توطئه گری جزیی بنیادین از ساختار رژیم اسلامی ایران

جهان از بدو تولدش بر یک سری تغییر و تحولات علمی و دقیق بنیان نهاده شده و قدرتها حتی لحظه یی نیز از متصور شدن این تغییر و تحولات بنیادی نمی توانند غافل باشند. جامعه ی بشری همسو با این تغییر و تحولاتی که در جای جای گوی زمین به وقوع می پیوندد, گام در راه متساعد نمودن حیاتش نموده و گهگدار قدرت طلبی و منافع فردی و ایدیولوژیک عرصه ی تفکر آزادانه, بدون خشونت و خوشایند را به گونه یی بر انسانها سلب می کند که به هر عمل قباحت بار و چندش آوری وادار شده

جهان از بدو تولدش بر یک سری تغییر و تحولات علمی و دقیق بنیان نهاده شده و قدرتها حتی لحظه یی نیز از متصور شدن این تغییر و تحولات بنیادی نمی توانند غافل باشند. جامعه ی بشری همسو با این تغییر و تحولاتی که در جای جای گوی زمین به وقوع می پیوندد, گام در راه متساعد نمودن حیاتش نموده و گهگدار قدرت طلبی و منافع فردی و ایدیولوژیک عرصه ی تفکر آزادانه, بدون خشونت و خوشایند را به گونه یی بر انسانها سلب می کند که به هر عمل قباحت بار و چندش آوری وادار شده و توطئه گری یکی از تدابیریست که همیشه و هم اکنون در نبض این تغییر و تحولات در جنب و جوش بوده است.
در مقابل این توطئه و دسیسه گری ها یک تئوری یا توهمی برای برملا کردن و افشاگری در مورد این تلاشهای مخوف و مخفیانه پا به عرصه رقابت نهاد, که به عنوان تئوری توطئه شناخته می شود. "تئوری توطئه" همه بدبختی های جهان را نتيجه ی اعمال قدرتهای خرابكار، پنهانی و مخفی ميداند. اين تئوری طوری بيان ميكند كه گويا گروهی كوچك و بعضا نخبه تمام امكانات سياسی، مالی، نظامی، روانی و علمی را برای رسيدن به هدف بكار ميگيرد. 
با نگاهی گذرا به 30 سال و اندی چگونگی زمامداری رژیم جمهوری اسلامی بر ایران, شفاف و صریح درمی یابیم که بنیه و اساس این رژیم بر ترور و تخریب و توطئه هم در عرصه ی کشمکش های داخلی و هم بر علیه دشمنی با دیگران, مهندسی و بنا شده است. بدینسان جمهوری اسلامی را می توان به عنوان یکی از روندهای سیاسی معرفی کرد که همیشه در تکاپوی طراحی و پلان ریزی برای توطئه گری در اعمال و کنشهای خود در تمامی زمینه های ملی و بین الملی می باشد. اگر همین مضحکه انتخابات مرحله یازدهم ریاست جمهوری رژیم را محور اصلی مباحثمان مدنظر بگریم به این نتیجه می رسیم که, این رژیم چگونه پا در رکاب چرخ دسیسه گری و توطئه گری حتی علیه مهره های داخلی خویش نیز می نهد. 
با یک نگاه و برگشت به دوران مرگ خمینی درمی یابیم که علی اکبر هاشمی رفسنجانی با بیان کردن یک سری حقایق و دلایل خاص در مورد روابط خود و خمینی توانست مجلس خبرگان را متقاعد کند که علی خامنه یی برای جانشینی خمینی انسانی متناسب و لایق است و می تواند رژیم جمهوری اسلامی را با پشت بستن به ایده و مرامی که خمینی نیز در آن زمینه می کوشید, سکانداری کند. اما با گذشت بیش از 20 سال از این رویداد و ضمن تاکید و تلاش هاشمی برای بقای خامنه یی در قدرت, این روزها خامنه یی بدون اینکه حتی برای لحظه یی نیز آن دوران را در ذهن خود مرور کند, از رد صلاحیت رفسنجانی برای مشارکت در بنام انتخابات ریاست جمهوری پشتیبانی کرده و با این برخود سعی در کنترل وضعیت, بیرون راندن اصلاح طلبان از رقابت های انتخاباتی و همچنین انتصاب ملایم ترین گزینه ها برای پیشگیری از تنشهای انتخاباتی کرده است.
