رفتن به محتوای اصلی

سیر اعتراضات در خارج کشور و چالش بزرگ جمهوری خواهان
15.01.2023 - 11:05

پس از آغاز جنبش زن زندگی آزادی، در خارج کشور نیز موج اعتراضی گسترده ایرانیان، در حمایت از معترضان در ایران، و علیه نظام حاکم، بر خاست.

اکنون که نزدیک به ۴ ماه از آغاز این حرکت می گذرد، کمابیش می توان با مرور مشخصه ها و سمتگیری های اصلی این حرکت ها، چشم اندازهای پیش رو و چالش های پیش روی نیروهای سیاسی مقیم خارج را تا حد ممکن شناسایی کرد.

۱- ترکیب نیروها

در این حرکت از پهلوی گرایان تا جمهوری خواهان، از فعالین حقوق بشری تا نیروهای چپ، از مبارزان جنبش زنان تا احزاب قومی، تا طرفداران حقوق اقلیت های دینی، جنسی، تا انبوه شهروندانی که فقط برای همدردی با هم میهنان خود در ایران به تظاهرات می آیند حضور دارند. کاهش شمار شهروندانی که فقط برای همبستگی می آمدند و هیچ نوع تعلق سیاسی نداشتند و افزایش حضور برخی گرایش های معین در اغلب شهرها گزارش شده است.

۲- شعارها

طی این سه ماهه صدها تجمع و راهپیمایی بزرگ و کوچک در جای جای جهان در حمایت از «زن زندگی آزادی» برگزار شده و طیفی از شعارها هم در آن از سوی تظاهرات کنندگان تکرار شده است. در نخستین اجتماعات، که بیشترین جمعیت را هم داشت، پر تکرارترین شعار همان «زن زندگی آزادی» بود. اما در کنار آن شعار «آزادی آزادی آزادی»، «مهسا امینی» «مرگ بر دیکتاتور» «مرگ بر خامنه ای» «مرگ بر جمهوری اسلامی» از بقیه شعارها پر طنین تر بوده است. پس از دو اعدام اخیر «اعدام نکنید» به شکل های مختلف و به وسعت ابراز شده است. در آخرین تظاهرات لندن شعار «رضا شاه روحت شاد» و «مرگ بر سه فاسد – ملا چپی مجاهد» مورد استفاده بود.

۳- پرچم ها

در آغاز تظاهر کنندگان خیلی به ندرت از نماد پرچم برای بیان هستی و هویت بهره می جستند. اما پرچم سه رنگ بی هیچ نقشی روی آن، با نماد شیر و خورشید، با نقش خورشید در میانه، با شعار زن زندگی آزادی روی آن، دیده می شدند اما به ندرت.

اما بررسی ویدئوها از ابتدا تا امروز نشان می دهد که به تدریج شمار سایر پرچم ها یا داوطلبانه و یا به علل دیگر، کمتر شده و شمار پرچم ها با نقش شیر و خورشید افزایش یافته است. در تظاهرات اخیر لندن تقریبا از هر ۴ یا ۵ نفر یکی خود را در این پرچم پیچیده بود.

۴- مطالبات

هیچ کس نمی تواند بگوید عموم شرکت کنندگان در این اعتراضات چه مطالبه ای از حکومت ها داشته اند. شواهد نشان نمی دهد که جمعیت ها مطالبه ای از جمهوری اسلامی داشته باشند، حتی به تلویح. اما در سخنرانی ها مکرر از دولت های اروپایی و امریکا مطالبات معین درخواست شده است. اهم این مطالبات عبارت است از «فراخواندن سفرا از ایران» «قطع هرگونه مذاکره»، «بستن سفارتخانه های ایران در کشورهای مختلف»، «تحریم عوامل حکومت» «تروریستی شناختن سپاه پاسداران».

۵- سازماندهی

در یک ماهه اول اجتماعات و راهپیمایی ها در شهرهای مختلف فاقد تدارکات میدانی و مرکزی بود و سازماندهی ها و هماهنگی ها عمدتا به مدد شبکه اجتماعی صورت می گرفت. در تظاهرات ۲۲ اکتبر در برلین اما یک شبکه توانمند، مرکب از انبوهی از فعالین میدانی، با مرکزیت معین برای تصمیم گیری، مدیریت مالی، تدارکات، و کنترل دست اندر کار بوده اند.

در این اواخر در برخی شهرهای بزرگ اجتماعات به صورت مشهود سازمان یافته تر و در عین حال کنترل شده تر برگذار می شوند و تمایل به سمت طیف معینی از نیروها آشکار است.

۶- سخنگویی / نمایندگی

از همان ابتدا جنبش زن زندگی آزادی مورد حمایت تمام گروه های سیاسی و چهره های سرشناس مخالف حکومت قرار گرفت. با این همه تا کنون هیچ نشانه ای از داخل کشور دیده نشده است که نشان دهد مبارزانی که در جای جای ایران در خیابان ها، در دانشگاه ها، بر سر مزار جانباختگان، یا هر جای دیگر برآمد می کنند هیچ نامی یا نشانی در حمایت و تائید از هیچ گروه و گرایش، یا در حمایت از این یا آن فرد سرشناس، دیده یا شنیده نشده است.

اما این حرف به هیچ وجه به معنای ناشنیده ماندن یا بی تاثیر بودن موضع گیری ها و تحرکات چهره هایی نیست که در شبکه اجتماعی فالوئرهای میلیونی دارند، یا به تلویزیون های فارسی زبان دسترسی دارند.

شاید، هم همزمان کنندگان و یکی کنندگان توئیت تبریک سال نو مسیحی، با همین معیار نام این ۶ نفر را در ویترین گذاشتند.

۷- چشم اندازها و ظرفیت ها

در عرصه بین المللی با سمت گیری یک سویه جمهوری اسلامی به سمت همگرایی استراتژیک با روسیه، برجام رها شد و تمام قدرت های غربی به سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی ایران پیوستند و حمایت حداکثری از نیروهای مخالف حکومت ایران، در دستور قرار گرفت.

در داخل کشور گرچه اعتراضات در شکل خیابانی محدودتر شده است، اما از آنجا که هیچ تدبیری از سوی حاکمیت برای کاهش نارضایی ها صورت نگرفته است، از آنجا که وضعیت اقتصادی کشور قطعا رو به وخامت بیشتر می رود، در روندهای پیش رو خیزش های برخاسته از تنگدستی و سفره های خالی زحتمکشان ناگزیر خواهد بود.

حکومت با وسواس بسیار هر حرکت یا صدا با طعم و بوی نمایندگی اعتراضات و مطالبات مدنی و سیاسی را شناسایی کرده و به زندان می فرستد. این مقابله ادامه خواهد یافت. این حرکت، اما بیش از آنکه فعالیت میدانی را محدود کند به بالا رفتن اعتبار و جایگاه چهره دستگیر شده در جامعه بحران زده ما منتهی می شود.

هم اکنون معتبر ترین چهره های سیاسی، وفادارترین نمایندگان کارگران، معلمان، دانشجویان، محبوب ترین فیلم سازان، هنرپیشگان، شریف ترین وکلای مدافع، شجاع ترین روزنامه نگاران، مردمی ترین ورزشکاران، سرسخت ترین پیکارگران حقوق زن، را حکومت به زندان افکنده است.

زندان اوین، و دیگر اسارت گاه ها، امروز به همایشگاه صالح ترین چهره ها و سخنگویان جنبش های مدنی و سیاسی کشور تبدیل شده و خواهد شد. سیاست سرکوب می رود که زندان سیاسی را به خانه امید و صدای راستین تمام ملت بدل کند.

۸- تصمیم سرنوشت ساز

در خارج کشور در طیف گسترده ای از نیروهای اپوزیسیون تلاش ها برای معرفی نهادی برای نمایندگی یا سخنگویی معترضان شتاب گرفته و وسعت خواهد گرفت.

به نظر می رسد مهم ترین تلاش ها برای این نهاد سازی بر پایه همگرایی احزاب و گرایش های تاریخا شکل گرفته در جامعه سیاسی ایرانی نیست و برپایه همگرایی پر طرفدارترین چهره های مخالف حکومت، در کنار شاهزاده رضا پهلوی، پیش برده می شود.

برنامه عمل مشترک این چهره ها در گام اول متقاعد کردن دولت ها در اروپا و امریکا به بستن سفارتخانه ها، قطع دیپلماسی، تروریست شناختن سپاه، قطع هرگونه رابطه فرهنگی، ورزشی، بیرون کردن جمهوری اسلامی از نهادهای بین المللی و اقدامات مشابه است. آنها اعلام می کنند که این برنامه مقدمه ایست برای سرنگون کردن تمامیت جمهوری اسلامی.

تلاش های فوق نیروها و گرایش های تاریخا شکل گرفته ایرانی را در خارج کشور در برابر یک چالش بزرگ قرار داده است: با این نهاد سازی و با این برنامه عمل چه باید کرد؟

۱- آیا از این نهاد سازی و رهبری آن باید حمایت کرد؟

۲- آیا باید برنامه عمل را پی گرفت، اما تشکل و استقلال خود را حفظ کرد؟

۳- یا، نه برنامه را بپذیریم و نه این پیشگامی را و همچنان برای تقویت اعتبار چهره های جامعه سیاسی و مدنی در داخل کشور و هماهنگی و همگرایی آنان تلاش کنیم؟

تصمیم گیری در این زمینه مهم ترین چالشی است که در وضع فعلی فرا روی همه طیف های جمهور خواه در خارج کشور قرار گرفته است. تمام آنها تا قبل از آغاز جنبش زن زندگی هیچگاه کوچکترین اعتقادی به همگرایی با پهلوی گرایی نداشته و هرگز از قطع دیپلماسی حمایت نکرده و آن را مقدمه جنگ شناخته اند. آنها همیشه با تکیه بر فشار خارجی برای سرنگونی مخالفت کرده اند. از زمره این نیروها می توان از حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، اتحاد جمهوری خواهان ایران، همبستگی جمهوری خواهان ایران، طیف فعالین ملی مذهبی، فعالین نهضت آزادی و جبهه ملی ایران، حزب توده ایران، سازمان کارگران انقلابی، سازمان اتحاد فدائیان و تشکل های مشابه نام برد.

فرخ نگهدار – لندن – شنبه

۱۴ ژانویه ۲۰۲۳

۲۴ دیماه ۱۰۴۰۱

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

مانی
برگرفته از:
اخبار روز

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

افزودن دیدگاه جدید

لطفا در صورتیکه درباره مقاله‌ای نظر می‌دهید، عنوان مقاله را در اینجا تایپ کنید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.