دیدگاهها

گر می نخوری طعنه مزن مستان را / بنیاد مکن تو حیله و دستان را

تو غره بدان مشو که می می نخوری / صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
حال سئوال این است کە بیت رهبری و تندروهای نظام چگونە می خواهند با معضل اصلاح طلبان در دورە آیندە روبرو شوند؟ آیا فشار نظارت استصوابی را کم خواهندکرد و تن بە حضور گستردەتر آنان خواهند داد؟ یا کمربند را محکمتر خواهند بست و فضای سیاسی کشور را بستەتر از همیشە؟
در جریان کشتار بزرگ تابستان ۶۷ در اصفهان، علاوه بر زندانیان حکم دار و مقاوم قدیمی، زندانیان «دستگیری مجدد» را هم که بیشترشان محکوم به حبس شده بودند، و حتی بچه های تازه دستگیر شده و زیر بازجویی را هم که هنوز جرم اثبات شده ایی نداشتند، فقط به اتهام رابطه با مجاهدین، در مقابل «هیئت مرگ» قرار دادند و بیرحمانه درو کردند. حیرت انگیزتر آنکه تعدادی از زندانیان تازه آزاد شده و یا موقتآ به مرخصی رفته را هم بدون هیچ اتهام یا جرم مشخصی صرفآ بخاطر سابقه هواداری، دوباره احضار و دستگیر کردند و به مسلخ بردند.
تعلق حزبی صرفا یک تعلق برنامەای و ایدئولوژیک نیست، بلکە یک تعلق احساسی و تاریخی هم هست، و هر دوی این تعلق در بطن جامعە و در شرایط حضور مستقیم حزب مورد نظر سیاسی ایجاد می شود.
سهیل عربی و صدها زندانی سیاسی قهرمان دیگر گروگان در سیاهچالهای رژیم منتظر چوبه دار هستند! اگر نتوانستیم نوید قهرمانمان را نجات دهیم میتوانیم با این پیشنهاد عملی ؛ سایر قهرمانان اسیر و دلبند و دربند را از چوبه دار برهانیم! باور دارم اتحاد عمل و همبستگی جهانی ازادیخواهان و براندازان و با تحقق این پیشنهادها عملی خواهد گشت.با تمامی توان نگذاریم رژیم جنایتکار با حمایت اربابان اروپایی و روسی و چینی از این مهلکه جان سالم بدر ببرند. با اعلام جرم شراکت در جنایت ضد بشری انان را به دادگاه بکشانیم.
جنبش های دانشجوئی، جنبش زنان، جنبش طرفداران حفاظت از محیط زیست، جنبش های دیگر ضد تبعیض، متحدین طبیعی جنبش های کارگران و زحمتکشان و پیشگامان راهکرد سوسیالیستی تحول گذار میباشند.
ظلم و تبعیض و نابرابری و برترگزینی غیر بومی بر بومی در بلوچستان بیداد می کند
فرانک مونتانا چنین گفت: " من ممکن است بمیرم و آزادی فلسطین را نبینم، اما فرزندان یا نوەهای من قطعاً آزادسازی آن را مشاهده خواهند کرد، و سپس آنها ارزش آنچه را که من به این سرزمین مقدس بخشیدەام را خواهند دانست".
اما شاید دلیل دیگر، خود سخنان مشخص خمینی باشد. درست است کە خمینی بر عدم دخالت نظامیان در امور سیاسی تاکید کرد، اما در همان حال او روی این مسئلە هم پافشاری داشت کە حفظ نظام از اوجب واجبات است. پس اگر حفظ نظام از هر چیزی مهمتر است چرا نتوان در همە پرنسیپهای اعلام شدە هم بازنگری کرد و آنچە تابو خواندە می شد را بە امر واقع روز تبدیل نکرد!
ناسیونایستهای آذربایجان نه از گذشته یاد گرفتند نه عوض شدند. هنوز به محض دیدن شخصی با اندکی زاویه با نظراتشون به همون ادبیات لمپن مآبانه رو می آورند و به طرف ارمنی و کرد می گویند. هر چند از حق نباید گذشت که تازگیها چند دستاورد درخشان داشته اند. مثلا کولی و هندی هم به لیست فحاشیهاشون اضافه شده (آن روزها بیشتر افغانی می گفتند، الان شده هندی و کولی)...