رفتن به محتوای اصلی

صمد بهرنگى، گذر از جويبار تنگ " خودى " و رسيدن به درياى "ديگرى "

صمد بهرنگى، گذر از جويبار تنگ " خودى " و رسيدن به درياى "ديگرى "

 

 

 

 

دوباره اگر مثل سالهاى قبل با رجوع به تى. اس. اليوت اعتقاد داشته باشم؛ " ادبى بودن يك اثر با معيارهاى ادبى قابل تشخيص است اما عظمت يك اثر را معيارهاى ديگرى مشخص مى سازند" ، باز هم قبل از همه به سراغ ماهى سياه صمد خواهم رفت. در ادبيات ما هيچ كس به اندازه ى صمد بهرنگى در جستجوى ديگرى تلاش نكرده است. روزگارى اعتقاد داشتم صمد خويشتن را غايت مى داند اما اكنون دريافته ام كه او ديگرى را غايت مى داند. انسان غايت است اما در نظر صمد، نخست، انسانى كه ديگرى است اولويت دارد. نه اينكه خودش اولويت نداشته باشد، نه، بلكه او غايت بودن انسان را از ديگرى مى آغازد نه از خويشتن. ماهى سياه از جويبار تنگ " خودى " گذشت و به درياى "ديگرى " رسيد. او براى نجات " ديگرى " با شرايط و عوامل تسلط جنگيد.

 


ماهى سياه دريا را با ديگرى همنوعش مى خواهد. دريا غايت او نيست، رنج اوست. خودىِ صمد و ديگرىِ صمد به همه ى كون و مكان مى ارزد همانطور كه يك ماهى به همه ى درياها.
صمد مثل اوبرمان فقط " در ترازوى جهان هيچ و براى خودم همه چيز " نمى گويد بلكه دارد با زبان بى زبانى ديگرى را همه چيز مى خواند. جهان در ترازوى ديگرىِ صمد نه هيچ است و نه همه چيز. آغاز اين سفر از جويبار تنگ خودى به درياى ديگرىِ انسان است. خويشتن آنقدر بزرگ مى شود كه درياوار همه را در آغوش مى كشد. دريايى پر از ديگرى، و البته لبريز خوب و بد انسانى.

 

 

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محمدرضا لوایی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • نشانی‌های وب و پست الکتونیکی به صورت خودکار به پیوند‌ها تبدیل می‌شوند.
CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید