در مقابل موج جدید سرکوبهای جمهوری اسلامی به پاخیزیم!

ما در دفاع از جنبش دادخواهی و حق طلبی مردم و در دفاع از زندانیان سیاسی , مدنی وعقیدتی در ایران , موج جدید سرکوب , دستگیری , شکنجه , احکام سنگین و افزایش اعدامها را محکوم میکنیم .

 

هم میهنان گرامی ,
جمهوری اسلامی فاقد حقانیت و صلاحیت سیاسی و حقوقی بوده و هست۔ از اینرو تمام اقدامات آن, نظیر دستگیریها, احکام سنگین و افزایش اعدامها را محکوم می کنیم۔
ما در دفاع از جنبش دادخواهی و حق طلبی مردم و در دفاع از زندانیان سیاسی , مدنی وعقیدتی در ایران , موج جدید سرکوب , دستگیری , شکنجه , احکام سنگین و افزایش اعدامها را محکوم میکنیم .
موج جدید سرکوب حکومتی در حالی صورت میگیرد که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر, به لبه پرتگاه سقوط نزدیک شده است .
سرکوبهای کنونی, تداوم سیاست های چهل ساله سرکوب مردم ایران است۔
افزایش سرکوبها حکایت از :
۱- گسترش کمی و کیفی اعتراضات مدومی و رادیکالتر شدن جنبشهای اجتماعی است .
۲- ترس و وحشت حکومت از سقوط کل نظام بدست مردم ایران .
یکی از مشخصه های بارز این دوره از سرکوبها , گستردگی و فراگیر شدن آن میباشد که در بر گیرنده :
فعالین سیاسی و مدنی ( امضاء کنندگان بیانیه های موسوم به چهارده نفره از جمله آقای خواستار , خانم پور فاضل , کمال جعفری یزدی , آقای نوری زاد , نرگس منصوری, محمد مهدوی‌فر , رضا مهرگان , زرتشت احمدی راغب , فاطمه سپهری ,زهرا جمالی و ………………….)
سرکوب فعالین کارگری ( اسماعیل بخشی , سپیده قلیان , علی نجاتی و جعفر عظیم زاده , پروین محمدی , بهنام ابراهیم زاده , نسرین جوادی , اعضاء نشریه گام و ………………………..)
سرکوب فعالین حقوق زنان ( اسرین درکاله , صبا کرد افشاری , یاسمن آریانی، منیره عربشاهی , مژگان کشاورز , مریم محمدی , ندا ناجی , عاطفه رنگریز , اکرم نصیریان و ………….)
سرکوب روزنامه نگآران ( نوشین جعفری , مرضیه امیری و …………………)
سرکوب فعالین دانشجوئی , معلمان , بازنشستگان , حامیان حقوق حیوانات , فعالین شبکه های اجتماعی , زندانیان دو تابعیتی , بهائیان , اقلیتهای قومی , وکلا , خانواده زندانیان و فعالین محیط زیست و ……………
فشارها و محدودیتهای داخل زندانها و محرومیتهای پزشکی زندانیان را نیز باید در راستای موج جدید سرکوبها محسوب کرد .
جمهوری اسلامی همواره با دو ترفند سیاسی , بحران آفرینی و “چرخش” “قهرمانانه” , بمنظور پیشبرد اهداف ضد انسانی خود , سرکوب و دستگیری و اعدام را افزایش داده است .
سیاست سرکوب جامعه بوسیله روسای قبلی قوه قضاییه , هیچ تفاوتی با ریاست جدید آن نداشته و ندارد , بلکه حاکمیت نیاز مبرم دارد تا برای موفقیت در دوره جدید سرکوبها , مهره ها و سیستم جدید و تازه نفسی را بکار بگیرد .
این حکومت در بحرانهای درون حکومتی و بحرانهای منطقه ای و جهانی دست و پا میزند , برای افزایش طول عمر ننگین خود, راهی به جز صدور بحران و جنگ یا سازش با قدرتها و بذل و بخشش سرمایه و منافع ملی , به آنها ندارد .
این حکومت برای ورود به هر کدام از این راه کارها , تنها یک نگرانی دارد , آنهم ترس از افزایش خیزشهای اجتماعی ناشی از نارضایتی شدید مردم سرکوب شده و جان به لب رسیده و گرفتار ایران است .
از نظر کنشگران “همبستگی برای جمهوری ملی دمکراتیک ایران”, عبور از رژیم جمهوری اسلامی, مشروط به همبستگی ملی, همپیمانی دمکراتیک و همگامی همگانی در مبارزات خیابانی می باشد۔
اپوزیسیون آزادیخواه, با انتقال کانون مبارزات به خیابان و گام های عملی برای تشکل و سامانیابی کنشگران سیاسی و اجتماعی, می تواند تدارک تغییر توازن قوا بسود مردم و بستر عینی براندازی حکومت و استقرار جمهوریت, لائیسیته, داد و دمکراسی را فراهم کند۔
جامعه سیاسی و مدنی ایران می تواند یکپارچه و یکصدا در مقابل این موج جدید دستگیریها و سرکوب , احکام سنگین زندان و افزایش اعدامها بایستد و مردم سراسر جهان و جامعه بین المللی و نهادهای حقوق بشری را به استمداد بطلبد .
از اینرو از همگان درخواست میکنیم , فارغ از تفاوتهای سیاسی و عقیدتی , یکپارچه و با همبستگی بی نظیر در این مقطع تاریخی حساس کشورمان , به اشکال مختلف صدای مردم تحت ستم ایران و زندانیان سیاسی , مدنی و عقیدتی باشیم .

همبستگی برای جمهوری ملی دمکراتیک ایران

09,09,2019

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
در مقابل موج جدید سرکوبهای جمهوری اسلامی به پاخیزیم!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این بیانیه مثل بسیاری از بیانیه های مشابه، سرشار و سرریز و لبریز از عبارات و جملات حماسیست:
"۱- گسترش کمی و کیفی اعتراضات مدومی و رادیکالتر شدن جنبشهای اجتماعی است .
۲- ترس و وحشت حکومت از سقوط کل نظام بدست مردم ایران ."
"اپوزیسیون آزادیخواه, با انتقال کانون مبارزات به خیابان و گام های عملی برای تشکل و سامانیابی کنشگران سیاسی و اجتماعی, می تواند تدارک تغییر توازن قوا بسود مردم و بستر عینی براندازی حکومت و استقرار جمهوریت, لائیسیته, داد و دمکراسی را فراهم کند۔"
آقا ول کن این همبستگیها و دل بستگیها و خیزشهای رادیکال و انتقال کانون به خیابان (کدوم مبارزه؟ کدوم کانون؟) و تغییر توازن قوا بسود مردم و باقی شعارهای احساسی کیلویی رو! من الان یک مثال ساده می زنم. اگه در این مورد جامعه ایران حداقلی از همبستگی و حس سمپاتی رو نشون داد که حق با شما