دیدگاهها

دانمارک وسوئد فقط با یک پل از هم جدا می شوند ولی دو استراتژی متفاوت در مقابل ویروس کرونا دارند ،این روز ها بحث های جدی و کارشناسی بین محققان و سیاستمداران دانمارکی وجود دارد ،دانمارک ۵،۷۰۰۰۰۰ جمعیت و سوید تقریبا ۹ میلیون و با سر زمینی. بسیار بزرگ تر از دانمارک دارد مسوولان سوئدی می گویند ما نمی توانیم کشور را تعطیل کنیم
.
هفته گذشته دادگاه تجدیدنظرچندتن از14 نفرها حکم اولیه ومحکومیت چهارنفرازآنان : خانم سپهری وآقایان نوری زاد،خواستار،سپهری را تأییدکرده است وازقضامجموعه محکومیت این چهارنفرچهل ویک سال زندان میشود. یعنی دادگاه عدل اسلامی خامنه ای، درسالگرد"آری" به جمهوری اسلامی چهارتن ازمجموعه 14 نفرهای زنان ومردان آزاده این سرزمین که جرأت کرده وبا صدای بلند پرچم"نه به جمهوری اسلامی"رادرمیان ایرانیان به اهتزازدرآورند،به 41 سال زندان محکوم نموده است.
ترسیم دوگانگی قدرت در جمهوری اسلامی یک طرح کاملا اندیشیده شده و تئوریک است، که بنابر ضرورت و هدفمند شکل گرفته و پس از آن با عُرفی مذهبی و نانوشته در قالب جمهوریت آخوندی مرزبندی شده است...
در نکبت انتخابات جمعه ۱۲ فروردین۵۸ « ماهی سیاه» ها در برکه تاریخی «مارماهی» اسلام سیاه فرو رفتند. کاش زمان برمی گشت به عقب، به جمعه برکه سیاه، تا من و ما و تن اجتماعی مان اینهمه پس رو، برنگردیم به عقب، به قرون وسطی…، به درّه، به تهی گاه عظیم، وسقوطی چونین به جای پای جهل و جنون و ارتجاع و جنگ، هرچه نابودی و ننگ…،
برگردان: 
راشل زر گریان
روش آنتی بادی یعنی انتقال خون کسی که به کرونا مبتلا بوده و هم اکنون کاملا شفا یافته به بیماری که از کرونا در معرض خطر جدی است.
اين حكومت است كه از اجراي حقوق بشر در کلیه ابعادش جلوگيري ميكند....اکنون در وضعیت بحرانی نشأت یافته از شیوع و گسترش بیماری «کروناویروس» و تبعیض گسترده ای که قوه قضاییه و نهادهای قضایی نسبت به آزادی زندانیان سیاسی اِعمال می نمایند مصداق روشن تبعیض است. مشكل ما در ايران خود «حكومت»است، نه مردم!


جمعی از فعالین سیاسی بیانیه ای را برای مقابله با کرونا در ایران امضا کرده اند که از نظر من علیرغم تلاش خوبشان دارای چند ایراد مهم هست.

۱. در کل نوشته این دوستان یک جای مهم خالی است آنهم محکوم کردن جمهوری اسلامی به عنوان عامل فعال شیوع بیماری کرونا در ایران است. در نوشته این دوستان یک جاهایی حتی ایجاد توهم میشود وقتی اشاره میکنند که «کارنامه دیگر کشور‌ها هم در این مورد چندان درخشان نیست.» به نظر من در بحران کرونا هیچ حکومتی با جمهوری اسلامی ق
بلند می شود، در اطاق چرخی می زند، مقابل قفسه قناریش می ایستد.نزدیک دوهفته است که در این خانه قرنطینه است.دو هفته ای که به او فرصت داده در تنهائی خود بنشیند و تا جائی که ذهش یاری می کند خاطراتش را بیاد بیاورد. روی جزئیات آن مکث نماید ،جزئیاتی که قبلا توجهی به
بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه و فعالان سیاسی و مدنی:
به گفته مقامات رسمی وزارت بهداشت در ایران حدودا هر دقیقه یک ایرانی به ویروس کووید ۱۹ مبتلا و هر ده دقیقه یک نفر فوت می شود. آمار مرگ و میری که رسما اعلام می‌شود از سوی پزشکان ایران و نیز مقامات سازمان بهداشت جهانی بسیار کمتر از میزان واقعی ارزیابی می شود. آن چه از قرائن برمی‌آید این است که ما داریم به سمت یک فاجعه ملی پیش می رویم
پزشکان و برخی جامعه شناسان از سیاستی پرده برمی دارند که طبق آن رژیم از استراتژی ی بنام «ایمنی جمعی» پیروی می کند که مطابق آن براین باورند که ۶۰، ۷۰٪ افرادجامعه به این ویروس دچارخواهند شد. از همین رو بهتراست که از طریق گسترش و شیوع آن یه ایمنی جمعی بدن های افرادجامعه برسیم ( تنازع بقاء و انتخاب اصلح درخشن ترین روایت ضدانسانی) وحتی براساس همین باوراست که مسافرت های نوروزی از نظرآن ها هم چون امرمثبتی تجویز می شود!