جمهوری اسلامی ، آتش بیار جنگ در باریکه غزه

مسلح ساختن ، آموزش نظامی و ارسال ملیون ها دلار برای حزب الله لبنان ، حماس و جهاد اسلامی فلسطین ، گروهای شیعه عراقی و سایر گروههای تروریستی در کشورهای خاورمیانه ، موضوع جدیدی نیست و همه میدانند که دکترین صدورانقلاب اسلامی به سایر کشورها از همان روزهای نخست بقدرت رسیدن خمینی در ایران ، از شاخصه های اصلی سیاست خارجی آخوندهای تازه بقدرت رسیده بوده است که تنها یک قلم از نتایج شوم چنین سیاستی ، میتوان از جنگ 8 ساله ایران و عراق با برجای گذاشتن بیش ازیک ملیون کشته و مجروح و ویرانی دهها شهر و...

آقای زیاد النخاله معاون رهبری  جهاد اسلامی فلسطین در مصاحبه با شبکه خبری عربی المنار میگوید : « اسلحه ای که این روزها گروههای فلسطینی در جنگ با اسرائیل ازآن استفاده میکنند ، از فشنگ گرفته تا موشک ، در ایران اسلامی ساخته شده است »  آقای ابوترابی نماینده مجلس شورای اسلامی نیز ضمن اظهار شادمانی از موشک پرانی حماس و جهاد اسلامی بطرف اسرائیل ، اعلام میکند که :«موشک های فجر ساخت ایران توسط مقاومت فلسطین بسوی تل آویو شلیک شده و لرزه بر اندام صهیونیستها انداخته است » و آقای علی لاریجانی در مقام رئیس مجلس شورای اسلامی ، از بی غیرتی کشورهای عربی و اسلامی شکوه میکند و ازآنها میخواهد که برای حمایت از برادران مسلمان فلسطینی ، نیروی نظامی به غزه اعزام نمایند ! و برخی از نشریات جمهوری اسلامی نیزبمنظور شاخ و شانه کشیدن در مقابل امریکا و اسرائیل ، مصاحبه  آقای نخاله فلسطینی و مقام های دولتی جمهوری اسلامی را با آب وتاب نقل کرده اند تا بخیال خود قدرت جمهوری اسلامی را به رُخ "استکبارجهانی" بکشند ، غافل از آنکه  اعتراف به ارسال اسلحه و موشک برای حماس و جهاد اسلامی ، میتواند پرونده جدیدی را علیه جمهوری اسلامی باز نماید .  

مسلح ساختن ، آموزش نظامی  و ارسال ملیون ها دلار برای حزب الله لبنان ، حماس و جهاد اسلامی فلسطین ، گروهای شیعه عراقی و سایر گروههای تروریستی در کشورهای خاورمیانه ، موضوع جدیدی نیست و همه میدانند که دکترین صدورانقلاب اسلامی به سایر کشورها از همان روزهای نخست بقدرت رسیدن خمینی در ایران ، از شاخصه های اصلی سیاست خارجی آخوندهای تازه بقدرت رسیده بوده است که تنها یک قلم  از نتایج شوم چنین سیاستی ، میتوان از جنگ 8 ساله ایران و عراق با برجای گذاشتن بیش ازیک ملیون کشته و مجروح و ویرانی دهها شهر و روستای ایران یاد کرد . اما موضوعی که امروزه در راستای دکترین صدورانقلاب اسلامی تازگی دارد دخالت نظامی جمهوری اسلامی در منازعه  دیرپای اعراب و اسرائیل و دخالت مسقیم درجنگ داخلی سوریه است(پرداختن و بررسی دخالت مستقیم اعضای سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و گروههای اعزامی شیعه از جنوب لبنان و عراق بدستور شخص خامنه ای ، در این نوشتار نمی گنجد)

 منازعه اعراب و اسرائیل طی 60 سال گذشته ، چهار جنگ تمام عیار و کلاسیک را بین ارتش های کشورهای عربی و ارتش اسرائیل و دهها جنگ و درگیری های پراکنده را بین فلسطینی ها و اسرائیلی ها رقم زده وتا کنون صدها هزار کشته و مجروح و ملیونها آواره را بر جای نهاده است بدون اینکه ذره ای از فقر و محرومیت و آوارگی مردم دردمند فلسطین چیزی کاسته شده باشد . تمام جنگ وستیزهای اعراب و اسرائیل درطی بیش از شش دهه ، بروشنی نشان داده است که جنگ و خونریزی و بمباران ها و ترورها و موشک پرانی ها و بمب گذاری ها ، پاسخ مناسبی برای حل بحران پیچیده فلسطین نبوده و نیست بلکه در تحلیل نهائی ، طرف های درگیر و متخاصم ، از طریق گفتگو و تفاهم و تعامل و برسمیت شناختن حقوق یکدیگراست که میتوانند به دشمنی دیر پای خود پایان دهند و درمرزهای بین المللی شناخته شده ، با حقوقی برابر در کناریکدیگر زندگی نمایند . تمام کسانی که با مسائل خاورمیانه عربی وبحران دیرپای بین اعراب و اسرائیل آشنائی دارند بر این باورند که هیچگونه راه حل نظامی برای این بحران و جنگ و ستیزهای خونین و تکراری متصور نیست . بشریت متمدن و صلح دوست کنونی نیزکه از دالان جنگهای هولناک و خانمانسوز در قرن بیستم عبور کرده است تا به اینجا رسیده  ، اینک بدرستی دریافته است که عفریت جنگ حتی برای فاتحان جنگ ، جز مرگ و حرمان و تباهی و ویرانی چیزی برجای نمیگذارد که قابل افتخار باشد.

وضعیت مردم درمانده و بینوا در باریکه غزه شباهت زیادی به وضعیت مردم ایران دارد که در یک بزنگاه تاریخی وبه امید رهائی از فقر و محرومیت و نابرابری ها ، به گروههای اسلامی روی آوردند و با رأی خود گروه حماس را در باریکه غزه بر سر قدرت نشاندند ولی تا چشم بازکردند ، خود را گروگان این گروه و سایر گروههای بنیاد گرا و تروریست اسلامی یافتند با شعارهای جنگ طلبانه و محواسرائیل از روی نقشه جغرافی ! همان شعارهای جنگ طلبانه ای که روزگاری جنبش ناسیونالیستی عرب به رهبری جمال عبدالناصر، سازمان آزادیبخش فلسطین و گروههای رادیکال چپ درکشورهای عربی و فلسطین سرمیدادند ولی رفته رفته به غیرواقعی بودن شعارهای خود پی برده و حل معضل فلسطین را در گفتگو و برسمیت شناختن موجودیت اسرائیل واعاده حقوق پایمال شده مردم فلسطین  جستجو کردند ، و همان شعارهائی که سران ابله جمهوری اسلامی امروزه مشغول تکرار آن می باشند و در هر فرصتی محو اسرائیل را فریاد میزنند . ناگفته نماند که در رشد و قدرت گیری حماس در کرانه غزه ، نقش سازمانهای امنیتی و جاسوسی اسرائیل را نباید نادیده گرفت ، چرا که آنان تضعیف سازمان آزادیبخش فلسطین و ایجاد شکاف و تفرقه را در میان فلسطینیان بسود برنامه های خود تصور میکردند ، سیاست گزاران اسرائیلی  درمورد میدان دادن به حماس در مقابل سازمان آزادیبخش فلسطین که نماینده مشروع مردم فلسطین است ، همان خطائی را مرتکب شدند که سیاست گزاران کاخ سفید در جریان انقلاب 57 ایران و زد وبند با خمینی و گروههای اسلامگردر ایران مرتکب شدند  و در افغانستان با سازماندهی و تقویت مجاهدین افغان و طالبان برای مقابله با نفوذ شوروی در آن کشور .

رهبران حماس  پس ازکسب رأی مردم  درباریکه غزه ، مانند جمهوری اسلامی ایران ، قدم اول را با تصفیه و ترور مخالفان و عمدتاً طرفداران سازمان آزادیبخش فلسطین که نماینده قانونی و مشروع  مردم فلسطین در مجامع بین المللی است آغاز کردند و پس از پاکسازی غیر خودی ها از دوایر و مؤسسات  دولتی  ، حاکمیت اسلامی خویش را درکرانه غزه برقرارنمودند و بدین ترتیب با تقسیم فلسطین به  دو پاره ، ضربه بزرگی را بروحدت مردم فلسطین و سازمان آزادیبخش فلسطین وارد ساختند .

یاسر عرفات رهبر فقید سازمان آزادیبخش فلسطین ، نخستین شخصیت خارجی بود که پس از پیروزی انقلاب 22 بهمن برای جلب پشتیبانی رژیم جدید ایران از آرمانهای مردم فلسطین وارد تهران شد ، در دیدارعرفات با خمینی و سایر رهبران تازه بقدرت رسیده در ایران ، خمینی حمایت رژیم اسلامی ایران را از عرفات و سازمان متبوعش ، مشروط به این میسازد که سازمان آزادیبخش فلسطین ، اولاً موجودیت اسرائیل را برسمیت نشناسد و ثانیاً قراردادهائی که این سازمان تا آن روز در جهت کسب پاره ای از حقوق فلسطینی ها با اسرائیل امضاء نموده بوده است را منسوخ اعلام کند . خمینی و نوچه های انقلابی و جنگ طلب او از یاسرعرفات خواسته بودند که او به همان نقطه ای بازگردد که 15 سال پیش از آن ، او در آن قرار داشته است ، یعنی به سالهای دهه 1960 میلادی ، و به نقطه ای که گروههای فلسطینی  با توسل به ترور و هواپیما ربائی و گروگان گیری و بمب گذاری ، به مبارزه با اسرائیل برخاسته بودند تا شاید ازآن طریق حقوق غصب شده خود را بدست آورند . نا گفته روشن است که بازگشت به دوران ترور و بمب گذاری واز دست دادن پشتیبانی جهانی در ازای بدست آوردن حمایت یک مشت آخوند تازه بقدرت رسیده درایران ، برای عرفات و سازمان آزادیبخش فلسطین غیرممکن بود . و ازآن هنگام بود که جمهوری اسلامی ، یاسرعرفات و سازمان آزادیبخش فلسطین را "خائن به انقلاب فلسطین" لقب داد و درصدد برآمد که با صرف ملیون ها دلار در میان فلسطینی ها گروهی وابسته به خود را سازماندهی و مسلح سازد . گروه مذکور که بعدها با نام عربی"حرکة الجهاد الاسلامیه فی فلسطین" اعلام موجودیت کرد و در فارسی با نام "جهاد اسلامی" ازآن یاد میشود همین گروهی است که معاون رهبر آن آقای نخاله امروزه اعلام میدارد که از فشنگ تا موشک توسط جمهوری اسلامی بدست گروههای فلسطینی در غزه میرسد . گروه جهاد اسلامی در حقیقت شعبه فلسطینی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در غزه است ، کما اینکه  حزب الله لبنان و جیش المهدی عراق ، وسایر گروههائی که با پول و اسلحه جمهوری اسلامی در کشورهای عربی و اسلامی بوجود آمده اند همگی شعباتی از سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در آن کشورها میباشند که مسقیماً زیرنظر خامنه ای و از بیت رهبری برای اجرای برنامه های تروریستی خود دستور میگیرند. بنابراین وقتی  معاون رهبری جهاد اسلامی در مقابل خبرنگاران ، موشک هائی که از غزه بسمت اسرائیل شلیک میشود را هدایای جمهوری اسلامی به گروههای تروریستی اعلام میدارد و همچنین پاره ای از مقامات جمهوری اسلامی نیز با شادمانی بر این واقعیت صحه میگذارند باید منتظر بود که در روزها و هفته آینده ، پرونده دیگری علیه جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی گشوده شود .

کلام آخر : حمله اسرائیل به مناطق مسکونی و بمباران غیر نظامیان در باریکه غزه ، یعنی جائی که  گروههای بنیادگرای اسلامی ، مردم درمانده و محروم فلسطین را به گروگان گرفته اند همانقدر شنیع و ضدانسانی است که موشک پرانی گروههای تروریستی به مناطق مسکونی اسرائیل و بمب گذاری این گروهها در اتوبوس  و رستوران و مدرسه . کشتن غیر نظامیان و بویژه زنان و کودکان که هیچگونه دخالتی در جنگ  ندارند از جانب هرکس و درهر کجا ، عملی است وحشیانه و ضد بشری که آمران و مجریان آن میبایستی بپای میز محاکمه کشیده و مجازات شوند . موشک پرانی گروههای فلسطینی نمیتواند توجیهی باشد برای مقابله به مثل و اقدام تلافی جویانه ارتش اسرائیل به مردم بیگناه و بی دفاع غزه که خود بوسیله حماس و جهاد اسلامی و سایرگروههای بنیادگرای اسلامی ، در باریکه غزه به گروگان گرفته شده اند . تاوان موشک پرانی های حماس و جهاد اسلامی را نباید غیرنظامیان و زنان و کودکان محروم فلسطینی بپردازند .

 چرخه جنگ وبازتولید فرهنگ خشونت و نفرت درمیان ملت های خاورمیانه را سه نیرو و سه قطب ایدئولوژیک مذهبی و ارتجاعی با در اختیار داشتن منابع عظیم مالی و تسلیحاتی وانسانی بحرکت در میاورند . این سه نیروی جنگ افروز و ضد مردمی که مسبب ایجاد بحران ها و جنگ ها در کشورهای خاورمیانه میباشند عبارتند از : 1- احزاب وگروههای راست افراطی با حاکمیت ایدئولوژی بنیادگرائی یهودی و توسعه طلبانه دراسرائیل ، که ائتلاف آنان معمولاً نقش تعیین کننده را در سیاست های داخلی و خارجی این کشور ایفا میکند . 2 – جمهوری شیعه اثنی عشری اسلامی با حاکمیت ایدئولوژی ولایت فقیه ،  بعنوان هادی و راهنما و منبع مالی و تسلیحاتی گروههای تروریستی شیعه در کشورهای خاورمیانه که در رویاروئی با امریکا و اسرائیل در کشورهای خاورمیانه ، مرز شیعه و سنی برای این رژیم کم رنگ میشود و به گروههای سنی ضد امریکائی و ضد اسرائیلی نیز کمک مالی و تسلیحاتی می نماید .  3- عربستان سعودی سنی مذهب با حاکمیت ایدئولوژی وهابیت و پرده داری کعبه ، که ملهم و منبع مالی و تسلیحاتی گروههای بنیادگرای تحت کنترل سنی مذهب  در کشورهای عربی و اسلامی می باشد . اعزام تانک و توپ به بحرین در حمایت از خلیفه این کشور و درهم کوبیدن شیعان آن دیار، فقط یک نمونه ازعمق رقابت های ارتجاعی را در این منطقه به نمایش گذاشت . درحالی که جمهوری اسلامی و پادشاهی عربستان سعودی ، دو رژیم ایدئولوژیک و ضدمردمی ، برای گسترش نفوذ و توسعه حوزه قدرت خود در کشورهای منطقه به رقابتی ارتجاعی اشتغال دارند  قدرتهای خارجی و نفتخواران جهانی نیزدرچهارچوب تأمین منافع خود ، به فروش ساز و برگ وتجهیزات نظامی به کشورهای خاورمیانه ادامه میدهند تا به همت این دو قطب  قرون وسطائی و ضد مردمی ، چرخه جنگ و خشونت در منطقه آشوب زده خاورمیانه همچنان به گردش خود ادامه دهد .  و در این میان آتش بس ها فقط میتواند بمنزله تجدید قوای جنگ افروزان باشد برای شروع جنگ های بعدی . 

1 آذرماه 1391

11 نوامبر 2012

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.