دیدگاهها

فرض کنید که جمهوری اسلامی سرنگون شده و فردا صبحش همه از خواب برمی‌خیزیم. قطعاً پرسش‌ها و نگرانی‌های فراوانی به ذهن می‌رسد. این نگرانی‌ها را می‌توان در یک پرسش خلاصه کرد: چه کسانی به طور موقت مملکت را خواهند گرداند؟ واقعیت آن است که با پیچیدگی‌های تمدن در جهان امروز، تصور حتی چند روز زندگی در جامعه‌ای بدون حکومت دهشتناک است.
هیچ چیزی آزار دهنده تر از دویدن در مسیری نیست که پایانی برای آن متصور نباشد، احساس ناگوار تعلیق، تلاش کردن و نرسیدن، درجازدگی پس از گذشت یکصد سال پرداخت هزینه، ناامیدی فزاینده و احساس ژرف بی قدرتی سیاسی...... آیا راهی برای ایجاد تغییرات معنادار گشوده خواهد شد؟
در این که ریشه ی عمیق حوادث سالهای ۵۶ و ۵۷ فقدان آزادی سیاسی و حکومت قانون بوده و حوادث بنام اعترض به آن آغاز شده نمی توان شک کرد. اما چگونه می توان فهمید که اعتراض به نبود آزادی خود به جایی برسد که همان آزادی های موجود، آزادی های فردی و اجتماعی و نیمه آزادی های فرهنگی را نیز از میان بردارد؟

در جهانی که پیچیدگی های سیاست به اندازه‌ای گسترش یافته و پویایی اش عملاً همه چیز را تحت تأثیر خود قرار داده است، اجرایی کردن و پیشبرد فرآیندهای هر تغییری در هر زمینه‌ای هر لحظه دشوارتر میگردد، و زمان مناسب و معقول برای آغاز اقدامات منسجم در این راستا میتواند به همان سرعت به تأخیر افتد و یا از دست برود.

یک سیاست کارآمد در برابر رژیم اسلامی که بتواند حس منسجم بودن را به مردم، بعنوان یک واقعیت آشکار و در چهارچوب یک اجماع ملی انتقال د
اگر انقلاب مشروطه در اساس برای کنترل و مشروط کردن اقتدار و استبدادپادشاهان و گشودن دریچه تجدد و پیشرفت دنیای جدید به روی کشور بوده است، امری که ظاهرا و لااقل به شکل رسمی کسی آن را انکار نمی کند، دیگر در همان حال نمی توان با چرخاندن نوک قلم ( و یا گردش زبان) وقتی به دوره کودتا و مسکوت گذاشت نقش امپراطوری بریتانیای کبیر در این کودتا و استبداد رضاخانی می رسیم، تغییرریل داده و آن دوره و شخص رضاشاه و عروج استبدادبی امان او را تبلور انقلاب مشروطیت قلمدادکنیم و قهرمان واقعی آن!
قاتلان شهروندان ایران در بلوچستان، کردستان، لرستان، خوزستان … و سراسر کشور، در تهران مخفی شده اند. باید آنها را از بیت های فساد بیرون کشید و روی صندلی های دادگاه های عادلانه نشاند. جامعه شهروندی ایران از چنان آگاهی و شعور سیاسی برخوردار شده تا محاکمه مجریان حکومتی را به محاکمه رژیم اسلامی و سران آن تبدیل کند.
آقای تجلی مهر در مقاله شان به نکات مهمی اشاره داشته اند. در کل مقاله را مانند مقالات پیشین ایشان روشنگر یافتم. اما نقدی بر بخشی از مقاله دارم که خطاب به ایشان در زیر می آورم
تخلیه آذربایجان و پراکنده کردن نیرو های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به یکی از اهداف اساسی حاکمیت در تهران شده بود که برخی به تبعید ناخواسته و برخی دیگر از ترس پیگرد نیرو های نظامی و امنیتی خود به مناطق دیگر مهاجرت....
بند 2 اصل چهل و سوم همین قانون اساسی با همه نارسائی ها که اصلاح آن با توجه به ضرورت زمان و خواسته جامعه میلیونی جوان فرهیخته - چندان دوراز ذهن نیست ..... بر اشتغال تأکید دارد ، اگر دولت­ها تا کنون به این اصل التفات ننموده­ و برای یکی از اصلی­ ترین وظایف خود هیچ برنامه مشخصی فراتر از شعار تدوین و اجرا نکرده­ اند ، داوطلبا ن تقبل ا ین مسئولیت خطیر لازم است تمرکز برنامه خود را براین قراردهند تا رای مردمان را کسب نمایند البته نرخ بیکاری آنهم با بودن ویروس گذائی در هیچ کشوری صفر نیست