گوناگون

در رابطه با موضوع تحقیر کردن لباس کُردی از طرف مجری صدا وسیمای جمهوری اسلامی میخواستم چند نکته را برای کسانی که معتقد هستند این امر هیچ توهینی نیست، توضیح دهم.

شما اگر به یک نفر بگویید که لباس شما مثل لباس شاهزاده هاست، بطور حتم آن فرد از شنیدن آن خوشحال خواهد شد و اگر برعکس به آن فرد بگویند که لباس شما مثل کلفت هاست، حتماً ناراحت میشود. من هم
مهدی، جوانی ایرانی و ساکن آلمان، در ۲۲ سالگی درمی‌یابد مادرش زنده است و در ایران زندگی می‌کند. او خطر کرده و خلاف مسیری که پناهندگان برای رسیدن به غرب طی می‌کنند، پیاده و بدون پاسپورت برای دیدن مادر به ایران سفر می‌کند.

اول بگویم که من خاطره ی روشنی از ساختمان پلاسکو که حالا چهار سال از نابودی اش می گذرد، ندارم. برایم در کنار فروشگاه کوروش نماد پایتخت بود. جایی که می شد چیزهایی دید که هنوز ما در شهرستان خوابش را هم نمی دیدیم. اینجا
من با هر گونه تبعیضی به افراد به خاطر نوع لباس پوشیدن یا نپوشیدنشان مخالفم. اگر من دوست دارم لباس چوپانی بپوشم، باید آزاد باشم. باید اجازه داشته باشم با همان لباس به مدرسه و دانشگاه بروم. اگر من دوست دارم لباس کردی بپوشم، احدی نباید حق داشته باشد جلو من را بگیرد. من را تحقیر کند. من را مورد تبعیض قرار بدهد. من حق دارم لباس کردی، یا عشایری یا جین پاره یا شورتک و رکابی بپوشم. هیچ کس حق ندارد به خاطر پوشیدن
همه کاربران واتس‌اپ از ۸ فوریه به بعد مجبور خواهند بود که یا با سیاست بحث‌برانگیز جدید حریم خصوصی آن موافقت کنند، یا دسترسی به برنامه را از دست بدهند.

رضاخان: حکم می‌کنم، بخش ۲۵
به مناسبت صدمین سالگرد کودتای ۱۲۹۹

حادثه مسجد گوهرشاد مشهد چه بود که اعلام آزادی زنان را جلو انداخت؟ شما هم حتماً روایت مخالفان پهلوی از آن رویداد را شنیده و خوانده‌اید که «در سال ۱۳۱۴ مردم مسلمان و متدین مشهد برای اعتراض به کشف حجاب اجباری در مسجد گوهرشاد گرد آمده بودند و داشتند تظاهرات مسالمت‌آمیز می‌کردند که ناگهان به‌دستور رضاشاه آنها را به رگبار مسلسل بستند و قتل عام کردند.»این روایت رسمی حکومت اسلامی‌ست.
سعید لیلاز پس از انتخاب روحانی به ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ در یادداشتی با عنوان یک فرصت بی نظیر تاریخی نوشت: «… پیروزی آقای حسن روحانی در یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری می‌تواند به خوبی نشان‌دهنده این واقعیت باشد که پس از تجربه هشت ساله دولت منتهی‌الیه جناح چپ و بعد از آن تجربه هشت ساله منتهی‌الیه جناح راست، شاهد به وجود آمدن نوعی گرایش و تمایل در ملت ایران به مرکزگرایی و اعتدال‌گرایی هستیم…». و امروز* در گفتگوی خود با علی علیزاده چنین می گوید: