دیدگاهها



سکوت معنی دار خامنه ای در قبال کارزار مبارزه با فساد که به دانه درشت های نظام رسیده و زیر پای بسیاری را که در جایگاه قدرت بودند خالی می کند چگونه می شود تفسر کرد ؟
آنچه که مسلم است این کار زار دقیقا زیر نظر خامنه ای صورت می گیرد و افرادی مانند زاکانی ها عروسک های خیمه شب بازی جدیدی هستند که رشته آن ها بدست جریانی است که قرار است به عنوان پاکدستان ومبارزان با فساد و نجات بخشان امید آفرین وارد صحنه شوند .
نیرو ئی جوان و خوابیده در آب ن
بخش دیگری از وظیفه یک چنین پروژه هایی، حذف نیروهای چپ از صحنه سیاسی میباشد. رقیب اصلی و واقعی نئولیبرالیسم داخلی، جهانی و قدرتمداران سرمایه داری امپریالیستی در ایران، همچنان نیروهای چپ دموکرات آزادیخواه، عدالت جو و رادیکال میباشند. در ایران ما امروزه شاهد هستیم که نیروهای سیاسی و فعالین طرفدار طبقه کارگر، همچنان بیشتر از همه تحت سرکوب قرار گرفته و بیشتر از همه به زندان های طویل المدت انداخته میشوند.
روزی همه ی آتش ها را بر نیستان ظلم خواهیم انداخت.
تاتر کهن نشان داده، نمایش با کشتن گاو پایان میآبد
بین گریم سیاسی و گریم سینمائی مرز ها پاک شده است. بین بازی پشت دوربین های فیلمبرداری برای فیلمسازی، و بازی پشت دوربین های فیلمبرداری برای امضا گذاشتن پای قرارداد های نظامی، پاک شده است. در نتیجه برای کسانیکه از دور نگاه میکنند و داخل اکیپ فیلمسازی سیاسی نیستند، نقد و بررسی اتفاقات از منطق مورد شناختشان پیروی نمیکند.خطر اینست که تمام آئین های نمایشی و تاتری ازین قبیل، عاقبتش با کشتار و خونریزی تمام میشود. با کشتن گاو. تئاتر کهن همیشه با انجام قربانی توام بوده که در مورد علل مردم شناسی و روانکاوان
آنچه در تاریخ اسلام روی داد فقط نتیجه سیاست حاکمان نبود، بلکه افزون برآن یک «شعور جمعی ایدئولوژیک دینی جعل کننده» بر اذهان غالب شد. روانشناسی جمعی ویرانگر و تراژیک بوجود آمد تا روان را مسخ گرداند، موهومات را مقدس بداند و اندیشیدن را به سقوط بکشاند. دروغ به تقوا و صواب تبدیل شد زیرا سیاست «امت خودی ها» علیه غیرخودی ها بود. ما دستخوش یک جعل بزرگ تاریخی شدیم.
بانوی ملارز، نسرین ستوده در مانه ای از زندان نوشته است:
خبردار شدم تعدادی از هموطنانم در بازجویی‌ها بابت فعالیت‌های حمایتی‌شان از من مورد بازخواست قرار گرفته‌اند. من ضمن تقدیم صمیمانه‌ترین سپاس‌هایم از لطف و مهری که جاری می‌سازند، توجه خود و هموطنان‌ام را به تلاش جمعی‌مان جهت ارتقاء خرد جمعی، فراتر از افراد واشخاص جلب می‌کنم.
بگذار دنیا با حیرت به تلاش جمعی‌مان برای حقی عادی و ابتدایی بنگرد. این حق روزی نه چندان دور به ما بر می‌گردد.
عکس دستان کولبری کرد که احمد نام دارد و وی بدلیل دچارشدن در یخبندان و سرمازدگی انگشتانش یخ می زنند و او یک بیک انگشتانش را از دست داده است.
نه امام ولا؛ بیش ازین دیگر ممکن نیست بتوان برسر"مردم بیدارشده" کلاه مذهبی گذاشت و نمودهای فراوان پلیدی دین دولتی، گستردگی تباهی های نظام و ژرفای لجنزارهای ملاها و مُکلاها را بنام خدا و رسول...همچون گذشته در زیر عبای چرکین روحانیت و لقای ولایت تاریکی پنهان ساخت؛
«همه باهم» آن گونه که می خواهد وانمودکند معصوم و بدون رویکردمشخص نیست بلکه فقط به شکل پوشیده و قاچاقی پلاتفرمی را باخود حمل می کند. تجربه انقلاب بهمن به ما آموخته است، هم چون رانندگان ناشی که فقط رویرو را نگاه می کنند فقط روبرو را نگاه نکنیم و نسبت به خطرات موجود در پهلوی خودهم هشیارباشیم. مشخصا در ایران، این شعار عملا عبورمردم ایران از پس مانددونهادارتجاعی سلطنت و مدهب را مختل می کند. توسل به یکی در مقابل دیگری سمی مهلک است که موجب حرکت در حلقه ای معیوب می گردد.
گاهی لازم است نگاهی به راه طی کرده داشته باشیم و با توجه به جنبه های مثبت و کاستی های مان، سنگ بنای سیاست های آینده را بچنیم. سندی از کنشگران سیاسی اپوزیسیون برانداز در سال 2003