقه ای، در بعد انسان ها، در بعد مدنیت ها باید به مسائل اهمیت داد.  صرفا نباید از دیدگاه دولت - ملت ها به مسئله نگاه کرد.  دولت های ملی، دولت - ملت ها همیشه می توانند تغییر کنند.  ما باید باور کنیم که آینده وسیع تر و عمیق تر است و بیشترش را به ما عرضه می کند.  نتیجه اینکه ارمنستان بایستی در چهارچوب پلاتفرم، و  کشورهای غرب بیرون پلاتفرم بمانند.  این شرط تحقق پلاتفرم است.  من یکی از طرفداران پر وپا قرص پروژه  پلاتفرم اردوغان هستم، زیرا این پروژه در رابطه با آینده است.  بدون این پلاتفرم ما نمی توانیم آینده را شکل دهیم.  ما باید پراکندگی متقابل قدرت، و منافع متقابل را بازنگری کرده و پلاتفرم را تاسیس کنیم.  بعد از توافق در اصول و پرنسیپ ها می توانیم روی جزئیات متمرکز شویم.

توضیحات مترجم:

(1)  ترکیه در شرق مدیترانه دارای طولانی ترین ساحل است (1800 کیلومتر)، و طبق اصول و موازین حقوقی (حقوق دریایی) حق استفاده از منایع دریایی و زیر دریایی (منابع سرشار نفت و گاز) را دارد.  اصول پیشنهادی ترکیه به کشورهایی که دارای ساحل در شرق مدیترانه هستند ساده و روشن و منطبق با قوانین موضوعه در این زمینه است.  بدین معنی که، تنها کشورهایی که در شرق مدیترانه ساحل دارند حق استفاده (اکتشاف، استخراج و بهره برداری و صدور) این منایع را دارند.  تنها کشورهای منطقه ای با توافق بین خود و تقسیم عادلانه این ثروت ها می توانند از آن بهره مند شوند.  یعنی کشورهای یونان، ترکیه، لبنان، سوریه، اسرائیل، مصر، لیبی، قبرس شمالی و جنوبی.  یونان با پشتگرمی آمریکا و فرانسه و کشاندن پای آنها به منطقه و اقدام به مانورهای دریایی مشترک با آمریکا، فرانسه، اسرائیل، مصر امارات متحده علیه ترکیه، نهایتا قصد تحدید و محروم کردن ترکیه از منابع زیر دریایی، و دفاع از حقوق و منافع مشروع خود را دارد.  عکس العمل ترکیه را رسانه های غرب بعنوان "توسعه طلبی ترکیه"، "سیاست نئو عثمانی" اردوغان جا زده، افکار عمومی جهان را از ماهیت رقابت و کشمکش بر سر منابع نفت و گاز منطقه منحرف می کنند.  در حالی که نه آمریکا و نه فرانسه ساحل دریایی در شرق مدیترانه ندارند و از هزاران کیلومتر دورتر، منطقه را جزو حوزه نفوذ و منافع خود تلقی می کنند.  شرکت های بزرگ نفتی آمریکا و اروپا پشت یونان پنهان شده و مدام یونان را علیه ترکیه تحریک و به بهانه حمایت از منافع یونان، خود را برای تصاحب و غارت منابع نفت و گاز مدیترانه آماده می کنند.  تاسیس پایگاه های جدید آمریکا و فرانسه در قبرس جنوبی نیز چیزی جز بازداشتن ترکیه از ادعای های مشروع خود نیست.

(2)  دوگین در واقع پیشنهاد می کند، از آنجائی که  روسیه روابط دوستی خود با قبرس شمالی را توسعه می دهد، ترکیه نیز می تواند به توسعه روابط دوستانه با کریمه، دن باس، و دنیستیر (در اوکرائین و مولداوی) مبادرت ورزد.  چرا که توسعه روابط متقابل، نهایتا می تواند به شناسائی کریمه توسط ترکیه و قبرس شمالی توسط روسیه بیانجامد، که در این صورت تحریکات و مداخلات غرب در این مناطق خنثی خواهد شد.

(3)   این واقعیت را "ژیرایر لیپاریتیان" نیز بدرستی مورد تاکید قرار داده است.   مشاور سیاسی اولین رئیس جمهور ارمنستان (لوون تر پتروسیان)، "ژیرایر لیپاریتیان"  Zhirayar Liparityan که جزو هیئت مذاکره کننده ارمنستان در سالهای 1990 نیز بود، بعد از شکست ارمنستان در جنگ قره باغ با انتقاد از حکومت پاشینیان، به ارمنستان توصیه کرد:  "ارمنستان به حکومتی نیاز دارد که همسایگان خود را دشمن تلقی نکند.  ارمنستان باید روابط خود با آذربایجان و ترکیه را عادی سازی کند.  ارمنستان باید با همه کشورهای منطقه روابط خود را عادی سازد.  زیرا امنیت ارمنستان از این طریق قابل حصول است.  اگر وضعیت موجود ادامه پیدا کند، نفرت و ترس غلیه خواهد کرد.  اگر این دو احساس مورد کنکاش قرار نگیرد، به اساس استراتژی ارمنستان تبدیل خواهد شد.  ایجاد روابط با همسایگان، گفتگوی مستقیم  با آذربایجان و ترکیه، یاد گرفتن درک همسایگان، و اینکه چرا آنها به چیزی "نه" می گویند، باید مورد ادراک قرار گیرد.  این موضع خصمانه نیست.  رابطه با همسایگان، درک مسائل آنها سبب ایجاد اعتماد خواهد شد.  در غیراین صورت، معتقدم که باید چمدان ها را بسته و بجای دیگری نقل مکان کنیم".

https://aydinlik.com.tr/haber/alexandr-dugin-aydinlik-a-konustu-kuzeyde-rusya-guneyde-turkiye-

227901

https://aydinlik.com.tr/haber/ermenistan-in-ilk-cu...

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: