استفاده ابزاري جمهوري اسلامي ايران از کاپيتان شهبازي

آنگونه که بارها در مقالات دیگرم تأکید شده، گفتن وتکرار هرچیزی را به عادت صدها ساله باید دانست و این هیچ ربطی به نبوغ وسواد و سطح دانش و آگاهی انسانها ندارد. برای نمونه همین آقای کاپیتان هوشنگ شهبازی و بیاناتشان. ایشان باوصف این که آذربایجانی و اهل میانه هستند، بطوری که روزنامه های رژیم با خط درشت نوشته اند: "مراسم باشكوه تجليل ازخلبان شهبازي فرزند برومند ميانه در زادگاه اين شيرمرد آذربايجاني برگزار شد"، یعنی ایشان از ملت غیر حاکم اند و احتمالا گردانندگان شهر میانه که صد در صد...

 

استفاده ابزاری از شخصیتهای سرشناس در خدمت

جمهوری اسلامی ایران، نظیر کاپیتان شهبازی

معمولا "سی ژنها" یاکنفرانسهای حقوق بشرسازمان ملل متحدکه مقریا کاخ مربوط به آن در ژنو بخش فرانسوی زبان کشور سویس است، هرساله چندین بارتشکیل جلسه جانبی می هد و دراین کنفرانسها برای ان.جی.او. ها یا سازمانهای غیردولتی مدافع حقوق بشر زمانهائی به منظور برپائی پانلهای دوساعته یا ارائه اسنادی بصورت سخنرانی های چند دقیقه ای درجمع نمایندگان کشورها درباره نقض حقوق ایدئولوژیک و آئینی اقلیتها و نقض حقوق بشر در کشورهائی که ان. جی. او. از آنها می آیند، درنظر گرفته می شود. اکثر آن دیکتاتورها که در کشور زیر سلطه خود ابتدائی ترین حقوق انسانی را برای مردمان با دیگر جهانبینیها و آئینها، رعایت نمی کنند، زیرنام ان. جی. او. افراد خودرا برای تبلیغ به ژنو می فرستند. البته آنچه به ایران مربوط است، نه این که این افراد در بهترین هتلها زندگی می کنند و هر کدام روزی حدود 200 دلار، بنابه گفته برخی ازخودیها، از بودجه مملکت ومالیات بده، حقوق فوق العاده می گیرند، بلکه حتا افرادی خارجی که هیچگونه باوری به اسلام ورژیم دیکتاتوری ایران ندارند، با پول کلان استخدام می کنند که در این پانل ها سخنرانی نمایند. مشاهدات و تجربه و صحبتهای شخصی خود نگارنده  باسخنران پاکستانی در پانل جمهوری اسلامی در یکی از این کنفرانسها که قبلا درباره آن به طور مفصل تر نگاشته و منتشر شده است، نمونه و سند می تواند باشد.

در هر صورت جمهوری اسلامی ایران یکی از این دیکتاتورهاست، آنگونه که در دیوان لاهه و در دادگاه ایران تریبونال روزهای 25 تا 27 اکتبر 2012، باسند زنده نشان داده شد در این جمهوری انسانهارا فقط بخاطر اختلاف عقیده و آئین زندانی، شکنجه، مجبور به توبه، انز جار نویسی و حتا اعدام می کنند. پس اینها کوچک ترین ارزشی برای حقوق بشر قایل نیستند که مدافع آن باشند. لذا این رژیم نمی توانند مدافع حقوق انسانها باشد واین کار رژیم که در این کنفرانسهای جانبی شرکت می کند فقط جنبه تبلیغی دارد. یکی از بی شرمانه ترین تبلیغ آن، دروغی است که در رابطه با رعایت حقوق بشر می نویسند. رژیم اسلامی از گزارش دکتر احمد شهید ایراد می گیرد و می نویسد: "احمد شهید در گزارش خود ادعاهایی را درخصوص نقض حقوق بشر در ایران مطرح ساخته است که بیش از آنکه مبتنی بر واقعیات موجود در فضای جامعه ایران باشد منطبق بر اتهاماتی است که محافل سیاسی و رسانه های ضدایرانی سالهاست برای تحت فشار قراردادن جمهوری اسلامی ایران مطرح می کنند". خوب در همین چند روز پیش در لاهه شاهدان زنده را شنیدیم که در باره زندانها مخوف جمهوری اسلامی به طور روشن توضیح دادند. واقعا شرم و حیا هم خوب چیزی است اگر آدم داشته باشد. اگر واقعا گزارش احمد شهید درست نیست، پس چرا ایشان را به داخل مملکت راه ندادید؟ ملاهای ایران از دروغ گفتن سرم و حیا ندارند و بهمین دلیل بالاترین بودجه را برای تبلیغ دروغ گوبلزی سرمایه گذاری کرده و هر ساله حد اقل دریکی یا دو تا ازاین کنفرانسهای جانبی سازمان ملل شرکت می کنند. جلو گیری از فاجعه هوائی و ابتکار متهوران کاپیتان هوشنگ شهبازی که یک هواپیما را بدون باز شدن چرخهای جلو و بدون تصادف و حشتناک وبسلامت برزمین نشاند وجان 116 سرنشین هوا پیمارا نجات داد، انگیزه ای برای تبلیغات ضدتحریم اقتصادی غرب علیه ایران بود و جمهوری اسلامی حداکثر سوء استفاده را ازاین موقعیت نمود وقهرمان این واقعه یعنی آقای کاپیتان شهبازی باید بخدمت تبلیغ در آید.

 

اولین بارمن کاپیتان شهبازی را درصحنه تبلیغی جمهوری اسلامی در19مین اجلاس حقوق بشر سازمان ملل (از 27 فوریه تا 23 مارس 2012)، در کاخ آن سازمان، در ژنو دیدم. بعد از شنیدن صحبتهای ایشان در حضور جمعی حدود 20 نفر و برخی رسانه ها درتاریخ 9 یا 10 مارس 2012. بعداز پایان پانل یا جلسه سخنرانی برای سازمانهای غیردولتی، درسالن یا کریدور پانل ان. جی. او. ها ایستاده بودیم که من به ایشان گفتم، آقای شهبازی عزیز، کار خارق العاده شمالایق تقدیر است اماسازمان ملل، محل دفاع ازحقوق بشر است نه جای تبلیغ برای جمهوری اسلامی و این سخنرانی شما جایش اینجا نبود. ایشان رو به من کرد و گفتند: اگر من اینجا سخنانم را نگویم، پس بنظر شما کجا باید بگویم؟! من در پاسخ او گفتم: سخنرانی شما به عنوان یک خلبان که جان همه مسافران خود و خدمه هوا پیما را نجات داده است، باید در مجمعی باشد که بیش ازحداقل دوهزار نفر حضور داشته باشند و بعدهم همه رسانه های مملکت نیز اجازه ورود داشته باشند، نه اینجا که فقط 20 تا 30 نفر برای شنیدن حرفهای شما حضور داشتند و خبر نگاران داخلی هم هیچ امکانی برای ورود به این جلسه نداشتند. ایشان دراین باره چیزی نگفتند. البته من غیر آن هم انتظاری دیگر نمی توانستم داشته باشم، زیرا مأموران مخفی جمهوری اسلامی در آن جمع حضور فعال داشتند. بنا بر این هدف اصلی جمهوری اسلامی استفاده ابزاری از یک خلبان نیکنام بود که باهواپیمائی فرسوده ودارای نقض فنی توانست بر زمین بنشیند و جان سرنشینان آن را با ابتکار خود نجات دهد. بدین ترتیب آقای شهبازی با هدف مأمور شده بود که اثرات منفی تحریم های اقتصادی، یعنی حد اقل تحریم قطعات یدکی هواپیماهای مسافر بری را به سازمان ملل در بخش حقوق بشر در ژنو بکشاند و نشان دهد که اگر ما تحریم قطعات هواپیما ها را نمی داشتیم، با چنین خطری بندرت روبرو می شدیم. امید بود که جمهوری اسلامی با این کار به هدفش برسد که به زعم خود رسید. ازجانبی آقای شهبازی درست می گفتند که تحریم قطعات یدکی قبل از هرچیز برای هواپیماهای مسافربری مردود و غیر منصفانه وغیر دوستانه است. ازطرف دیگر اگرنجات جان انسانها برای گردانندگان جمهوری اسلامی ارزش می داشت وهمانند پشه انسانهای بیگناه وحق طلب رانمی کشت، اقدام و درخواست کاپیتان شهبازی می توانست مورد حمایت باشد. اما بی تردید این رژیم هیچ ارزشی برای جان انسانها قایل نیست واگربنا به تقاضای این کاپیتان محترم تحریم قطعات برداشته می شد، به یقین رژیم این قطعات را بیشتر برای جنگنده های نظامی، جهت نا بودی مردم یهود اسرائیل، بکار می گرفت تا هوا پیماهای مسافر بری. لایق یاد آوری است چیزیکه درمخیله ملاهای جنایتکار وقرون وسطائی حک شده آنست که آنهابرای ماندگاری خودو توسعه اسلام، دست بهر کاری در همه زمینه ها می زنند، ازجمله افراد نیکنامی را برای تبلیغ این چنینی به خدمت می گیرند و چه بسا بعداز رسیدن به هدف هیچ نمی خواهد سربه تن این فرد که نقش وسیله ابزاری داشته، نیز باشد. برای مثال در مورد مسایل هوائی که موضوعی حساس است، کاپیتان شهبازی در آنموقع بهترین اثر مثبت بسود رژیم می توانست بگذارد که می بایستی علیه تحریم قطعات یدکی و ابزار هواپیما تبلیغ کند. درهرصورت حمایت گسترده مردم از ابتکار و قهرمانی کاپیتان هوشنگ شهبازی بجا و درست است. اما سوء استفاده تبلیغاتی دروغین رژیم و اغراق گوئی این جمهوری اسلامی در دنیای امروز، دیگر نوعی عوام فریبی است وجمهوری اسلامی درسایه اسلام ابائی ندارد که تبلیغش کند. در این رابطه روزنامه های رژیم، نوشته اند: "حمایت گسترده مردمی از کمپین کاپیتان شهبازی سبب شد تا شورای حقوق بشر از وی برای سفر به سوئیس دعوت به عمل آورد تا به عنوان یک خلبان از کشورمان در یکی از پنلهای اجلاس حقــوق بــشر کاخ ملــل در ژنو سخـنرانی کند و از حـقوق مسافران دربرخـور داری ازهوا پیماهای مسافر بـری ایـمن با استفـاده از تـکنولوژی روز دفـاع نمایـد و صـدای حـق طلبانه هموطــنان عـزیـز و مسافرین هوائـی و محکومیت تحریم صنعت هوایی کشورمان را بگوش جامعه جهانی برساند." این جمله روزنامه هاکمی اغراق آمیزو باچاشنی دروغ است. اولا سازمان ملل ازهیچ ان. جی. او. ئی که آقای کاپیتان شهبازی جزو آن بود، دعوت نمی کند که به ژنو بیایند، این خود سازمان غیر دولتی است که برای احقاق حقوق، حق پایمال شده ها بامخارج خود به سازمان ملل بخش حقوق بشر می روند و صدای حق طلبانه مردم را بگوش جهانیان می رسانند. پس این روزنامه رژیم می توانست بنویسد که ایشان از طرف ان. جی. او. ایران دعوت شده و همه می دانند که باصطلاح ان. جی. او. ایران صد در صد دولتی است و آن طور که اشاره شد از طرف دولت ایران با هدف فرستاده و حمایت مالی می شود. برای اطمینان دولتی بودن آن، روزنامه های رژیم نوشته اند که: "بررسی گزارش احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل از وضعیت حقوق بشری در ایران یکی از مباحث این اجلاس است و هیات ایرانی به سرپرستی محمدجواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه در این نشست حضور یافته اند تا مواضع جمهوری اسلامی ایران را در این زمینه تبیین کنند". از این واضح تر برای دولتی بودن "ان. جی. او." ایران نمی تواند باشد که رئیس قوه قضائیه ایران سرپرستی تیم آن را بعهده داشته باشد.

  دوما مردمان ملتهای ایران اکثرا فقط روز نامه ها و اخبار داخلی را می خوانند و درتی وی می بینند و با تأسف باید گفت، اکثرا واقعیت راکسب نمی کنند. گرچه با همت دجیتال و ارتباطات مدرن دیگر نمی توان جلو واقعیت را گرفت، اما بازهم متأسفانه هنوزتعداد بسیار کمی ازامکانات کامپیوتر و اینترنت بر خور دارند و تازه آنها هم با مشکل فیلترینگ روبرو هستند. حالا اگر از همه اینها بگذریم، باید "تزویر رژیم" یا داستان غم انگیز این "قهرمان ملی" را از زبان برخی از روز نامه های ایران شنید که چگونه هدفمند و گاهی اوقات اشتباها اراده می کنند  یک مهره ابزاری را حتا سر به نیست کنند و یا در این حالت ویژه برکنار نمایند و مجددا با عجله به کار دعوت کنند!

روزنامه تابناک می نویسد: "فرود شاهکار هواپیما با دماغه در فرودگاه مهرآباد به سرعت نام کاپیتان شهبازی را بر سر زبان‌ها می‌اندازد تا بسیاری لقب «قهرمان ملی» را برازنده وی دانسته وجامه‌ای برای وی بدوزند که امروز نشان چندانی از آن به چشم نمی‌خورد، چرا که به تازگی خبر خانه‌نشینی و ازکار بیکار شدن این کاپیتان، سر و صدای بسیاری در محافل خبری به پاکرده و بازتاب ماجرا دررسانه‌های خارجی هم سبب نشده که مسئولان ایران‌ ایر و حتی افراد رده بالا‌تر، واکنشی به ماجرا نشان دهند". این جنجال بپا انداختن به گوش کشورهای عربی هم رسید، بطوریکه می گویند، امیر نشین ها پیشنهاد داده بودند که این کاپیتان اجبارا برکنار شده را استخدام کنند و گویا کاپیتان شهبازی هم خلاف آنچه که در روز نامه ها آمده، تمایل نشان داده بود، اما رژیم ایران و وزیر راه و ترابری اش برای جلوگیری از آبرو ریزی بیشتر، اورا مجددا به ایران ایر فرستاده اند و به سر کارش برگشته است. اینکه یک تهدید پشت این استخدام مجدد خوابیده مسئله ایست که خود شهبازی گفته است: "همچنین پس از فرود موفقیت آمیز اضطراری خودم از چند کشور اروپایی به ویژه آلمان پیشنهاد کار داشتم و در ماه‌های گذشته نیز برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مانند امارات با حقوق بسیار بالا پیشنهاد پرواز در خطوط هوایی خود را به من داده‌اند، ..." اما او مجددا به ایران ایر برگشته است. اگر چه این اخطار ما یک تضمین جانی برای آقای کاپیتان شهبازی می تواند باشد، اما ما هنوز نگران آن هستیم که رژیم به یک وسیله ای سر این کاپیتان نیک نام را زیرآب کند. زیرا جمهوری اسلامی استفاده خودرا از ایشان کرده است ودیگر جززیان، سودی برایش ندارد و تازه از آن می ترسدکه روزی این کاپیتان محترم بدلیل وابستگی ملیتی آذربایجانی اش که هرگز نمی توان اورا درسطح مرحوم ملاحسنی قرار داد، از رژیم ناراضی شود و منبع تبلیغی علیه خود گردد.

بدینترتیب کاپیتان هوشنگ شهبازی بعد از یکسالی معلق و بازنشستگی و غیره، مجددا بسر کارش بازگشته است. اما توصیه می شود که آقای شهبازی مواظب خود باشند. این هم می تواند یک تاکتیک و نیرنگ رژیم برای سر به نیست کردن مهره های مصرف شده و حفظ ظاهر و آرامش مردمان ملتهای ایران باشد! باید کمی صبر و حوصله داشت. تجربه در این زمینه زیاد است و باید ترسید که آقای شهبازی نا خواسته به انتحاریون در راه خداوند نپیوندد.

در پایان می خواهم یک نکته را یاد آوری کنم، آنگونه که بارها در مقالات دیگرم تأکید شده، گفتن وتکرار هرچیزی را به عادت صدها ساله باید دانست و این هیچ ربطی به نبوغ وسواد و سطح دانش و آگاهی انسانها ندارد. برای نمونه همین آقای کاپیتان هوشنگ شهبازی و بیاناتشان. ایشان باوصف این که آذربایجانی و اهل میانه هستند، بطوری که روزنامه های رژیم با خط درشت نوشته اند: "مراسم باشكوه تجليل ازخلبان شهبازي فرزند برومند ميانه در زادگاه اين شيرمرد آذربايجاني برگزار شد"، یعنی ایشان از ملت غیر حاکم اند و احتمالا گردانندگان شهر میانه که صد در صد وفا داران به حکومت مرکزی تهران هستند، به افتخار ایشان جشن گرفته اند ودعوت بعمل آورده اند که درزادگاهش سخنرانی کند. ایشان بارها در صحبتهایش ناخود آگاه و عادتا ازملت ایران حرف می زدند. این نکته نشانگر آن است که آقای شهبازی به واژه متداول قوم و دولت مرکزی و "ملت" ایران عادت کرده اند. اگر برایش تعریف علمی واژه ی مردم شناسی و ملت وقوم بدست داده می شد، بدون شک ایشان بعنوان یک آذربایجانی غیوریعنی ازفرزندان شیخ محمد خیابانی وستارخان وباقرخان، همان گونه که در فن خلبانی متبحر هستند، درباره مفهوم واژه ملت می دانستند و تبحری می یافتند و واژه ملتهای ایران را بکار می گرفتند و هرگز بخود اجازه نمی دادند که واژه ملت برای ایران چندملیتی بکار گیرند. یعنی بخود توهین کنند که آذریها بافرهنگ و زبان و رسم و رسومات و سرزمین ویژه و خواستهای مشترک خود یک ملت به مفهوم علمی نیستند!! این توهین نه خواست کاپیتان شهبازی است، شایددست اندرکاران وگردانندگان شهربله، اما نه خواست مردم میانه و نه خواست ملتهای ساکن سر زمین ایران است. بهر حال آن گونه که اشاره شد، ملت تعریف مشخصی دارد و ایران یک کشور شش ملیتی از فارس و آذری گرفته تاکرد، بلوچ، عرب و ترکمن است نه یک ملت. این ارث ازدیکتاتورها بجای مانده است و ناسیونالیست های رژیم تا پوست و استخوان قرون وسطائی و ناسیونالیست اسلامی ایران آن را به عاریت گرفته و به کار می گیرند. در همه جا دیکتاتوران و محافظه کاران بر این باور بوده و هستند که در هر سر زمینی یک دولت تشکیل شود، یک ملت است! بدین ترتیب خیلی ساده می خواهند از"شر" ملیتها و تقسیم قدرت، خودرا برهانند. همین کاری که امروزه جمهوری اسلامی با دیگر ملیتهای غیر حاکم می کند و یا بخش کوچکی از اپوزیسیون ایرانی این شیوه تفکر را دارند که آرزو داریم تجدید نظری به عمل آید و حقوق همه ملتها در سیستم آینده ایران بطور مساوی در نظر گرفته شود.

هایدلبرگ، آلمان فدرال 9.11.2012                                         دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

 

انتشار از: