در حاشیه فجایع جاری در اوکراین
02.04.2022 - 09:24
هنوز حکایت جنگ جاری در اوکراین برای عموم، روشن نیست و بخاطر گستردگی صحنه عملیات جنگی، نقش بایراکتارها هم قابل مقایسه با نقش این تکنولوژی در قاراباغ نخواهد بود. با این وجود، آنچه مسلم است، نقش بایراکتارها و دیگر تکنولوژی نظامی مدرن ارتش اوکراین، به نحو مؤثری در تخریب روحیه ارتش متجاوز روسیه مؤثرند. صرف وجود این تسلیحات مدرن و افسانه‌ها و واقعیاتی که از عملکرد استینگرها در شکست ارتش شوروی در افغانستان و عملکرد مؤثر بایراکتارها در لیبی، سوریه و بخصوص قاراباغ در قابل تجهیزات و "هنر" نظامی عهد بوقی روسی، به بالابردن روحیه مقاومت در میان ارتش و جامعه اوکراین کمک می‌کند.
 
پخش وسیع فیلمهایی که راکتهای هدایت شونده دقیق لازری پرتاپ شده از بایراکتارها، تجهیزات نظامی سنگین ارتش روسیه را نابود می‌کند، برای کل ارتش روسیه تحقیر کننده و برای کادر ارتش روسیه، موجب نا امیدی و استیصال است. این تحقیر به افکار عمومی روسیه هم منتقل می‌شود و منظره شهر گروزنی در چچنستان، شهرهای ویران سوریه و ویرانی شهرهای زیبای اوکراین، جایی برای "افتخار" به ارتش روسیه در افکار عمومی این کشور باقی نمی‌گدارد.
 
در عرصه جهانی و جنگ روانی حاشیه جنگ نیز، وقتی کشور کوچکتر و قربانی تجاوز با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و ارزان، دستگاه دایناسوری نظامی روسیه را تحقیر می‌کند، احساس رضایت جهانیان و امیدواری جهانیان به امکان پیروزی اوکراین بیشتر شده و دولتهای غربی را برای کمک نظامی به اوکراین و پذیرش پناهندگان اوکراینی تشویق میکند.Missing media item.
موشکهای روسی که توان تئوریک شکار بایراکتارها را دارند، در صورت اصابت به هدف، یک "شکار بد و غیراقتصادی" انجام داده‌اند. بایراکتارها میتوانند از ارتفاع 8 کیلومتری اهداف زمینی را با حداکثر انحراف 50 سانتیمتر(!) نابود کنند. قیمت هر بایراکتار حداکثر 5 میلون دلار است اما قیمت موشکهای روسی برخوردار از شانس تئوریکی شکار بایراکتارها بسیار بیشتر و در حد قیمت یک هواپیمای جنگی است (گویا 50 میلیون دلار به بالا) برای شکار یک بایراکتار هم باید دهها بار این موشکها را هزینه بکنند. در نتیجه هزینه ارتش روسیه برای نابودی یک بایراکتار در ارتفاع 8 کیلومتری غیرقابل تحمل است. تاکنون روسیه توانسته است فیلمهای دو شکار موفق خود از بایراکتارها را ارائه کند که با توجه به طول جنگ و تعداد بایراکتارهای فعال در میدان گسترده جنگی (حدود 30 فروند) بسیار ناچیز است. بخصوص که نرخ هر پرنده بایراکتار 5 میلیون دلار و با کسر قیمت بخش زمینی کنترل گویا نصف این مبلغ است. این دو شکار موفق هم احتمالا در زمان صعود و فرود بایراکتارها در اتفاعات کم ممکن شده است.
 
حمایت در همه فضای جماهیر شوروی سابق از اوکراین نزدیک به صد در صد است. رفتار احتیاط آمیز دولتهای این جمهوریها، قابل فهم و حتی ضروری است اما افکار عمومی این کشورها بشدت از اوکراین حمایت می‌کنند. 
شاید تنها استثنا، حدود 30 درصد از جنگ طلب‌ترین و روس‌پرست‌ترین اهالی ارمنستان که معقتدند برای کس جواز جنایت علیه آذربایجان از ارباب کرملین و حتی تشویق کرملین به وارد شدن به جنگ علیه آذربایجان، باید از جنایات روسیه در اوکراین و هر جای جهان حمایت کرد. رژیم ارمنستان در دوران ریاست جمهوری سرژ سرکیسیان با ارسال یک واحد ارتشی به کمک رژیم بشار اسد، بهای سنگینی برای این بیخردی خود پرداخت.

در جمهوری آذربایجان این حمایت، شدیدتر از هر جای دیگری است. ساختن یک رژیم از نیروهای مسلح ارمنی در درون آذربایجان در آغاز دهه 1990، کشتار 30 هزار نفر از مردم آذربایجان و آواره کردن یک میلیون شهروند آذربایجان، پروژه صد در صد روسی با حمایت آشکار مسکو بود و از این نظر، هیچ فرقی بین رژیمهای دست ساز "قاراباغ"، جمهوری کرانه رود دنستر در مولداوی، آبخار و اوستیای جنوبی در گرجستان و دو رژیمچه دستساز روسیه در دانستک و لهانسک نیست.

 
نکته دیگری هم در حمایت شدید عاطفی مردم جمهوری آذربایجان از اوکراین، تأثیر دارد. روشن است که هیچ دو کشوری در جهان حتی کشورهای برخوردار از تاریخ و زبان و فرهنگ مشترک مثل کشورهای اسپانیولی آمریکای لاتین یا کشورهای عربی، به اندازه ترکیه و آذربایجان به هم نزدیک نیستند. با این وجود، تاریخ و هویت اوکراین و روسیه، از نظر داشتن تاریخ مشترک و فرهنگ مشترک نزدیکتر از روابط آذربایجان و ترکیه است. چون بر خلاف آذربایجان و ترکیه، دو کشور امروزی اوکراین و روسیه از بدو تولد خود در سال 883 میلادی از دل امپراطوری ترکی یهودی خزر، در کیف امروزی شروع شده و تا سال 1991 دو بخش اصلی امپراطوری روسیه بودند. یعنی بیش از 11 قرن تاریخ کاملا مشترک! در صورتی که جمهوری آذربایجان (در کنار ایران) بعنوان وارث و گروه اتنیکی حاکم دولت صفوی در جنگ با ترکیه هم در میدان بوده است و این دو کشور، یک روز هم بخشی از یک امپراطوری واحد نبوده‌اند. از اینرو با توجه با روابط بشدت عاطفی موجود بین مردمان جمهوری آذربایجان و اهالی ترکیه، دیدن مناظر نابودی شهرها و انسانهای اوکراینی از سوی ارتش روسیه، بشدت دردآور است. فکر اینکه ترکیه شهرهای آذربایجان را هدف بمباران قرار دهد، مو برتن هر آذربایجانی سیخ می‌کند و این تصور وحشتناک، دلیل بیشتری برای همدلی مردم آذربایجان با اوکراین است. از سوی دیگر، حمایت صد در صدی دولت و مردم اوکراین در همه مدت سه دهه اشغال اراضی آذربایجان از سوی دستجات جنایتکار ارمنی مورد حمایت روسیه، غیرقابل فراموشی است و از اینرو، در کنار سیاست محتاطانه دولت آذربایجان، حمایت همه جامعه آذربایجان از اوکراین کامل و به دور از هرگونه تردید است. منظره شهرهای شبیه هیروشیمای بعداز نابودی اتمی مثل آغدام، فیضولی، قوبادلی، لاچین، شوشا، کلبجر، زنگیلان و جبرائیل، شبیه منظره گروزنی بعداز جنگ دوم چچن به رهبری پیشوا پوتین و شهرهای ویران سوریه است و همه این شهرهای زخمی از بمباران کور ارتش روسیه، شبیه ماریوپول، خارکف و دیگر شهرهای ویران اوکراین هستند. این نحوه پیشبرد جنگ از سوی ارتش قرن نوزدهمی روسیه تنها قادر به ترور اهالی بیدفاع از طریق بمبارن کور مناطق مسکونی از راه دور و مسطح کردن همه ساختهای موجود حاصل صدها سال از تمدن بشری این کشورها و شهرهای قربانی است. باشد که ایستادگی قهرمانانه اوکراین، یکبار برای همیشه این ماشین وحشت و ترور بنام "ارتش روسیه" را زمینگیر بکند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

علی رضا اردبیلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما