پرسش و پاسخ: آیا جنبش زنان شکست خورده است ؟

کناره‌گیری یا فعال نبودن چهره های شناخته شده کنشگران زنان در داخل ایران ، آیا به تنهایی آن معیار سنجشی می تواند باشد که جنبش زنان را مانده و ناکارآمد ببینیم ؟

 گفتگوی ۱

طرح سئوال : آیا جنبش زنان شکست خورده است ؟

 -کناره‌گیری یا فعال نبودن چهره های شناخته شده کنشگران زنان در داخل ایران ، آیا به تنهایی آن معیار سنجشی می تواند باشد که جنبش زنان را مانده و ناکارآمد ببینیم ؟

-نقش فعالین جنبش زنان در خارج کشور و تاثیر آنها در روند جنبش عمومی جامعه ایران را چگونه میتوان دید ؟

 -آیا اصولاً پیوندی بین فعالین و کوشندگان جنبش زنان داخل و خارج با بدنه اجتماعی اعتراض به رژیم ناکارآمد، وجود داشته است ؟ اگر پاسخ نه است ، چه کاستی هایی وجود دارد ؟

 -حضور پر رنگ فعالین و کنشگران فمینیست را چگونه باید بفهمیم؟ آیا این حضور در فرایند عمومی خود، ماهیت اعتراضی و بر انگیزانه دارد و یا آموزشی میتوان فهمید، بویژه برای نسل جوان زنان ؟

 -نقش چهره های برجسته ای چون نرگس و مسیح که در پیوند تنگاتنگ با جنبش عمومی مردم ایران هستند، را چگونه می توان دید ؟

 -آیا ما با نوعی پخش پذیری یا گستردگی پنهان و آشکار تمام گونه های اعتراضی و جنبش ها، بجای چهره ها ، رهبران میدانی ... مواجه هستیم که فرد نقش کمرنگتری دارد ؟

 -یادآوری می کنم که در خارج کشور بیش از ۲۵ نهادهای گوناگون زنان وجود دارند. همکاری های این نهادها بالنده و با نتایج مشخص قابل بررسی است .‌

 

بدون پاسخ دادن به سئوالات بالا و یا مشابه آن نمی توان به نتیجه شفاف رسید.

 پ-ن انگیزه من برای نوشتن سوالات در واقع ناشی از نوشته فعال شناخته شده بابک مینا بوده است که در کامنت زیر می آید

 "جنبش زنان یک زمانی شیرین عبادی و مهرانگیز کار و پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی و غیره داشت. نه اینکه "اینها همان زمان هم هیچ اشکالی نداشتند، ولی کلاس کارشان به مراتب بالاتر بود. من در اوایل دههٔ هشتاد گاهی به جمع فعالان جنبش زنان می‌رفتم. واقعاً بحث‌ها و کارهایی که می‌شد رتبهٔ بسیار بالایی داشت نسبت به الان.در سقوط جنبش زنان طبعاً مقصر اصلی جمهوری اسلامی است. به تدریج تمام نخبگان این جنبش را کیش داد به بیرون، و طبعاً فعالان یک جنبش در بیرون به تدریج از اثر می‌افتند و کمرنگ می‌شوند. مقصر فرعی هم فضای مجازی است. این شد که جنبش زنان سقوط کرد به فرانک عمیدی و نازلی کاموری و مابقی مبارزان فمنیسم پشمی. متأسفم."

 نزدیک به 70 کامت گذاشته شده بود، در اینجا تعدادی از کامنتها گذشته شده است

لیلا رفیع نوری حضور فعال زنان در داخل و خارج کشور دلگرم کننده است ، این مبارزه که نیمی از جمعیت را چه در مسائل اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی به فعالیت کشانده امیدوار کننده است

بابک ساسانی جنبش زنان در ایرانزمین و خاورمیانه در دهه های نزدیک آغاز فوران و شعله وری است. گدازه هایش اکنون لایه های سرد زن مسلمان را شکافته و میرود به رنسانس همه گیر زنان در خاورمیانه و بزودی خاور دور بویژه در کشورهای با وصف جعلی ارتجاعی اسلامی گسترش یابد. از آنجا که سخت‌ترین پوسته ی ارتجاع نر آنه مذهبی ، و بویژه اسلام سیاسی است، آماج نخستین رنسانس زنانه، شریعت اسلامی و قشر غیر لازم و کنه وار آخوندها در خاورمیانه و در پی آن هر سازمان غیر دمکراتیک و در خود روحانی مثل خاخام و دستگاههای بسته ی بدون نظارت عمومی است. در باره ی چگونگی راهبردی و همکاریهای برنامه مند جنبش بگمان من شیوه ی کار ا ی مسیح در ارتباط با زنان داغدار کوشنده و دیگر شیوه های کار آمد برجستگان جنبش در خارج و داخل لازم است تیوریزه و نگاشته شود. در این راه آنچه تا کنون در گسترش جنبش حق خواهی زنان در ایران چشمگیر و کار آمد بوده شیوه ی مسیح در دیدن و پیگیری زنان معمولی در کوچه و خیابان، محل کار و روابط اجتماعیشان بوده است. زنان معمولی که رزمنده های ی دلیر روزمره با نرهای تروریست اسلامی قهرمان جنبش هستند.

 مسعود سلطانی : بابک مینا ....  زده. همون موقع هم می‌گفتند نوشین احمدی خراسانی رادیکال است. شیرین عبادی هیچ وقت در حاشیه جنبش زنان هم نبوده است.

هوشنگ اسدی : در رابطه با نوشین احمدی یادم می آید که همان‌موقع منتقد بود . تعجبم از این است که چرا بابک راجع به شیرین عبادی به عنوان چهره ای در رابطه با جنبش زنان (موضوع تیتر او ) نام برد . من طبعا کینه اصلاح‌طلبان پرتاب شده از حریم قدرت را می فهمم ، آنها متاسفانه بر مبنای دیدگاههای سنتی - اسلامی خود نمی توانند یار و یاور کوشندگان جنبش زنان باشند. نقش ترمز دستی را همیشه بازی کرده اند. برادران ناتنی آنها از جنس چپ سنتی ضد آمریکایی و یا « ملیون » ساکن غرب در لباس «جمهوری خواهی » در همراهی با افراطیون سلطنت پرست ، بندرت موضع مثبتی در رابطه با فعالین جنبش زنان گرفته اند. آنها تا توانستند مسیح را تخریب کردند ، منتها چون زورشان نمی رسد ،ساکت یا بی اعتنا می گذرند.‌ من یکبار نشده است، ببینم یا بخوانم ، که این جماعت مدعی حقوق زنان بنام " چپ" حالا به هر عنوانی گروهی یا تخصص تبلیغاتی شان ، پا وسط بذارند و اعلامیه در جهت حمایت از جنبش زنان بدهند. آنها این فعالین را احتمالا زمانی توجه می کنند، که زندان بروند

 مسعود سلطانی : من در اواخر دهه هفتاد شمسی، بر اساس نظر افراد درباره برابری حقوقی و فمینیسم، فعالان اجتماعی حقوق زنان را در چهار گروه طبقه‌بندی کرده بودم. شیرین عبادی در دسته پنجم بود؛ کسانی که اصلن به مسئله زنان و نابرابری حقوقی آن اعتنا نداشتند. کسانی مثل ناهید مطیع بودند که فمینیسم را غربی و بی‌فایده می‌دانستند اما نگاهی به برابری حقوقی داشتند. کسانی هم در حوزه بودند که نه فمینیسم را قبول داشتند و نه برابری حقوقی را و دم از عدالت حقوقی می‌زدند. افرادی چون مهرانگیز کار در گروه سوم قرار می‌گرفتند که معتقد بودند فمینیسم غربی و بومی ندارد اما کانون توجه‌شان برابری حقوقی بود. نوشین احمدی خراسانی در هیچ کدام از این گروه‌ها نبود و در گروه چهارمی بود که بر فمینیسم تاکید داشت و برابری حقوقی را کافی نمی‌دانست و از برابری اجتماعی و اقتصادی می‌گفت. همین گفته‌ها او را فمینیستی رادیکال می‌کرد که با تعبیر ناموقع بودن و غربی بودن و بی‌توجهی به عناصر فرهنگی ایران مورد تاخت‌وتاز منتقدان بود

پری سیما نیلسون جنبشی که فقط بر پایه آزادی حجاب باشد که جنبش نیست! اگر لازم شود خامنه ای دستور آزادی حجاب محدود را هم میدهد. خانم علینژاد یا دیگران اگر راست میگویند باید خواهان برداشتن قانون شریعت که شامل حق ارث ، حضانت بچه بعد از جدایی، حق مساوی قصاص و غیره را بکنند. حجاب در مراحل بعدی است. اینها همه مثل مانکن پشت شیشه میمانند

هوشنگ  اسدی یک - من در رابطه حجاب هیچ چیزی ننوشتم، شاید شما با دیدن عکسها که من از گوگل برداشتم، اینگونه برداشت کرده آید که جنبش زنان بر پایه آزادی حجاب باشد.

دو- با کمترین وقت در سوسیال مدیا می توان دریافت خانم علیژاد خواهان برانداختن رژیم اسلامی است.

مریم صالحی تا هر زنی خود به این نتیجه نرسد که حجاب اجباری قدم اول و مهم حکومت اشغالگر برای نفی زنان در اجتماع و در پی آن پایمال کردن تمامی حق و حقوق شان در ایران بوده و هست،حق گرفتن مشگل خواهد بود."حجاب در مراحل بعدی" نیست،بلکه مرحله نخستین است

پری سیما نیلسون خب اگر رژیم حجاب را اختیاری کند چی؟؟؟

مریم صالحی یعنی فاتحه خودش را خوانده،و پرچم اسلام فرو می افتد.امیدوارم دعایتان مستجاب شود

پری سیما نیلسون فعلا ورزشگاه را آزاد کردند، حجاب اجباری را در درون مدارس میخواهند بردارند. آخوند به نفعش باشه حجاب را هم آزاد میکنه و گورش هم کنده نمیشه چون الان حجاب شده معضل دختران جوان. از حق و حقوق اصلی قافلند

اکرم کیانی اونجایی که یک زن معمولی نه شناخته شده و فعال دنبال اخوند میکند که کتکش بزند ویا در حضور مسولی روسری بر میدارد و تندی میکند و دها و صدها مورد دیگر مطمن باشید این جنبش همچنان در حال گسترش هست

هوشنگ  اسدی بابک مینا سقوط جنبش زنان در رابطه با کنار کشیدن فعالان و چهره های شناخته شده را ، مطرح کرده است . من با طرح سئولات که آیا جنبش زنان شکست خورده است در واقع از زادیه دیگری می خواستم توجه دهم که کنار کشیدن بخشی از فعالین که مورد نظر او بوده است ، دیگرانی هم در میدان داشته ایم . مبارزه ادامه دارد ‌ او در نوشته کوتاه از شیرین عبادی ، نوشین احمدی و.... نام برده بود

سیما محضری سئوالات بسیار به جایی طرح کرده اید که هر کدام به تنهایی موضوع بحث هایی جدیدی خواهد بود . البته روی این نکات سال ها بحث و گاها جدل موجود بوده .جنبش زنان هیچ گاه یکپارچه نبوده و این امری طبیعی است . ده های ۷۰ ،۸۰ جنبش زنان در داخل کشور در مجموع خود تحت تاثیر داستان اصلاح‌طلبی حکومتی بوده که بمرور با شکست قطعی اصلاح طلبان تجزیه شد .برخی از انان کنج عزلت گزیدند و برخی به خارج از کشور آمده بمرور مواضع رادیکال تری پیدا کردند .البته همواره جنبش زنان داخل و خارج از کشور بگونه ایی بر هم تاثیر گذاربودند.

 یدی لرستان در مورد نداشتن پیوند بنظر من یکی تفکر غالب مرد سالاری بر جامعه است دوم سیاست زدگی رایج یادمان نرود وقتی همان اوایل زنان علیه حجاب اجباری بخیابان آمدند چپ و راست و میلی به رژیم حاکم هموخوان و همفکر بودند و کوچکترین پشتیبانی از زن و حقوق آن نکردند . زمانی به یک جامعه می شود مترقی گفت که نابرابری جنسی در آن جامعه نباشد

شمیلا نجادهاشمی بگذارید برایتان ساده و شفاف بگویم تا زمانی که کنشگران زن به یک توافق کلی و جامع نرسند ، جنبش زنان هیچ موفقیتی نخواهد داشت ، در حال حاضر مشغول محیا سازی بزرگترین سمینار زنان کنشگران داخل و خارج از ایران هستیم ، از بعضی فعالین حوزه زنان که خواسته ایم بدون هیچگونه هژمونی فقط با شعار یک صدا با جنبش زنان و برای زنان ایرانی در این سمینار شرکت کنند و دغدغه های خودشان را مطرح کنند ، شاید باورتان نشود اولین سوالی که پرسیده اند این بوده، کدام تشکلها و احزاب اعلام آمادگی کردنند وقتی پاسخ میدهیم خیلی راحت و بدون مصلحت اندیشی و بدون در نظر گرفتن چشم اندازهایی که در متن فراخوان اعلام شده میگویند “ اگر فلانی و فلانی باشند من یا ما شرکت نخواهیم کرد”. دلم پر درد هست جناب اسدی .

هوشنگ  اسدی ضمن تاسف و همدلی میخواهم از تجربیات خودم اشاره کنم . من کمک رسان «نهاد زنان برای آزادی و برابری پایدار » هستم و در نشست‌های گوناگون هم شرکت دارم. شاید نزدیک به دو دهه است با جنبش زنان در عمل همراهی دارم .‌در طرح سئولات اشاره کردم که در خارج کشور بیش از ۲۵ نهاد زنان فعالیت دارند. اما همکاری‌ها وقت می برد . نماینده نهاد ما در کمیسیون های هماهنگی با دیگر نهادها در رابطه با موضوعات مختلف حضور فعال دارد. تولیدات مشترک بیشتر آموزشی ،چه اینستاگرام، زوم ، یوتیوب داریم . مشکلات اولیه هنوز جان سختی خود را دارد اما می بینم هماهنگی ها بیشتر شده است . همین هفته پیش که خانم الهه امانی ورکشوپ در رابطه با «دیالوگ» در زوم داشت ، نزدیک به ۵۰ نفر از نهادهای نامبرده شرکت داشتیم . می خواهم امید بدهم که می شود با آن نهادها و یا دوستانی که امکانش وجود داشته است ، کار کرد تا همکاری ها گسترش یابند .‌من از بیرون نگاه نمی کنم و در کنار عزیزان هستم .‌آروزی چندین ساله من، تشکیل کنگره زنان آزادی‌خواه و برابری طلبان ایران است . امیدوارم تا زنده هستم بتوانم باروری این نهال کوچک را شاهد باشم

 

مزدک بامدادن هوشنگ جان، به نظر خودت که از نزدیک جریانهای فمینیستی را دنبال می‌کنی، دستآورد ملموس و قابل اندازه‌گیری* جنبش زنان در این ۴۳ سال چه بوده است؟ آنها کدام پیشرفت در کدام زمینه را می‌توانند به حساب خودشان بگذارند؟*) مثلا اگر کسی بگوید دستآورد جنبش این بوده که زنان به حقوق خود آگاهتر شده‌اند، باید یک ملاک و معیاری به ما بدهد که این رشد آگاهی را اندازه‌گیری کنیم

هوشنگ  اسدی نخست اشاره کنم ، من با نهادی برابری طلب از نزدیک همکاری می کنم. آن ۲۵ نهاد در خارج کشور که اشاره کردم جز یکی دو مورد ، هیچ نهادی خود را به عنوان مشخص فمینیست نمی‌داند. هر کدام از این نهاد میدان عمل خود را دارند.‌برای جویندگان و طبعا حامیان جنبش زنان از ( مردان برابری طلب به سختی یافت میشوند ) دشوار نیست که ببیند چه روندی طی شده است . ناکید دارم ۴۳ سال را من حداقل بیش از ۳۰ سالش را تسلط مطلق ارتجاع حاکم میدانم . آنچه اتفاق افتاده است در پی جنبش سبز و اولین فضای نسبی برای نسل جوینده متاثر از حضور اصلاح طلبی رژیم ، و امکان دستیابی به اینترنت و...قابل بررسی است . همه موفقیتها، شکستها، جهت گیری ها، عمیق تر شدن مبارزان زنان تقریبا در ده سال اخیر نمود پیدا کرده است . بنابراین معیارها و سنجش ها باید در این بستر زمانی منطبق شوند. - بالا رفتن آگاهی برای مقابله علیه حجاب اجباری (پاشنه آشیل رژیم ) . این را مدیون همین مبارزات می بینم . * اگرچه در پرتو‌ دنیای آزاد اطلاعات و رشد عمومی، خارج از اراده این و آن نهاد یا گروه /افراد ، این مبارزه علیه ارتجاع جریان می داشت، اما نقش فعالان زنان و تاثیرگراران بسیار مهم بوده است و همچنان مهم است - افشاگری گسترده رژیم زنستیز در صحنه جهانی که بدون حضور پر رنگ مسیح علی نژادها و دیگران امکانپذیر نمی بود. اندازه‌گیری آن اگر منظورت موفقیت عینی و قابل لمس است ، خوب همان‌قدر کافی است که اشاره کنم ، رژیم این میدان مبارزه را هم بطور ذهنی باخته است و هم در خیابان و در سطح افکار بین‌المللی صد البته . تا زمانی که فاشیسم اسلامی بر قدرت تکیه داده است ، آنچه قابل اندازه گیری است ، ادامه و گسترش مبارزه و کوتاه نیامدن از خواست‌های شهروندانه است اگر چه دستیابی دور است . مرمر مشفقی یکی از فعالین شناخته شده نسل جوان پاسخهایی اینجا داده است . همانطور که او اشاره کرده است ، بدون افزایش آگاهی از حقوق زنان ، این رویارویی در خیابان و میدان مجازی امکانپذیر نمی بود. معیاری که شما دنبالش هستید، من نمی دانم چه است. معیار من پیشروی مبارزه و جسارت عقب زدن رژیم است در کنار فهمش درست از نقش خود به عنوان زن و برابری طلب . مزدک جان شما اهل تحقیق در زمینه تاریخ اسلام و اثرات ویرانگرایانه آن بر فرهنگ جامعه، صاحب نظر هستید، انبان « هوشنگ ها » از توشه بامدادان غنی شده است ، کمک کنید و این تمرد گسترده زنان ایران را (با تمام نقایص آن ) علیه تاثیرات اسلام زنستیز، برای جنبش فرمول‌بندی کنید تا راهش شفافتر شود . البته اگر نظرتان این است که چیزی جدی و قابل لمس برای اندازه گیری وجود دارد . یادم نرفته اشاره کنم که تولیدات وسیعی در اینستاگرام ، یوتیوپ ، کانالهای تلگرام برای گسترش و آگاهی رسانی وجود دارند که برای محققان و کنجکاوان بسیار ساده است که کار تحقیقی انجام دهند، تا ببینند چه می گذرد.اگر کسی دانشجوی علوم اجتماعی را می شناسند که علاقمند برای نوشتن تز پایانی خود هستند ،من در همینجا اعلام می کنم که برایش امکان زیادی فراهم میکنم که با بخش وسیعی از افراد ، نهاد ها و نحوه کارها از نزدیک آشنا شود، تا بتواند گزارش علمی خوبی تهیه کند.

 مزدک بامدادن شاید من پرسشم را دقیق مطرح نکردم. در اینکه "زنان ایران" دستآوردهای مهمی در برابر رژیم اسلامی داشته‌اند، شکی نیست. ولی این دستآوردها نتیجه یک مقاومت سترده و خودجوش از یک طرف، و زیرکی و حسابگری رژیم از طرف دیگر بوده.مثلا ما یک کمپین مشخص با شعار مشخص نداشتیم که به نتیجه رسیده باشد و اگر رژیم در جایی عقب‌نشینی کرده، در یک جای دیگر وضعیت را بر زنان سختتر کرده، طوری که برآیند این تغییرات در یک سیر مداوم به ضرر زنان بوده.مثلا مسئله حجاب را در نظر بگیر، این خود زنان بودند که بدون رهبری، بدون تشکل و فقط در جریان تغییر نسلها از دهه هفتاد کم‌کم حجابشان را شل کردند، هیچکس نیامد در مقام یک تشکیلات منسجم و با ارائه یک نقشه راه مدون به آنها چنین کاری را توصیه کند.ببین در زمینه ورود به ورزشگاهها، حق حضانت بچه، حق طلاق، شهادت در دادگاه، دیه، حق سفر بدون اجازه شوهر، و . . . چه پیشرفتی حاصل شده؟ مثلا اگر سن ازدواج تغییر کرده، این دستآورد را چه کسی می‌تواند به پای یک کمپین حساب‌شده بنویسد؟ آیا جریانی توانست به رژیم در این زمینه خاص فشار وارد کند؟ در زمینه افشاگری چهره زن‌ستیز این رژیم، آیا اینها خودشان زن‌ستیز بودن رژیم را نمی‌شناسند؟ آیا این افشاگری مانع از این شد که دولت "فمینیست" سوئد یا عضو رهبری حزب سبزهای آلمان در تهران حجاب بسر کنند؟ زنان ایرانی دستآوردهایی داشته‌اند، ولی متاسفانه بسیار اندک، ولی همین دستآوردها هم نتیجه حرکات خودجوش و تغییرات نسلی و ناگزیر بوده و من متاسفانه هیچ دستآورد مثبتی که بتوان آن را به تشکلهای زنان یا چهره‌های مشهور برابری‌طلب نسبت داد نمی‌بینم، البته ایراد کار می‌تواند از من باشد.

هوشنگ  اسدی در کامنت ها و در متن پاسخ من واضح است که بدون کمپین ها هیچگونه این «خودجوش » ها نمی توانست بهمنی شود تا رژیم را اینجا و آنجا به عقب براند. چطور انتظاری می توان داشت که تشکل ها در زیر اختناق بتوانند قد کشند. همین حجاب را در نظر بگیریم بدون افشای بی امان فعالین و مسیح «دوربین ما اسلحه ماست » نمی توانست آنچنان مبارزه خیابانی گسترش یابد . این خودجوش در خلا صورت نگرفته است در یک رابطه شبکه ای، کنش و واکنش ها به خودانگیختگی زنان نفس داده است . طبیعی است که رژیم اسیدپاش می‌فرستد ، فوج فوج بازداشت ولی این حجم فشار زنان تا همین امروز دست آورد داشته است . شما سعی میکنید این دست آوردها را با کمرنگ سازی نقش فعالین و پیشقراولان در حد خودجوش انگاری مطلق ببینید و پیروزی رژیم را تمام و کمال جلوه دهید . نه چنین نبوده است و نیست . در رابطه با حضور دختر پرسپولیسی (زینب ) ، و انتشار جهانی مصاحبه او قایم شدنش زیر صندلی استادیوم ، چه کسانی این صدا را تقویت کردند ، بدون فعالین و مسیح آیا این صداهای خودجوش خفه نمیشد . حتی در رابطه با استادیوم رژیم بسختی مقاومت می کند و اعتقادم این است تا زمانی این جمهوری اسلامی هست ، ما همین جنگ و گریز را خواهیم داشت . با دختر پرسپولیسی که در ترکیه بود من با خود او با مسئولیتی که مسیح و دوستان به من واگذار کرده بودند در ارتباط بودم ، من میدانم بدون سازماندهی و بدون نوعی رهبری از دور ، این صداها از هر گونه اش نمی توانست انعکاس یابد . بحث رهبری در جنبش را من نمیدانم چقدر واقعا شما تعقیب می کنید . مادر ۹۲ ساله من که پیش خواهرم زندگی میکند از او میخواهد که گزارش‌های مسیح را برایش در تلگرام نشان دهد . باور من این است که با عرض معذرت شما احتمالا از واقعیت درونی جنبش زنان ایران مطلع نیستید .

 مزدک بامدادن در جمله آخرم نوشتم که ایراد می تواند از من باشد و برای همین هم از کسی که بدلیل فعالیتهایش این پروسه‌ها را از نزدیک دنبال می‌کند یعنی خود شما پرسیدم.تا جایی که من دنبال کرده‌ام، مبارزه با حجاب اجباری درست ۲۵ روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی یعنی روز ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ با مشارکت بیش از ۱۰۰هزار نفر به شکل کاملا خودجوش و برغم مخالفت احزاب و سازمانهای سیاسی شروع شد و افت و خیزهای فراوان داشت.پرسش من از بیخ‌وبن چیز دیگری است. آیا موردی بوده که یک تشکل زنان یک هدف کاملا مشخص را، مثلا حق طلاق را یا حق سرپرستی کودک در صورت طلاق را طرح کرده باشد، ابزارهای اعمال فشار به حاکمیت را بیان کرده باشد، به زنان فراخوان داده باشد و سرانجام توانسته باشد با اعمال فشار به آن هدف برسد؟اگر بخواهم با کشاورزی مقایسه کنم، آنچه که تا امروز اتفاق افتاده به کشت دیمی شبیه است، در صورتی که "جنبش" نیازمند سازماندهی و ساختارسازی و محاسبه است، یعنی کشت آبی

 مرمر مشفقی بابک‌مینا اصلا جیزی از فمینیسم نمیدونه. طبق معمول کثافت مردسالاری در بین مردان روشنفکر جامعه ایرانی هست که فکر می‌کنند بهتر از زنان و فعالین عرصه زنان از جنبش زنان شناخت دارند. قدمی که نسرین افضلی، فرانک عمیدی، من و بسیاری دیگر برای شناخت زنان نسبت به خودشون و ارتباط گرفتن با مفاهیم فمینیستی برداشتیم باعث شده الان صدها صفحه فمینیستی از سنین مختلف با خواسته‌های مشخص در شبکه‌های مختلف اجتماعی ایجاد بشوند. اصلا این‌ها چقدر با زنان داخل ایران (به جز برای لاس زدن) ارتباط دارند؟ چقدر از مبارزات روزمره نوجوانان و جوانان برای حقوق بنیادین خودشون خبر دارند؟ هیچ میدونند چند کنشگر فمینیست بی اسم و رسم هرروز به بازجویی فراخوانده می‌شوند؟ اصلا میدانند چه کارهایی در سطح خیابان صورت می‌گیرد؟ حالا همین بابک مینا با ریش و پشم و امضای رای دادن به روحانی چه کاری برای زنان و اصلا جنبش‌های مردمی ایران کرده که برای ما تز جنبش زنان صادر می‌کند؟حق مالکیت زن بر بدن از بنیادی‌ترین حقوق زنان است که مردان ایرانی نه درکی ازش دارند نه تحمل پذیرش قدرت زنان بر بدن خودشان. اینها همه میخواهند مالک بدن زن باشند پ از چهره، تا پوشش تا موی بدن تا اندان زن رو تصمیم میگیرند. واقعا حال بهم زن هستند اینها. یک مشت ایزوله شده که هربار باد به هر سمت میوزه راه میفتن تا مبادا اسمشون از زبانها بیفته! و اما درباره سوالات خودتون، مشکل اصلی ما اولا همگام نبودن نسل قدیمی با نسل جدید است، دوم ایدبولوژی زدگی، سوم باندبازی که نه فقط برای جنبش زنان که کل فضای کنشگری ایرانی رو فراگرفته. بخش عمده‌ای از کنشگران خارج از کشور برای نسلی هستند که انقلاب کردند و هنوز پایبند همان تفکرات خانمان سوز هستند معلوم است که نسل جدید چه در خارج چه داخل ارتباط نمی‌گیرد.

هوشنگ  اسدی با تجربه نزدیک من ، مردان ایران چه نسل قدیم و جدید هیچ گونه تمایلی برای کمک به جنبش زنان ندارند. اصولاً این رنج تاریخی را احساس نمی کنند . نسل قدیم از فعالین زنان تلاش می کنند ارتباط با نسل جدید برقرار کنند . در یکی دو سال اخیر این رابطه نزدیکتر شده است. کمبود علاقه از طرف نسل جوان زنان در رابطه با تشکل ، مشکل جدی است .ظاهراً کنشگری فردی اهمیت بیشتری دارد

مرمر مشفقی اینطور نیست. بچه‌های داخل ایران به خوبی با هم‌ گروه میسازند اما محدودیتهای داخل باعث میشه دست به عصا راه بروند. جالب اینجاست گروههای چپ از طرف فعالین خارج ساپورت می‌شوند اما بچه‌های لیبرال که اتفاقا در نسل حدید بیشتر هستند مدام از طرف فعالین خارج کشور تخریب می‌شوند.

رضوان مقدم : مرمر متاسفم احتمالا تجربه بدی داشته ای ولی نمی شود تعمیم داد در حال حاضر داخل وخارج صرفنظر از سن وسال وعقیده ومرام در کمپین توقف قتل های ناموسی فعالیت دارند حتما جریانات دیگری هم هست که ممکن است ما خبر نداشته باشیم که میزان همکاری در چه حد است

 مرمر مشفقی:  رضوان جان اجازه بدید یک نفر فارغ از چهارچوب ایدئولوژیکی اکثریت کمپین شما واردش شود تا مشخص شود چه برخوردهایی صورت می‌گیرد. بله من نه یک بار که بارها تجربه دارم چه از صفحه‌های مختلف فمینیستی چه فضاهای حقیقی و چه شبکه‌های

هما مرادی مطمین باشید...که جنبش زنان.‌....خواب ندارد!چون صبح تا شب باید بجنگد.....بخشی مبارزه علنی می کنند...اتفاقا خبر های خوش ...زیاد می شنویم، بخشی امیدش را از جامعه همراه با مردان سیس بریده و در فلینتق مبارزه می کنه، بخشی مبارزه غیر علنی و خلاصه ...جنبش زنان خوشبختانه قسمت اعظمش به این نتیجه بسیار حساس،دست یافت....که وابسته به....چهره....نباشد. با دانستن قدر چهره هایش....اما فرم سازمان یابی اش اکثرا شبکه ای و بسیس دمکرتی ست. زیاد نظریات مرد محور چه مستقیم چه غیر مستقیم را جدی نمی گیرد. اما با کمال میل دست مردان همراه را می فشارند. این یک گزارش بسیار فشرده بود که نگرانی بر طرف شود

احمد مقیمی جنبش مردمی و بخصوص زنان در داخل زنده و پویاست. امیدوارم که نسل های بعد از ما با تجربه شکست ها و بلاهت گذشتگان بتوانند پیروز شوند. تنها خطری که جنبش های مردمی و زنان را تهدید می کند، علاوه بر رژیم، نفوذ نسل ما به داخل آنهاست که مخرب خواهد بود!

چنگیز امیری: نظر من, تنها جنبش شکست نخورده، و به یک کلام سردمدار جنبش آزادیخواهی، همان جنبش زنان است که آهسته و پیوسته همانند موریانه پایه های ایدئوژیک نظام را میجود و از درون تهی میکند. مثالی که نمیدانم از کجا شنیدم یا خوانده ام میگوید " غرش هیچ شیری سقفی را خراب نمیکند، من ازسکوت موریانه ها میترسم" . البته آوردن  لفظ موریانه امیدوارم مایه سوء تفاهمی  نشود ، غرض جنبش آهسته و پیوسته زنان است.

 

برگرفته از: 
https://www.facebook.com/hoas.asadi
بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: