در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد و تبار یافت نمی شود

در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد و تبار و قوم یکدست یافت نمی شود و سخن گفتن ناسیونالیست های پندارباف از قومیت، ملیت، نژاد، تبار و ..... جز خواب دیدن با چشمان باز نامی نمی تواند داشته باشد!

 

 

 رژیم آخوندهای مفت خور و رژیم برخاسته از گور ولایت فقیه که از سرزمینی به نام ایران دوزخی بی همتا در جهان ساخته است برای پیشگیری از نابودیش و برای آن که پیش از مردن دست و پائی بزند هم اکنون با روش (چند دستگی بینداز و فرمانروا باش) از پان های رنگارنگ ناسیونالیستی برای به جان هم انداختن و از میان بردن یکپارچگی مردم ایران بهترین بهره برداری ها را می کند. رژیم گدایان مفت خور آخوندی با بهره گیری از پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات و پان آریانماهای دروغین وزارت اطلاعات و ترفندهای دیگر می خواهد این سخن را در میان مردم ایران جا بیندازد که ریشه گرفتاری ها و تیره روزی های آنها این زبان و آن زبان و این تبار و آن تبار و این نژاد و آن نژاد است و آخوندهای مفت خور و دژخیمان گوش به فرمان این رژیم دوزخی در این میان هیچ کاره اند! بدبختانه بسیاری از کسانی که با یاوه سرائی های ناسیونالیستی پان نامه نویسان سرگرم می شوند جوانان کم سن و سال و ساده دلی هستند که به جای پرداختن به ریشه تیره روزی مردم ایران که همانا رژیم آخوندی است از پان های رنگارنگ ناسیونالیستی پیروی می کنند.

 نخست آن که نژادپرستی از نگر اندیشه خردمندانه هیچ ارزشی ندارد. در درازنای تاریخ نژادپرستانی پیدا شده و گفته اند که چون ما از فلان نژاد هستیم و فلان نژاد نیز نژاد برتر است از این روی تواناترین، باهوشترین، خردمندترین، پیشرفته ترین، زیباترین، دلاورترین، تندرست ترین و ..... مردم جهان هم ما هستیم! در سرتاسر تاریخ پوچ بودن سخنان نژادپرستانه هزاران بار آشکار شده است و بودن از این نژاد یا آن نژاد یا دورگه بودن و چند رگه بودن نشانه برتری هیچکس در هیچ کجای جهان نیست و چیزی به نام نژاد برتر به جز مغز پندارباف ناسیونالیست ها در هیچ جا یافت نشده است! از سوی دیگر در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد یکدست و ناب و صد در صد سره یافت نمی شود و سخن گفتن از نژاد ناب و صد در صد سره آریائی و ترک و عرب و .......... جز یاوه سرائی های ناسیونالیستی نام دیگری نمی تواند داشته باشد. گویشوری به یک زبان نیز هرگز نشانه وابستگی به یک نژاد نیست و میلیون ها ایرانی که با زبان های گوناگون سخن می گویند هرگز به آزمایشگاه های پزشکی نرفته اند تا پس از آزمایش های ژنتیک روشن شود که چه کسی از کدام نژاد است.

 برای نمونه اگر کسی مانند آدولف هیتلر نژاد و خون و ژن را نشانه ترک بودن بداند پرسش این است که کی و کجا میلیون ها ترک به آزمایشگاه های پزشکی رفتند و پس از آزمایش های ژنتیک و نژادشناسی روشن شد که همه کسانی که به زبان ترکی سخن می گویند از نژاد ترک هستند؟ اگر کسی به ترکیه و یا جمهوری آذربایجان برود میلیون ها تن را خواهد دید که موهای زرین و چشمان آبی دارند و از نژادهای اروپائی هستند اما به زبان ترکی سخن می گویند و اگر کسی به ازبکستان برود خواهد دید که مردم ازبکستان موهای سیاه و چشمان بادامی دارند و از نژادهای زردپوست و آسیائی هستند اما به زبان ترکی سخن می گویند! هیتلر نیز اگر زنده شود و کسی برای او از نژاد یکدست و ناب ترک سخن بگوید قاه قاه خواهد خندید! کسانی که به زبان ترکی سخن می گویند از یک نژاد و یک ژن نیستند و در میان ترک زبان ها می توان آریائی ها و عرب ها و مغول ها و چینی ها و حتی کسانی که پدرانشان از سیاه پوستان آفریقا بودند را پیدا کرد. نمونه ساده و روشن سیدها هستند که از نگر دانش تبارشناسی (علم الانساب) عرب به شمار می روند اما فراوانند سیدهائی که ترک زبان هستند و فراوانند سیدهائی که به زبان پارسی و زبان های دیگر سخن می گویند.

 درباره پارس زبان ها نیز باز این پرسش پیش می آید که چگونه سخن گفتن به زبان پارسی می تواند نشانه وابستگی به نژاد آریائی باشد؟ و باز هم این پرسش پیش می آید که اگر کسی مانند آدولف هیتلر نژاد و خون را نشانه پارس بودن بداند کی و کجا میلیون ها پارس به آزمایشگاه های پزشکی رفتند و پس از آزمایش های پزشکی موشکافانه از سوی نژادشناسان ورزیده روشن شد که همه کسانی که به زبان پارسی سخن می گویند از نژاد آریائی هستند؟ و آیا چیزی به نام ژن و نژاد آریائی یکدست و ناب در سرتاسر ایران یافت می شود؟ درباره سیدها سخن گفته شد و نیازی به دوباره گوئی نیست اما کسی اگر به افغانستان برود خواهید دید که بیشتر پارس زبان های افغانستان دارای موهای سیاه و چشمان بادامی هستند چون با ازبک ها از یک نژاد هستند. همچنان که دیده می شود ازبک های جمهوری ازبکستان به زبان ترکی سخن می گویند و ازبک های افغانستان به زبان پارسی و نژاد هر دو گروه هم یکی است! از سوی دیگر میلیون ها پارس زبان هستند که موهای زرین و چشمان آبی دارند چون از نژادهای اروپائی هستند. پس نژاد ناب و یکدست آریائی در میان گویشوران به زبان پارسی کجاست؟ و جز مغز پندارباف ناسیونالیست های پان آریا چیزی به نام نژاد آریائی ناب در کجا یافت می شود؟

 درباره عرب زبان های ایرانی مانند عرب های خوزستان نیز هرگز نمی توان گفت که پدران و مادران چنین کسانی از نژاد ناب سامی، شاخه عرب هستند. پیش از آمدن عرب ها به ایران شاخه ای از آریائی ها به نام (هوز) در ایران می زیستند و زیستگاه هوزها (هوزستان) نامیده می شد که سرانجام واژه (هوزستان) به واژه (خوزستان) دگرش کرد. عرب هائی که به ایران آمده بودند از واژه (هوز) آریائی با روش رمن شکسته عربی واژه (اهواز) را ساختند و شهری نیز به همین نام در خوزستان بر پا شد. این که برخی کشمکش می کنند که (اهواز) درست است یا (احواز) بدانند که هر دو واژه نادرست هستند چون رمن واژه هائی که عربی نیستند با روش شکسته عربی نادرست است. همچنان که نمی توان از واژگان: (رود – روس - کوه – مور – موش) با روش رمن شکسته عربی واژگان: (ارواد – ارواس – اکواه – اموار – امواش) را ساخت از واژه (هوز) نیز نمی توان واژه (اهواز) یا (احواز) را ساخت و هر دو واژه نادرست هستند. به هر روی سخن گفتن از نژاد و تبار عربی یکدست و ناب درباره عرب زبان های ایرانی کار نادرستی است و عرب زبان های ایرانی آمیخته ای از نژادهای آریائی و عرب و ترک و نژادهای دیگر هستند.  

 حتی در سرزمین هائی که زبان کاربردی در آنها زبان عربی است از نژاد ناب عربی سخن گفتن کاری نادرست است. میلیون ها عرب را می توان در سرتاسر جهان پیدا کرد که دارای موهای زرین و چشمان آبی هستند و از نژادهای اروپائی هستند. صدها سال ترکان عثمانی بر سرزمین های عربی فرمانروائی داشتند و ترکان با عرب ها درآمیختند و بسیاری از عرب ها ترک زبان شدند و بسیاری از ترک ها عرب زبان! پیش از ترکان عثمانی اروپائی ها در جنگ های چلیپائی به برخی از کشورهای عربی لشکرکشی کردند و دیرگاهی در آن کشورها ماندگار شدند و نژادهای اروپائی با نژاد عربی در سرزمین هائی مانند شام و کشورهائی مانند سوریه و اردن و لبنان درآمیختند. مردم کشورهائی مانند مصر و لیبی و تونس و الجزایر و مراکش عرب نژاد نبودند اما هم اکنون به زبان عربی سخن می گویند. صدها سال عرب ها در اسپانیا و پرتقال کنونی در کشوری که اندلس نامیده می شد فرمانروا بودند. بسیاری از اندلسی ها که از نژادهای اروپائی بودند عرب زبان شدند و به سرزمین های عربی رفتند و نژاد عرب ها با نژادهای اروپائی درآمیخت. رویدادهای تاریخی دیگری نیز آمیختن نژاد عربی با نژادهای دیگر را در پی داشتند و سخن گفتن از تبار و نژاد ناب عربی برابر است با پنداربافی ناسیونالیستی!

 روشن است که سخن گفتن ناسیونالیست های پندارباف ایرانی که مانند همه ناسیونالیست ها در همه جهان جز فلسفه بافی های پوچ و یاوه سرائی های نژادپرستانه هنری ندارند از قومیت، ملیت، نژاد، تبار، اتنیک، ملت ترک، ملت فارس، ترک تبار، فارس تبار، عرب تبار، ملت های تحت ستم، اقوام به زنجیر کشیده شده، قوم ترک، قوم فارس، قوم عرب، کشور کثیرالمله، اقلیت قومی، اکثریت قومی، نژاد آریائی، نژاد اهورائی، حقوق اقوام، حقوق ملیت ها و ..... و ..... و ..... جز خواب دیدن با چشمان باز نامی نمی تواند داشته باشد چون در هیچ کجای ایران چیزی به نام قوم و اتنیک و نژاد و تبار ناب و یکدست یافت نمی شود! در جهان کنونی اگر کسی به جای نژادپرستی هیتلری پیرو اندیشه خردمندانه باشد ایرانی را کسی خواهد دانست که شهروند ایران است و شناسنامه ایرانی دارد و با این شناسه از ایرانی بودن نیازی نخواهد بود که کسانی پیدا شوند و از هزار سوراخ سنبه آمار در بیاورند که فلان در صد از مردم ایران ترک هستند و یا فلان در صد پارس و یا فلان در صد عرب! آن چه که برای مردم گرفتار در دوزخ ولایت فقیه زیانبار است سود بردن رژیم آخوندی از سخنان صد من یک غاز بی سر و ته ناسیونالیست های ایرانی است و این رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه است که می خواهد با پان ها و پان نامه های رنگارنگ ناسیونالیستی مردم را سرگرم کند و هزاران گندکاریش را کمرنگ نشان داده و زندگی ننگینش را پی بگیرد.

 از سوی دیگر در میان سازمان های سیاسی، نویسندگان، سخنرانان، سیاسی کاران و .......... بسیارند کسانی که ناسیونالیست نیستند اما چون دچار بیماری دنباله روی از مردم کوچه و خیابان (پوپولیسم) هستند همان واژه های به کار رفته از سوی ناسیونالیست ها را از قومیت و ملیت و تبار و نژاد گرفته تا دیوارکشی های ناسیونالیستی میان مردم ایران با دستاویز کردن خودگردانی (فدرالیسم) به فراوانی به کار می برند! چنین کسانی نیز رفتن به کژراهه ناسیونالیسم که جز شکست فرجامی ندارد را در پیش گرفته اند و اگر می خواهند زمینگیر نشده و سپس نابود نشوند باید دست از چنین شیوه ای بردارند چرا که پان پوپولیسم از پان های ناسیونالیستی نیز زیانبارتر است!     

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همه حرفای این سایت در مورد تجزیه و سایر موضوعات دور از واقییت و ان چه که در جامعه ایران میگذرد می باشد من خودم به عنوان یک کرد قاطعانه میگم اگر تحریک و دروغ پراکنی احزابی چون کومله و دموکرات کردستان نباشد هیچ کردی در هیچ شرایطی حاضر به جدا شدن از خاک پاک ایران نیست و این موضوعی که من به عنوان یک کرد که در سنندج زندگی میکنم روزانه در اطراف خودم مشاهده می کنم و مردم کردستان مگی اعتقاد دارند باید سایر کردستان های سوریه و ترکیه و عراق با هم به شکل استانی از استان های ایران درایند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی
با سلام ، در یاد داشتتان میفرمائید؛ که " بسیاری از سخنانی که شما میگوئید، (چه درست و چه نادرست) هیچ پیوندی با نوشتارمن ندارند". پایان نقل قول. در جای دیگر نیز میفرمائید، گویا اینجانب یادداشتهای جنابعالی را بگونه ای گذرا میخوانم و رد میشوم. و صحبتهایم دوباره گوئی و دوباره نویسی سخنان قبلیست. و میفرمائید که نوشته هایتان را موشکافانه بخوانم تا پی ببرم که جنابعالی در باره چه چیزی سخن میگوئید. بسیار خوب. من این عطف توجه جنابعالی را، بر کم سوادی خودم حمل میکنم، و فرض را بر این میگذارم که اینجانب در حوضه ادبیات فارسی آنطور که باید موشکاف نیستم. بسیار خوب. بر اساس گفته های جنابعالی بر میگردم دو مرتبه سر اصل مطلب، به تیتر مقاله تان و از اول شروع میکنم. تا بلکه بنده با مطالعه دقیق و موشکافانه نظر جنابعالی، که شما نیز درآن مورد توضحات لازم را مبذول
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آتیلا تهرانی، بسیاری از سخنانی که شما می گوئید (چه درست و چه نادرست) هیچ پیوندی با نوشتار من ندارند! یادداشت های شما نشان می دهند که شما به گونه ای گذرا نوشتار مرا خوانده و گذشته اید! شما حتی یادداشت هائی را که من برای شما می نویسم به خوبی نخوانده و تنها نگاهی گذرا به آنها می کنید و می گذرید! چون بسیاری از سخنانی که شما می نویسید دوباره گوئی و دوباره نویسی همان سخنان پیشین شما هستند! از این روی بهتر است یک بار دیگر موشکافانه نوشتار و یادداشت ها و لینک های مرا بخوانید تا پی ببرید که من در این نوشتار درباره چه چیزی سخن گفته ام و سخن من در چه باره است؟ با سپاس – تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی! با سلام، من تعجب میکنم جنابعالی که خواست مردم آذربایجان، و یا توده های میلیونی را در مفهوم " پوپولیستی"، یعنی در معنای منفی آن ، ارتجاعی و یا به قول خودتان "عوامفریبی" و یا " پان ترکیسم"، قلمداد، میکنید. چطور یکدفعه از مفهوم کلمه "خلق" که در مفهوم لاتین" یوپولوس" معنا میدهد، یکهو نظرتان را تغییر داده ، و خواست خلق، و یا خواست مردم آذربایجان را که از نظر تان، " پوپولیستی" و یا " پانترکیستی" است، اینبار آن را "دمکراتیک" می نامید؟ کلمه "پوپولوس" که در زبان لاتین " خلق" یا " ملت " معنی میدهد، در مفهوم خود نه منفی است، و نه مثبت. مثل کلمه "آدم" که در ذات خود فقط یک اسم است. فقط از طریق رفتار میتوان آنرا به مثبت و یا منفی تعبیر کرد. شاید شما شنیده اید؛ که در عالم سیاست میگویند، فلان سیاست مدار پوپولیست است و یا افکار پوپولیستی دارد. این بدان معنی است که طرف
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آتیلا تهرانی، چکیده سخن من در این نوشتار این است که چیزی به نام نژاد و تبار ناب و یکدست در هیچ کجای ایران یافت نمی شود! برای نمونه سخن گفتن دوستان پان آریا از نژاد اهورائی و خون پاک و ناب آریائی و نوادگان فریدون کیانی و ..... درباره کسانی که به زبان پارسی سخن می گویند جز پنداربافی چیز دیگری نیست! اگر شما سخنان محمدرضا پهلوی را شنیده باشید حتما می دانید که وی یک پان آریا بود...........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی
با سلام، جنابعالی که مرتب از آمار و ارقام، صحبت میکنید، بنظر میرسد که شخصا اهل تحقیق و مطالعه هستید. اگر به گفته های خود باوردارید، لطفا تمام آن ارقام و آمارتان را در همین سایت منتشر کنید تا برای همه روشنگری شود. روزی یک آلمانی در مورد دیکتاتوهای بلوک شرق سابق، صحبت میکرد، به موضوعی اشاره کرد که جالب بود. میگفت؛ جای تعجب است که دهقان روسی و چینی، و یا احزاب به اصطلاح چپ خرده بورژوازی، که گرایشات مذهبی دارند، مارکسیسم را نخوانده، مارکسیسم شده اند! در صورتیکه محققان، دانشمندان و جامعه شناسان آلمانی، هنوز هم در تبیین و در فهم دقیق " کاپیتال مارکس" بطور جدی بحث و مداقه، و مشکل و مناقشه دارند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آتیلا تهرانی، آمارهائی که شما از آنها سخن می گوئید مانند مردم تبریز و میلیون ها ترک آذربایجانی و سه دهه مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و ..... روشن نیست که بر کدام پایه استوار هستند اما ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی
با سلام، آیا جنابعالی فکر میکنید که مردم تبریز و میلیونها ترک آذربایجانی که خواستار حقوق سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و حقوق ملی مدنی خویش هستند، از نظر شما پوپولیست هستند؟ اگر از نظر شما سازمانهائی امثال اکثریت پوپولیست هستند، مردم آذربایجان که سه دهه است برای حقوق زبانی و آزادیهای سیاسی، فرهنگی و "حق تعیین سرنوشت" در مقابل رژیم جمهوری اسلامی مبارزه میکنند، پوپولیست هستند؟ آیا از نظر شما سید حعفر پیشه وری که برای مردم آذربایجان به زبان خودشان مدرسه و دانشگاه ساخت پوپولیست بود؟ آیا شما فکر میکنید که خودتان پوپولیست نیستید؟ و مردم آذربایجان باید به دنبال شما راه بیفتند تا شما آنها را ارشاد بفرمائید؟
با تشکر آتیلا

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، آتیلا تهرانی، چکیده سخن شما این است که اگر انبوهی از مردم مانند صدهزار تن یا چند میلیون تن سخنی را گفتند و یا به باورداشتی باورمند بودند ما نیز باید با دنباله روی از همان مردم همان سخنان و همان باورداشت را بپذیریم ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای تبریزی،
با سلام سئوالی از محضرتان داشتم . شما در نوشته تان میفرمائید که توده های ایران مردمی التقاطی هستند. شما که شخصا نمی دانید به کدام اصل و نسب تعلق دارید، و از اصل و نسب خود بطوردقیق آگاه نیستید، آیا بنظر شما مردمی که در تبریز در استادیوم هشتاد هزار نفری یکصدا فریاد میدارند " هارای هارای من ترک هستم" آیا همه اینان از نظر شما دروغ میگویند، و به اندازه شما شعور سیاسی ندارند؟ وقتی که مردم تبریز و سایر شهرهای آذربایجان با تظاهرات میلیونی در مقابل گلوله های پاسداران، با صدای بلند فریاد میکشند: " تورک دیلینده مدرسه اولمالیدیرهر کسه" یعنی " هر آذربایجانی باید به زبان خودش درس بخواند!"، فکر میکنید، این توده های میلیونی که در کوچه و خیابان با گلوله های پاسداران به خون خود میغلتند، و هزاران نفر در زندان شکنجه میشوند، آیا به اندازه شما شعور سیاسی ندارند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای تبریزی
با سلام و تحیت فراوان و برادرانه، بعد از تحقیق و مطالعه ، اینجانب به این نتیجه رسیدم که تئوری ملل التقاطی شما ، که در نوع خود بی نظیر است دیگران را قانع خواهد کرد و ایران را بطور کلی نجات خواهد داد. آرزو میکنم ای کاش چند نفر اهل نظر و صاحب قلم مثل شما داشتیم که جناب عالی را درک میکردند. استدعا دارم اگر ممکن است همین یک قلم را به زبان انگلیسی نیز مرقوم بفرمائید، تا در مجامع دیگر افکار روشنگر جنابعالی منتشر بشود. که این مایه افتخار هر ایرانی خواهد شد.
خداوند جنابعالی را در کنف حمایت خود قرار داده، از شر شیاطین بر حذر نموده، سایه جنابعالی را از سر ایران کم نکند.
با احترام فائقه، خالد ثقت الاسلام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مهدی بهرامی-آقای خاچاطوریان ترکیه همان کشوری است که هم اکنون بیش از صد هزار نفر از همشهریهای شما از ارمنستان یا همان آذربایجان اشغالی برای سیر کردن شکم خود به آن پناه برده اند و زبان ترکی مردم آذربایجان زبان همان شاهانی مثل شاه عباس کبیراست که لطفشان در حق پدران شما بر کسی پوشیده نیست .مثلی داریم "داغدان گلیب باغداکینی قوووریعنی از کوه آمده صاحب باغ را بیرون میکند"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر بعضی ها فکر میکنند که با جعل تاریخ، و نفی نژاد و زبان ملت ترک آذربایجان ، موفق خواهند شد این ملت کهن را دوباره به استعمار و برده گی بکشند، و هر روز برایش حوک بسازند، سخت در اشتباه اند. معلوم است که از گذشته درسی نیاموخته اند.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، واهاگن خاچاتوریان، شما می گوئید: ( .......... چه چیزی می تواند کسی را وادار به انکار ملیت و قومیت خود کند؟ .......... ) ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه چیزی میتواند کسی را وادار به انکار ملیت و قومیت خود کند؟ ... چونکه شخص دوش آگاه هر چه بخوریش بدهند قبول کرده و مطابق تبلیغات بدخواهان عمل میکند. نمونه ساده آن همین دیالکتیک تکراری و فرسوده پروپاکاندای جهان وطنی ساختگی وارداتی از کشورهای بیگانه است که متاسفانه در فحوای صحبت برخی از دوستان بود. این واژه ترک و یا اسم کرد از کجا پیدا شد. ما با کمی مداقه در زبانشناسی براحتی در میابیم که نخستین زبان ایرانی زبان اوستاییست ، بعد زبان فارسی باستان و بعد از آن پهلوی. در قرن 12 میلادی ناگهان بدلیل نادانی سلاطین ایران، سلجوقیان بر ایران حاکم شدند و با بیرحمی به فارسی ستیزی پرداختند طوری که در آترپاتکان با بریدن زبان مردم را وادار به فراموش کردن زبان مادری نمودند. حالا آذربایجانیهای عزیز ما خیال میکنند که ترک اند، که البته نیستند. زبان همشهریان تبریزی من زبانی اوستایی مانند است. البته

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رفیق ارجمند، تبریزی عزیز
با سلام، لطفا اگر ممکن است در مورد واژگان، ملت ، ملی ، خلق، نژاد، تبار و اتنیک، هویت انسان، منشا فرهنگ ، هویت تاریخی، سیاسی، فرهنگی، زبانی، ماهیت فردی، ماهیت حمعی ، و وجه تسمیه القاب ملل و خلقهای متنابه واقعا موجود در جامعه ایران و همچنین ملل گونان در جهان بیشتر مطالعه بفرمائید. با تمام صحبتهایتان که میفرمائید، بنظر میرسد که ضعفهائی اساسی در این مورد دارد. شما که انگلیسیتان خوب است، اگر فرصت کردید سری به کتابه خانه "هاروارد" به بخش ملل و خلقهای جهان بزنید و این مشکل رفع کنید.
دوستار شما جلیل خیر خواه
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، مجید، شما از کدام (فارس ها) سخن می گوئید؟ تنها کسانی آن سخنان را می گفتند و می گویند که ناسیونالیست هستند نه همه فارس زبان ها و ناسیونالیست ها همچنان همان سخنان را می گویند و سخنان گروهی ناسیونالیست پان آریا برابر با باورمندی های میلیون ها فارس زبان در سرتاسر جهان نیست. از سوی دیگر برای کسی که ناسیونالیست نیست (ایرانیان) برابر با پارس زبان ها نیستند و ایرانی کسی است که شناسنامه ایرانی دارد و شهروند ایران است و اگر چند تن از انگلستان و فرانسه و تایوان و ژاپن و تایلند و لهستان و .......... به ایران بیایند و شناسنامه ایرانی بگیرند و شهروند ایران شوند آنها نیز ایرانی هستند و این شناسه اینترناسیونالیستی از ایرانی بودن است. زبان نیز تنها ابزاری برای پیوند میان انسان ها است و جز این هیچ ارزش دیگری ندارد و این کردار انسان ها است که آنها را به خوب و بد بخشبندی می کند نه زبان یا نژاد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز آقای تبریزی
به بین فارسها به چه روزی افتاده اند که حتی نژاد و موجودیت خود را نیز نفی میکنند. فارسهائی که تا دیروز خود را اشرف مخلوقات و نژاد برتر جهان میدانستند و به جنازه پوسیده کوروش نماز میخوانند و سجده میکردند، اکنون دچار خود آزاری نژادی شده اند. و همه چیز خود از ترس عصیان ملیتهای دوزخ ایران انکار میکنند. این چه وضع است؟
کو آن فتوحات و افتخارات تاریخی آقان؟ کو آن تاریخ درخشان و علم و هنر؟ کو آن باصطلاح فرهنگ و تمدن؟ مگر معلم تان به شما نگفت: هنر نزد ایرانیان است و بس!!
، کو آن شکوه و جلال، کو آن ملت بزرگ کوروش؟ کو آن تمدن درخشان؟ آیا همه اش چاخان بود؟
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، م دنیز، اینترناسیونالیسم و ناسیونالیسم هر دو پیشینه ای چند هزار ساله دارند و پیوندی با از میان رفتن دهداری و پیدایش سرمایه داری ندارند. از سوی دیگر حق طلبی و میهن پرستی و دفاع از یک کشور و جنبش های رهائی بخش مردمی در برابر دشمن فرامرزی و درونمرزی و اشغالگران و استعمارگران بیگانه و کوشش برای پیشرفت و آبادی یک کشور برابر با ناسیونالیست بودن نیست و در این باره به لینک زیر نگاه کنید http://www.iranglobal.info/node/16195

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای تبریزی در ابتدا لازم است که بگویم من هم با نظر شما در مورد نژاد فارس ویا نژاد ترک موافق هستم. بعد ازجابجائی مردمان در سر زمین های مختلف سخن گفتن از یک نژاد حرف بیهوده ای است. اما با مغلطه ای که شما با واژه شروع کرده اید مخالف هستم.بطوریکه همه میدانیم واژه ناسیونالیسم با شروع دوران سرمایه داری به وجود امده.با انحطاط فئودالیته وبا به وجود امدن دولت ملت ها در کشور های سر مایه داری ناسیونالیسم ایولوژی همین دولت ملت ها را تشگیل داده که این پروسه تا کنون هم ادامه دارد. البته طبق اصل دیالکتیک در مقابل ناسیونالیسم انتر ناسیونالیسم هم بوجود امد ولی تا کنون انتر ناسیونالیسم ناسیونالیسم هزاران سال از نتوانسته کاری در مقابل ناسیونالیسم انجام بدهد که این بحث مفصلی است وجایش این جا نیست. دوست عزیز شما یا اگاهانه ویا نا اگاهانه نژاد پرستی را با ناسیونالیسم دولت ملتها می خواهید قاطی کرده واز
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، ایرانی، شما می گوئید: ( .......... اگر به قول شما در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد و تبار و قوم یکدست یافت نمی شود پس هویت انسانی مردم ایران چیست؟ .......... ) ..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی
اگر بقول شما "در هیچ کجای ایران چیزی به نام نژاد و تبار و قوم یکدست یافت نمیشود ." پایان نقل قول.
پس هویت انسانی مردم ایران چیست؟ و اگر کلمات نامبرده ساخته پندار های مشتی ناسیونالیست است، و سخن گفتن و بکار بردن کلماتی چون ملل، ملت، قوم، تبار.. و امثالهم را که هویت، منشا، و ریشه زبانی آنها را مشخص میکند، جایز نمی دانید. آیا آنهائی که به نژاد و یا قوم آریا افتخار میکنند و خود را نژاد برتر از دیگران میدانند، و به کورش، رضا شاه و پسر فقیدش مباهات میکنند، آیا همه این افتخارات و ادعاهای تاریخی در واقع کشک است؟
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، ایرانی، شما در این یادداشتتان واژه های ملیت، ملیت ها، ملت، ملی را به کار برده اید، با نگاه کردن به این لینک روشن کنید که خواست شما از به کار گیری این واژگان چیست و شما این واژه ها را در چه چمی به کار می برید؟ http://www.iranglobal.info/node/17981

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی
1ـ آیا فکر میکنید با نفی خصوصیات ملیتهای ترک، فارس، عرب، کرد، بلوچ ... و امثالهم، میشود تحت شعاع "تمامیت ارضی" مردم ایران را به عنوان توده ای بی خاصیت و بی هویت بحساب آورد؟ و با زور آنها ملت واحد خواند؟
2ـ آیا میشود با طرد و نا دیده گرفتن محتوای خصوصیات ملی ، فرهنگی، اتنیکی، زبانی ، تاریخی .. آنها، مانع از هم گسیختن آنان از یکدیگر شد؟
اگر موجودیت اقوام و مللیتهای ایران التقاطی و یا مشخص نیست، لطفا بفرمائید که اتنیک و زبان قوم فارس چیست، اتنیک و زبان مردم ترک آذربایجان چیست؟ زبان مردمان عرب، کرد، و بلوچ ... و امثالهم چیست؟
متشکرم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" توسعه تابع حل بحران مشروعیت در یک جامعه است """ جناب کامران، جامعه فارس محور ایران، در صد ۱۰۰ سال گذشته ، قادر به حل تضاد در حوزه‌های "" اقتصاد، فرهنگ و سیاست "" نشد، این یعنی‌ سیستمی که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف می‌کند قادر به تاسیس نهاد‌های دنیای مدرن نشد، بنابراین "" موجودیت ایران "" را تفکر فارسی‌ حول "" انباشت تضاد "" وارد دوران‌های "" بحران تصاعدی "" خواهد کرد. شما ببینید حوزه تمدنی دنیای ترک" مورد ترکیه " دیگر با کرد مشکل ندارد، پ ک ک از ترکیه خارج می‌‌شود، اقلیم کردستان عراق قرارداد صادرات نفت به ترکیه را بر خلاف خواست دولت مالکی عراق و عامل ایران امضأ می‌کند، این تحولات اصطکاک و تضاد کرد را نیز با فارس بیشتر خواهد کرد، چونکه تضعیف مالکی به طور مستقیم و تضعیف دولت مرکزی ایران به طور غیر مستقیم با این تحولات شروع شده. کار ایران تمام است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایران اگر امروز مشکل اقتصادی دارد بخاطر 8 سال جنگ تحمیلی و 30 سال درگیری با قدرتهای جهانی است اگر به تفاهمی عادلانه با این کشورها برسیم مطمئن باشید ترکیه و امارات که سالها از انزوای ایران استفاده کردند و اقتصاد ورشکسته شان را احیا کردند از دور خارج خواهند شد.
ایا نرخ تورم 20 سال پیش ترکیه یادتان هست؟ ترکیه بخاطر جنگ و تحریم ایران تا حالا دوام آورده وگرنه اگر وضع اقتصادی ان مثل 20 سال پیش بود کردها تا حالا کامل مستقل شده بودند.
پس اقای yenilik که اسمت هم فکر کنم ترکیه ای است به این آمار افتخار نکن و آرزوی زوال ایران را نداشته باشد.
فکر کرده ای غربی ها چرا پرونده نسل کشی ارامنه را مدام باز نگه می دارند؟ این بخاط روزی است که با ایران به تفاهم رسیدند آنوقت است که با ترکیه تصفیه حساب خواهند کرد و این کشور را به عنوان نابود کننده تمدن اروپایی های مسیحی آسیای صغیر مجازات و البته تجزیه می کنند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای yenilik شما خودتان مدام جنگ ترک و فارس راه می اندازید و عالم و آدم را ترک می دانید و سومر و ماد و حتی اشکانیان را اجداد خود میشمارید و به فرهنگ و هویت و زبان و داشته های فرهنگی ملت ایران توهین می کنید و وقتی هم که صحبتهایتان را نقد می کنند خواه ناخواه باید به ریشه و خواستگاه اصلی شما و عملکرد ترکتباران اشاره شود آنوقت است که اسم صحرای گوبی و کوه آلتایی و جنگل اتوکین یا مناره های از سرهای بریده و جوی های براه افتاده از خون ایرانیان به دست ترکان و مغولان به میان می آید وگرنه توده ملت ایران تمایلی به یادآوری این خاطرات تلخ ندارند.
امروز ما ملتی هستیم که هر کسی که می خواهد در آن زندگی کند باید به منافع ملی ایران وفادار باشد نه اینکه نان ایران رابخورد و سنگ ترکیه را به سینه بزند و مرثیه خوان دشمنان و قاتلان ایران باشد از چنگیز و تیمور گرفته تا سپاهیان عثمانی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" زوال ، انحطاط و سقوط دولت مرکزی در ایران """" توضیح دادم که "" موجودیت ایران "" امروز توسط "" جهانی‌ شدن و گسترش حوزه تمدنی دیگران "" مورد تهدید قرار گرفته، ۲ دو حوزهٔ تمدنی پیرامون ایران، از هر بعدی بر ایران برتری دارند. "" نخست دنیای عرب ""، کشوری مثل "" قطر "" در رتبه بندی اقتصاد‌های رقابت پذیر "" جایگاه "" ۱۱ "" را می‌گیرد، امارات متحدهٔ عربی‌، عربستان ، کویت و هکذا رتبه‌های "" ۱۸ ، ۲۴ "" را میگیرند، و ایران با تفکر فارسی‌ رتبه نزدیک 70 د را می‌گیرد. """ کاپیتال و سرمایه ۴.۵ تریلیون دلاری "" کشور‌های شورای همکاری خلیج از دیگر برتری و مزیت این دولت‌ها و کشور‌ها بر دولت مرکزی ایران است. شما به رتبهٔ قطر در میان کشور‌های با "" اقتصاد رقابت پذیر "" نگاه کنید، "" ژاپن ۱۰، قطر ۱۱،دانمارک ۱۲.. "" رتبهٔ عربستان ۱۸ و رتبهٔ امارات متحدهٔ عربی‌ ۲۴، رتبهٔ ترکیه ۴۳ و رتبهٔ آذربایجان ۴۶ و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
براي توي كه دردت فقط جابجايي حكومت است و هي هي خدا خدا ميكني كه اين رژيم تغيير عوض بشه و جاش را به شما بده مسلماً فرياد و فغان مردم اكثراً در حاشيه كشور مهم نيست و با يك جمله ساده اينها كار رژيم است كه با روش چند دستگي بينداز و فرمانروا باش از كنارش رد ميشي و فقط و تنها فقط تكرار ميكنم دنبال جايگزيني اين حكومت هستيد در محدوده به اصطلاح تماميت ارضي موجود،و اين حرفهاي ظاهري و دلفريب شما تكرار مكررات است. شما همين جا در اين مقاله به ظاهر دنبال مزمت نژاد پرستي و ناسيوناستي هستي ولي به نيمه هاي مقاله نرسيده زهر احساسات ناسيوناليستي آشكار ميشود و دنبال ثابت كردن اسم اهواز و خوزستان مي روي،از دو حالت خارج نيست يا خود را خيلي عاقل و زرنگ ميداني و يا مخاطبان خود را طوري ديگر حساب ميكني

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" دولت کارامد یکی‌ از ملزومات پروسه ملت سازی است """ عوامل تضعیف دولت مرکزی در ایران جلو چشمان ما به رقص در آمده‌اند، خشکی و بی‌ آبی‌ در ایران توام شده با رشد شتابان جمعیت، پروسه محو روستا در ابعادی وسیع شروع شده، دولت ناکارامد قادر به اسکان، اشتغال، انطباق و پذیرش تازه واردین نیست که هیچ، با جمعیت فعلی‌ ساکن مراکز بزرگ مشکل دارد. "" جامعه وارد دوران تجربه ملت ناکارامد بعد از تجربه دولت ناکارامد شده ""، با خروج نیروهای ناتو از افغانستان، سیل مواد مخدر از افغانستان به ایران، آغاز خواهد شد، و ضربه‌ای دیگر را بر پیکر "" دولت ناکارامد و ملت ناکار آامد "" وارد خواهد کرد. می‌بینید که اصلا کسی‌ دنبال نژاد و تبار نیست، اقرار به وجود ملیّت‌های دیگر در ایران را با بحث نژاد و تبار قاطی نکنید، اگر بحث نژادی نیز باشد این "" فارس‌ها "" هستند که ملتی دیگر را ، ارتباط مغولی می‌‌دهند، در ایران، نه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فقر علمی‌ از تحولات جهان، سقوط قطعی از پروسه توسعه """ در قرن ۲۱، پروسه و مفهوم ملت سازی، با قرن ۲۰ بیستم به کلی‌ متفاوت است، جنگ یوگسلاوی نشان داد که در قرن ۲۱، دولت ملی‌ با مداخله خارجی‌ و به پشتوّانهٔ دیگران امکان پذیر است. بعد از ایجاد "" دولت -ملی‌ "" با پشتوّانهٔ اقتصادی "" ملت - سازی "" نیز قابل حصول است. در مقابل شما ملت هائی چون ایتالیائیها و یونانی‌ها را با آن تاریخ با شکوه و فلاسفه مقابل چشمان خود دارید که به سختی قادر به حفظ "" حوزه تمدنی "" خود هستند. مشکل ایران : جهانی‌ شدن و گسترش حوزه تمدنی دیگران، آن ایده آلیزم فارس محور که فلسفه وجودی خود را بر تحقیر و نفی عرب و ترک بنا نهاده، اینک "" موجودیت "" خود را با "" گسترش حوزه تمدنی دنیای ترک و عرب "" در خطر می‌‌بیند. مخصوصا که ما امروز با ایرانی‌ طرفیم که حتئ "" فاقد آن نهاد‌های مدرن "" قرن ۲۰ بیستم است که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" در این نوشتهٔ جناب تبریزی، ماست مالی‌ کردن بر کلی‌ گویی فائق می‌‌آید """ جناب تبریزی کلی‌ گویی می‌‌کنند تا "" وجود سیستمی‌ را که ایران را فارس و زبان را فارسی‌ تعریف "" می‌کند را کتمان کرده باشند "" نمونه حکومت‌های شاه و شیخ . "" در دنیای امروز، پدیده ها، مفاهیم، ملت حاکم، زبان حاکم، ملت محکوم، ساختار قدرت و هکذا یا تعریف شده اند یا تعریف می‌‌شوند """ چونکه دوران شبح وار زیستن "" سپری شده. جناب تبریزی با ماست مالی‌ کردن سعی‌ در کتمان این واقعیت دردناک دارند که """ ملتی در ایران " ملت فارس " فلسفه وجودی خود را بر "" تحقیر، نفی "" دیگران مخصوصاً ملت عرب و ترک بنا نهاده است. جناب تبریزی با کلی‌ گویی و ماست مالی‌ کردن، وجود ملت‌های ترک، عرب، فارس، کرد، بلوچ، ترکمن، لٔر را به بحث نژاد و تبار ربط میدهند در حالیکه همه میدانیم ما فقط یک نژاد انسانی‌ داریم.