نقدی بر دیالوگ ملی برای اتحاد و دموکراسی در کلن

اما کدام برنامه برای انتخابات آزاد، درکدام چارچوب و کدام شرایط، کدام ابزاری که بتواند حاکمیت غصب شده را به ملت بازگرداند وخشونت را منتفی کند. انتخابات آزاد آرزوی هر ایرانیست، اما پس از پابرجائی حاکمیت ملت، بطوری که انتخابات آزاد راخود ترتیب دهد، خود نظارت کند وخود آراء را بخواند. نه اینکه رژیمی سرکوبگر،دزد ودروغگو، انتخابات ترتیب دهد برای مردمی که ازاو وسرکردگانش شدیدا متنفرند. در جهان امروز، ایران تنها کشوریست که با بیش ازصد سال مبارزه برای آزادی ودمکراسی, یک باره دردام نظامی مذهبی...

در راه دیالوگ ملی، سخنرانی وگفتگو، عنوان نشستی بود که اتحاد برای دموکراسی در ایران، شنبه ۱۶ فوریه درشهر کلن برگزارکرد. سخنرانان این گردهمآئی: آقای حسن شریعتمداری، آقای شهریار آهی، آقای اسفندیار طبری، آقای جمشید طاهری پورو آقای احمد پورمندی برای رسیدن به ایرانی دمکراتیک طرح‌هائی به سبک پروژه برای انجام انتخابات آزاد عرضه کردند. آقای شریعتمداری: ما در گزینه انتخابات آزاد و پروسه گذار ازدیکتاتوری تکیه به اعلامیه برای برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه داریم که به اتفاق آرا توسط شورای بین المجالس در 26 مارس 1994 در پاریس به امضا رسید. آقای شریعتمداری اشاره می کند که شرط ابتدایی بعنوان استراژادی این است که جامعه در حال گذارازنظام درمرحله بحران باشد. در واقع سه گزینه مشروعیت و کارایی و اقتدار نظام در مرحله فروپاشی است. اومعتقد است؛ ازقانون اساسی جمهوری اسلامی تفسیری یگانه وجود ندارد وهرکسی به فراخور زمان ومکان تفسیری تحویل می دهد. آقای پورمندی: به این اشاره کرد که عدم خشونت و عدم اتکا به کمکهای دولتهای خارجی و تکیه به جنبش های مدنی از ملزمات ما محسوب می شوند. ایشان در تمام طول صحبتهایشان اشاره مستقیم دفاع یگانه از مهندس موسوی را ترویج می کردند. آقای آهی: به امکاناتی مانند روند تغییرنظام شوروی به جمهوری روس اعتقاد دارد و از مثال یلسین در برابر گوروباچف بعنوان یک الگو برازنده  برای روند کار درایران امروز دفاع می کردند. آقای طاهری پور: معتقدند که مردم ایران از نظردمکراسی خواهی هنوز تغییر چندان گسترده ایی نکرده اند. ازاین رومی بایست از روند گام به گام پروسه انتخابات آزاد صمیمانه دفاع کرد. آقای طبری: به چهار دیدگاه در روند انتخابات آزاد اشاره کردند. بنظر ایشان این چهار دیدگاه به این قرارند. 1- آرمانگرایی بعنوان یک استراژدی کلان برای انتخابات آزاد. 2- دیدگاهی واقع گرایانه به استراژدی انتخابات آزاد. 3-ایجاد فضای سیاسی باز وتغیرات مثبت در جامعه. 4- دیدگاه فرصت طلبانه کسانی که در درون نظام ازانتخابات آزاد صحبت میکنند. بهر حال نکات اصلی این سخنرانی ها، باور سخنرانان به انتخابات آزاد، راهکاری برای متشکل کردن وپیوند کلیه نیروهای جمهوری خواه را تشکیل می داد. دراین زمینه اتحاد، همگرايی و همبستگی نيروهای ناسازگاربا براندازی رژیم، جزئی از اهداف اصلی احساس می شد. بررسی کمی کیفی وتوسعه امکان های توافق برسرکنار آمدن با حکومت اسلامی، شریک شدن در قدرت سیاسی به رهبری آقای میر حسین موسوی یکی ازاهدافی است که از لابلای سخنرانیها ساطع می گشت. طرح‌ها به سبک پروژه برای انجام انتخابات آزاد به رهبری آقای میر حسین موسوی مطرح شدند که بویژه ازسوی آقای احمد پورمندی مورد تائید وتاکید کامل قرار گرفت. آقای شهریار آهی متذکر شد که هیچکدام ازانحلال طلبان وطرفداران براندازی رژیم نتوانسته به اندازه آقای موسوی به آقای خامنه ای صدمه بزند. ایشان فراموش کرده که آقای خامنه ای با دستور به تقلب آراء، مردم خود مجری وعامل صدمه ایست که اکنون بر او وارد می شود. مثال دیگری که ایشان مطرح کردند تفویض قدرت از آقای گورباچف به آقای یلتسین بود. ایشان توجه ندارند که آن دونفررانمی توان با آقایان موسوی وخامنه ای مقایسه کرد. آقای گورباچف فردی دمکرات است که از خشونت فاصله گرفت. آقای خامنه ای یک دیکتاتور خشن است که از کشتار مردم ابائی ندارد. برای معرفی آقای میرحسین موسوی خامنه باید متذکر شد که ایشان از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸، پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بود. با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری پس از درگذشت روح‌الله خمینی، اواز فعالیت‌های اجرایی کناررفت. از سال ۱۳۶۳ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی وعضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. اودردولت محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی وزیر امور خارجه بود. اوعضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی راهم داشت. آقای موسوی مسلمانی معتقد، متعهد ومتعصب است. خود را فردی انقلابی معرفی میکند وتعهد به جمهوری اسلامی وقوانین اساسی آن را علنا ابراز می دارد. او بازگشت به دوران طلائی امام را می خواهد. جنگ بیحاصل ومخرب ایران وعراق، اعدام ده ها هزار زندانیان سیاسی (تابستان ۱۳۶۷) دردوران نخست‌وزیری او وریا ست جمهوری آقای خامنه ای برگذار شد. گرچه درجمهوری ‏اسلامی انتخابات آزاد یعنی انتخاب ‏کنندگان آزادند. بلی مردم آزادند کاندیدا های غربال شده شورای نگهبان را انتخاب کنند. برگزار‏کننده انتخابات حکومت‏ اسلامی می‏ باشد که زیر فرمان ولی فقیه عمل می‏ کند. بعد از برگزاری انتخابات، هنگامی که مردم از انتخاب نورچشمی ولی فقیه سرباز زدند. تحت فرمان اوشخصی که مردم انتخاب کرده‏اند کنارگذارده میشود وشخص مورد نظر ولی فقیه جایگزین می گردد. اینست انتخابات آزاد به روش حکومت ‏اسلامی و ولایت فقیه. دراینکه مردم ایران خواهان انتخابات آزاد برای گماشتن نمایندگان، سیاستگذاران ونتیجتا تعیین سرنوشت خود هستند تردیدی نیست. کسی‌ را که مخالف انتخابات آزاد یا چنین پروژه‌ای باشد سراغ نداریم. اما کدام برنامه برای انتخابات آزاد، درکدام چارچوب و کدام شرایط، کدام ابزاری که بتواند حاکمیت غصب شده را به ملت بازگرداند وخشونت را منتفی کند. انتخابات آزاد آرزوی هر ایرانیست، اما پس از پابرجائی حاکمیت ملت، بطوری که انتخابات آزاد راخود ترتیب دهد، خود نظارت کند وخود آراء را بخواند. نه اینکه رژیمی سرکوبگر،دزد ودروغگو، انتخابات ترتیب دهد برای مردمی که ازاو وسرکردگانش شدیدا متنفرند. در جهان امروز، ایران تنها کشوریست که با بیش ازصد سال مبارزه برای آزادی ودمکراسی, یک باره دردام نظامی مذهبی، بازگشتی ژرف به قرون وسطی درپیش گرفت ‎‫ودرلابلای یک حکومت اسلامی وقیومت قانونی به اسارت رفت. دراین چنین نظامی که سرکردگانش بارها تاکید کرده اند، هدف این رژیم دمکراسی نیست بلکه زنده کردن اسلام است، درپی انتخابات آزاد برای دمکراسی تلاش کردن بدون براندازی نظام تبهکار، خطائیست نابخشودنی. ‬ هنگامیکه اصل یکم قانون اساسی حکومت اسلامی میگوید: "حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران، بر اساس اعتقاد دیرینه‏ اش به حکومت حق و عدل قرآن، در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالیقدر تقلید آیت‏ الله‏ العظمی امام خمینی، در همه ‏پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یکهزار و سیصد و پنجاه و هشت هجری شمسی برابر با اول و دوم جمادی‌ الاولی سال یکهزار و سیصد و نود و نه هجری قمری با اکثریت ۹۸٫۲٪ کلیه کسانی که حق رأی داشتند، به آن رأی مثبت داد". اصل چهارمش می گوید: "کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امر بر عهده فقهاء شورای نگهبان است". اصل پنجم میگوید: "در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‏دار آن می‌گردد" (درمیان کشورهای عضو سازمان ملل, ایران تنها کشوریست که بنیانگذار رژیم واپسگرای اسلامی, روح الله خمینی قیومت قانونی مردم را تصریح کرده که این قیومت ،قیومت شرعی قیم بر صغیر است و قیم ملت با قیم صغار از لحاظ وظیفه و موقعیت فرقی ندارد و می گوید؛ مردم جاهل, ناقص و ناکامل  هستند, آنها نیازمند کمالند وشرعا احتیاج به قیم دارند). اصل بیست ویکم می گوید: "دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید" (یعنی حجاب اجباری، حقوقی نیمه وقبول قیومت مرد). پرسش اینست که نظر آقایان درباره این قوانین چیست؟ آیا بنظر وبه باورایشان درایران دستیابی به دموکراسی درلابلای این قوانین فاشیستی مقدور است؟ آیا هدف اینست که به به هرنحو وهر وسیله ای به قدرت رسیده وبه سازش با قوانین و مقررات تبعیض آمیزی وفساد پروری که که دردرون قانون اساسی حکومت اسلامی انباشته شده اند گردن نهاد؟  نه این راه مبارزه با ولایت فقیه و قدرت سیاسی او نیست. این نوعی سازش به هر شکل ممکن وبدون مبارزه سیاسی با رژیم جهل وخون ومرگ است. راه وروش پیشنهادی؛ انتخابات‌‌ برای تعین نماینده از صد ها حزب گروه وسازمان های مخالف رژیم وطرفدار براندازی می تواند بافت محکمی را برای انتخاب سخنگویان واپوزیسیون انحلال طلب تشکیل دهد. سخنگویان برای شناخت بین‌المللی اپوزیسیون فعالیت کرده واز مجامع بین‌المللی خواهند خواست فشاربه رژیم جمهوری اسلامی را به مساله اتمی محدود نکند و به حقوق بشردرایران هم بپردازد. ازنمایندگان هزاران ایرانی مخالف رژیم درمقابل جمهوری اسلامی به طور فعال حمایت کند. نمایندگان با سازمان ملل وپارلمان اروپا درتماس بوده برای احقاق حقوق ایرانیان ازرژیم تروریست پرور اسلامی پشتیبانی طلب کنند. برای انتخابات آزاد پس ازسرنگونی رژیم مرگ وخون تلاش نمایند. سازمان ایرانیان سکولار دمکرات کلن / المان بهرام آبار، فرحناز عمادی, پرویز زاهد، فوریه 2013

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.