خانواده بزرگ آسیب دیدگان از حکومت اسلامی!

بحران حکومتی، بحران ناتوانی ساختاری در مدیریت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و .. بوده و آنچنان آشکارا تباه کننده است که جامعه را در پراتیک روزانه به اندیشه خلاصی از حکومت و ضرورت خودمدیریتی شهروندان در سامانه های اجتماعی کف جامعه، رسانده است.

خانواده بزرگ آسیب دیدگان از حکومت اسلامی!

  • ما خانواده های ستمدیده، داغدار و هزینه پرداخته در حکومت اسلامی، از هنگام قدرتگیری اسلامگرایان در ایران، بیوقفه از لحاظ کمی، کیفی رشد کردیم و اکنون اکثریت مطلق جامعه ایران را تشکیل می دهیم. دست اندرکاران حکومت به صاحبان ثروت های هنگفت، صاحب منصبان نهاد های دینی، ارگان های امنیتی، اطلاعاتی، سپاه، بسیج و مزدوران خارجی آنها تقلیل یافته اند. در طی چهار دهه گذشته، شکاف میان جامعه شهروندی ایران با اسلامگرایان، به گسست قطعی و تکوین دو قطب متضاد انحامیده است. قطب ناپذیران با نظام با وجود پراکندگی خود، تمام اقشار جامعه خارج از مدار مافیاهای حکومتی را بعنوان نیروی بالقوه در بر گرفته است.

جامعه ما در آستانه بحرانی همه جانبه می باشد که آزادیخواهان، جامعه زنان، گرسنگان، بی خانمان ها، چپاول شدگان و تحقیرشده گان در نوک پیکانی قرار گرفته اند که دیر یا زود، کلیت نظام را هدف می گیرد. بحران حکومتی، بحران ناتوانی ساختاری در مدیریت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و .. بوده و آنچنان آشکارا تباه کننده است که جامعه را در پراتیک روزانه به اندیشه خلاصی از حکومت و ضرورت خودمدیریتی شهروندان در سامانه های اجتماعی کف جامعه، رسانده است.

همانگونه که پیش بینی می شد، انتصابات ریاست جمهوری مورد توجه سیدعلی خامنه ای، آدرس خیابان و جنبش اقدام را پیش پای مردم گذاشت. همه اقشار جامعه شهروندی از مجرای سامانه های خود مطالبات شان را به خیابان منتقل کرده اند. نمونه درخشان آنها، اعتراض های معلمین، بازنشستگان و .. است. ما زیر پوست جامعه ایران، صدای پای انقلاب سوم را می شنویم؛ انقلابی که باید به وظایف انجام نیافته جمهوری خواهانه، سوسیال، لائیک و دمکراتیک دو انقلاب پیشین پاسخ دهد و جامعه و میهن مان را روی ریل آزادی، داد، دمکراسی، صلح، پیشرفت، همزیستی مسالمت آمیز با جهانیان و برون رفت از مدار کشورهای اسلامزده قرار دهد.

کوتاه سخن:

۱- موضوعی بنام پاسخگوئی به نیازهای جامعه ایران، برای حاکمان مطرح نیست.

۲- مغز سیاسی – ایدئولوژیک نظام اسلامی، گنجایش فهم، هضم و پاسخگوئی به مسائل یک گروه بادیه نشین را هم ندارد، چه رسد به کشوری تاریخی که در شرایط بسیار حساس قرار دارد و جامعه ای با معضلات و پیچیدگی های عدیده که حتا فهم آنها برای حوزوی ها ناممکن است. حکومت اسلامی تبلور بیخردی و نادانی قشری از جامعه اسلامزده بوده که در همگامی با سیاست های قدرت های جهانی، ایران و جامعه ایرانی را به چنین سرنوشت ذلت بار رسانده است. گسست جامعه ایرانی از حکومت اسلامی در پی پایان پروسه شناخت ماهیت ویرانگرانه رژیم، اکنون در آستانه قرار گرفتن روی ریل برچیدن نظام است.

۳- اکنون که اکثریت مطلق ایرانیان خواهان برچیدن حکومت اسلامی هستند و بدرستی گام در خیابان گذاشته اند، پلاتفرم همبستگی میدانی (جنبش اقدام جامعه شهروندی در خیابان) را به میان مردم ببریم تا مبارزات پراکنده در بزرگراه تغییر توازن قوا کانالیزه شوند. برای تقلیل خطا در انتخاب راه فردای پس از سرنگونی چه باید کرد؟

۴- اصل رجحان خردجمعی جامعه شهروندی را نهادینه کنیم! بعنوان شهروندان آگاه، خردگرا، دمکرات و سوسیال، به دنباله روی از پوپولیسم راست، چپ، دینی، غیر دینی، قومی و نژادی، شخصیت پرستی، امام پروری و قهرمان سازی پرهیز کنیم.

تردیدی نیست که در یک روند کوتاه همبستگی میدانی، باید به ضرورت ایجاد سقف همبستگی شهروندی پاسخ دهیم. سقفی بزرگ برای جامعه شهروندی با سه پرنسیب :

دفع حکومت اسلامی

ساختن جامعه مان

تعمیق عشق به میهن و کوشش برای آینده بهتر ایران در پیوند ارگانیگ با سایر کشورها و بویزه اروپا

۵- هدف ما؛

سرنگونی کلیت حکومت اسلامی در یک وفاق اجتماعی – سیاسی، سپردن حق تعیین سرنوشت میهن و جامعه به مجلس موسسان نظام نوین، روشنگری بی وقفه برای تدوین قانون اساسی حافظ کرامت انسان، غیردینی، ایراندوستانه و پاسخگوی خردمندانه شرایط میهن مان است. و در این نبرد، ما خانواده بزرگ (جامعه) آسیب دیده از حکومت اسلامی در صف مقدم ایستاده ایم!

هر شهروند که از چنان بلوغی برخوردار است که وظایف خود را در چارچوب جامعه و میهن مان تعریف کند، راه گریزی جز تعیین جایگاه خود در قطب مردم یا دشمنان مردم (کلیت رژیم اسلامی) ندارد!

تریبون جنبش شهروندی لائیک دمکراتیک ایران 

26.01.2022

 www.tribuneiran.org

 
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: