بهانه ام درتجلیل ازرفته گان وبازماندگان راه دموکراسی

برخی ازافراد اطلاعاتی رژیم درخارج ازکشورچندین جلد کتاب مینویسندوخودشان رادرمحافل مربوط به اینها افشاگرجمهوری اسلامی جاز ده ومدعی میشوند که سابقا مجاهد بوده ولی حالا مستقل میباشند!! درمجاهد بودنشان شکی نیست ولی درمستقل بودنشان؟؟ گزینشی وحساب شده درکتابشان به انبوه اطلاعات ومطالبی اشاره میکنند که همه برگرفته ازآرشیوهای قطور وزارت اطلاعات میباشد بر گرفته شده ازهمان میلیونها صفحات سیاه شده بازجوئیها اززندانیان سیاسی سه دهه وازسربرگهای معروف النجاة فی الصدق وزارت اطلاعات، برگرفته از...

بیائیم درسالگرد فاجعه کشتارسراسری زندانیان سیاسی درتابستان هزاروسیصدوشصت وهفت جانهای شریفی رادریابیم که هزینه های سنگین ودردناک مبارزه در راه آزادی وعدالت و داد شده اند وهمواره با واژه ها والفاظ حقیر وپستی چون تواب، قربانی و... توسط زندانبان وزندانی خطاب شده اندومیشوند . آنچه امروز بهانه ام برای نگارش این مقال کوتاه از تجربه شخصی ام درحبس وبند شده است نه تلاش گسترده ووسیع تیم های سازمان یافته فرهنگی کار وابسته به سازمانهای متعدد اطلاعاتی وامنیتی بل تلاش برخی ازچهره های مشخص اپوزیسیون درافشای عناصر به اصطلاح آنها تواب وخائن !! درزندانهای جمهوری اسلامی با استفاده از همان منابع معلوم الحال وزارت اطلاعات دربرخی نشریات اینترنتی ونشریات حتی معتبر ووزینی چون آرش وغیره میباشد. درواقع انگیزه ام درتحریر این سطور تلاش این دسته از مجریان ومغرضان آن سناریوی اطلاعاتی وامنیتی سازمانهای متعدد اطلاعاتی میباشد. هیچگاه درخودم صلاحیت صلاحیت انتشار دست نوشته هایم رااز همه آن تابلوهای بزرگ درد و رنج در زندان با همه پیچیده گیهای انبوهش نمیدیدم ودرهمه درد نوشته هایم ، خون نوشته هایم از آن جهنم واقعی وهولناک حکومت اوین، قزل حصار، وگوهردشت، وعادل آباد وزندان توحید احساس واقعی ام آن بود که قادر به بازتاب دقیق واقّل آنچه که برفرزندان شریف میهن بالاخص آن نیروی عظیم فعا لین سیاسی که با اصطلاحات حقیری چون تواب وادبیات شکنجه گران وزندانبانان که متأسفانه توسط خوداسیران وحتی رها شدگان وبسیار دردناک توسط نویسندگان هم استفاده میشود خطاب میشوند نیستم ونگارش آنچه که حاصل تجارب شخصی ام از شش زندان وبازداشتگاه کشور چه درسلولهای انفرادی وچه درسلولهای جمعی بوده نمیتواند حتی گوشه های ناچیزی ازهمه آن رویدادهای بی نظیر وکم نظیر از آن جهنم واقعی لاجوردیها ، گیلانیها، حاج داودها، حاج محسن ها،وحاج میثم ها و.... باشد .وازطرفی حضور به هنگام ونا بهنگام انبوهی ازسوألات بی جواب درپس هریک ازنوشتارهایم وازطرفی میل به تدقیق امور وپدیده ها برحسب عظمت وبزرگی این کار وگستردگی وحساسیت بالای آن، ترمزی همیشگی درانتشار مطالب ودست نوشته هایم میشدوبالطبع برهمین اساس نیاز به اندیشه واندیشه بیشتررا درمن برمی انگیخت ، همیشه احساس میکردم بررسی وکالبد شکافی پدیده های مربوط به زندان ازطرفی نیازمند به اطلاعات وداده های انبوه وازطرفی دیگرکارچندین تیم متشکل ازمتخصصان وکارشناسان برجسته میباشدوبخصوص کاربرروی پروژه عظیمی از زندانیان سیاسی درسطوح رهبران وکادرهای برجسته میباشد واحزاب وسازمانهای سیاسی که دریک جهنم واقعی عذاب جسمی وروحی واقعا غیرقابل تصور به همکاری ، شرکت درتعقیب ومراقبت مبارزان، شرکت درپروسه های مربوط به شکنجه، همکاری در روندهای مربوط به اعدام،همبندان وهمرزمان ازتیرخلاص وایجادتیمهای مختلف برای ارتباط با اپوزیسیون برون مرز ونفوذ درآنها، همکاری برای شکست ایدئولوژیک سیاسی زندانی ، تشکیل کلاسهای آموزشی، ایجاد سخنرانی وغیره وادارشده اند که درنهایت درسطوح رهبران جزتک نمونه هایی همه بعد که اعدام شدند که دراین مقال ذکر نام آن عزیزان راجایز نمیدانم وازطرفی دیگر باتوجه به اینکه داده های آماری وغیر آماری ازاین تاریخ سیاه ودرد ناک سیاست درمیهن بسیار اندک میباشد بربغرنجی کاردراین رابطه می افزاید وداده های ناقص تا کنونی هم ، بخشهای بسیار اندکی توسطبرخی ازعزیزان خلاصی یافته همچون منیره برادران وشهرنوش پارسی پورو.... روایت نویسی شده که ترسیم ساده وازبالای رویدادهایی بودکه درپیرامون نویسندگان گذشت وبا احترام عمیق به ارزش کارشان باید گفت دارای نواقص فراوانی چه درعرصه کاربرد واژه ها ومفاهیم کلیدی و استفاده مکرر ومکرراز ادبیات شکنجه گران درشیوه نگارشی شان مانند تواب وقربانی و... درتوصیف حال بسیاری ازفعالین سیاسی درزندان وازطرف دیگر درک بغایت عقب مانده ازفعالیت سیاسی وفعالین سیاسی ومبارزه سیاسی درراستای اندیشه غلط قهرمان سازی ومعجزه ظهور قهرمانان درصحنه نبردومبارزه درک غلطی که خود راازمنظره دردناک رویدادها بیرون میسازد وجایگاه خویش راجایگاهی برترازدیگران می پندارد .بخشهای زیادی از نوشتارهای پراکنده وضعیف تاکنونی هم که متاسفانه باانگیزه صرف سیاسی وغرض ورزیهای کور سیاسی درراستای تصفیه حسابهای سیاسی وسبقت ازگروه های حریف درعرصه مبارزاتی!! تحریرشد که درهمه آنها بسیاری از ساده ترین معیارها وموازین حقوق انسانی قربانی منافع کورسیاسی ودسته بندیهای سیاسی گردیده است. بخشهای گرانبهایی ازآن اطلاعات ورویدادهای تکان دهنده (رویدادهای کم نظیر وبی نظیر درتاریخ زندانها) با اعدام انبوه عظیمی ازرهبران وکادرهای برجسته احزاب وسازمانهای سیاسی زیرخروارها خاک سرد مدفون گردیده است. سقف کمی عظیمی تحریف شده توسط سازمانهای اطلاعاتی که بطورغیرمستقیم وتحت عناوین ونامهای واقعی افرادسرشناس اپوزیسیون ویا بی نام انتشاریافته است ازخاطره نویسی آتارتحلیلی که متاسفانه مابه این اسناد ارجاع دایم داریم. مضاف برهمه اینها معادن گرانبهایی ازگنجینه های اطلاعاتی هم عملا باترور لاجوردی وچندین چهره شاخص امنیتی توسط همان تیمهای به اصطلاح مجاهدی سازمانهای اطلاعاتی نابود گردید که دراین رابطه شنیدن خبرترورلاجوردی درحجره خویش دربازارتهران توسط همان تیم مجاهدی برایم چون انفجار یک موزه بزرگ ملی دردناک بود.وحال باتوجه به همه پیچیدگیها وقحط اطلاعات وداده ها وحساسیت بسیاربالای کاربرروی این موضوع چگونه میشود کارکرد؟ جائی که برای ساده ترین اصطلاحات واژه سازی نشده وبا همان واژه ها واصطلاحات زندانبان وشکنجه گرزندانی واسیر راخطاب میکنیم ونیروی بسیاربزرگ وشریفی ازجامعه روشن فکری وسیاسی کشوررا با الفاظ حقیروپستی چون تواب وخائن و...توصیف میکنیم ودربرخی ازنشریات برون مرزی دست به افشاگری ازاین فعالین سیاسی به میدان آمده میزنیم . افشای این نیروی عظیم وشریف فعالین سیاسی کشور که بخشی پس ازخلاصی از آن جهنم با کوله باری سنگین ازدردهاورنجهای عظیم جسم وجان وروح بدون هیچ پشتوانه ای بی پناه ودرمانده درگوشه های عزلت وتنهائی خویش دردمیکشند وهیچ پناهگاهی هم در شب تیره وتار ظلمت کره زمین نمی جویند وجامعه عمیقا بیماروزخمی مان هم نمیتواند درآغوششان بگیردوآرامشان سازد که ازهمین طیف بسیاری پس از خلاصی ازبندوزندان به بهانه هاومناسبتهای گوناگون منظم ونامنظم احضارمیشوند ومورد بازجوئی وادیت وآزارقرارمیگیرند که حتی جرأت طرح مشکلات پس از آزادیشان را برای نزدیکترین افراد خانواده خویش به جهت عواقب وخیم احتمالی ندارند.وبخشی ازاین مجموعه فرزندان شریف میهن سالهاست درگورهای سرد جمعی وفردی خویش آرمیده اند ونتوانستند ازآن جهنم هولناک خلاص گردند وپس ازدوران طولانی عذاب وشکنجه ودرد وتخلیه کامل اطلاعاتی و.... اعدام شده اند. واما بخش سوم این مجموعه خلاصی یافتگان با عشقی دوباره وبا پتانسیل های بالای ناشی ازتجارب سالها کار وفعالیت سیاسی به فعالیت خویش به اشکال وصور مختلف درون مرزیابرون مرزادامه داده اند.ولی برخی ازاین سوپر انقلابیون خارج نشین نفهمیده با استفاده ازهمان آرشیوهای اطلاعاتی میخواهندافشایشان سازند وآنها رابه ترک صحنه وفعالیت وادارند وشاید مایلند اینها هم چون بسیاری که پس ازخلاصی به جهت زندگی درجامعه بیمارمان وعذاب وجدانهای غیرمنطقی وخودزنیهای خلاف خویش، خودرادارزدند ویا سوزانده اند ، اقدام نمایند واین سوپرانقلابیون اینجا وآنجا ودرآن واین مطلب مجری سیاستی میشوند که سالها ازجانب سازمانهای اطلاعاتی برای اهداف خاص تعیین شده فعال مایشاء میباشند. وبرخی ازافراد اطلاعاتی رژیم درخارج ازکشورچندین جلد کتاب مینویسندوخودشان رادرمحافل مربوط به اینها افشاگرجمهوری اسلامی جاز ده ومدعی میشوند که سابقا مجاهد بوده ولی حالا مستقل میباشند!! درمجاهد بودنشان شکی نیست ولی درمستقل بودنشان؟؟ گزینشی وحساب شده درکتابشان به انبوه اطلاعات ومطالبی اشاره میکنند که همه برگرفته ازآرشیوهای قطور وزارت اطلاعات میباشد بر گرفته شده ازهمان میلیونها صفحات سیاه شده بازجوئیها اززندانیان سیاسی سه دهه وازسربرگهای معروف النجاة فی الصدق وزارت اطلاعات، برگرفته ازهمان اوراق تک نویسیهای میلیونی وزارت اطلاعاتی، ودست مریزاد به نویسندگان ظاهری چنین کتبی که از آنچنان حافظه ای هم دریادآوری آن سالهای دور ازهمه جزئیات رویدادهای انبوه آن روزگاران درد ورنج وعذاب برخوردارند که جزدرتوانائی حافظه های الکترونیکی نمیتواند بگنجد وعلم نوین پزشکی باید برروی حافظه این نویسنده به کشفیات واختراعات جدید برسد. جل الخالق ازاین همه معجزه وعجایب!!! واما جدای ازهمه این داستانهای تلخ در این فعالیت سخت وپیچیده نیازمند یک کمیته قوی تحقیقاتی ازروان شناسان، جامعه شناسان، پزشکان حاذق وبرجسته ،سیاسیون قدروتوانای حبس کشیده دریک پروژه بزرگ برای کالبد شکافی آن ساختارهای اهریمنی نظام زندان وشکنجه واعدام هستیم که بتواند پروژه ای فعال وکارا درمقابل آن پروژه عظیم حکومتی باشد که، معماران ومشاوران بزرگی دربالاترین سطوح آموزش دیده ازسازمانهای بزرگ اطلاعاتی،امنیتی، وجاسوسی دنیا را درخود داشته است. این پروژه درحوزه مدیریتی خویش افراد مجرّب وورزیده ای درخدمت داشته که خوداززندانیان سیلسی رژیم گذشته بوده اند. این پروژه ازهمکاری برخی ازرهبران وکادرهایدرجه اول احزاب وسازمانهای اپوزیسیون که دائم زیرفشارشکنجه های قرون وسطائی قرارداشته برخورداربود که اکثر این عزیزان زندانی پس ازسالها شکنجه وعذلب ودرد اعدام شده اند. این پروژه درحوزه عملیاتی واجرائی خویش بیرحم ترین،کثیف ترین، ومنفورترین چهره های اجتماعی همچون حسین خوش گوشت وغیره رادراختیارداشت. این پروژه درحوزه عملیاتی واجرائی خویش هیچ منع سیاسی، اخلاقی،شرعی،اجتماعی،قانونی وعرفی رادرراستای تخلیه اطلاعاتی زندانی قائل نبود وعنصر زمانی این پروژه باهدف تخلیه اطلاعاتی هیچ محدودیتی برای خویش قائل نبود. این پروژه متکی به بودجه مالی عظیم وبی حدوحصری بود که به هیچ مقامی پاسخگو نبود وبرای تأمین بودجه افسانه ای خویش هرگونه فعالیت اقتصادی وتجاری ازطریق رانت خواری را برای خود مجاز وچون مافیای مخوفی عمل میکرد. واین پروژه جهنمی حکومتی درحکومت بود ومصداق بارز آن این جمله معروف لاجوردی بود که میگفت ، این جا حکومت اوین است وما را با حکومت بیرون کاری نیست. ودیدیم که چگونه این پروژه جهنمی بامنتقدین داخلی خویش با اشکال مختلف ومافیائی حذف فیزیکی برخوردکرد وباسربه نیستکردن چهره های مسئله سازآتی نظام دردرون وبیرون نظام حذف فکری ومعنوی شخص دوم حکومت آیت الله منتظری وبسیاری ازمراجع وروحانیون آزادی خواه شیعه وسنی ورهبران اقلیتهای مذهبی وروشنفکران واهل قلم همانند مختاریها وپوینده ها وفروهرها وبسیاری دیگر. با همه این تفاضیل بجاست گفته شود کمیته ای باید باهدف کالبد شکافی ازوضعیت سه دهه ازآن جهنم واقعی درراستای ترمیم زخمهای عمیق برجسم وجان وروح این نیروی عظیم مبارزان وبه صحنه آوردن آن بخشی که خواهان ادامه فعالیتهای آزادی خواهانه وافشای آن جهنم هولناکی که خود تجربه کرده اند باشد وجای بسی تأسف ودردکه برخی باهمان ادبیات کلاسیک مقاومت ومبارزه وباهمان درک غلط ازفعالیت سیاسی که نسخه هایش بدون شناخت سیستمهای جدیدومدرن وپیچیده بازجوئی واقراروشکنجه مشکلات فراوانی راطی دودهه درزندانها برای زندانیان بوجود آورده بود سخن میگویندونسخه می پیچند وبا استفاده از همان آرشیوها واسنادوکتب سازمانهای اطلاعاتی به صحنه آمدگان آزادیخواه میهن رابه ترک صحنه مبارزه وفعالیت سیاسی دعوت میکنند وبالطبع بانسخه عالمانه همین آقایان سوپرانقلابی باید به مادران وخانواده های عزیزان اعدام شده گفت شما درپی محل دفن عزیزانتان نباشید زیرا آنها تواب وخائن!! بوده اند وبا رژیم همکاری کرده اند....وشاید این حضرات سوپرانقلابی وسوپرقهرمان اعتقاددارند پشت سرمرده ها نباید سخن گفت وباید زندگان را افشا کردتا این زندگان وخلاصی یافتگان ازآن جهنم جرأت حضور درعرصه فعالیتهای سیاسی وآزادی خواهانه راپیدانکنند که با حضور این عزیزان سهم قهرمانی این سوپر انقلابیون ازبین میرود وپایمال میگردد. براستی آیا بازهم این حضرات گم کرده ره ومغرض سیاسی دنبال لیست بلند بالای این عزیزان هستند تا دستشان راروکنند؟ ولی افسوس که آنها سالهاست درگور سرد فردی وجمعی خویش آرمیده اند وحتی تابه امروز محل دفنشان نیز به اطلاع خانواده هایشان نرسید وازآنها تنها استخوانهائی به عنوان اسناد تکان دهنده جهل وجنایت وخیانت وتباهی برجای مانده تا فردای سپیده دم آزادی از آنها تندیسهای صلح وآزادی وعدالت وداد ساخته شود. بیائیم درآستانه سالگرد این فاجعه بزگ ملی یاد وخاطره شریف وعزیزشان راگرامی بداریم خاطره تابناک جانهای شریف میهن که دلاورانه رفتند. پاس بداریم انبوه کسان خموش وبیمار دردمند وتب دار که درمیان ماهستند واحترام بگذاریم به آن چهره های ارزنده ای که قلم دردست گرفته وآن دوزخ وجهنم خود تجربه کرده رامی نمایانند واحترام عمیق به اردوی عظیم مبارزان میهن که هزینه های دردناک وسنگین مبارزه علیه ستم واستبداد شده اند.

ج . بابک تابستان هشتادو پنج.

انتشار از: