آسیب‌شناسی همایش

اغلب شاهد برپائی همایش گردهمایی و یا کنفرانس و سیمینارهایی از طرف اپوزیسیون ایرانی در کشورهای مختلف هستیم. سالانه چندین بار از طریق رسانه‌های حزبی یا مستقل ایرانی شاهد گزارشهایی از برگزاری گردهمایی ایرانیان خارج از کشور از طیفهای مختلف فکری سیاسی در خصوص آینده ایران و وضعیت کنونی آن هستیم. من خودم بعنوان کسی که در چندین همایش و گردهمایی ایرانیان شرکت نموده و تا حدودی آشنا با سازوکار این همایشها هستم، بنظرم آمد که باب گفتگویی را در این خصوص با خوانندگان گرامی و علاقه‌مندان به این مبحث گشوده...

 از دید من اشکالات این همایشها را از چند جهت میتوان مورد بررسی قرارداد که در زیر به هر یک از آنان اشاره خواهد شد:

 نقص در هدف: مهمترین و شاید محرزترین نقص این همایشها نبود هدف روشن و مشخصی از برپایی آن است. خود من تابحال برایم روشن نشده که هدف برخی از مخالفان رژیم جمهوری اسلامی از برگزاری چنین همایشهایی در کشورهای مختلف چی بوده و خواهد بود. اگر مخالفان رژیم بعداز سپری‌شدن سی سال از عمر این رژیم در تغییر آن ناموفق بوده و هیچ کدام از احزاب و سازمانهای مخالف رژیم نتوانسته به یک نیروی آلترناتیو قوی و یکه‌تاز میدان علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل گردد، جا دارد که بر اساس مکانیسم دیگری و متفاوت از روشهای امتحان‌شده‌ و شکست خورده به برپایی همایشها و گردهمائیها پرداخت. بر این گمانم که اغلب این همایشها یا فاقد هدف مشخص و روشن بوده و یا دارای هدفی غیرواقعی و نامناسب با ترکیب اپوزیسیون ایرانی بوده و یا اینکه هدف خودرا بعداز مدتی به راحتی در اثر سهل‌انگاری و برنامه‌های حاشیه‌ای مجریان اینگونه همایشها بدست فراموشی سپرده‌است.

 نقص در متد: با مرور سازوکار گردهمائیها و متد راهبردی آن نواقص کار بطور برجسته به چشم می‌خورد. یکی دیگر از مشکلات این گردهمائیها ترکیب شرکت کنندگان در آن است. با این توضیح که در این همایشها هم افراد (شخصیت حقیقی) و هم احزاب و سازمانها(شخصیت حقوقی) شرکت کرده و دارای حق رای برابر نیز محسوب میشوند. به تعبیری دیگر یک حزب با تمام اعضاء خود بلحاظ وقت سخنرانی و حق رای و نظر برابر با یک شخص مستقل محسوب میشود . که این خودبخود یک نقص متدودیک است. این بیان به این معنی نیست که از نظر نگارنده اشخاص حق رای ندارند، بلکه جمع نظر یا برابر انگاشتن رای چند صد یا چند هزار شخص که در یک هویت حقوقی بنام حزب، سازمان و یا جنبش فعال هستند با رای منفرد یک شخص در اساس دمکراتیک نیست. به همین جهت به باور من بهتر بود که گردهمایی اپوزیسیون احزاب، سازمانها و شخصیتهای حقوقی مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران را دربربگیرد و از تجمع افراد و تبادل نظر و بحثهای مطرح شده از طرف آنان میتوان تحت عنوان سیمینار یا کنفرانس کارشناسانه بهره‌برد.

 نقص درترکیب: یکی دیگر از اشکالات کار گردهمائیها، ترکیب شرکت کنندگان آن میباشد. با نگاهی اجمالی به این همایشها ما شاهد اختلاطی از حضور اپوزیسیون و افراد مستقل از طیفهای مختلف و گاها در تضاد با هم هستیم. در واقع خود این ناهمگنی همایشها بزرگترین مانع پیشروی در کار و پروسه‌ی کار همایش است. در اینگونه گردهمائیها جریانها، احزاب و اشخاص با مشی سیاسی گوناگون در خصوص آینده ایران اغلب به جدال فکری و سیاسی میپردازند در صورتیکه هدف یافتن فصل مشترکی برای تشکیل جبهه‌ی واحد مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران بعنوان مخالف واحد همگی است. ولی در اینجا یک سوال بنیادی مطرح است و آن اینکه آیا اساسا میشود بین یک معتقد به فدرالیسم یا ایده عدم تمرکز برای قدرت و دیگری که معتقد به نظام پادشاهی و مرکزگرایی است فصل مشترکی پیدا نمود؟ نتایج تمامی این همایشها و گردهمائیها نشان آشکاری از یک ناکامی پررنگ برای یافتن چنین فصل مشترکی است.

 نقص در ادعا: یکی دیگر از نواقص کار اپوزیسیون به ادعای آنان درخصوص حوزه فعالیت، مشروعیت و پایگاه مردمی آنان در داخل ایران برمیگردد. تقریبا تمامی احزاب متعلق به ملیتهای ایران بدور از این نقص هستند. آنان ادعای سراسری بودن و یا مبارزه در سراسر ایران را ندارند. ولی بسیاری از احزاب تازه شکل گرفته در تبعید و یا حتی آنانی که سابقه‌ی چند دهه فعالیت را دارند، با نگاهی بر دامنه‌ و جغرافیای مبارزه آنان به خوبی مشخص میشود که اکثر آنان در حول حوش پایتخت و مناطق فارس زبان مشغول به فعالیت هستند. در اینجاست که این پرسش به پیش می‌آید که حزب یا سازمانی که در کردستان، بلوچستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، مناطق عرب و لرنشین فاقد پایگاه مردمی بوده و اصولا باورهای فکری آنان در این مناطق از ایران جایگاهی ندارد، چگونه است که خود را حزب و یا سازمانی سراسری میدانند؟ به تعبیری دیگر یک حزب سراسری که فاقد برنامه‌ی مشخصی برای ملیتهای ایران بوده و اساسا سازمانی مرکزگرا و طرفدار تمرکز قوا در پایتخت بوده و منکر وجود تنوعات اتنیکی در ایران است، چگونه میتوان بر این ادعا(سراسری بودن) مهر تائید نهاد؟ تشکلی تمامیتخواه و پان ایرانیست که نه تنها هیچ برنامه‌ مشخصی برای مناطقی چون کردستان، آذربایجان و غیره نداشته، بلکه با هرگونه حق و حقوق ملی برای ملیتهای ایرانی سر جنگ و دشمنی داشته، چگونه میتوان ادعای سراسری بودن آنرا باور کرد؟ بطور کلی حزب یا سازمانیکه که در مناطق اتنیکی ایران‌زمین هیچگونه پایگاه مردمی نداشته و از یک طرف وی بیگانه با بنیانهای فکری، نیاز و درخواستهای سیاسی‌ مردمان این منطقه و از طرف دیگر مردمان این مناطق نیز در بیگانگی و عدم شناخت کامل با برنامه و اساسنامه و خطوط سیاسی این حزب یا سازمان بسر‌میبرند، آیا ادعای سراسری بودنش میتواند چیزی غیراز یک بلوف سیاسی باشد؟

 پیشنهاد: با این اوصاف به باور من ادامه این نوع همایشها چیزی بیش از تجدید دیدارهای دوستانه و صرف وقت و انرژی بحثهای فرسایشی نیست. جهت به جلو راندن کاروبار همایشها و اهداف برپایی آن به باور من بهتر است که در هر چهار جنبه‌ی یادشده در بالا تجدیدنظر شده و با درانداختن طرحی نو فکری به حال نابسامان اپوزیسیون ایرانی کرد. در همین راستا به نظر نگارنده در هر دو زمینه‌ی متد و ترکیب بازخوانی‌ای اساسی انجام گیرد. به باور من هیچ لزومی ندارد که در این وضعیت بحرانی که مردمان تحت ستم ایران در آن قرارگرفته‌اند و همچنین باتوجه وضعیت ایران در سطح منطقه و بین‌اللمل به فکر همیاری و دوستی ستراتیژیک یک حزب یا سازمان پان‌ایرانیست و سلطنت طلب با یک سازمان یا حزبی فدرال خواه و خوهان سیستم نامتمرکز بود. بیشترین وقت همایشها هم صرف جدل ما بین این دو طیف شده‌است. به باور من به اندازه کافی نیروی آزادیخواه و معتقد به سیستم غیرمتمرکز برای آینده ایران که بیشتر هم شامل احزاب متعلق به ملیتهای ایرانی و احزاب چپ، دمکرات و لائیک میباشد، در صحنه هستند که با برپائی نشستهایی پی‌درپی بتوان به فصل مشترکی در کوتاهترین زمان ممکن دست‌یافت. توافق بر سر جزئیات نه‌تنها ممکن نیست بلکه ضروری هم نیست. به این ترتیب در گام نخست؛ به جای همایش درهم احزاب و اشخاص بهتر است که در دو جهت الف) کار کارشناسی و ب) سازماندهی اقدام نمود، با یان اوصاف که در یک سیمینار یا کنفرانس با شرکت اشخاص و نمایندگان احزاب بطور تخصصی به آسیب شناسیها پرداخت و در سطح احزاب و سازمانها به سازوکار سازماندهی و پلاتفورم مشترک مبارزه پرداخت. شاید که این انگیزه‌ یان محرکی باشد برای سازماندهی و به حرکت درآوردن تمامی اپوزیسیون ایرانی با گرایشها و مرامهای سیاسی مختلف و از دیگر سو تجمع انرژیهای همخوان در یک جبهه‌ی مشترک و استفاده‌ی مشخص و بهینه از پتانسیل موجود.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.