این گونه برخورد مهندسی شده برای تایید صلاحیت و حذف مهره های داخلی در رژیم جمهوری اسلامی که تنها به بهانه ی حفظ تمامیت نظام صورت می گیرد خود یک دسیسه گری در عرصه ی رقابتهای درون حکومتی می باشد که این نوع توطئه فجیع ترین و قبیح ترین نوع توطئه گری محسوب می شود. اما این گونه برخوردها در رژیمی دیکتاتور و توتالیتر همچون جمهوری اسلامی امری عادی و همیشگی بوده و همچنین ترور و به قتل رساندن رهبران و اعضای احزاب و سازمانهای مخالف رژیم در قالب جنایات مقدس و همچنین ترورهای زنجیره ای و تصویه حسابهای داخلی رژیم و به بند کشاندن بعضی از ملاها و روحانیون دگراندیش داخلی و ترد کردنشان, همه و همه در چهارچوب دسیسه گری و توطئه چینی جای می گیرد و اگر امروزه جمهوری اسلامی در اوج بی شرمی حتی علیه مهره های داخلی و از اصلی ترین و سرسپرده ترین افراد خود را با عملکردی مغرضانه به حاشیه می رآند, امری بدهی و متداوم این نظام بوده و تا زمان بقا و ماندگاریش به این گونه برخوردها ادامه خواهد داد و مشروعیت و ادامه حیات خود را از چونین کردارهای منفور کسب می کند و در این راه از چیدمان دسیسه حتی علیه کسانی که در خلق کردن جنایات مخوف این رژیم دست چربی در یه کاسه داشتند, پرهیز نمی کند و بقای خود را در بحران سازی خارجی و تشکیل و تقویت گروهها و سازمانهای تروریستی و سودگار د عرصه های بین اللملی و همچنین خفه کردن نطفه ی اعتراضات داخلی می بیند و برای توانسازی این سیاستهای شکست خورده سرمایه های هنگفتی را صرف می کند و هر کس حتی از نور چشمیهایشان, اگر کمی از اصل ولایت فقیه و دیدگاه رهبر رژیم پا فراتر نهد, مورد غضب این توطئه گریها قرار می گیرد و بعنوان یک مهره ی سوخته, از گردونه سیستم جنایت پیشه اسلامی خارج می شود.
نهایتا باید گفت که رژیم اسلامی ایران همیشه بر این امر تاکید می ورزد که در کنار دیپلماسی جهانی و تعاملات داخلی, دسیسه گری و توطئه چینی نیز باید گزینه یی روی میز و دم دست باشد و هر وقت می خواهد عکس العملی در زمینه یی از خود بروز دهد, نقاب توطئه گری به صورت می زند و پلان هایش را مهندسی شده پیش می برد و این همان واقعیتیست که حکومتهای همچون جمهوری اسلامی که بر این اصل تاسیس شده اند, در هر زمان ممکن بساط توطئه گری خود را پهن کرده و حتی فرزندان نابخرد خود را که روزگاری از برجسته ترین مهره ها و خلف ترین فرزندانشان (همچون رفسنجانی و مابقی اصلاح طلبان) بودند, از چریدن بر این سفره محروم می کنند. پس نباید انتظار داشت که از این دسیسه گریها و دودره بازیها در مقابل مخالفان بنیادی شان پرهیز کنند و این گفته با ارجاع به مستندات تروریستی رژیم در چند دهه گذشته, کاملا صادق و آشکار است و تلاش برای اینکه به گونه یی دمکراتیک و دیپلماتیک برای حل مشکلات با این رژیم وارد مذاکره ومدارا شدن, اندیشه یی بس پوچ و پوشالیست.

( فیروز مامویی ـ تلویزیون آسو)

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.