مردم گرسنه ایران در جستجوی نان هستند نه پان!

پان نامه نویسان میلیاردرزاده زرسالار درباره چیزهائی مانند گرسنگی و بیماری و بیکاری و بی پولی هیچ نمی نویسند چون فهم این پدیده ها برای آنها ناشدنی است! و چنین کسانی از بس خورده اند و نوشیده اند که از سیری دارند می ترکند! از این روی هیچ یک از پان های رنگارنگ ناسیونالیستی در میان مردم گرسنه و دردمند ایران هوادار ندارند چون مردم گرسنه ایران در جستجوی نان هستند نه پان!

 

برای رضاشاه رسیدن به فرمانروائی ابزاری بود برای پیاده کردن برنامه هائی که داشت و رضاشاه با نام رژیم کاری نداشت، رضاشاه در آغاز می خواست رژیم جمهوری در ایران برپا شود اما آخوندهائی که جز سنگ اندازی در راه رضاشاه و بهسازی های او کاری نمی کردند گفتند که: جمهوری خلاف شرع است! جمهوری یادآور مجلس سقیفه بنی ساعده است! جمهوری از ساخته های کفار لامذهب اروپائی است! با جمهوریت اسلام از میان خواهد رفت! و .......... رضاشاه نیز ناچار شد پس از پایان دادن به فرمانروائی پادشاهان قاجار خودش را شاه بنامد و آغاز فرمانروائی رژیم پهلوی را بر همگان آگهی دهد! رضاشاه می خواست به فرمانروائی برسد و بهسازی هایش را در ایران دنبال کند نه این که شاه باشد یا رئیس جمهور، از همان آغاز که رضاشاه بهسازی هایش را در ایران آغاز کرده بود آخوندهای مفت خور سنگ اندازی می کردند! برای نمونه هنگامی که رضاشاه خواست زنان ایرانی را از حجاب سیاهی و تباهی برهاند و زنجیرهای بسته شده به پیکر نیمی از مردم ایران را بگسلد آخوندها ناسازگاری کرده و در همه جا آشوب به پا کردند! رضاشاه می کوشید در همه جا آخوندها را ریشه کن کند و پوشاکی به نام عبا و عمامه را از میان برداشته و بهسازی هایش را دنبال کند اما پس از آغاز جنگ جهانی دوم و رویدادهای پس از آن، رضاشاه ناچار شد دست از فرمانروائی کشیده و از ایران برود! 

اما برای محمدرضا پهلوی که جانشین رضاشاه شده بود شاه و شاهبازی آرمان هائی والا بودند! محمدرضا پهلوی که سردمدار رژیم شاهنشاهی شده بود دیوانگی های فراوانی در راه شاهبازی هایش کرد! برگزاری جشن تاجگزاری با هزینه های سنگین، برگزاری جشن های دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی در ایران با هزینه های سرسام آور و برگزاری جشن های ریز و درشت دیگر در ستایش از شاه و شاه بازی بی آن که هیچ کدام از این جشن ها و هزینه های کلانی که در راه برگزاری آنها به باد می روند کوچکترین سودی برای ایران و ایرانی داشته باشند! در پائیز سال ۱۳۵۰ هزینه های سنگین برگزاری جشن های دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی در ایران همه را شگفت زده کردند! از میهمانان در چادری سرخ رنگ پذیرائی می شد که چلچراغ هائی گران آن را روشن می کردند، خوراک میهمانان یکراست از گرانترین رستوران های جهان با گرانترین خوراکی ها آورده می شد! کیكی نیم میلیون دلاری با سه متر بلندی كه مانند آرامگاه کورش ساخته شده بود و یك هواپیمای یخچالدار آن را آورده بود برای برگزاری این جشن درست شده بود! تاج شاهنشاهی که از شوکولات درست شده بود بر بالای كیك گران بها به همراه تندیس های ساخته شده با خامه و کاکائو از چهره شاهان ایرانی در گرداگرد این کیک دیده می شدند! شاه برای بریدن كیك از یك چهارپایه مخملی آبی رنگ بالا رفت و با شمشیری زرین با دسته ای گوهرنشان کیک نیم میلیون دلاری را برید و آن را به مهمانانی که از سراسر جهان آمده بودند داد تا فرمانروائی دوهزار و پانصد ساله شاهان ایرانی را جشن گرفته باشد!  

در کنار همه این دیوانه بازی های خنده دار، رژیم شاهنشاهی گرفتار دیوانگی دیگر محمدرضا پهلوی نیز بود و آن این که محمدرضا پهلوی یک ناسیونالیست پان آریا بود! محمدرضا پهلوی مانند همه کسانی که زهر کشنده ای به نام ناسیونالیسم مغز آنها را از کار انداخته است چرت و پرت می گفت و اگر کسی پیچ رادیو را هنگام سخنرانی محمدرضا پهلوی باز می کرد جز آریاپرستی سخن دیگری نمی شنید! محمدرضا پهلوی نام خودش را آریامهر گذاشته بود و چاپلوسانی هم که در پیرامون محمدرضا پهلوی جای گرفته بودند برای خوشایند او با تاریخ تراشی ها و واژه تراشی های ناسیونالیستی در ستایش از آریاپرستی داد سخن می دادند! ایرانی ها را از نژاد ناب و یکدست آریائی دانسته و برای محمدرضا پهلوی تبارنامه ای آریائی درست می کردند! اما مادر محمدرضا پهلوی خانم تاج الملوک آیرملو یک ترک قفقازی بود! و کسانی که تبریزی هستند حتما تیمسار ارتشبد رحمت الله آیرم را که ترک بود و خویشاوند مادری محمدرضا پهلوی بود می شناسند! تیمسار ارتشبد رحمت الله آیرم از میلیاردرهای تبریز بود و پس از به روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی به آمریکا و لس آنجلس گریخت! درباره رضاشاه نیز گروهی گفته اند که ترک بود و فیلم گفتگوی رضاشاه با آتاترک به زبان ترکی هنگام رفتن رضاشاه به ترکیه در همه جا هست و برخی نیز گفته اند که رضاشاه زبان ترکی را از همسر ترکش سرکار خانم تاج الملوک آیرملو یاد گرفته بود! 

رژیم پهلوی یک رژیم دیکتاتوری بود و از ایران زندان بزرگی ساخته و همگان را ناخرسند کرده بود و مانند همه رژیم های خودکامه پس از دچار شدن به خود بزرگ بینی گندکاری های فراوانی انجام داد و با این گندکاری ها گور خودش را کند! به جز دیوانه بازی های محمدرضا پهلوی برای آریاپرستی و شاهبازی و به باد دادن هزینه های گزاف در این راه، از گندکاری های دیگر رژیم رو به نابودی پهلوی باز گذاشتن دست سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دستگیری، شکنجه، سرکوب و کشتار دشمنان رژیم شاهنشاهی با هر راه و روش و خفه کردن همه آواهای ناسازگار و دگراندیش بود، مرگبارتر از همه اینها برپائی حزب شاه فرموده (رستاخیز ملی ایران) و صدور فرمان شاهانه برای بسته شدن همه حزب ها و سازمان های سیاسی از سوی اعلیحضرت همایونی شاهنشاه آریامهر بود! حتی حزب ها و سازمان هائی که شاهدوست و هوادار رژیم شاهنشاهی بودند برابر فرمان همایونی بسته شدند! تک حزبی کردن کشور و بستن همه سوپاپ های اطمینانی که برای روز مبادای رژیم رو به نابودی پهلوی شاید سودمند می بودند و باز گذاشتن دست شاهدوستان چاپلوس برای دزدی های کلان و گندکاری های چندش آور درباریان از بی بند و باری جنسی گرفته تا تریاک کشی نمونه هائی از کردارهای رژیم پهلوی در سال های پایانی آن بودند.  

بدبختانه مردم ایران در سال ۱۳۵۷ به جای آن که با خیزشی همگانی رژیم پهلوی را نابود کرده و از زندان آریامهری خود را برهانند دست به انتحار اسلامی زدند! و به جای زندان آریامهری خود را در دوزخی بی همتا در جهان به نام ایران آخوندی گرفتار کردند! پس از به روی کار آمدن رژیم ولایت فقیه شب تاریک مردم روز نشد و زندان آریامهری گلستان نشد! نه تنها ایران پیشرفت نکرد بلکه ۱۴۰۰ سال پسرفت کرد و رژیمی بر سر کار آمد که با فرهنگ و روش های زمان برده داری و شترچرانی کشورداری می کرد! شاه اگر دشمنانش را ده تا، ده تا می کشت رژیم جمهوری اسلامی هزار، هزار کشت، شاه و درباریان او اگر میلیون، میلیون می دزدیدند دزدان سر گردنه رژیم ولایت فقیه و آخوندهای مفت خوری که به فرمانروائی رسیده بودند میلیارد، میلیارد دزدیدند! به زنجیر کشیده شدن زنان ایرانی با حجاب سیاهی و تباهی، تورم تازنده، گرانی های جهشی، نابودی کشاورزی، بسته شدن کارخانه ها، بیکاری کارگران، رویدادهائی مانند کشتار هزاران زندانی سیاسی در تابستان سال شصت و هفت و .......... هیچکدام در زمان رژیم پهلوی که با کارهای نسنجیده محمدرضا پهلوی نابود شد دیده نمی شدند! و شاه اگر زندانبان زندانی بزرگ به نام ایران آریامهری بود رژیم ولایت فقیه که از درون گورهای تاریک سر بر آورده و به فرمانروائی رسیده بود دوزخبان دوزخی بی همتا در جهان به نام ایران آخوندی شد! 

اکنون بیائید باهم بررسی کنیم و ببینیم هم در زمان رژیم پهلوی و هم در زمان رژیم ولایت فقیه پان آریاها چه کسانی بودند و هستند و چه ویژگی هائی را داشته و دارند؟ نخستین چیزی که درباره پان آریاهای ایرانی دیده می شود این است که چنین کسانی از وابستگان به زرسالاری (بورژوازی) هستند! در زمان رژیم شاهنشاهی حتی یکبار نیز دیده نشده بود که یک پان آریا از بی پولی و بیکاری نالان باشد و پان آریاها از توانگرترین بخش های همایش ایران در آن زمان بودند و چنین کسانی حتی در میان خرده پولداران (خرده بورژواها) نیز دیده نمی شدند! برخی از پان آریاها از درباریان و خویشاوندان محمدرضا پهلوی بودند که در کاخ های باشکوه زندگی شاهانه ای داشتند و گروهی دیگر از پان آریاها از پیرامونیان محمدرضا پهلوی بودند که برای خوشایند محمدرضا پهلوی ستایشگر آریاپرستی شده بودند! اما آیا مردم ندار و بی پول و پابرهنه هم پان آریا بودند؟ نه! و هرگز آریاپرستی در میان چنین مردمی جائی نداشته و ندارد! محمدرضا پهلوی هنگام برگزاری جشن های دوهزار و پانصدمین سال شاهنشاهی در برابر آرامگاه کورش سخنرانی کرده و گفته بود: (کورش تو آسوده بخواب که ما بیداریم!) اما مردم پابرهنه و ندار و بی پول هنگامی که کردارهای ناهنجار رژیم پهلوی را می دیدند با ریشخند می گفتند: (کورش پاشو، گندش درآمد!) 

پس از انتحار اسلامی گروهی از پان آریاها به فرامرز گریختند و برخی در درونمرز ماندند اما تا کنون حتی یکبار نیز دیده نشده است که پان آریاهای فرامرزی یا درونمرزی که از نژاد آریائی و سرزمین اهورائی و جمشید پیشدادی و فریدون کیانی و .......... داد سخن می دهند بیل و کلنگ به دست گرفته و کار کنند و یا دستان پینه بسته و چهره آفتاب سوخته داشته باشند چون چنین کسانی از زرسالاران (بورژواها) هستند نه از کارگران و برزگران! و مردم فارس زبان گرسنه و تشنه و بی خانمان و سوخته از بی آبی و کویرنشین یزد و کرمان و سیستان و فارس و سمنان و خراسان و کباب شده در آتش آفتاب سوزان آن سرزمین ها مانند بخش های دیگر سرزمین ایران سر و کاری با آریاپرستی ندارند! 

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

پیروان پان های رنگارنگ دیگر نیز مانند ناسیونالیست های ترک ایرانی، ناسیونالیست های عرب ایرانی و .......... دست کمی از پان آریاها ندارند و کسانی هستند که چیزهائی مانند بی پولی و بیکاری را هرگز ندیده اند! بسیاری از ناسیونالیست های ایرانی که با پول های بادآورده به کشورهای فرامرزی رفته اند چون دچار بیماری خود بزرگ بینی هم هستند بی آن که چیزی درباره رنج های بی شمار مردم ایران بفهمند برای ایرانیان فرمانفرمائی هم می کنند و اگر بگویند ماست سیاه است همه باید بگویند آری درست است! و گر نه اگر کسی بگوید ماست سیاه نیست آدم بدی است و سزاوار ناسزا و دشنام! بسیاری از ناسیونالیست های ایرانی که از وابستگان به زرسالاری (بورژوازی) هستند همه چیز را رها کرده و سفت و سخت از زبان مادری چسبیده اند! چنین کسانی که اندوه نان ندارند از بس خورده اند و نوشیده اند که از سیری دارند می ترکند اما هیچ یک از مردم ندار و گرسنه ایران مانند کارگران و برزگران و رنجبران ایرانی بیست و چهار ساعته از زبان مادری سخن نمی گویند و این میلیاردرزاده های زرسالار (بورژوا) هستند که همه چیز را رها کرده و سفت و سخت از زبان چسبیده اند! 

تا کنون دیده نشده است که به جز پان نامه نویسان میلیاردرزاده ای که از بس خورده و نوشیده اند که از سیری دارند می ترکند کسانی در میان مردم گرسنه ایران پیدا شده و همه تیره روزی ها و بدبختی ها را رها کرده و سفت و سخت از این زبان و آن زبان بچسبند! تیره روزی هائی مانند تورم تازنده و گرانی های جهشی و کمبود دارو و کمبود خوراک و بازار سیاه و حجاب سیاهی و تباهی و هزاران بدبختی دیگر جائی در نوشته های پان نامه نویسان ندارند! برای نمونه در ایران و در سایه فرمانروائی رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه بهای نان در ۲۴ ساعت ده برابر شد و اکنون به پانزده برابر نیز رسیده است! و زمین لرزه نیز خانه های مردم بی نان مانده آذربایجان را با خاک یکسان کرد! اکنون اگر یک پان نامه نویس به نزد مردمی که خانه هایشان با خاک یکسان شده است و نالان و گریان و دردمند و درمانده و گرسنه و تشنه و بی یار و یاور بر روی آوار و سنگ و کلوخ نشسته اند برود و درباره زبان مادری و زبان پدری و زبان عمه ای و زبان خاله ای سخنرانی کند آن مردم چه می گویند؟ آیا آن مردم گرسنه که در جستجوی نان هستند نه در جستجوی پان برای چنین کسی کف می زنند و یا گوینده چنین سخنانی را سنگباران می کنند؟ البته به جز چسبیدن از زبان مادری، گاهی پان نامه نویسان چرندنامه نویس سخنان صد من یک غاز بی سر و ته دیگری نیز می نویسند که جز هرزنامه نام دیگری نمی نوانند داشته باشند! 

پان نامه نویسان میلیاردرزاده زرسالار درباره چیزهائی مانند گرسنگی و بیماری و بیکاری و بی پولی هیچ نمی نویسند چون فهم این پدیده ها برای آنها ناشدنی است! چنین کسانی که مغزشان ناتوان از فهم ده برابر شدن بهای نان در ۲۴ ساعت برای مردم بی نان مانده در ایران است در پارک های سرسبز و گل آرائی شده با یک فنجان قهوه در یک دست و یک تکه کیک خامه ای در دست دیگر، درباره (از رنجی که می بریم) داد سخن می دهند بی آن که رنجی برده باشند! کسانی با این ویژگی ها تنها یک درد دارند و آن هم درد بیدردی است! چنین کسانی هرگز بیل و کلنگ به کف دستشان نخورده است! چنین کسانی داس و چکش به دست نگرفته و زیر آفتاب سوزان تابستان و سرمای استخوان سوز زمستان کار نکرده اند! پان نامه نویسان هرگز بار سنگین نبرده اند، هرگز بی خانه نمانده اند، هرگز دستشان تاول نزده است، هرگز ناخنشان نشکسته و سیاه نشده است، هرگز جیبشان تهی نمانده است، هرگز زیر بار بدهی های سنگین نرفته اند، هرگز جوراب سوراخدار و کفش پاره نپوشیده اند، هرگز نشستن در زیر بام کاهگلی و چکیدن آب باران را ندیده اند، هرگز کودکانشان از بی داروئی جلوی چشمانشان نمرده اند و .......... از این روی هیچ یک از پان های رنگارنگ ناسیونالیستی در میان مردم گرسنه و دردمند ایران هوادار ندارند چون مردم گرسنه ایران در جستجوی نان هستند نه پان!   

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

سخن کوتاه، پان نامه نویسان و پیروان پان های رنگارنگ ناسیونالیستی از وابستگان به زرسالاری (بورژوازی) هستند و امیدوار بودن به چنین کسانی برای درهم کوبیدن رژیم دژخیمان دوزخی ولایت فقیه از سوی مردم گرسنه و دردمند و درمانده ایران امیدی بیهوده است و دشمنان رژیم آخوندی نیز از داشتن امید بیهوده به چنین کسانی برای نابودی رژیم باید دست شسته و خود را از آنها و هرزنامه های آنها جدا کنند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا حالا از مهمانان پررو چیزی شنیده ابد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا و یا خانم ترک پناهنده... من نمی دانم این چه ( میزبانی) است که میهمانهایش نزدیک هزار سال برایشان حکومت کرده اند.....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبق گزارش رسانها ی غرب . صدهها هزار پناهنده آذری از آذربایجان شمالی، در کشورهای ایران و ترکیه و امریکا و اروپا و روسیه و قفقاز و آسیای میانه بشکل مخفی و آشکار و پناهنده و کارگرمزدبگیر، در حال اقامت و زندگی هستند . واقعا آدم از آگاهی و سواد تجزیه طلبان آذری تعجب میکند . این سایت ایرانی فارسی زبان به هرکسی امکان داده هر چه دلش خواست ، راست و دروغ اینجا پخش کند . اینها تازه طلبکار هم هستند و میپرسند چرا نوشته جعلیاتشان در فلان نقطه سایت قرار نگرفته ! من ... از اینها طلبکارتر و ناسپاس تر در تاریخ خاورمیانه ندیده ام . در خانه میزبان نشسته اند و مدام چای قندپهلو با رقص جمیله آرزو میکنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وضع ایران با آذربایجان شمالی را میشو دباتعداد پناهندگان به خارجش مقایسه کرد. دنیا پر از پناهندگان ایرانی است والبته نه بخاطر سیاسی بودنشان بلکه سرفا بدلیل اقتصادی. در آذربایجان شمالی یک نفر هم آلونک خواب پیدا نمیشود , اما در ایران, همه میدانیم و احتیاج به نوشتن ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نشستی در اروپا با کمک اداره سوسیال شکمت سیر و دستور تجزیه میدهی ؟ مردم باکو وضع خرابتری دارند و برای خرید به مرزهای ایران میروند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تا روز قیامت شکم این کومونیست ها سی بشو نیست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با درود جنا ب تبر یز ی قد ر مسلم کلیه حکو مت های منطقه دست نشانده ها ی اینگلیس هستند آ مر یکا هم ما شین جنگی اش ما هم همسا یه های خو بی نداریم رو سیه مذ و را نه کلیه مشکلا ت منطقه قفقا ز را که خو د بو جود آ ورده را توسط عوامل خود حو اله ایران میکند د ائم عنو ان میکند حق و حقو ق شما را فا رس ها پا یما ل کرده بر و ید از ا نا ن طلب کنید . عو ا مل نفو ذ ی بسیا ری هم در میا ن ما دارند از ا نوع روسو فیل ، انگلو فیل حکو مت اینگلیسی آ خوند ها هم در همین را ستا قد م بر مید ا ر د . اما ما اقوا م ساکن ایران که خود صا حب خا نه هستیم و آ ر میدگان این سر زمین مید ا نیم که این پا نها از ا نوع مختلف ان را شما نام بر ده ید میخو ا هند ما را از راه خود به بیرا هه ببر ن.د