از طریق مسکو در مسیر جاده ابریشم تاجیکستان قسمت چهارم



هم از این رو بود که بعد از فرو پاشی شوروی تاجیکستان نخستین کشوری بودکه خاستگاه جریان های رنگارنگ گردید که در نهایت به جنگی خانمان سوز بدل شد.
ساده و متحجر!
آن هنوز قادر نشده اند تصویر مستقل و امروزی خود را باز یابند. هنوز آئینه های آن ها منعکس کننده تصویر تاریخی آن هاست .
آن ها تلاش دارند با رجعت به گذشته سیمای گم شده خود را هویت بخشند .
از این رو فردوسی شاعری محبوبی است که از هویت تاریخی آن ها دفاع می کند و به آن ها سیمای قهرم

از طریق مسکو در مسیر جاده ابریشم
تاجیکستان قسمت چهارم

هم از این رو بود که بعد از فرو پاشی شوروی تاجیکستان نخستین کشوری بودکه خاستگاه جریان های رنگارنگ گردید که در نهایت به جنگی خانمان سوز بدل شد.
ساده و متحجر!
آن هنوز قادر نشده اند تصویر مستقل و امروزی خود را باز یابند. هنوز آئینه های آن ها منعکس کننده تصویر تاریخی آن هاست .
آن ها تلاش دارند با رجعت به گذشته سیمای گم شده خود را هویت بخشند .
از این رو فردوسی شاعری محبوبی است که از هویت تاریخی آن ها دفاع می کند و به آن ها سیمای قهرمانان را می دهد.
بزرگترین میدان شهر میدان فردوسی است .با مجسمه ای بسیار عظیم از فردوسی که بر جای مجسمه لنین قد بر افراشته است .با دستانی که آتشی جاودان از میانه آن شعله می کشد .
آتشی سرشته ز نظم پارسی ، آمیخته با خون پهلوانی رستم که بشارت آزادگی می دهد.
با نوشته ای بر پایه آن .
"بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند "
نصب این مجسمه اولین تغیری بود که تاجیک ها بعد از فرو پاشی اتحاد شوروی در سیمای شهر و به نوعی در کشور انجام دادند.
میل به گذشته در میان این مردم آن چنان با قدرت عمل می کن که امروز در برخورد با گذشته نه چندان دور خود یعنی شوروی سابق نیز که حال به تاریخ پیوسته شکلی افسانه ای به آن می دهند و جذاب ترش می سازند.
"ای آقا آن زمان جنت بود .شاعر بزرگ ما لاهوتی در آن وقت شعر می سرود وپدرانمان در آن بیت به جنگ فاشیسم رفتند و کشته شدند و فاشیسم را مغلوب کردند .ما روزهای بسیار خوشی داشتیم در سر تاسر شوروی سفر می کردیم و فرقی بین ما نبود.حال زمانه عوض گردیده است ."
اصولا آن ها خوش دارند به هر چیز صورتی اساطیری بدهند و با فعل ماضی از آن سخن بگویند.آن ها متولیان بسیار خوبی برای مقابر تاریخی هستند.رشته های بسیار محکمی آن را به گذشته می بندد .
وقتی دست را برپیشانی می نهند و آن را سایه بان چشم می سازند و به جلو خیره می گردند نه به برای جستجوی راهی به آینده بل در جهت یافتن راهی به گذشته ومیدان دادن به تخیلی تاریخی اند.
در این وضعیت نا به سامان اقتصادی که قرصی نان بهای جان آدمی است چند شرکت نو پای تاجیک که اندک تنعمی به دست آورده اند سرگرم تهیه فیلمی از زمان سامانیان هستند.
چند جمهوری آسیای میانه علی الخصوص تاجیکستان هرگز دست از تشکچه های تاریخی خود که همیشه دور تا دور اطاق پهن شده اند نکشیدند ، نشستند ، بر خواستند، بیشتر دراز کشیدند ،همین جا سفره پهن کردند نان خوردند و سپس دراز کش کنار سفره به دم گیری تاریخی خود پرداختند.
دم گیری این استراحت توام با چرت.
جامعه شهری به همان سیاقی زندگی کرد که جامعه روستائی زندگی می کند .تفاوت بسیار اندگی در زندگی شهری و روستائی است. هم از این رو این جمهوری هیچگاه نه توانست چهره ای صنعتی به خود بگیرد و خود را با همان حداقل تب وتاب زمان شوروی هماهنگ نماید.
جنگ بر بر منشانه نیز جدا از تمام مسائل سیاسی وقتی به عمق می روی نشان از همین عقب ماندگی دارد شکلی خشن و بدوی !
در هر خانه تاجیک که به عنوان مهمان آشنا ، نا آشنا وارد شوی از هر گوشه خانه صدای مهمان ، مهمان بر می خیزد ! برای مهمان تشکچه ای تمیز وتازه پهن می کنند با سفره ایکه در اطاق پذیرائی همیشه گشوده است و در آن هر چه که از خوردنی ونوشیدنی دارند نهاده شده. سفره ای رنگین از آن مهمان .
به همان سیاق پدران نشان از تو پذیرائی می کنند.نخست پیاله ای چای سبز برایت می ریزند ،دست چپ بر سینه نهاده و با دست راست پیاله در کفت می نهند .نان ها را تکه تکه می کنند و در سرتاسر سفره پخش می کنند تا در دسترس همه باشد .
مهمان شادی خانه است .وجود مهمان چنان فضای خانه را شادی می بخشد که باز تاب آن را در سیمای بزرگ تا کوچک خانه می بینی مسرتی که در چهره کودکان منعکس می شودو آرامشت می دهد ،چرا که میدانی چگونه خاطره مهمان در ذهن کودک تاجیک حک می شود ودر آینده از این سنت دیرین حراست می کند و چون پدر دستی به احترام بر سینه نهاده و به دستی دیگر پیاله چای بر مهمان پیشکش می کند.
زرق برق در خانه تاجیک کم است. بگذریم از تعداد معدودتازه به دوران رسیده ها . آن ها زندگی ساده ای دارند با زیباشناسی محدود .خانه هایی با حیاط های بزرگ که حتما تختی برای دم گیری در آن نهاده اند.با اطاق هائی چند و رنگهای تند که رخت خواب های چیده شده برای مهمان در گوشه ای از آن جزء لا یتجزای این اطا ق هاست، همراه با سوزنی های رنگارنگ که بر در و دیوار آویزان شده اند.
ادامه دارد ابوالفضل محققی

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: