آیا دیکتاتورها می توانند شکل انتقال قدرت را تعیین کنند!؟

در یک «میلینگ لیست» متعلق به چپ دمکرات ،بحثی در باره اوضاع سوریه ، سناریوهای غرب ، طرح خاورمیانه بزرگ ، هلال شیعه ، نقش ترکیه در جهان اسلام ، نقش و مواضع اخوان المسلمین در بهار عربی ، نقش قطر و عربستان در تحولات سوریه و انتظار بخشی از ایرانیان که برای سقوط بشار اسد روز شماری می کنند و...... در همین بحث ها نقش دیکتاتورها در انتقال قدرت سیاسی و شکل مبازره اپوزیسیون مورد نقد دوستم حجت نارنجی قرار گرفت .او برایم نوشت:

 انتقال قدرت به عوامیل متعددی  بستگی دارد : 1_ نگرش اپوزیسیون برای کسب  قدرت سیاسی 2_ چالش کشور با همسایگان و بلوک بندی های جهانی 2_ میزان کمک ونحوه  دخالت خارجی ها 3 _ وزن و نقش رهبری در  اپوزیسیون به لحاظ انسجام ، یا تفرقه و پراگندگی   4_ میزان نهاد های مدنی و...5_ سطح سیاسی و فرهنگ  مبارزاتی  مردم  و....  که  همانطور که در بالا گفته شد ، هوشیاری  دیکتاتور ها  می توان ، جلوی جنگ  و کشتار را بگیرد .بعباراتی توازان قوا در جهان بگونه ای است که در صورت حاد شدن مبارزه مردم ایران حتما کمک های تسلیحاتی ، مالی ، اطلاعاتی و دیپلماتیک و.... در اختیار  مبارزان ایرانی قرار خواهد گرفت  .

.....................

 

در یک  «میلینگ لیست» متعلق به چپ  دمکرات ،بحثی در باره اوضاع  سوریه ، سناریوهای  غرب ، طرح خاورمیانه بزرگ ، هلال شیعه ، نقش ترکیه در جهان اسلام  ، نقش و مواضع اخوان المسلمین در بهار عربی  ، نقش  قطر و عربستان در تحولات سوریه و انتظار بخشی از ایرانیان که برای  سقوط بشار اسد  روز شماری  می کنند و...... در همین بحث ها نقش دیکتاتورها در انتقال قدرت سیاسی و شکل مبازره اپوزیسیون مورد نقد دوستم حجت نارنجی قرار گرفت .او برایم  نوشت:

پرسش :

«  .... نوشته ای که " در واقع این دیکتاتورها هستند که می توانند شکل  انتقال قدرت را تعیین کنند " آيا واقعأ پس از اين همه پستی و بلندی های سياسی که شاهدش بوده ای و اين همه داده های تاريخی، هنوز هم مسئوليت تعيين راه آينده را فقط به عهده گردانندگان ديکتاتور و نااهل همچون حاکمان ديروز و امروز کشورمان  می گذاری، و گريبان خود را از تلاش برای راه گشايی خلاص کرده و اختيار خود را دو دستی تقديم "ديکتاتورها" می کنی که شکل انتقال قدرت را برايت تعيين کنند؟و لابد انتظار هم داری که اين شکل انتقال قدرت فرصتی باشد برای گذار به آزادی و دمکراسی و ....رای من اين نوشته ات خيلی غير قابل انتظار بود »

پاسخ :

آری  نوشته بودم  که«......در واقع این دیکتاتورها هستند که می توانند شکل  انتقال قدرت را تعیین کنند» این  نتیجه گیری را برا اساس  شرایط مشخص ایران  عنوان  کرده بودم    و برای اینکه کشور ما مجبور نباشد، برای رسیدن به آزادی سیاسی ، مسیر  جنگ داخلی و کشتار این چنینی  را  که در سوریه شاهدش هستیم را ،طی نماید  .

 در ارتباط با نقش دیکتاتور های برای انتقال قدرت می شود چند نمونه را طرح کرد :  یک _در انقلاب 57 ، شاه صدای انقلاب را می شنود ، کشور را ترک می کند  و قدرت را به شورای سلطنت  اصلاح طلب واگذار می کند، خمینی و احزاب انقلابی  اصلاحات را رد می کنند ،ارتش تسلیم انقلابیون می شود ؛قدرت بدون هیج مقاومت جدی از شاه به نیروهای انقلابی واگذار می شود .در واقع  انقلاب با تظاهرات و اعتصابات سیاسی پیروز می شودهر چند تفکر  سازمانهای چریکی  در جنبش سیاسی ایران  قدرتمند بود  حال اگر شاه هموچون قذافی در مقابل مخالفین مقاوت می کرد ، قطعا با توجه به  جنبش  قدرتمند ضد شاه ، اعتراضات سیاسی  قطعا وارد فاز نظامی   و کشور مسیر جنگ داخلی  را طی می کرد   .

مثال  دوم :در مورد لیبی هم اگر قذافی بجای بمبارن هوایی مخالفین ، اوضاع سیاسی جهان و منطقه را درک می کرد، می تواست ، راه تونس ، مصر ویمن  را در پیش بگیرد و نگذارد مخالفت اپوزیسیون به مرحله جنگ داخلی گذر کند. 

 نمونه  سوم : در مصر با توجه با نفوذی که غرب بر حسنی مبارک داشت ، ارتش در  جنبش ضد دیکتاتوری  دخالت آنچنانی  نکرد و مبارزه  اپوزیسیون از  بعد سیاسی فراتر نرفت ، و قدرت سیاسی مصر  با انتخابات   بین اپوزیسیون و ارتش تقسیم شد.

نمونه چهارم : نتیجه تظاهرات در یمن  که با مقاوت و مصالحه علي عبدالله صالح با اپوزیسیون بودکه به راه حل میانه در یمن انجامید و او مصنویت سیاسی گرفت و انتقال قدرت در مجموع بطور مسالمت انجام گرفت. اگر صالح مقاومت می کرد قطعا یمن با جنگ داخلی شدید تری مواجه می شد.

نمونه 5 ، سوریه : که هم اکنون شاهد بزرگترین در گیری نظامی و جنگ داخلی و کشتار جنایتکارانه دو طرف  در سوریه هستیم ،ناتو  با وتو روسیه و چین مواجه شد وامریکا به   ترکیه ، قطر و عربستان چراغ سبز داخالت محدود داد .آنان درر ساند  کمک تسلیحاتی ، مالی به مخالفین  مبارزه را به یک جنگ تمام عیار مبدل کرد ند که  هنوز نتیجه ای حاصل نشده است .بشار اسد دیکتاتور می توانست با هوشمندی قبل از اینکه جنبش اعتراضی مردم  وارد فار نظامی شود با کناره گیری خود راه مصر و یا یمن را در پیش می گرفت و کشور را به ویرانه مبدل نمی کرد.

نتیجه :

بنابراین می توان  نتیجه گرفت که  انتقال قدرت به عوامیل متعددی  بستگی دارد : 1_ نگرش اپوزیسیون برای کسب  قدرت سیاسی 2_ چالش کشور با همسایگان و بلوک بندی های جهانی 2_ میزان کمک ونحوه  دخالت خارجی ها 3 _ وزن و نقش رهبری در  اپوزیسیون به لحاظ انسجام ، یا تفرقه و پراگندگی   4_ میزان نهاد های مدنی و...5_ سطح سیاسی و فرهنگ  مبارزاتی  مردم  و....  که  همانطور که در بالا گفته شد ، هوشیاری  دیکتاتور ها  می توان ، جلوی جنگ  و کشتار را بگیرد .بعباراتی توازان قوا در جهان بگونه ای است که در صورت حاد شدن مبارزه مردم ایران حتما کمک های تسلیحاتی ، مالی ، اطلاعاتی و دیپلماتیک و.... در اختیار  مبارزان ایرانی قرار خواهد گرفت  .

و در این ارتباط  وبرای  اینکه مردم  ایران  به سرنوشت مردم  سوریه دچار نشوند و بتواند انتقال قدرت را بطور  مسالمت آمیزی و پرهیز  از جنگ داخلی و دخالت  بیگانگان طی کند  نوشتم « هنوز خامنه ای می تواند جلوی نابودی کامل کشور و  جمهوری اسلامی  را بگیرد و راهش هم آزاد  کردن زندانیان سیاسی از جمله کروبی و موسوی  و تدارک یک  انتخابات نسبتا ازاد،  ،جلوی جنگ داخلی را گرفته  و انتقال قدرت  در ایران  بدون خون ریزی انجام گیرد. 

من در این  نتیجه گیزی ، شرایط مشخص اپوزیسیون و وضیعت ایران  را مد نظر داشته ام وگرنه اگر اپوزیسیون واحد و قدرتمندی در کشور  می داشتیم که انتخابات کاملا ازاد  را می توانست با قدرت مردم و نهادهای مدنی و  مردمی بر رهبران جمهوری اسلامی تحمیل نماید و یا برعکس اگر در راس اپوزیسیون سازمان  های مدافع مبارزه مسلحانه  قدرتمندی می داشتیم  ، ابتکار عمل  «انتقال  قدرت سیاسی » بر عهده اپوزیسیون قرار می گرفت . بنظر من هنوز خامنه ای فرصت دارد که باا اغاز اصلاحات واقعی ،شرایط مسالمت آمیز انتقال  قدرت فراهم نماید . در  غیر این صورت  ایران اینده ای   نگران کننده ای خواهد داشت .حتی توافق  رهبری ایران بر سر مسایل هسته ای  با غرب هم نمی تواند ، جمهوری اسلامی را از فروپاشی  نجات دهد.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.