معنی قاشقاییAraz,Azərbaycan,Kassı, Qaşqayı
11.10.2019 - 07:52

 

 


Azərbaycan, Araz,Kası, Qaşqyı,Urartu
معنی آذربایجان، آراز، کاسی، قاشقایی
، اورارتو

1 -دریای کاس پی، 2-رود آراز( آراس)، 3-آذربایجان( آذ-ار-بای-جان)، 
هر سه نام خود را از قوم کاسی( کاش، کاش کا kaş-ka، کاس، آس، آذ) گرفته اند.

kas/kas-ka/qaş-qaبا هم پیوند دارند، سخن را با واژه قشقایی شروع میکنیم.

قشقایی qəşqai  یا قاشقایی qaşqayı, qaşqai نام مردمی ست که عمدتاً در استان فارس زندگی می کنند، که قسمتی از کوههای زاگروس را در برمیگیرد. 
همینطور در استانهای کهگیلویه وبویراحمد، چهارمحال و بختیاری، خوزستان، اصفهان نیز ساکن اند.
جمعیت آنها را بیش از 2.5 دو -و- نیم میلیون نفر تخمین میزنند. و زبان شان ترکی قشقایی ست. در زبان ترکی آذربایجان این نام را qaşqay نوشته اند. 
تلفظ دیگر آن qaşqayı است . 
در نظر داشته باشیم که استان فارس و خورستان کنونی شامل قسمتی از منطقه تمدن باستانی عیلام و کوهستان زاگروس است.
**

Missing media item.

آنالیز:
qaş ابرو، نگین، افق، کمره کوه، بُدو، فرار کن ، غیر مستقیم  بکوچ،  
qaş-qa = qəş-qə پیشانی ، خال سفید در پیشانی، بین دو ابرو، وسط پیشانی،
qaş-qa/ kaş-ka= qaç-an  کوچنده، فرار کننده\ دونده، در نام ایل به معنی " کوچنده، کؤچری" استعمال شده.
( کوچگر)
. ییلاق-قشلاق کننده.
شخصی که جوابهای گزنده دارد( qaşqa adam) ، کسی که حساس است و زود عصبانی میشود
( qaynayıb kükrəyən/tez hirslənən adam)
qəşqə=alın/ann پیشانی
qaş-qay مخفف qaşqa-ay ماه خال دار ( خالهای ماه که به دیده نیز میایند)
qaş-qayı استحکام طرف جلو ( پیشانی، نگین) در جنگ ، ( قسمتی از قوشون که نوک پیکان حمله است)
saq-qayı استحکام طرف راست، sol-qayı استحکام طرف چپ ( در قوشون کشی)
qəyi-m=qayı محکم bərk ، نیرومندی 
qəyə/qaya ) جای محکم سنگی) صخره .  

نتیجه: معنی:
qaşqayı قاشقایی: با توجه به معانی بالا می توان جمعبندی کرد که این نام به معنی:
1 -کوچگر (کوچنده)، کؤچری،qaşqa   با توجه به معنی بن  qaş/kaş
2 -جناح پیشانی در جنگ qaş-qayı ، استحکام طرف جلو، با توجه به بخش qayı-، منظور نوک پیکان محکم و قدرتمند حمله. جناح پیشاهنگ در نبرد.
3 -خال و  نشان دارqaşqa،  غیر مستقیم منظور ستاره و ستاره دار ، کسی که مقام ستاره بودن را داراست. قاش، مانند قاش در انگشتر. نگین. به این معنی خلق آزاد
( غیر برده). سرور. آقای خود.
4 -شخصی که حساس و حاضر جواب است و جواب سخت و شکننده ای به طرف میدهد: qaşqa adam

Missing media item.

**
qaşqayı قاشقایی،  تلفظ های  زیر را هم دارد  :
qaşqa, qaşğa, kaşka,
kaska , kaskey,
kaşkay, qaşqay, qaşqa 

در منابع گرجی kaşaq، بیزانس  kasoqi نوشته اند.
**
با توجه به اشکال مختلف نام مورد بحث محققینی مانند Q.A.Melikişvili, İ.M.Dyakonov  ... معتقد اند qaşqayı قاشقایی، ریشه در همان قوم معروف kassı دارد
**

 Missing media item.

 


قوم کاسیKassı: 
محل سکونت این مردم را در زاگروس، لرستان کنونی  و همسایه با عیلام و حتی از نظر زبانی نزدیک به آن نوشته اند. تاریخ پیدایش کاسی ها در زاگروس  و بعداً حدود 500 تا 600 سال حاکمیت در بابل، مانند تاریخ پیدایش عیلام و حتی سومر ، آن قدر دور از میلاد است که دقیقاً روشن نیست.  ولی گویا احتمالاً همزمان با عیلامی ها در منطقه حضور دارند. مانند لولوبی-قوتی ها. که به نوعی همسایه کاسی ها بودند.
بهرحال  کاسی ها در هزاره سوم قبل از میلاد در منطقه زندگی میکنند. توجه کنینم که ایل هخامنش در اوایل هزاره اول قبل از میلاد در حاکمیت عیلام ساکن شد . 
در کل از نظر پژوهندگان بسیاری ریشه اقوام اتصالی زبان مختلف از جمله سومریان، عیلامیان، کاسی ها، لولوبی-قوتی، و ماننا و هوریان و اورارتوها و دهها قوم و ایل دیگر
به آسیای میانه برمیگردد، ولی مدارک کافی برای کوچ این اقوام وجود ندارد. تنها تئوریها متکی به یک سری نشانه ها(آثار باستانی و نام جاها) و تحلیل هاست. که می توانند چنین و چنان باشند.
در طول تاریخ ( از عیلام تا صفویه) ایل و اقوام مختلفی از ترک و غیر ترک در منطقه مورد بحث رفت و آمد کرده و سکونت گزیده اند، در هر حال اینجا به "ریشه باستانی مردم قشقایی" اشاره میشود. 

این قسمت از منطقه خاورمیانه و ایران کنونی زمانی کم و بیش مسکن نئاندرتالها بوده و از 13 هزاره پیش نیز انسان جدید کشاورزی را شروع کرده است.
از سوی دیگر دوره ی برده داری کلاسیک مانند رم و یونان را هم تجربه نکرده .  نه در سومر و نه در عیلام و دوره کاسی ها و دیگر اقوام قدرتمند.

 Missing media item.

جانور ترکیبی معروف به Lamassu

 

ولی دستاوردهای  فرهنگی و تمدنی خود را به همراه مصریان قدیم به مناطقی دیگر مانند روم و یونان و کل ایران هدیه کرده است. اساطیر یونانی به نوعی کپی اساطیر تمدنهای اقوام باستانی این منطقه ( اساطیر سومری، عیلامی، مصری) است. 
منهای همه چیز، دست کم نگاه کنید به "هنرترسیم پیکر و پیکرسازی در اساطیر"، که اغلب  آمیزه ای از جانور و انسان اند، و یا جانوران مختلف  باهم را ، نشان میدهند. این تکنیک در اولین گامها از هنرهای سومریان است. سمبل گرفته شده ضحاک( که متعلق به فرهنگ سومری ست و d NIN GIŠ.ZI.DA گفته میشود) سمبل مداوای بیماری هاست.

و تضمین سلامتی و" زندگی" ست، نه سمبل قتل جوانان و خوردن معز آنها.
"خدای سلامتی" را گرفته اند و تبدیل اش کرده اند، به "ضحاک"! شاه کله خور!
بهر جهت، شاید این هم برای خودش هنری ست.
اینجا برده داری پدیده ی ضعیفی بود، و بردگان را معمولاً اسرای جنگی و مقروضین تشکیل میدادند. ( آنان که اسیر دوره بندی مکانیکی جوامع بشری به برده داری اند، بهتر است در تئوری خود اندیشه کنند).

1-دریای کاس پی، 2-رود آراز( آراس)، 3-آذربایجان( آذ-ار-بای-جان)، 
هر سه نام خود را از قوم کاسی(کاش، کاش کا kaş-ka، کاس، آس، آذ)گرفته اند.

بهتراست این موارد را کمی روشن کنیم تا موقعیت خلق قاشقایی هم تا حدودی مشخص شود:

Missing media item. 

بابل در دوره کاسی ها

Az-ər-bay-can
0-معنی آذربایجان، آذرآبادگان نیست که وارونه و جعل کرده و به آتش ربط داده و فارسریزه نموده اند.
 معنی آن: Az-ər-bay-can/qan  است. سرزمین خلق آذ (جای اهل [ و] بیک آذ).

Araz
1- رود آراس ( آر-آسAr-as)، آراز Ar-az یعنی  شکرو ستایش آذ ، شهرت وسعادت( آذ(Az /As قوم.
Ar  لغت کاسی، ریشه در سومری: ستایش ، شکرِسعادت (praise) ، شهرت
( اسم معروفیت).

آراس، از نام خود "قومas/az" و کلمه "آر" به معنی شکر وستایش چیزی که (  رودی که ) موجب سعادت است، تشکیل شده.
در کل مفهوم " ستایش و شهرت و سعادت" را میرساند. رود خانه " سعادت و شهرت و شکر و نیایش" . 
با همین ریشه است که در ضرب المثل "od uraz"( آتش سعادت است)، کلمه uraz/araz معنی مجازی "سعادت و خوشبختی" را حفظ نموده.

 

Missing media item.

نکته

 ar-lı آر-لی، در ترکی کسی ست که " خصوصیات اخلاقی مثبت و قابل ستایش" دارد. فرد قابل ستایش. با شرم و با حیا.

اصطلاح: آرلی(ar-lı) ناموس لی، نیز بر این امر دلالت میکند.

کلمه ی " عار"، عربی( عیب و ننگ) معنی میدهد، که چیز دیگری ست و ربطی به مسئله ar در زبان آذربایجان ندارد. 

ریشه ar-lı به لغت قدیمی ar (ستایش) بر میگردد. 

ar همان کلمه ای ست که در ar-az نیز می بینیم. و امروزه با ترکیب " آراز"  استعمال می کنیم.

*

ar2--sar نوشتن یک نیایش. یا نویسنده نیایش. در زبان سومری.
 ar از کلمات مشترک درزبانهای خویشاوند" کاسی، سومری و ترکی" است. به معنی همان
" آر" ( ستایش، قابل ستایش، با حیا) که اکنون در ترکی آذربایجان به کار می بریم .

-قابل ذکر است که قوم کاسی( کاش، کاش کا kaş-ka ، کاس، آس، آذ)، ضمن اینکه در دوره ای مناطق بسیار وسیعی از سرزمین اطراف خزر و آذربایجان و زاگروس را در تسلط خود داشت، حدود 500 سال هم در میان رودان بر بابل  فرمانروایی کرده است. در شعر معروف نین "کاسی"، ( زبان سومری)،  نیز این نام  ذکر شده : 

...d Nin-ka-si
ama-zu d nin-til3, nin abzu-a 
Nin-ka-si  نین کاسی!
مادرت Nin-til ( الاهه ی زندگی)، الاهه بانوی شهر Abzu ست...
منبع: 
Altorientalische Studien zu Ehren von Pascal Attinger
s. 303
*

as/az کوتاه شده kas، ریشه در سومری دارد.( تلفظ و تبدیل s به z مانند səqqə یا zəqqə استخوان مفصل زانوی راست گوسفند، قاب)
kas سومری(  to run) در ترکی معنی kaş /qaç/qaş میدهد. که صورتهای دیگر kas اند.
خود kaş ترکی ، در سومری به شکل اصلی  kaš4  یعنی  to run حفظ شده است.

 در زبان کاسی و سومری ، kas و kaş  هر دو لغت هم معنی اند، و یک کلمه. 

xəzər   به معنی gəzər، و " گزر" دقیقاً  معنی  kas/kaš4 /kaş را منعکس کرده است. 
gəzmə /gəzər/kaş/ kaš4/kas یعنی: نگهبان، محافظ، سیار( از مصدردویدن و فرار کردن، کوچیدن)،  کوچنده.

اینها و مانند اینها خویشاوندی زبانهای اتصالی کاسی و سومری و ترکی را به خوبی نشان میدهند.
فعلها یا اسامی ایکه از فعلها ساخته شده اند، مانند نامهای دیگر، به زبانهای مختلف وارد نمی شوند،
اینگونه کلمات تنها در زبانهای خویشاوند و هم خانواده وجود دارند.

 Missing media item.

2- دریای کاس پی Kas-pı دریای قوم کاس، Kas در ترکیkaş/gəzər  پی pi/bi وند تعلق است. 
دریای کاس پی، خزر، به نام همین خلق (  kas/as/az ) خوانده شده که  قوم آس یا آذ
( به معنی گزرgəzər محافظ و سیّار)، کوچنده، کؤچری نامیده میشد.
**

فعل az-maq( itmək ) گمراه شدن، و گردش و حرکت در این حالت،با مفهوم
 gəz-mək (سیر و گردش کردن) با-maq  kaş- دویدن، مفاهیم هم خانواده ای را پدید میاورند.
 هر چند امروزه معانی مختلف و خاص خود را دارند.  
بن فعلهای kaş( kas-), az-, gəz- دلالت بر مفاهیم نزدیک به هم دارند. و حتی " واحد".

gə-əz    خودش از دو بن درست شده gə و əz ؛ که gə صورتی از بن ge/gi می باشد، به معنی حرکت. و مشترک است با همتای خود در زبان سومری.
əz نیز همان az است که تحت تأثیر قانون آهنگ زبان ( ترکی) قرار گرفته. ge/gi و əz/az  هر دو بن به معنی " حرکت" می باشند. امر به حرکت.
صدا های g/q/k نیز تلفظ  های مختلف یک آوا هستند. مانندg  در gəz  و k در kas/kaş  ؛ به
توضیح دیگر : g>q>k>gi/qe/ka حرکت.

دو بن -gə و əz- با معنی واحدی ترکیب شده اندgə-əz: مثل du( به منظور و معنی برو) و get ، که هردو معنی واحدی را می رسانند، حرکت du-get برو.
du کوتاه dur می باشد du-ur>et yeri-mək .
همینطور است درgə-əz/(gəz) سیرکن، حرکت و گردش بکن. 
gə-z-ər /xə-z-ər درست شده از : gə-əz-ər حرکتِ انسانِ آذ(ge-az-ər)
در زبان کاسی همان خود کلمه ی kas-pı (bi)/ka-sı یا در ترکی az-ər می باشد. 

xəzər به صورت gəzəri  و kosri در زبان لاتین ( مرده) با تلفظ Gazari \ Cosri  آمده است. و در واژه gəzər با تبدیل صدای g به  x  نام خزر رایج شده .
اما  تلفظ اسم نزدیک به اصل، در زبان لاتین که همان gəzəri/ kosri باشد ، موجود است.  یکی بودن دو اسم  kosri و گزری (gəzəri) از استعمال آنها در زبان لاتین (  مرده)  مشخص میشود. kosri تلفظ لاتینی، در واقع شکلی از تلفظ کوچری köçəri و کاسی (kasi)  در زبان لاتین می باشد. گزر و خزر نیز همین معنی " کوچری" را میرسانند. کاسی، کاسبی ، کاسپی ، گزری، خزر(ی) کوس ری(لاتین)، همه معنی کوچری köçəri میدهند: köçəri / köçərgi کوچ کننده.

آنالیز این نامها خویشی نزدیک زبانهای کاسی، سومری، ترکی را به خوبی نشان میدهد.
 خویشی زبانی اینسو و آنسوی زاگروس، در ایام حاکمیت کاسی، با بیش از 5 قرن فرمانروایی این قوم  در میانرودان، می تواند بی تأثیر نبوده باشد .

پدیده ی ترکیب دو بن، با معنی و مفهوم واحد ، در خود ترکی، و مشترکاً، بین ترکی و سومری، به میزان قابل توجهی مشاهده میشود.
علت میتواند یکی شدن دو لهجه یا زبان بین انسانها باشد. ترکیب بنها نشانه ترکیب  طوایف و ایل ها ست که در لهجه و یا زبان با هم متفاوت بودند. 

 Missing media item.

Ninurta  خدای زراعت و شکار و جنگ به دنبال  Anzû ( پرنده) که لوحه سرنوشت را دزدیده است. از هنرهای باستانی میانرودان

**

Missing media item.

Kas-pı  متعلق به کاس، اهلِ وعضو قوم کاس. ( در عین حال دریای متعلق به کاس).
kas/as/az  نام قوم.

3 -آذربایجان: سرزمین خلق آذ :Az 
-Az/As نام قوم) تبدیل صدای s به  z قانونمند(.
 -ار ər اهل یا اهالی قوم، ایگیت (دلیر: دختر و پسر)، مرد، جوانمرد.
جمع  ər-lər : igit-lər (مره ارلر، نه  کیشی دیر بو عزیراییل؟  سازیمین سؤزو؛ سهند بولود قاراچورلو).
-بای bay  یا بئی bəy : بیک، بزرگ قوم.

 "ər bay" دو اسم اند که بدون " واو" طبق قاعده زبان ترکی، کنار هم آمده اند. ər اینجا به معنی " اهل و عضو قوم" است. مفهوم جمع نیز دارد( اهالی).
ər-lər : igit-lər
 "ər bay" دو اسم مفرد اند ولی به معنی دو اسم جمع
 "ər bay: ər bəy-lər:  ər-lər, bəy- lər" ؛
 نیز استعمال میشوند.
دو اسم  بدون واو dədə-bala ; arvad-uşaq و غیره. 

 -قانqan( یا جان ): نسل. و پسوند مکان، جا، سرزمینkan/qan/can . جان : در "هارا-جان" . وند مکان.
-آذربایجان: سرزمین خلق آذ ( تحت اللفظی: جای اهل [ و] بیک آذ) 
-در حالت جمع: سرزمین اهالی و بیک های خلق آذ
-در حالت صفت: سرزمین دلیران و بیک های خلق آذ

پروسه ی az ازkas  در زمان : kaş/kas.../has/xas.../as.../az
نام خزر(X/g/-əzər ) هم از kas سیار ومحافظ (gəzər) و کوچنده به وجود آمده است، یگذریم.
زبان سومری به خاطر قدمت و خویشاوندی با زبانهای اتصالی باستانی، بخشی از لغت های این زبانها را در خود حفظ کرده است.

1-دریای کاس پی، 2-رود آراز( آراس)، 3-آذربایجان( آذ-ار-بای-جان)، 
هر سه نام خود را از قوم کاسی( کاش، کاش کا kaş-ka، کاس، آس، آذ  گرفته اند.

Missing media item.

منابع
1- فرهنگهای بهزادی
2- فرهنگ بزرگ ترکی Doğan
3- ویکی پدیا زبانهای مختلف
4- تاریخ ماد  ای.م. دیاکوف ( 159ص بخش کاسی)
5- فرهنگ سومری e PSD
6- Altorientalische Studien zu Ehren von Pascal Attinger
7- تصاویر مربوط به مردم قشقایی

 

 Missing media item. 

سنگ نوشته اورارتویی هزاره اول ق.م. موزه اورمیه

 Ur-artu
 akkaKURUraštu اکدی
معنی نام اورارتو
Ur-ar-tu
لغت
 ترکیبی سومری- آشوری: Ur  سومری، artu  آشوری
اور: شهر، سرزمین، سکونتگاه؛ " آرتو" آشوری، که معادل اش در اکدی " آشتو" باشد، به معنی
بیشه زار و جنگل، است.

جنگل Ass.  artu  > Akk.  aštu=foliage; forest
سرزمین+ بیشه و جنگل( جای پر درخت ، و پر شاخ و برگ)
نام اورارتو را به شخص\اشخاص، و سرزمین( مکان) اتلاق میکردند(land or pople  )
( فرد اورارتو؛ کشور اورارتو)

- سرانجام دولت ایلام توسط آشور از بین رفت، و دولت آشورهم توسط مادها حذف شد. 
دولتها به کنار، حیف بیچاره مردمان! انسانها توسط جنگ همدیگر را از زندگی حذف میکنند.
آنها در پی غارت و اشغال و بهره گیری از سرزمین، اقتصاد، فرهنگ و قدرت همدیگر بودند، که باعث جنگها و نابودی شد. مانند اکنون، سیاست غلط در کل چنین مسیری را طی میکند، بر خلاف منافع مردمان بیگناه.

Biai-nili/ Urartu 

زبان اورارتو:

زبان اورارتویی و هوری در حد دو لهجه  یک زبان به هم نزدیک بودند.
آثار باقی مانده از آنها این موضوع را روشن میکند.
 به کلمات اورارتویی توجه کنیم.  راحت قابل درک اند، و نشانه نزدیکی ترکی با اورارتویی: 

Sue, lake probably better, 'water-hole' دریاچه ، آبراه
Sui-nišini, well-provided with lakes سو نیشینی:جایی که پراز دریاچه و برکه است.
Su-iniše, 'water-availability' سو انیشی:جایی که امکان آب رسانی دارد.

منبع: فرهنگ اوراتویی از:Patrick C. Ryan

در زبان اورار تو
turutinini

tur+u+tinini
نابود کردن، کشتن
اصولا u باید üنوشته شود. ولی مترجمها نیاورده اند . اصل لغت حفظ شد.

به شکل tün   گور.
در ترکی استعمال میشود، با بار منفی.
تون به تون: گور به گور

tün : ölüm; gor, ölü
dədə-si-nin tü-nü-nə
به گور پدرش، به مرگ پدرش

tür-tü-nü-nə به گور و گورش؛ به مرگ و مرگ اش، به مرده و مرده اش.
یا türtü-nini مرده و مرده اش را. گور و گور اش را.
یا همانطور که اورارتوها گفته اند:
turu-ti-nini

تعدادی از لغات زبان اورارتو را میتوان در آخر نوشته ملاحظه کرد. همینطور به کتاب
رگه ( اورارتویی-ترکی) İZ(URARTUCA-TÜRKCƏ) ، از این قلم ، نیز میتوان مراجعه نمود.
مردم Urartu خود را Biai-nili می نامیدند.تا جایی که دیده ام اروپایی ها نتوانسته اند 
معنی دقیق Biai-nili را مشخص کنند.نوشته اند Biai اسم است.و nili آرتیکل(!) ، حرف تعریف جمع. و معنی کلی اسم را « سرزمین هایBiai» قید کرده اند. واضح است که این جور معنی کردن نشانه بیگانگی با « کلمه و فرهنگ این اسم» است. و آنالیز دقیق معنی کلمه صورت نگرفته است. چیزی هم به خواننده نمیدهد. از سوی دیگر « آرتیکل» اختراع کردن، نشانه ی نگاه از پنجره ی زبان آرتیکل دار اروپایی ست.
به چیزی که راه نمی برند فکر میکنند « باید آرتیکل» باشد.چون آرتیکل « معنی خاصی» ندارد. پس مشکل حل است. در حالیکه«در زبانهای اتصالی بخش ترکی»هر جزئی از کلمه، عمل خاصی دارد و با ارتیکل خواندن یک جزء،مشکل حل نمیشود. 

Biai چطور اسم شده، اجزاء آن چیست، با nili- چه ارتباطی دارد، و چه معنی میتواند داشته باشد؟ 
میکوشیم با احتمالات قریب به یقین به سئوالات جواب پیدا کنیم:

Bi-a-ini-li
bi/ed-ini, from the side of 
طرفدن: از طرف
 a(i) وند -اشاره به جا، مکان، 
in-i, this
این، bu ، اینجا اشاره به «جا ، مکان)؛ کوتاه bi-in-i/bını/bunu
li علامت جمع -سوم شخص
مثال: توجه به علامت جمع li در زبان اورآرتویی. خوانش از چپ:
nun+a+di „gəldim“, nun+a+bi „gəldi“, nun+a+li „gəldi-lər“
آمدم -آمد-آمدند. 

پس:
Biai-nili یعنی : Bu-yan-lı-lar
bu-yan =این طرف
 bi-yan در لهجه ها اکنون استعمال میشود، به معنی این طرف.
b-ian-i-lar  امروزه گفته میشود Bu-yan-lı-lar  این طرفی ها.

در فرهنگ ترکی برای تعیین خط و مرز: از کلمات tay , yan به معنی طرف استفاده میشود:
buyanlı , butaylı, otaylı , oyanlı این طرفی ، آن طرفی ( نیز با علامت جمع) . 
با مرز قرار دادن رود و دریاچه و کوه و دره و چراه گاه و غیره ، طرف خود و دیگری را معین میکنند.
انتخاب نام Biai-nili یعنی : Bu-yan-lı-lar به معنی« این طرفی ها» و «این سوی ها» نام دوستانه و زیبایی ست. 
اما اورارتویی ها با همسایه لولوبی خود به خاطر خاک، شوخی نداشتند. آنها را دشمن خود می دانستند:

(KUR)Lulu(inili), enemy (land) 

li  در کلمه را با لی امروزی ترکی نباید اشتباه کرد: لی اورارتویی علامت جمع است.

**

 

 
لغاتی از زبان اورارتو


a
maš-tu-, burn up, burn off/ alıştı
a
r-du-, give/ aldi/vermək
aše, when/
haçan
ate-, father/ ata
d-u-, do, cause to do/ etmək/ bais olmaq

durb-a-, revolt/durma/üsyan

edia, there/orada
eri-da-, appear/
yeritmək/götür
gazu-li, beautiful, excellent, good/ gözəl
ki/a-danu-, send, send off/ge-ri/göndər/döndər
kuri, foot/ giri/ayaq
qiuraqi(u)ra, earth/ kurə/kürə/yer
ma-ni, he, him/o/onı/onu
منابع
-زبان اوراتویی
http://deacademic.com/dic.nsf/dewiki/1441068

* فرهنگ اورارتویی
Wörterbuch Urartäisch–Englisch
*
رگه ( اورارتویی-ترکی) İZ(URARTUCA-TÜRKCƏ)

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

آ. ائلیار

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما