خامنه ای خودکامه از رویدادهای مصر درس بگیرد !

محمد مرسی در نخستین سخنرانی خود پس از احراز مقام ریاست جمهوری اعلام داشت که : مصر متعلق به همه مصریان و او رئیس جمهورهمه ی مصریان خواهد بود ! اما دیری نپائید که مانند خمینی و حکومتگران جمهوری اسلامی ، وعده های خود را فراموش کرد ، چند هفته پس از سوار شدن براریکه قدرت ، محمد مرسی نه بعنوان رئیس جمهور تمام مصریان بلکه درلباس رئیس جمهورگروههای اسلامگرا ظاهر شد و آرام آرام در راه تبدیل مصر به یک جمهوری اسلامی پیش رفت .

درست یکسال پیش ، زمانی که محمد مرسی با ائتلاف احزاب و گروههای اسلام گرا و در انتخاباتی که ناظران جهانی آنرا عادلانه و بدون تقلب اعلام داشتند ، به عنوان رئیس جمهور مصر انتخاب گردید ،  پیروزی محمد مرسی در آن انتخابات ، نباید این تصّورنادرست را بوجود آورد که گویا در زمان برگزاری انتخابات مصر ، اکثریت مردم آن کشور هوادار گروههای اسلامگرا بوده اند و امروز از آنان روی برگردانده اند ، چرا که پیروزی ائتلاف گروههای اسلامگرا در انتخابات مصر را در درجه اول ، میبایستی به حساب پراکندگی و عدم سازماندهی نیروهای آزادیخواه و سکولار مصر و همچنین آرای آن دسته از مردم مصر گذاشته شود که از ترس بازگشت مجدد هواداران دیکتاتورسرنگون شده ( در انتخابات ریاست جمهوری مصر، آقای احمد شفیق آخرین نخست وزیر حسنی مبارک ، تنها رقیب در مقابل ائتلاف اسلامگرایان بود) به ائتلاف اسلامگرایان و محمد مرسی رأی دادند .

حوادثی  که بعد از سرنگونی حسنی مبارک در مصر اتقاق افتاد و منجر به روی کارآمدن اخوان المسلمین در آن کشور شد شباهت زیادی  به قدرت گیری خمینی و گروههای اسلامگرا در ایران پس ازکناره گیری شاه ایران از قدرت را داشت ، بدین معنی که پس از کناره گیری و خروج شاه از ایران ، نیروهای آزادیخواه وسکولار ایران در آن زمان ، شاپور بختیار را معادل رژیم دیکتاتوری شاه  ارزیابی کردند و برای براندازی دولت او ، با نیروهای واپسگرای اسلامگرا در زیر پرچم خمینی  متحد شدند ، غافل از آنکه دشمن شماره یک آزادی و عدالت اجتماعی و استقلال واقعی که نیروهای انقلابی و سکولار و آزادیخواه در طلب آن مبارزه میکردند ، همان نیروهای واپسگرا وارتجاعی بودند که با آنان بطور غیر رسمی علیه دولت شاپور بختیار متحد شده بودند !

گروههای اسلامگرای مصرنیز پس از سرنگونی مبارک ، همان حیله و نیرنگ خمینی و گروههای اسلامگرای ایران را برای کسب قدرت در مصر بکار بستند ، یوسف القرضاوی ، مفتی اعظم سنی مذهبان جهان ، که بمراتب از مقام و مرتبه ای بلند تر از مراجع متعدد تقلید شیعیان برخوردار است ، مسلمانان مصر را به پشتیبانی از محمد مرسی در انتخابات ریاست جمهوری مصر فراخواند و رأی دادن به مرسی را وظیفه ی "شرعی و دینی" مسلمانان دانست که موجب رضایت خداوند در دنیا و آخرت خواهد شد ! روزنامه لبنانی السفیر در روزهائی که  بین محمد مرسی و رقیب او آقای احمد شفیق ، کارزار انتخاباتی در جریان  بود فتوای  یوسف القرضاوی چنین نقل کرد  :

«  هر کس دین اش را دوست دارد  و برای کسب رضای خدا و آخرت و مصلحت کشور فعالیت می کند از نظر اخلاقی و دینی و شرعی براو واجب است که احمد شفیق این عنصر بازمانده از رژیم سابق را کنار بزند و سپس تلاش کند تا کسی را برای ریاست جمهوری انتخاب کند که مصالح مسلمانان را در نظر گیرد . احمد شفیق  بواسطه کمک عناصر بازمانده از رژیم حسنی مبارک و میلیون ها دلاری که کشورهای خارجی به وی کمک کرده اند تا دوباره رژیم حسنی مبارک را در مصر بر سر کار آورند در انتخابات ریاست جمهوری مصر به دور دوم انتخابات  راه یافته است ، اما اکنون بر مردم مصر واجب است اجازه ندهند تا عناصر نظام سابق دستاوردهای انقلابشان را به یغما ببرند .»

محمد مرسی در نخستین سخنرانی خود پس از احراز مقام ریاست جمهوری اعلام داشت که : مصر متعلق به همه مصریان و او رئیس جمهورهمه ی مصریان خواهد بود ! اما  دیری نپائید که مانند خمینی و حکومتگران جمهوری اسلامی ، وعده های خود را فراموش کرد ، چند هفته پس از سوار شدن براریکه قدرت ، محمد مرسی نه بعنوان رئیس جمهور تمام مصریان بلکه درلباس رئیس جمهورگروههای اسلامگرا ظاهر شد و آرام آرام در راه  تبدیل مصر به یک جمهوری اسلامی  پیش رفت . او ابتدا با صدور بخشنامه ای ( حکم حکومتی خامنه ای را بیاد بیاورید) برای خود اختیارات ویژه و فراقانونی قائل شد ، بعد در یک فرمان غیرقانونی ، پارلمانی که اکثریت اعضای آنرا اسلامگریان تشکیل میدادند مأمور نگارش قانون اساسی جدید مصر، براساس مبانی شرع و اسلام نمود ، قانونی که در آن بوضوح  حقوق زنان و اقلیت های مذهبی و دگراندیشان پایمال شده بود تا با شرع و قوانین اسلامی مطابقت پیدا کند ، محمد مرسی سپس در یک اقدام غیرقانونی دیگرو برای تسلط بر قوه قضائیه ، دادستان کل مصر را با صدور فرمانی برکنار و یکی از هواداران اسلامگرای خود را به آن سمت گماشت . ازتمام  اقدامات غیر قانونی وشرم آور محمد مرسی  در طی یکسال زمامداری اش ، آزاد ساختن دهها تن از اعضا و هوادران گروهی موسوم به "جماعت اسلامی" از زندان و سپردن مشاغل دولتی و از جمله استانداری و فرمانداری به این آدمکشان تروریست بوده است که این اقدام موجب خشم و تنفربیشتر مردم مصر از او گردید ، درمعرفی این گروه بنیاد گرا و تروریست بد نیست بدانید که گروه "جماعت اسلامی" ، مسئولیت ترور انورسادات و دهها جهانگرد خارجی که برای بازدید از آثار باستانی مصر به این کشور سفر کرده بودند را برعهده گرفته است ، خالد اسلامبولی  قاتل انورسادات که جمهوری اسلامی ایران ، و ازجمله خمینی و رفسنجانی ، خامنه ای و سایر رهبران جمهوری اسلامی ، از او به عنوان قهرمان تجلیل نموده و خیابانی هم در تهران بنام او نامگذاری کرده اند ، یکی از رهبران گروه بنیادگرای "جماعت اسلامی" بود که این شخص  در جریان ترور انور سادات توسط محافظان رئیس جمهور اسبق مصر کشته شد . ناگفته نماند که یکی از موانع عادی شدن روابط دیپلماتیک ایران و مصر در سالهای گذشته ، پشتبانی مالی و تسلیحاتی بیت رهبری خمینی و خامنه ای از گروههای تروریستی  و بنیادگرای مصر بوده است .

همچنین برای اینکه بیشتر با افکار و عقاید قرون وسطائی و ضدبشری گروه بنیادگرای "جماعت اسلامی" که یکی از گروههای هم پیمان و متحد با اخوان المسلمین مصر و محمد مرسی میباشد آشنا شوید بد نیست بدانید که این گروه بنیادگرا شدیداً  با آثار باستانی  و جاذبه های جهانگردی درمصر مخالف است و اقدام به ترور خارجیان و ایجاد رعب و وحشت برای جلوگیری از مسافرت جهانگردان به مصر از آنجا ناشی میگردد که  این گروه اسلامی معتقد است که ورود خارجی ها به مصر، فرهنگ اسلامی مردم مصر را در معرض خطر قرار میدهد ! مانند گروه طالبان افغانستان که به هنگام زمامداری شان در افغانستان ، مجسمه های بودا را دراین کشور به توپ بستند و ویران ساختند ، این گروه اسلامی مصری نیز پس از سرنگونی حسنی مبارک ، قصد ویران نمودن آثار تاریخی و جاذبه های جهانگردی در مصر از جمله اهرام سه گانه را داشته اند که موفق به انجام طرح خود نمیگردند . ذکر این نکته نیز در اینجا  برای اطلاع نسل جوان ایران که به هنگام قیام 22 بهمن ماه 1357هنوز متولد نشده و یا در گاهواره بوده اند بی مناسبت نیست که بنویسم در  روزهای نخست فروپاشی رژیم سلطنتی در ایران و روی کارآمدن دارو دسته های اسلامگرا ، بولدزرهای آخوند شرور و آدمکشی بنام صادق خلخالی ، برای ویران ساختن تخت جمشید به حرکت درآمدند که اگر تدبیرو مقابله ی زنده یادان  مهدی بازرگان و آیت الله طالقانی طالقانی و نصرت الله امینی استاندار فارس با این شیخ گندیده مغز نمیبود  اینک بجز یک نام چیزی از تخت جمشید برجای نمانده بود و لابد در آنجا  امامزاده ای ساخته شده بود و یا چاه مقدسی حفر گردیده بود که منبع درآمدی برای زالوصفتان مفتخوار باشد !

و طنز تاریخ این است که مردم مصر و سایر کشورهای خاورمیانه که از خیزش های سبز و آزادیخواهانه مردم ایران برای سرنگون ساختن دیکتاتورها در کشورهای خود الهام گرفته بودند و گروههای بنیادگرای اسلامی حاصل جنبش های ضد دیکتاتوری آنان را ربوده بودند ، یکی پس از دیگری ، بنیادگریان اسلامی  را از سریر قدرت بزیر میکشند ولی مردم دل خسته ایران که 34 سال حکومت دینی آخوندهای فاسد رمق شان را گرفته است همچنان باید چشم امیدشان به این جناح و یا آن جناح حکومت اسلامی باشد و همچنان سرگردان در دایره انتخاب بین بد وبدتر! راستی علت چیست و مقصر کیست ؟ با نگاهی گذرا به آنچه که این روزها در مصر میگذرد براحتی میتوان دریافت که چرا مردم مصردر عرض دوسال توانستند دو دیکتاتور قدرتمند را بزیر بکشند ولی ما در خلال 34 سال  نتوانسته ایم ! بدون شک درنده خوئی رژیم جمهوری اسلامی میتواند به عنوان یک عامل در نظر گرفته شود اما فقدان اراده ملی برای تحقق بخشیدن به همبستگی و وحدت ملی ایرانیان در راستای نفی حکومت دینی تمامیت خواه ، و فقدان رهبران و کنشگرانی که منافع ملی مردم ایران را بر مصالح گروهی و ایدئولوژیک خود ترجیح دهند عامل مهم و تعیین کننده دیگری است که  در عدم موفقیت ایرانیان برای راه  بزیر کشیدن حکومت فاسد ولایت فقیه نقش داشته است .

در مصر بطوریکه خبرگزاری ها گزارش کرده اند ، بزرگترین تظاهرات تاریخ بشری برای بزیر کشیدن محمد مرسی و دولت اسلامی او که مانند جمهوری اسلامی ایران برای عوامفریبی ، خود را با هزار رشته به خدا و پیغمبر و مقدسات وصل نموده ،  به وقوع پیوسته است .  درحالی که تعدادی از اعضای کابینه محمد مرسی استعفا داده  و یا از مصر فرار کرده اند ، او خود هنوز در کاخ  ریاست جمهوری مانده است و ادعا میکند که با  رأی مردم  انتخاب شده است و حاضر به استعفا نیست ، و کسی نیست که به این دیکتاتور فرومایه بفهماند که او به اعتماد و رأی مردم مصر خیانت کرده است وهنگامیکه امروز 30 ملیون تظاهر کننده در خیابانهای مصر فریاد میزنند "أرحل مرسی - برو گُم شو مرسی" ، یعنی که اکثریت مردم مصر خواهان برکناری او هستند . آیا پس گرفتن رأی از دیکتاتوری که به اعتماد مردم خود خیانت کرده است و خواهان انتخابات جدید شدن ، ازاین واضح تر میتوان ابراز داشت ؟  گوئی که تمام دیکتاتورها عادت دارند  صدای انقلاب مردم ، دیر بگوششان برسد ! محمد مرسی ادعا میکند که ارتش مصر قصد کودتا علیه او دارد ولی فراموش میکند که یکسال پیش اخوان المسلمین مصر و سایر گروههای بنیادگرای اسلامی بودند که علیه آزادی و برابری مردم مصر کودتا کردند ، ائتلاف نامقدس اسلامگرایان مصر بود که در غیاب نمایندگان واقعی مردم مصر مبادرت به نگارش قانون اساسی جدید و تبعیض آمیز برای این کشور نمود . او بود که استقلال قوه قضائیه را از میان برد ، و او بود که تروریست ها و جنایتکاران از زندان آزاد و به آنان پُست و مقام بخشید .

 محمد مرسی و اسلامگریان مصر، زمانی که سرگرم اسلامی کردن مصر بودند ! در محاسبات  خود  یک چیز را در نظرنگرفتند و آن اینکه :  مردم مصر و کنشگران سیاسی و اجتماعی آن کشور ، تجربه ی ایران خمینی و خامنه ای زده  که اولین قربانی حکومت دینی در خاورمیانه است را در دست دارند و اجازه نخواهند داد که تجربه  حکومتی فاسد و تبهکاربا نام شریعت  و ادغام دین و دولت  دریکدیگر ، در کشورشان تکرار شود .

بی تردید حکومت ولایت فقیه در ایران ، وقایع مصر را  مربوط به  دنیای تسّنن تصور خواهند کرد و دل قوی خواهد داشت که دنیای تشّیع و جمهوری اسلامی ایران ،  که توسط امام زمان بیمه شده است دراین میان از گزند حوادث مصون خواهد ماند ! غارتگران آزادی و ثروت مردم ایران  نمیدانند که  آنچه را که امروز در قاهره  شاهدش هستیم  فردائی که چندان دور نیست در تهران نظاره گرش خواهیم بود که بردست و پای آزادی تا ابد نمیتوان  قفل زد ، این را حتی آقای حسن روحانی  که با کلیدی دردست آمده است فهمیده ، ولی نوچه های گردن کش وسرمست خامنه ای ، از قماش حسین شریتعمداری و گماشته های امنیتی و نظامی رهبر  که همچنان عربده کشی میکنند و چنگ و دندان به مردم ایران نشان میدهند هنوز نفهمیده اند  و بعید هم بنظرمیرسد وقایع مصر نیز به آنان کمک کند که بفهمند .

12 تیرماه 1392

3 ژوئیه 2013

 

انتشار از: