نقشه ی «ناسیونالیسم افراطی کرد» برای ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجان

در پاسخ مصاحبه ی شریفی و اطلاعیه *
این حکم که اورمیه مال کردستان است و یا این پز دمکراتیک که مردم در آینده و با رأی گیری تعیین خواهند کرد؛ و ترویج چنین مسائلی، به درگیری های ملی و فومی و مرزی از همین حالا دامن می زند و اگر هوشیارانه با این مسئله برخورد نشود، آینده شومی را برای مردم آن منطقه به بار خواهد آورد. به نظر من بهتر است هیچگونه ادعای ارضی از طرف کرد یا ترکها را دامن نزنیم.

ترک آذربایجانی

آقای عباس شریفی می گویند که اینکه اورمیه متعلق به کردستان باشد یا به آذربایجان را مردم در آینده با رای گیری تعیین خواهند کرد. این موضعی کاملا دمکراتیک است ولی به آنچه که خود ایشان می گوید متناقض است. ایشان اورمیه را جزو کردستان شرقی می نامد و اسم آذربایجانغربی را هم که الان هردم مناطق آنجا قبول دارند و به کار می برند، به کار نمی برد و نام ساختگی استان اورمیه را بکار می برد. حالا کدام را باور کنیم؟ این حکم ایشان را که اورمیه مال کردستان است و یا این پز دمکراتیک را که مردم در آینده و را رای گیری تعیین خواهند کرد؟ به نظر من انتشار و تبلیغ و ترویج چنین مسائلی به درگیری های ملی و فومی و مرزی از همین حالا دامن می زند و اگر هوشیارانه با این مسئله برخورد نشود، آینده شومی را برای مردم آن منطقه به بار خواهد آورد. به نظر من بهتر است هیچگونه ادعای ارضی از طرف کرد یا ترکها را دامن نزنیم.

آ.ائلیار 

در ایران و نقشه آذربایجان غربی «استان ارومیه»نداریم و این نام جعلی ست . شهر ارومیه را داریم. این نام جعلی اهداف سیاسی،از جمله جدا کردن این شهر را دنبال میکند.
مسئله ملی در ایران راه حل نظامی ندارد.این گروه آدمها را با یک تئوری غلط به کشتن میدهد.  تئوری این گروه در خدمت «درگیری » بین دو مردم ستمدیده است و از این رو نیز ارتجاعی ست.  درست آن بود از جریان اوجالان که30هزار کشته بی نتیجه برجای گذاشته - و به راه حل مسالمت آمیز مسئله رسیده درس میگرفت. طرح اختلافات ارضی در شرایط دیکتاتوری به زیان تبعیض دیدگان است. 

نقشه ی« ناسیونالیسم  افراطی کرد» جدایی خواه ، برای ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجان ، در این مصاحبه و اطلاعیه ی این گروه به روشنی پیداست. گروه «کردستان بزرگ» سازنده، و جدایی خواه،بنام "حزب دموکرات کردستان" با حزب دموکرات کردستان ایران " متفاوت است معتقد است ارومیه جزو کردستان شرقی ست.و نامش "استان اورمیه" است. یعنی «ارومیه استانی از کردستان شرقی ست ». یعنی ارومیه متعلق به کردستان است. این تز اول گروه است. تز دوم اینکه «مردم انتخاب میکنند میخواهند با کجا باشند»؟ پز دموکراتیک است که ناقض تز اول است. و مخفی کاری :این که نمی گوید و آگاهانه پنهان میکند که « مردم کجا انتخاب میکنند»؟ آیا مردم جایی که شما از پیش خود آنجا را «کردستان شرقی» نامیده اید ؟ یا جایی که با اسم «استان ارومیه » مینامید؟ یا « مردم شهرارومیه»؟ بدیهی که« آذربایجان»هم برایشان مطرح نیست. این سیاست برپایه ی«وضعیت اخیر کردها» در منطقه بنا شده است. که :

1- در خدمت ایجاد نفرت و دشمنی و درگیری بین ترک و کرد (تبعیض دیدگان) است. 2- اقدام به حل مسئله ملی از راه سلاح. که در ایران و ترکیه تاکنون جواب نداده است. 3- انجام عمل ضد دموکراتیک و ادعا و پز دموکراتیک . 4- نا آگاهانه مردم آذربایجان را به سوی سیاست مقابله به مثل میراند. که در نهایت به زیان همه ی تبعیض دیدگان است. 5- تناقض گویی در یک صحبت کوتاه: هم در باره ی ارومیه و هم در مورد درگیری نظامی با حکومت. از یک سومیگوید دوری میکنیم و از دیگر سو میگویند برنامه می چینیم.

اکنون ارومیه دومین شهر بزرگ آذربایجان است. در آینده مردم باز خودشان خواهند گفت که چه دوست دارند و چه ندارند. سیاستی که در خدمت رو در رو قرار دادن ستمدگان است دودش به چشم صاحبان آن سیاست خواهد رفت. مطمئن باشید. همچنان که اکنون نیز میرود. به کشتن دادن انسانهای بیگناه با «ایده لوژی ناسیونالیسم» که ایده لوژی بخش سرمایه دار است، در خدمت فقر و تیره روزی زحمتکشان است. ناسیونالیسم ایده لوژی برده داران است. اگر دوست دارید برده باشید و در خدمت برده داران بفرمایید راه باز و جاده دراز. ولی در انتهای جاده «فقر و بردگی و استبداد» منتظر شماست. وضعیت اقلیم مثال خوبی ست.سطح سواد این گروه از نوشته است روشن است. کسانی که این را نوشته اند با تأسف «بیسواد سیاسی» هستند. هنوز نمیدانند دوران «شهید پروری» گذشته است. و مردم از «آخود بازی های سیاسی» خسته اند و چنین حرکاتی به زیان تبعیض دیدگان است.

در مقابل اشک و داغ دل مادران ، که جگر گوشه هایشان را در این« بیراهه» ، از دست داده اند ، تنها میتوانم بگویم این «اشک» بهترین سند «کجراهه» هاست.در حرکت تبعیض دیدگان هر جا که اشکی از چشم مادری بچکد ، و لبخندی از لبان کودکی بپرد باید دانست که راه بخطاست. راه کسب حقوق «خشونت و کشتار» و داغ دل مادران! در کدامین فلسفه است این؟ ایده لوژی ناسیونالیسم؟ ایده ی برده داران؟ مگر خدمت گذار برده دارانید؟ در حیرتم از اینکه چگونه انسان با پا ی خود درخدمت برده داران می نشیند!

یوسف آذربایجان
قبل از هر چيز بايد بگويم :
-در بين ما ترکها کسانی هستند که از نزديکی و روابط ترکهای آذربايجان و کردها خوششان نمی آید و اينها با آوردن دلايل مختلف: 
-از جمله تجاوز سياسی به آذربايجان غربی توسط برخی کردها را جزو علل ميشمارند که کردها دنبال نقشه شوم درگيری و کشتار در منطقه هستند و نميشود با متجاوز روابط دوستانه داشت .
-حال من از آقای شریفی سوال دارم کدام تشکيلات کردی قبل از تشکیل پژاک توسط پ کا کا آذربايجان غربی را کردستان ميناميد ؟
-بعد از دستگيری اوجالان پ کا کا در مناطق کرد نشين شمال غرب برای خود مقری زد و زخمی های پ کاکا در اورميه زير نظر سپاه تداوی ميشدند و اين از چشم کسی پنهان نبود .
-و وقتی حرکت ملی در آذربايجان گسترش پيداکرد پژاک شروع کرد بنام گذاری جديد در آذربايجان غربی که اين جا کردستان است. 
-و با اين کار پژاک تخم نفاق بين ترک و کرد انداخته شد .
-و انژی حرکت ملی آذربايجان به عوض نشانه رفتن تمام عيار بر عليه دولت ايران صرف دفاع از آذربايجان غربی شد. 
و کلی بحثها که همه از آن خبر دارند.
- ودر ضمن از آقای شريفی سوال ميکنم :برای مثال خود شهر اورميه را در نظر بگيريم .نمود دار و مشخصه هويت يک شهر چيست.؟
-مگر زبان رايج و محاوره بين مردم نيست ؟خوب در اورميه حتی کردها ی اطراف که برای خريد و فروش ميايند ترکی صحبت ميکنند . یعنی دومنانت در اورمیه ترکهاست .
حالا برويد دنبال فعاليتهای اجتماعی و ورزشی همه در اختيار ترکهاست.
تنها با گفتن« کردستان»، اورميه کرد نمیشود . منتها بازنده اين سياست اشتباه هم ترک و هم کرد است و برنده دولت خونخوار .

آیین شایین

اسناد معتبر تاریخی حکایت از آن دارد که آذربایجان غربی از دیرباز عضو لاینفک ایالت آذربایجان بوده، هست و خواهد ماند و این مهم موضوعی نیست که بتوان آن را به چالش کشید.
 ـ اوژن اوبن، نویسنده و جهانگرد فرانسوی در سال 1907 با نام بردن از منطقه آذربایجان می نویسد « ساوجبلاغ شهر کوچکی است و 15000 نفر جمعیت دارد این شهر در قسمت راست رودخانه در دره عریضی واقع شده و سمت چپ رودخانه نیز سراسر پر از باغ و تاکستان است، این نقطه تنها منطقه ای از آذربایجان است که در آن کردان تا جلگه و زمینهای هموار پایین آمده اند» "

ایران امروز: اوژن اوبن، تهران، انتشارات زوار، چاپ اول 1362 ص 112" ـ جرج ن کرزن، انگلیسی تاریخ نویس برجسته دانشگاه آکسفورد و خبرنگار روزنامه تایمز به سال 1889 در ایران در کتابش می نویسد: «ساوجبلاغ با جمعیتی در حدود 15000 نفر کرسی کردهای آذربایجان است. بین ایالت های آذربایجان و کرمانشاه ولایت محدود اردلان واقع شده که همان کردستان خاص ایران ایران است و بیشتر سکنه آن افرادی هستند که اقامتگاه ثابت دارند، حاکم نشین آن سنندج است» "ایران و قضیه ایران: جرج. ن . کرزن، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ سوم 1367 ص 704 "

ـ شریف ادریسی، جغرافی دان و نقشه نگار شهیر مراکشی در حدود سال 549 ق ایالات ایران قدیم را به تصویر کشیده است که در آن آذربایجان را به سه قسمت آدری آذربایجان، آردی آذربایجان و آذربایجان کنونی ایران را بلاد آذربایجان نامیده است، شریف ادریسی منطقه ترغی ساوجبلاغ "مهاباد امروزی" را در اراضی بلاد آذربایجان در کنار افشار آذربایجان نشان داده است " 1915 8 قرن تاریخ پرتنش اسلام ارامنه و نسل کشی مسلمانان، ر. طالبی، تهران، انتشارات تکدرخت، چاپ اول 1388 ص 42 " ـ صنیع الدوله محمدحسن خان در کتاب مرات البلدان ناصری می نویسد:

«شهرهای معروف آذربایجان که بعضی قدیمی بوده و برخی الان هست، تبریز، اردبیل، مراغه، اورمیه، خوی، سلماس، ساوجبلاغ، قره داغ، خلخال، اشنویه، اهر، دهخوارقان، مرند، اوجان، میانج، گرمرود و غیره می باشد» "مرات البلدان ناصری، محمدحسن خان ابن اعتماد السلطنه، چاپ سنگی ربیع الاول 1294 قمری، سیچان ایلی طهران ص 19 " ـ احمد بن ابی یعقوب، در اثر خود البلدان می نویسد: «از اردبیل تا برزند از استانهای آذربایجان سه روز راه است و از برزند تا شهر ورثان از استانهای آذربایجان و از ورثان و از بیلقان تا شهر مراغه که مرکز آذربایجان بالاست. و از استانهای آذربایجان عبارت است از: اردبیل، برزند، بردعه، شیز "تکاب" سراب، مرند، تبریز، میانه، ارومیه، خوی، سلماس» " البلدان، احمدبن ابی یعقوب، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، نشر کتاب ص 46 »

 طوفان
 اورمیه یک شهر کاملا ترک نشین است با اقلیت کرد، شاید یادآوری حوادث محلهٔ‌ ( برج هممود ) یکی‌ از" محله‌های ارمنی" نشین بیروت در لبنان برای بعضی‌ از کرد‌ها که ادعای ارضی به اورمیه دارند خالی‌ از فایده نباشد، کرد‌های سوریه در این محله شروع به خرید زمین، مغازه و املاک کردند و بافت ارمنی نشین این محلّه را تا حدی تغییر دادند به دنبال آن، فحشا، خرید و فروش مواد مخدر در این محله تبدیل به یک بغرنج اجتماعی شد و ( ارامنه با کرد‌ها ) در این محله درگیر شدند، کار به جائی رسید که ارامنه خواستار اخراج کرد‌ها از این محله شدند. به نظر من، کرد‌ها وارد روند ( بازندگی کامل ) در تحولات منطقه شده اند ...

--------

* اطلاعیه:http://www.iranglobal.info/node/38944
مصاحبه: http://www.iranglobal.info/node/38978

-------
در پیوند: آوانتوریسم ناسیونالیسم افراطی کرُد-آ.ائلیار

برگرفته از: 
کامنتهای ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.