به هادی خرسندی و دیگرانی که به جمهوری اسلامی از اول یا بعدا «نه» گفته اند

کسانی که به جمهوری اسلامی «نه» نمیگویید و میگویید قبلا نه تان را گفته اید و میگویید این کار دوباره کاری است. خب دوباره کاری باشد. اشکالی دارد؟ چیزی از شما کم میشود؟ در این 40 ساله کم دوباره کاری کرده اید؟ وقتی جلوی سفارت جمهوری اسلامی تظاهرات کردید به همان یک بار که مرگ بر جمهوری اسلامی گفتید بسنده کردید یا هزار بار تکرار کردید و عاقبت خسته شدید رفتید پی کارتان؟ شما هدف رضاپهلوی یا دیگرانی مانند من که میگوییم نه به جمهوری اسلامی را واقعا درک نمی کنید؟ پس خوب گوش کنید تا برای تان شرح بدهم.

 

شماها که میگویید چند سال پیش به جمهوری اسلامی نه گفتید. اگر این امتیاز است، اگر نشان هوشمندی است، خب رضاپهلوی از هنگامی که به قانون اساسی سوگند یاد کرد زودتر از شما به رژیم نه گفت. پس لطف کنید نزد او که در این نه گفتن پیش کسوت است لنگ بیاندازید. شماها که در این اپوزسیون مطرح و صاحبنظر هستید. این گردن من گرو که همه تان به جمهوری اسلامی رای آری دادید. شماها کی به جمهوری اسلامی «نه» نگفتید؟ این عمه من بود که از اصلاح طلبان و خاتمی حمایت کرد و رفت جلوی سفارت و کنسولگری به اصلاح طلبان رای داد؟ همین شماها که امروز رضا پهلوی و دیگران را بخاطر نه به جمهوری اسلامی شماتت میکنید؟ این جمهوری اسلامی بود که به شماها «نه» گفت نه برعکس! این جمهوری اسلامی بود که تا پشت دروازه های ایران دنبال تان کرد و کشته و زخمی دادید و باسن زخمی و اردنگ خورده تان را به خارج کشیدید و 40 سال است دارید زخمهای تان را می لیسید و باز تا سیرک انتخابات رژیم براه میافتد عزا میگیرید که رای بدهم یا ندهم. شماها دیگر از رای نه به جمهوری اسلامی انتقاد نکنید لدفا! شما هنوز هم معلوم نیست که رای نه به جمهوری اسلامی داده باشید. برای امتحان کافیست رژیم کروبی و موسوی را دوباره بیاندازد به میدان آنوقت معلوم میشود که کی به جمهوری اسلامی نه گفته یا آری گفته! 

حرکت  نه به جمهوری اسلامی بخاطر حمایت از این حرکت که در ایران آغاز شده صورت گرفته است و هدف آن نیرو بخشی و پشتیبانی از نیروی مخالف و یا برانداز در داخل کشور است. هدف روحیه دادن به آنهاست. اگرنه کسی مدعی نیست که تازه از خواب بیدار شده و خوابنما شده که نه بگوید. 

 و اما آقای خرسندی! شما اهل سیاست نیستی برادر!  آدم سیاسی باید یک فکر سیاسی، یک ایده سیاسی، یک وضعیتی را مطلوب بداند و آنرا دنبال کند. نظریات سیاسی اش را نیز در کنار طنز هایش مطرح کند. معلوم نیست تو مجاهدی؟ جمهوریخواهی؟ اصولگرایی؟ اصلاح طلب که البته هستی! در این 42 سال حتا یک مقاله جدی از تو ندیده ام. تو فاقد درک سیاسی برای تجزیه و تحلیل مسائل هستی لذا طنز ات را پیرامون همان مقوله نم نمک گاهی سلام گاهی هلو نگه دار سنگین تری برادر. بله.. امروز شاهزاده رضاپهلوی یک تابلو نه به جمهوری اسلامی جلوی خودش گرفت و عکس انداخت. حالا تو میخوای بگی حرف تازه ای نیست. بله نیازی نیست تو یاد آوری کنی خودش میداند. درست همان موقع که تو برای امامت خوش رقصی میکردی او به جمهوری اسلامی نه گفت. خوش رقصی ات را همان زمان در روزنامه های ایران خواندم. به این ترتیب که خمینی در پاریس گفته بود این محمدرضا باید برود و وقتی به ایران آمد دوباره گفت این محمدرضا باید به ایران برگرده و محاکمه بشه،  و شما آقای خرسندی برای امامت اینجور خوش رقصی کردی که از قول محمدرضاشاه جوک ساختی نقل به مضمون: «ما محمدرضاپهلوی شاه ایران تکلیف مان را نمیدانیم. یک روز میگویید ما برویم و حالا میگویید ما بیاییم! بالاخر تکلیف مان را روشن کنید». و این خوشمزگی تان را البته روزنامه های ایران چاپ کردند. حالا اگر تو با اصل سرنگونی رژیم پیشین مشکلی نداشتی و هرگز هم به جمهوری اسلامی نه نگفتی (اگر گفتی نشان بده). اگر جایی در تظاهرات ضد رژیم شرکت کردی نشان بده! کسی تو را جایی ندیده!  اما دیگر مبارزان با مبارزه شان، با به خطر انداختن جان شان و با جان دادن شان به رژیم نه گفتند. اما شما آقای خرسندی در این سالها حتا عدد و رقمی نبودی و نیشی نداشتی که به جان رژیم اسلامی بنشیند و مثل فرخزاد قابل ترور باشی. به اندازه رضافاضلی نبودی که پسرش را تروریستهای اسلامی کشتند. طنزهای تو اصلا قابل مقایسه با شاعر شیرازی «هالو» نیست که در لای دندانهای کفتاری مثل جمهوری اسلامی طنز تلخ خود را میگوید. نوشته های تو بیشتر مزه پرانی است تا طنز. چیزی را حل نمیکند. راهی را نشان نمیدهد. کنار معرکه نشسته ای و هرازگاهی تکه ای میاندازی و (خنده حضار) و از میان اهل سیاست  دیواری هم کوتاه تر از شاه و پسرش پیدا نکرده ای. دیگران یعنی عیبی ندارند؟ چیزی نبوده که مایه دست انداختن شود؟  و البته که توسط مخالفان پهلوی ها همواره تحویل گرفته شده ای و ماشالا ایشالا به دمبت بسته اند برای همین ضدیت ات با پهلوی های خدمتگذار به میهن است. در این سالها کسی از تو چیزی نیاموخت. یعنی چیزی بلد نیستی که کسی از تو بیاموزد. از جمله سیاست نمیدانی. لذا از این پس هرگاه ببینم از این مزه ها میپرانی برایت درس سیاست میگذارم. بنشین و تلمذ کن حرف یاد بگیر. سیاست یاد بگیر چندتا کتاب هم در مورد سیاست بخوانی بد نیست چون مشخص است که چیزی بارت نیست و آثار سیاسی و تاریخ معاصر را مطالعه نکرده ای.

دلیل اینکه رضاپهلوی آن عکس را انداخته، همانگونه که گفتم، این نیست که خوابنما شده باشد و بخواهد حالا به جمهوری اسلامی نه بگوید. او 42 سال قبل نه خود را گفت. رضا پهلوی امروز در حمایت از کسانی آن عکس را انداخت که زمانی به جمهوری اسلامی آری گفته بودند و تا امروز امکان علنی کردن «نه به جمهوری اسلامی» برای شان مهیا نبوده. رضاپهلوی و دیگرانی که این حمایت را کرده اند همه سالهاست که به جمهوری اسلامی «نه» گفته اند. این یک امر تبلیغاتی است و کمک به مبارزان داخل کشور.  اما شما آقای خرسندی به جمهوری اسلامی هرگز نه نگفته ای! انتقاد هم نکرده ای، مزه پرانده ای، جوک گفتی که آخوندها هم خواندند و خندیدند. مرسی. ولی خودت رو قاطی کار بزرگتر ها نکن. بگذار این مطلب تو را با یک مطلب از هفته نامه توفیق مقایسه کنم. وقتی جشنهای 2500 ساله بر گزار شد، توفیق در جایی نوشت «کورش آسوده بخواب که نخودلوبیا جفتی سی شی!» و برای همین توفیق برای مدتی توقیف شد. بنظر تو آیا آن نوشته توفیق به شوخی میماند؟ آیا درست است که به نام طنز هر چیزی را مسخره کنیم؟ توفیق نمیتوانست مثل سایر طنزها و انتقاداتش از گرانی سخن بگوید؟ حتما باید آن جمله معروف پادشاه را به مسخره بگیرد؟ آنهم به ناحق؟ آیا واقعا وضع تغذیه مردم آنچنان اسفناک بود که لودگی مسخره « نخودلوبیا جفتی سی شی» توجیه شود؟ آیا طنز نویس فقط یک دلقک است یا باید مسئولیت هم سرش بشود؟ همین امروز هم با وجود همه کمبودها در جمهوری اسلامی عقیده ندارم که نخود لوبیا جفتی سی شی است. چه برسد در زمان شاهی که روی ارزاق سوبسید وجود داشت و به فراوانی و ارزانی در دسترس مردم بود.
اگر رضاپهلوی آن سوگند را هم نمیخورد، اگر امروز از خواب بیدار میشد و در کنار کسانی قرار میگرفت که پس از 42 سال از داخل این حرکت را آغاز کرده اند، بازهم کار درستی میکرد. به نظر من اگر کسی وجدان سیاسی و درک سیاسی از اوضاع روز داشته باشد لازم است که برای حمایت از آنها که در داخل ایران هستند تابلویی بدست عکسی بیاندازد و بگوید نه به جمهوری اسلامی. البته به شما آقای خرسندی که زیاد به سیاست وارد نیستی حرجی نیست. تعجبم از کسانی است که عمری را در سیاست گذرانده اند و مانند مبتدیانی مثل تو در سیاست همین اشکال را میگیرند که ما 40 سال است به جمهوری اسلامی نه گفته ایم چرا حالا بگیم! همانگونه که گفتم، این خمینی بود که به شماها گفت «نه»! گفت بگذارید این ها بروند ما نیازی به اینها نداریم.   مشکل همه شماها که این نه گفتن را به تمسخر میگیرید این است که نمیخواهید در حرکتی حضور داشته باشید که ابتکار شروع آن از آن خودتان نیست!  و بار اولی هم نیست که این برخورد را با امری که خودتان مبتکر آن نبودید می کنید. 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: