احتمال زیاد خانم زهرا بهرامی زیر شکنجه کشته شده

وزارت اطلاعات از تحویل جسد خانم زهرا بهرامی جلوگیری می کند. احتمال زیاد می دهند خیلی ها که خانم بهرامی زیر شکنجه کشته شده باشد و به همین دلیل هم جنازه او را تحویل نمی دهند. اعدام‌های دسته‌جمعی با جوخه‌های آتش درمحیط‌های بسته‌ی زندان در شهوریورماه سال ۱۳۶۷بیشتر از جنس حذف گروهی بود تا اعمال قدرت اما بریدن دست و پای مجرمین یا اعدام‌ در ملاءعام، آن‌هم با تبلیغات زیاد از جنس اعمال قدرت است و نمی‌توان هرگونه افزایش در نرخ اعدام را با این مدل توضیح داد. دوم این که این مدل بر اساس جامعه‌شناسی قدرت است و به این مفهوم نیست که عده‌ای تئورسین با نقشه‌ی قبلی و با انگیزه‌ی سیاسی آمار اجرای حکم اعدام در ایران را بالا برده‌اند. این مدل ریشه در ذات و غریزه‌ی قدرت دارد و در همه‌ی نظام‌های حکومتی مشترک است. البته در حکومت‌های دموکراتیک از آن جایی که مشروعیت از خود مردم است، کاهش مقبولیت از سوی مردم تغییر دولت را در پی دارد و اعمال قدرت چنین روندی را طی نمی‌کند اما در نظام‌های خودکامه‌ی اقتدارگرا این روند به وضوح قابل مطالعه است.

محسن سازگارا گفتار روزانه پنج شنبه 14 بهمن ۸۹

چهارشنبه 13 بهمن 89، دوم فوریه 2010 میلادی

امروز در مورد 8 موضوع صحبت می کنیم.

نکته دوم اینکه آقای موسوی و کروبی در حضور آیت ا... بیات زنجانی ملاقاتی با همدیگر داشتند و در این ملاقات این دو نفر خواهان توقف اعدامها در ایران و طی مراحل دادرسی و قوانین کشور شدند. خیلی ها البته معتقدند بهتر است که حکم اعدام در ایران لغو شود برای اینکه ماشین اعدام یکبار برای همیشه در ایران متوقف شود. همینطور آقای موسوی و کروبی از ارتش مصر برای اعلام بی طرفی و مشروع دانستن خواسته های مردم تشکر کردند و حرف جالبی را زدند و گفتند که در مصر به مخالفین اجازه راهپیمایی داده شده تا معلوم شود که کفه کدام جریان در اجتماع سنگین تر است و در ایران هم اگر به مخالفین اجازه راهپیمایی داده شود آنوقت معلوم می شود که کدام جریان کفه سنگین تری دارد.

نکته سوم اینکه وزارت خارجه آمریکا هم اعلام کرده که نگران اعدامها و نقض حقوق بشر در ایران است. سخنگوی وزارت خارجه کانادا هم همین نگرانی را ابراز کرده، خانم کاترین اشتون، مسوول سیاست خارجه اتحادیه اروپا، هم خواهان تعلیق مجازات اعدام در ایران شده و ابراز نگرانی از اعدامها کرده، کمیته روابط خارجه پارلمان اروپا خواستار تحریم آن دسته از مقامهای جمهوری اسلامی شده که در نقض حقوق بشر در ایران دست دارند، خانم مرکل هم از احتمال تحریمهای بیشتر علیه ایران صحبت کرده.

نکته چهارم اینکه شبکه خانواده جعفری، پدر، پسر، همسر و غیره که در ترکیه و ایران فعالیت می کردند و تامین کننده آلومینیوم و فولاد برای صنایع هوا فضای ایران بودند که مشول تحریم آمریکاست، خودشان مشمول تحریم وزارت خزانه داری آمریکا شدند. شش شخصیت حقیقی و پنج شرکت و همینطور دو شهروند ترکیه و سه شرکت ثبت شده در استانبول هم مشمول این لیست جدید تحریم آمریکا شدند.

نکته پنجم اینکه آقای آمانو، مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی، ابراز نگرانی کرده از ویروس استاکس نت و گفته که آژانس نمی خواهد که راه اندازی نیروگاه به تعویق بیافتد ولی روسیه و ایران باید مراقب باشند و اطلاعات لازم را به آژانس بدهند.

نکته ششم اینکه دادگاه آقای عظیم آقاجانی، عضو نیروی قدس سپاه، که بعد از قاچاق اسلحه در نیجریه دستگیر و به قید ضمانت آزاد شده بود، آغاز شده. البته دو مظنون در این قاچاق اسلحه بودند که اسم نفر دوم اعلام نشد، ظاهراً مصونیت دیپلماتیک داشت و با کوشش آقای متکی از نیجریه خارج شد.

نکته هفتم اینکه آقای حمید بهبهانی، وزیر راه کابینه آقای احمدی نژاد، روز گذشته با 147 رای موافق در مقابل 78 رای مخالف از کار برکنار شد. جالب است که آقای حداد عادل دنبال این بود که بلکه استیضاح او را منتفی کند و یا به تعویق بیاندازد اما وقتی ایشان هم فهمید که وزیر راه و هیچ نماینده دولت به مجلس نیامده دست از این کار برداشت. البته نیامدن وزیر در جلسه استیضاح خلاف قانون است. در جلسه دیروز مجلس آقای لاریجانی مطرح کرد که آقای خامنه ای صحبت کردن روءسای سه قوه علیه یکدیگر را خلاف شرع اعلام کرده و به این دلیل گفت که جواب آقای احمدی نژاد را نمی دهیم ضمن اینکه طعنه ای هم به آقای احمدی نژاد داشت که در واقع کارهای او خخلاف دستورات آقای خامنه ای است. ضمن اینکه مطرح هم شده که احتمالاً این جمعه آقای خامنه ای به نماز جمعه می رود و قابل پیش بینی است که شبیه حرفهایی که مقامات ایران راجع به حرکت مردم در مصر و تونس می زنند احتمالاً خواهد بود و سعی خواهد کرد که مصادره به مطلوب بکند و آنها را به حکومت ایران و مدل انقلاب اسلامی ایران نسبت بدهد، کاری که بسیار بسیار در این روزها خطرناک است.

اما بحث آخر ما در خصوص ادامه اخبار مصر است. روز گذشته خوشبختانه آن حرکتی که مصریها خودشان لغت خوبی برای آن گذاشتند و گفتند تونسامی یعنی سونامی که از تونس آمده یا بعضی ها به آن جنبش خشم لقب دادند، روز گذشته مانو مخالفین قدرت و شدت بیشتری گرفت، خبرگزاریها صحبت کردند که اختمالاً یک میلیون نفر در قاهره یا یک میلیون نفر در کل مصر در چندین شهر، چند صد هزار نفر حداقل در میدان التحریر قاهره جمع شدند. خبرگزاریها گفتند که سه نسل از مردم مصر حضور داشتند، خیلی از مردم که صحبت کردند با خبرگزاریها و خبرنگاران گفتند که چون احساس امنیت هم می کنند به دلیل اینکه ارتش اعلام کرده بود که به مقابله مردم نخواهد آمد، جمعیت آمدند و پیش بینی می شود که بازهم در تظاهرات بعدی جمعیت بیشتر شود. بعد از تظاهرات در پاره ای از نقاط مثل بندر پور سعید یا در بخشهایی از اسکندریه گزارش شده که لباس شخصی هاییکه امنیتی های مصر هستند با چاقو و تیغه های تیز به مردم حمله کردند که ارتش ناچار به مداخله و جدا کردن آنها شده. در واقع به قول یکی می گفت که روشهای ایران را دارند یاد می گیرند. به هر صورت بعد از این قدرت نمایی مخالفین، آقای مبارک در نطقی که کرد یک قدم دیگر عقب نشست و گفت که در انتخالات سال آینده که در نوامبر برگزار می شود دیگر کاندیدا نخواهد بود و آن ماده 67 قانون اساسی را هم اصلاح خواهد کرد، از مجلس می خواهد که اصلاح بکند که دیگر محدودیت برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری باشد. واکنش مردم به این قدم آقای مبارک این بود که شعار دادند برو بیرون و تقریباً همه خواهان این هستند که آقای مبارک همین الان باید استعفا بدهد و کنار برود برای اینکه بد سابقه است، بارها به مردم قول داده و عمل نکرده. به هر صورت از حالا گروهای مختلف مخالف، بچه های فیس بوکی و جناحهای مختلف دعوت کردند برای روز جمعه که نماز جمعه هم در سراسر مصر هست، مردم یک مانور بزرگ دیگری انجام بدهند و آنرا روز وداع نامگذاری کردند، کنایه از اینکه آقای مبارک در این روز باید خداحافظی کند و برود.

یک سری واکنشها هم در دنیا پیدا شده از جمله روزنامه نیویورک تایمز افشاء کرده که فرانک وایتزنر سفیر سابق آمریکا در مصر که شخصاً با آقای مبارک هم رفیق است و به عنوان فرستاده ویژه آقای اوباما به مصر رفته به آقای مبارک تاکید کرده نه خود ایشان و نه پسرش جمال مبارک نباید در انتخابات آتی بیایند و دارد او را به رفتن ترغیب می کند. آقای اردوغان، نخست وزیر ترکیه، مطرح کرده که تمام مشکلات از طریق صندوق رای باید حل شود و آقای مبارک باید به درخواست مردم گوش بدهد. پنجاه سازمان غیر دولتی مصر از آقای مبارک خواستند که به خواست مردم احترام بگذارد و از سمت خودش کناره گیری کند و مانع از خشونت و خونریزی بیشتر شود. آقای جان کری رئیس کمیسیون روابط خارجی سنای آمریکا هم گفته که بهتر است آقای مبارک با ارتش و جامعه مدنی و مخالفین توافق بکند برای تشکیل دولت موقت هر چه زودتر. خانم کلینتون هم گفته که امیدوارم مصر به دموکراسی واقعی ختم بشود حرکات فعلی آن و نه به دموکراسی های قلابی مثل ایران. آقای اوباما هم بعد از صحبت نیم ساعته تلفنی با آقای مبارک، در یک نطقی که می شود گفت بیشتر مبهم ولی تا حدی هم محتاط بوده مطرح کرد که انتقال از همین حالا باید شروع شود و البته به جوانان مصری هم گفت که صدای شما را ما می شنویم و الگویی است برای خیلی ملتهای منطقه. رهبر سابق اخوان المسلمین آقای محمد مهدی عاکف و رهبر فعلی آن آقای محمد عدی هم حرف جالبی زدند و آن هم این است که اخوان المسلمین از حساسیتی که بر می انگیزد در دنیا، مانوری که آقای مبارک می کند که اگر من بروم اسلام گراها می آیند، آگاه است و در واقع حضور غیر محسوسی در تظاهرات دارد که زیرکی آنها را نشان می دهد. در همین رابطه باید گفت که انصافاً اظهار نظر های مقامات ایرانی که به دروغ سعی می کنند حرکتهای مصر را با انقلاب اسلامی مقایسه بکنند، در این مقطع بسیار بسیار زیانبار است برای حرکت مردم مصر و اسراییلیها را به واکنشی وادار می کند که آنوقت دنیا را مردد می کند در اینکه مبارک زودتر برود. خانم نادی گیلای، کمیساریای حقوق بشر، هم گفته که به نظر می رسد که تا الان 300 نفر در حوادث مصر شهید شدند. در اردن هم پادشاه دولت را عوض کرده و خواهان اصلاحات شده.

اندکی صبر سحر نزدیک است. تا فردا شاد، پیروز، موفق و سرافراز باشید. به امید پیروزی ایران و ایرانی.

متن پیاده شده روز یکشنبه 10 بهمن 1389

محسن سازگارا

یکشنبه ده بهمن 89، سی ژانویه 2011 میلادی در مورد 9 موضوع صحبت می کنیم. موضوع اول این که خانم زهرا بهرامی شهروند ایرانی – هلندی روز گذشته اعدام شد. دولت هلند روابط خوداش رو در همه زمینه ها با جمهوری اسلامی به حالت تعلیق درآورد. خانم بهرامی که بعد از وقایع عاشورای سال گذشته دستگیر شده بود ابتدا به اقدام علیه امنیت ملی و بعد به حمل و توزیع مواد مخدر متهم شد و سرانجام ایشان را اعدام کردند. دو نفر از کسانی که در مرگ زهرا بنی یعقوب پزشک 27 ساله که در ابهام کامل به جرم بد حجابی در همدان دستگیر شد و بعد هم در زندان کشته شد، بعد چند سال دوندگی خانواده اش محکوم شدند. یکی به یک سال حبس و دیگری به دو سال حبس، آن هم به جرم بازداشت غیر قانونی و به این ترتیب قاتلین زهرا بنی یعقوب مانند قاتلین زهرا کاظمی، جنایتکاران کهریزک و بسیاری دیگر در امان مانند. همسر آقای تاج زاده گفته پس از ممنوع ملاقات شدن آقای تاج زاده از شش آذر تا کنون نگرانی از سلامتی او افزایش پیدا کرده. آقای حسین کروبی برای دومین بار به اوین اظهار شد چند ساعتی بازداشت شد و سپس آزاد شد. گفته می شود این بازداشت ها و بازجویی ها در رابطه با افشاگری های او در مورد کهریزک است. نکته دوم این که آقای داریوش همایون ، روزنامه نگار و مبارز سیاسی با سابقه دیروز در سن 82 سالگی در سوییس در گذشت. نکته سوم این که صد ها کارگر از کارخانه های مختلف نساجی در مازندران در مقابل کارخانه ها قائمشهر تجمع داشته اند چرا که علی رغم قول وزارت صنایع و کار و مدیران کارخانه ها خبری از حقوق های معوقه نیست. نکته چهارم این که هزینه مراکز پتروشیمی کشور به دلیل افزایش قیمت انرژی تا سی درصد افزایش پیدا کرده است و دولت آن را وادار می کند که به قیمت قبلی محصولات خود را بفروشند که طبیعا این کارخانه ها در معرض ورشکستگی قرار می دهد. دولت به بعضی کارخانه گفته که قیمت را دست نزنید اما می تواند کم فروشی کنید و راه های دزدی را نشان کارخانه ها می دهد تا ظاهر ماجرا را به هر قیمتی که هست حفظ کند. اما این روند در کنار واردات بی رویه با ارز مصنوعا ارزان نگه داشته شده آهنگ ورشکستی کارخانه جات و بیکاری میلیون ها کارگر را تشدید خواهد کرد. نکته پنجم این که آزمون دستیاری پزشکی قرار است 28 بهمن ماه برگزار شود اما سوالات این آزمون با اس ام اس ارسال می شود و می توانند از ده درصد سوالات تا صد در صد آنها را خریداری کنند که البته نشانه فساد در عمق مرکز برگزارکننده کنکور است. نکته ششم این که افغانی ها در سه شهر کابل، هرات و مزار شریف دست به تظاهرات زدند و شعارهایی علیه مقامات ایرانی داده اند و خواستار توقف اعدام شهروندان افغانی در ایران شدند. نکته هفتم این که سرتیپ حسین ظریفی منش در سمیناری که برای علوم انسانی برگزار شده ایشان گفته که آسیب پذیر انقلاب در برابر علوم انسانی است و دانشگاهی های امام حسین آماده اند که تحول جدی در زمینه علوم انسانی ایجاد کنند. نکته هشتم این که آقای موسوی در مصاحبه ای که با سایت کلمه کرده این خبر روزنامه گاردین را که آقای محمود عباس قرار بوده از یک پولدار فلسطینی پول بگیرد و برای جنبش سبز رادیو راه اندازی کند. چون روزنامه های داخلی سر و صدا راه انداخته بودند که جنبش سبز از خارجی ها پول گرفته است. آقای موسوی تکذیب کرده است و گفته که جنبش سبز فقط به ایرانی ها متکی است. نکته نهم البته حوادث مصر است که خیلی سریع تر از آنچه پیش بینی می شد پیش رفته است و به نقاط انتهایی خوداش نزدیک می شود. البته آقای موسوی نقطه آغاز حرکت های منطقه را راهپیمایی های عظیم مردم ایران دانسته و گفته که فرعون ها این را دیر می فهمند و به روشنی گفته و طعنه های اشکاری به آقای خامنه ای و دستگاه سرکوب اش دارد. به نظر می رسد آن دوگانه ای که بن علی در تونس و مبارک در مصر ساخته بودند که یا دیکتاتوری ما و یا اسلامگرا ها به سبک ایران سر کار می آید با حرکت ایرانی ها که برابر استبداد دینی ایستادند نشان داد که راه سومی در منطقه هست و می تواند به سمت دموکراسی حرکت کند. مصر تا الان بیشت از 102 کشته داشته، پلیس از خیابان ها رفته است و ارتش به صحنه آمده اما ارتش با مردم درگیر نشده است و تنها از ساختمان های دولتی محافظت می کند. مبارک آقای شفیق را به عنوان نخست وزیر معرفی کرده و البته مردم به جز رفتن مبارک راضی نیستند. کشورهای مختلف به مبارک فشار می آورند که تسلیم خواست مردم شوند و دست به سرکوب نزند. تظاهرات مصری ها در سرار جهان در حال شکل گیری است و اگر ارتش به همین منوال حرکت کند آفتاب آقای مبارک به غروب نزدیک است. دو پسر ایشان به لندن گریخته اند. جمال مبارک نسخه مصری همان مجتبی خامنه ای ایران است. اندکی صبر سحر نزدیک است تا فردا شاید پیروز موفق و سرافراز باشید به امید پیروزی ایران و ایرانی

علی تهرانی- اعدام در ایران سابقه‌ای به بلندی تاریخ پیدایش حکومت دارد و همواره به عنوان مجازاتی مشروع، در تناسب با جرایمی مانند تجاوز به عنف و قتل، مطرح بوده است، اما آن‌چه قابل تامل است افزایش چشمگیر اجرای این حکم در سال‌های اخیر است.

ارقام رسمی اجرای حکم اعدام در ایران نشان می‌دهد که هرسال نسبت به سال پیش، به‌ویژه در دو سال گذشته، میزان مجازات اعدام افزایش یافته است، اما چرا؟ دلایل متعددی برای توضیح این افزایش می‌توان بر شمرد. از دلایل اقتصادی تا دلایل روان‌شناختی، از گسترش فقر و به تبع آن افزایش جرم و جنایت تا بحران افسردگی در نسل جوان و میل به خشونت و صدالبته انگیزه‌ی اعمال قدرت از سوی حکومت که نباید از آن غفلت شویم.

اجرای حکم اعدام همواره علاوه بر یک عامل بازدارنده، وسیله و روش اعمال قدرت نیز بوده است و حکومت‌ها- فارغ از نوع، دموکراتیک یا دیکتاتوری- این حق را برای خود و در انحصار خود محفوظ داشته‌اند. در گذار حکومت‌های پسامدرن به دولت- ملت‌های مدرن روش‌های اعمال قدرت بر بدن تغییرات بزرگی کرده‌ است، اما زندان و اجرای احکام مجازات در انحصار حکومت‌ها باقی مانده است.

حکومت‌ها برای بسط و تمرین قدرت خود همواره به رخ کشیدن توانایی تسلط بر بدن شهروندان را در دستور کار خود داشته‌اند. تسلط بر بدن از الزام شهروندان به نوعی پوشش اجباری تا زندان، تبعید و شکنجه‌های ذهنی و بدنی و در شدیدترین نوع خود اعدام را در بر می‌گیرد. اگرچه در کنترل بدن شهروندان همه‌ی حکومت‌ها در مبانی مشترکند، حکومت‌های اقتدارگرا در صدر فهرست کشورهای پراعدام قرار دارند و دموکراسی‌های ریشه‌داری مانند کشورهای اسکاندیناوی نزدیک به یک قرن را بی اعدام سپری کرده‌اند.

تجربه‌ی تاریخی حکومت‌های اقتدارگرا ثابت می‌کند مشروعیت حکومت با اعمال قدرت حکومت بر بدن شهروندان نوعی ارتباط عکس دارد. به‌عبارت دیگر اجرای حکم اعدام نه تنها به‌عنوان عامل بازدارنده‌ی جرم که به‌عنوان عامل «مشروعیت ساز» این حکومت‌ها مطرح می‌شود.

در نظر بسیاری از فلاسفه‌ی سیاسی تسلط حکومت شهروندان بر بدن نشانه‌ی اعمال قدرت است و درست به همین دلیل است که در برخی از نظام‌های قانونی خودکشی جرم بوده است. خودکشی به این دلیل جرم شناخته می‌شد که اراده‌ی شهروند عادی به حوزه‌ی نفوذ و قدرت شاه وارد می‌شد و به حق قلمرو شاه- جان شهروندانش- تجاوز می‌شد و حق جان به طور انحصاری در اختیار شاه بود. بنابراین اعدام در ملاء عام و به‌کارگیری روش‌های مختلف شکنجه در گستره‌ی اعمال قدرت شاه بر جامعه‌ی تحت کنترل او توجیه می‌شد.

توصیف دردناک شکنجه‌های متنهی به اعدام روبرت دمی‌یِن که به جان لویی پانزدهم، شاه فرانسه سوءقصد کرده است در صفحات ابتدایی کتاب «مراقبه و تنبیه» میشل فوکو به خوبی نشان می‌دهد حتی در اواسط قرن هجدهم و در جامعه‌ای مانند فرانسه چگونه حکومت با علنی کردن و طولانی کردن اجرای حکم اعدام، ظرفیت اعمال قدرت خود بر بدن شهروندانش را به حداکثر می‌رساند.

چرا نرخ اعدام در ایران ظرف دوسال گذشته به شدت افزایش یافته است؟ پاسخ ساده است. حکومت بیش از پیش با بحران مشروعیت مواجه شده است. ضعف در مشروعیت، عدم اطمینان به قدرت یا ترس از بی‌قدرتی را در نهاد حکومت به بار آورده است. بنابراین کاملاً طبیعی است که حکومت اقتدارگرا دست به اعمال و تظاهر قدرت خود بزند تا اعتماد رفته را به قدرت خود بازگراند و برای این کار بدن شهروندان مرئی‌ترین، ساده‌ترین و تاثیرگذارترین گزینه‌ی حکومت‌های اقتدارگرا است. پس همه‌ی روش‌های اعمال قدرت بر بدن از جمله اجرای حکم اعدام در دستور کار ساختار قدرت قرار می‌گیرد تا از طریق اعمال وسیع‌تر قدرت عریان عدم اطمینان به وجود آمده بر اثر افول مشروعیت را در پایگاه قدرت بازسازی کند.

به عبارت دیگر افزایش اجرای حکم اعدام در ایران روندی کاملاً طبیعی و با مشروعیت زایل شده‌ی حکومت رابطه‌ی معناداری دارد. بسط اقتدار حکومت‌های اقتدارگرا بستگی به روش‌های مختلف اعمال قدرت دارد. حکومت‌ها به میزان احساس نیازشان به اعمال قدرت بر جان و مال مردم دست می‌زنند. بر اساس این مدل کاهش حکم اعدام در چین از سال ۲۰۰۵- برفرض صحت آمار رسمی دولت چین- حکایت از افزایش مقبولیت نظام حکومتی چین دارد یا نشان می‌دهد حداقل نمادهای مخالفت کمتر شده است و نیاز به اعمال قدرت حکومت بر بدن شهروندان کاهش یافته است اما بر عکس در ایران بعد از حوادث مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸که به مشروعیت‌زدایی گسترده از نظام انجامید نیاز به اعمال قدرت حکومت بر بدن شهروندان بیش از پیش افزایش یافته است.

در پایان توضیح دو نکته ضروری است اول این که اعدام‌های دسته‌جمعی با جوخه‌های آتش درمحیط‌های بسته‌ی زندان در شهوریورماه سال ۱۳۶۷بیشتر از جنس حذف گروهی بود تا اعمال قدرت اما بریدن دست و پای مجرمین یا اعدام‌ در ملاءعام، آن‌هم با تبلیغات زیاد از جنس اعمال قدرت است و نمی‌توان هرگونه افزایش در نرخ اعدام را با این مدل توضیح داد. دوم این که این مدل بر اساس جامعه‌شناسی قدرت است و به این مفهوم نیست که عده‌ای تئورسین با نقشه‌ی قبلی و با انگیزه‌ی سیاسی آمار اجرای حکم اعدام در ایران را بالا برده‌اند. این مدل ریشه در ذات و غریزه‌ی قدرت دارد و در همه‌ی نظام‌های حکومتی مشترک است. البته در حکومت‌های دموکراتیک از آن جایی که مشروعیت از خود مردم است، کاهش مقبولیت از سوی مردم تغییر دولت را در پی دارد و اعمال قدرت چنین روندی را طی نمی‌کند اما در نظام‌های خودکامه‌ی اقتدارگرا این روند به وضوح قابل مطالعه است.

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.