جنبش 21 آذر پیشگام دمکراسی و سنگر آزادی بود

جنبش 21 آذر در آذربایجان که از سوی توده های محروم جامعه بویژه دهقانان تهیدست حمایت می شد شباهت زیادی به جنبش های دهقانی داشته، حاکمیت را بخشی از قدرت حاکم با قوه قهریه می دانست که در خدمت بزرگ مالکان، رباخوارن و نیرو های اهریمنی دیگری قرار دارد که روزگاز را بر آنها تیره و تار کرده است، از آن رو بسرعت در صفوف فرقه دمکرات آذربایجان قرار گرفتند و برای احقاق حق خود بیرو های فدایی را سازمان دهی کردند.

 21 آذر، 62 مین سالگرد جنبش ملی و مردمی آذربایجان است، در این روز مردم آذربایجان در پی سال ها تحقیر و تبعیض بپا خواستند تا حقوق سیاسی و اجتماعی خود را بدست آورند و در راه گسترش دمکراسی در جامعه عقب مانده و دیکتاتور زده ایران تلاش ورزند. ایران کشور پهناوری است که در آن ملل، اقوام و گروه های گوناگون با ویژه گی های خود سال های طولانی در کنارهم زندگی کرده اند. جنبش های اجتماعی در ایران با پیوند و خواست مشترک این ملل و اقوام شکل گرفته، گاهی با شکست و ناکامی روبرو شده و گاهی هم به پیروزی رسیده است. اتحاد و همکاری این ملل و اقوام گوناگون در دوره های مختلف هم در حفظ تمامیت ارضی و هم در گسترش دمکراسی و خواسته های سیاسی موثر بوده، شانس پیروزی را بالا برده است. انقلاب مشروطیت در پروسه تکمیلی خود که با تلاش روشنفکران فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آذربایجان شکل گرفت و با فداکاری و از خودگذشتگی آنها تحقق یافت نمونه بارز و روشن این همکاری و همیاری است. بنابرین همبستگی همراه با احترام به تفاوت های فرهنگی و زبانی ضرورت جامعه مدرن برای رسیدن به دمکراسی و آزادی است. یکی از ویژه گی های جنبش های اجتماعی در گستره ایران، با توجه به شرایط جغرافیایی و روابط اجتماعی، عدم پیگیری، مقطعی بودن آنها است، از آن رو تجربه ها به جنبش های بعدی منتقل نشده ، پویندگان و آغازگران جنبش مجبور به تجربه خود شدند که آنهم شانس پیروزی را به شدت پایین آورده و پروسه تکمیل را طولانی کرده است. یکی دیگر از ویژه گی ها عدم پژوهش و ریشه یابی جنبش ها است. چگونگی زایش، رشد، تحول و تکامل و پایگاه اجتماعی آنهاست. مایه تأسف است که جنبش 21 آذر از سوی غیر آذربایجانیها مورد کنکاش قرار نگرفته و شکافته نشده است. کمتر پژوهشگر و فعال سیاسی یافت می شود که دور از تعصب و مسقل از داده های مراکز دو لتی در دو رژیم امروزی و گذشته ایران به مسائل ملی بپردازد و جنبش های اجتماعی ایران را در دوره معاصر بویژه دو جنبش آذربایجان و کردستان را بررسی و نقاط قوت و وضعف آنها را بیان کند. فرقه دمکرات آذربایجان در روز دوشنبه دوازدهم شهریور ماه 1324 با انتشار بیانیه 12 ماده ای خود به دوزبان فارسی و ترکی اعلام موجودیت کرد. فرقه روزنامه خود را بنام آذربایجان به مدیریت علی شبستری منتشر کرد. در دهم مهر ماه 1324 اولین کنگره خود را با شرکت نمایندگان شهر ها و روستا ها برگزار کرد و جعفر پیشه وری را به ریاست برگزید. در 21 آذر همان سال دولت خود را به ریاست پیشه وری تشکیل داد. عمر این دولت یکسال به درازا کشید و حوادث مهمی در این یکسال اتفاق افتاد. حکومت مرکزی در روز های نخست به نوعی آن را به رسمیت شناخت و با آن وارد مذاکره شد ولی با گذشت زمان حیله و نیرنگ بکار برد تا زمینه حمله را فراهم آورد و آنگونه هم عمل کرد. حکومت ملی آذربایجان که در آرزوی ساختن دنیای زیبا و آزادی برای مردم خویش بود با حمله وحشیانه و کشتار بی رحمانه به پایان رسید. تعداد زیادی از مردم بیگناه در شهر و روستا کشته و تعدادی نیز مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند. در پی آن تخلیه آذربایجان از ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آغاز شد.

جنبش 21 آذر در آذربایجان که از سوی توده های محروم جامعه بویژه دهقانان تهیدست حمایت می شد شباهت زیادی به جنبش های دهقانی داشته، حاکمیت را بخشی از قدرت حاکم با قوه قهریه می دانست که در خدمت بزرگ مالکان، رباخوارن و نیرو های اهریمنی دیگری قرار دارد که روزگاز را بر آنها تیره و تار کرده است، از آن رو بسرعت در صفوف فرقه دمکرات آذربایجان قرار گرفتند و برای احقاق حق خود بیرو های فدایی را سازمان دهی کردند. تاریخ نگاران، تحلیلگران و فعالین سیاسی از طیف های گوناگون با بر داشت ها و تفسیر های خود بگونه ای نشان می دهند که با ذات و روح جنبش همخوانی ندارد. برخی فرقه دمکرات آذربایجان را دسیسه و فتنه می نامند که با خواست استالین و باقروف صدر حزب کمونیست آذربایجان تشکیل شد تا ایران و نیرو های متفق دیگر را زیر فشار سیاسی قرار دهد و در صورت عدم دست یابی به خواسته های خود به تجزیه و الحاق آن بپردازد. یعنی بگونه ای که مردم آذربایجان هیچگونه اراده ای از خود ندارند و بازیچه دست این و آنند!!! طرفداران این بینش اسیر اوهام و تئوری های خود ساخته اند که به خواست و اراده مردم توجه و اعتمادی ندارند. آذربایجان زادگاه جنبش های مردمی در طول تاریخ سیاسی کشور است، قیام بابک خرم دین بر علیه استقرار و ساطه خلفای عرب و نظام حاکم بر ایران با پشتیبانی توده های محروم دهقانان، قیام آزادی خواهان و روشنفکران در دوره قاجار تا برپایی مشروطیت، جنبش 21 آذر، جنبش روشنفکران و گروه های چپ در طول رژیم پهلوی که اغلب ریشه در آذربایجان داشته، و فعالیت های امروزی دانشجویی، مردمی و روشنفکری آذربایجان نشانه های بارز رشد اجتماعی در این منطقه است. بنطر نمی رسد که مردم آذربایجان با این فرهنگ و سنت دیرینه، آلت دست و ابزار بیگانه باشد. از آن گذشته مقامات شوروی از هام روز های نخستین با تشکیل فرقه مخالفت می کردند و حزب توده ایران را بعنوان حزب فراگیر مورد تأیید قرار می دانند. تشکیل فرقه در درون حزب که بیشتر اعضای آن از آذربایجان بودند با ناحشنودی و عدم رضایت روبرو شه تا جاییکه برخی از اعضای کمیته مرکزی در مخالفت با پیوستن کمیته ایالتی حزب به فرقه صفوف حزب را ترک کردند. بنابرین فرقه با خواست استالین و یا بقروف تشکیل نشده بود. از سوی دیگر برخی از روشنفکران و مقامات آن دوره از جمله مصدق به ترکیب و عملکرد مجلس چهاردهم بویژه ریاست مجلس ایراد می گرفتند که با یک رأی ریاست مجلس درآخرین لحظات اعتبارنامه پیشه وری و خویی را رد کردند ، و پیشه وری با دلی آکنده از بغض و یأس به زادگاه خود آذربایجان برگشت و به تشکیل فرقه دمکرات آذربایجان همت گماشت . این گفتار نیز همه واقعیت نیست، ورود پیشه وری به مجلس خوش آیند ارتجاع و ملاکین بزرگ و سلطنت نبود، زیرا اندیشه های سیاسی پیشه وری پیش تر ها در رونامه آژیر به چاپ رسیده بود. پیشه وری در همه مقالات خود به دمکراسی، حقوق ملل، زنان، کارگران و زحمتکشان پرداخته بود. از آن گذشته پیشه وری نام آشنایی در سیاست و مبارزه بود، بیش از 10 سال از بهترین سال های زندگی خود را در زندان گذرانده بود، خواهان گسترش دمکراسی در کشور بود که سال های طولانی توسط رضا شاه تعطیل شده بود.

جنبش 21 آذر و تشکیل و سازماندهی سریع آن در آذربایجان تجلی و بازتاب خواسته های مردم آذربایجان بود که سال های طولانی در آرزوی آن بودند. عملکرد فرقه در یکسال حکومت بحدی گسترده و همه گیر بود که مخالفان هم از آن ستایش کردند، در این مدت کوتاه، توسعه اقتصادی، هنری و فرهنگی بقدری گسترده بود که چهره جامعه آذربایجان را دگرگون کرد. در مدارس و ادارات زبان مادری همراه با زبان فارسی کارآ شد، دیگر کودکی در مدرسه بعلت سخن گفتن به زبان مادری جریمه و یا تحقیر نمی شد، اصلاحات ارضی از زمین هایی شروع شد که صاحبان آنها از ترس روستاییان خشمگین پا به فرار گذاشته بودند. زنان برای اولین بار در کشور از حق انتخاب بهره مند شدند. کار های فراوان و سودمندی انجام گرفت که گاهی به افراط گرایید. جنبش از حمایت توده های مردمی برخوردار بود. در این راستا هزاران جوان شهری و روستایی به گروه های فدایی پیوسته خواستار دفاع از دستآورد های فرقه بودند. فداییان ساده دل با دست خالی، سلاح های کهنه، لباس های فرسوده و گاهی بدون پاپوش در آن زمستان سخت که در آن سال شدت سرما بیشتر هم بود برای دفاع از خواسته های خود فداکاری می کردند. این نشانگر آن است که آذربایجان خواهان تغییرات و دگرگونی در نظام اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور بود. این دگرگونی قادر به هموار کردن راه برای رشد و توسعه دمکراسی در سراسر کشوربود . از آن رو شکست فرقه در آذربایجان ضربه مهلکی به دمکراسی نوپا در کشور زد تا جاییکه ما نتیجه آن را در شرایط امروز بیشتر و بهتر می فهمیم.

در اینجا بعلل شکست و چگونگی آن نمی پردازیم ولی تأثیر روانی ورفتاری تبلیغات گسترده نظام شاهنشاهی و جمهوری اسلامی را در بین برخی هم میهنان و روشنفکران مشاهده می کنیم، برخی از روشنفکران و فعالین سیاسی و اجتماعی که خواهان دمکراسی و گسترش آن در کشور هستند، نسبت به جنبش های ملی بویژه ملل ساکن در گستره ایران بی تفاوت و گاهی مخالفند، بگونه ای که آن را شکاف در جنبش و اتحاد در مقابله با رژیم جمهوری اسلامی می دانند. و گاهی هم گسترش حقوق شهروندی را برای برون رفت از بحران مسائل ملی کافی می دانند. که این بنظر کافی نمی آید، زیرا نگاه امت گرای اسلامی از اینهم گسترده تر است، که نتوانسته مانع از هویت طلبی انسان ها و ملل ساکن در گستره ایران باشد. هنوز هم آذربایجانیها در فرصت های مختلف خواسته های حقوقی و اجتماعی خود را به زبان می آورند و به هر عملی واکنش نشان می دهند. بنابرین باید بار دیگر یاد آور شد که راه دمکراسی پایدار در ایران از شناسایی و اجرای حقوق مساوی برای همه ملل و اقوام ساکن در ایران می گذرد. تقویت قدرت در مرکز زیر هر عنوانی به دیکتاتوری و استبداد می انجامد، ما در گذشته و حال آن را تجربه کرده و با آن زندگی می کنیم. بقول روسو قدرت با قدرت مهار می شود. نمی توان همه اهرم های قدرت را در یک مرکز جمع کرد و از آن تقاضا نمود که دمکرات باشد و عادلانه عمل کند، بهترین روش، نظارت و کنترل قدرت سیاسی با نهاد ها انجمن ها و موسسات حقوقی است. خود مختاری، خود گردانی و روش های فدرالی راه مناسب و معقولی در کشور های چند ملییتی، با زبان، فرهنگ، تاریخ و سنت های گوناگون است. تجربه 21 آذر و عملکرد آن در آن مقتطع تاریخی راهگشای ما در همبستگی ملی و تمرین دمکراسی در جامعه چند ملییتی بود که باید بار دیگر مورد پژوهش قرار گیرد، پیشداوری ها برچسب زنی ها و تهمت و افترا بکناری نهاده شود و ظرفیت های اجتماعی ملل و اقوام در گسترش دمکراسی بکار رود.

تلاش در واحد سازی زبانی و ملی با توسل به قدرت و سرکوب نظامی و امنیتی مورد پذیرش و گزینش جوامع سنتی است، در این جوامع پیوند دولت و مذهب گسترده است و همبستگی ملی بر اساس این مفاهیم شکل می گیرد، در جوامع پیشرفته شباهت سازی و یگانه انگاری جامعه بر یاپه های دینی و ملی وجود ندارد، همبستگی ملی با احترام متقابل به تفاوت های فرهنگی و زبانی بر تقسیم کار، قوانین مترقی که با ابراز و بیان آزاد اراده تهیه شده باشند استوار است. در این جوامع آزادی های فردی و اجتماعی و احترام به منشور جهانی حقوق بشر بوجود می اید و تقویت می شود. بنابرین راه ورود به دنیای مدرن و پیشرفته از دمکراسی با استاندارد یکسان جهانی با اراده آزاد مردم درحق تعیین سرنوشت می گذرد، نمی توان آن را به آینده موکول کرد. یکی از ضعف های جنبش 21 آذر که رهبر آن بعد از شکست آن را با رها بر زبان راند ، این بود که نتوانست با روشنفکران، نیرو های مترقی و ملی سایر مناطق ایران رابطه برقرار کند و خواسته های بحق، عقلانی و معقول خود را با آنها در میان بگذارد. در نتیجه بتواند جبهه وسیعی از آزادی خواهان را پیرامون خود گرد آورد و دشمن را از حمله بخود منصرف سازد.

پایان سخن اینکه، 62 مین سالگرد جنبش 21 آذربا 60 مین سالگرد انتشار منشور جهانی حقوق بشر که از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسید، همزمان شده است. کشور ما از اولین کشور هایی بود که به پای این منشور مهم جهانی امضاء گذاشت ولی هرگز مواد آن را به اجراء درنیآورد. در پی انقلاب گروه های مذهبی تبلیغات وسیع و گسترده ای بر علیه منشور ها کنوانسیون ها و نهاد های بین المللی براه انداخت و خواست نهاد های موازی آنها را با نام اسلامی بوجود آورد، در این کار ناموفق شد و بار دیگر مجبور به قبول آنها شد ، در این مدت جمهوری اسلامی بیش از 54 بار در رابطه با نتض حقوق بشر محکوم شده است. نقض حقوق ملل، اقوام و اقلیت های ملی و مذهبی همچنان ادامه دارد. نظام جمهوری اسلامی، نظامی است تمامیت خواه، متمرکز که از سوی گروهی متمایز، با امتیازات فراوان که در رأس آن نیز ولایت مطلقه فقیه قرار دارد، اداره می شود . این نظام همه ابزار قدرت را از قوه قهریه( نیرو های نظامی و امنیتی) و اجراییه را در دست دارد، با قانون اساسی ویژه ایکه که با روح زمان همخوانی ندارد به آن قانونیت داده، با هر گونه تلاش که از طریق مسالمت و گفتگو و که از طرق دیگر به شدت مخالفت و مبارزه می کند و هر گونه مخالفتی را مخالفت با اسلام می خواند در نتیجه آن را سرکوب می کند و همه راه ها را به بن بست می کشاند. بنابرین تمرکز قدرت زیر هر نام و عنوانی به دیکتاتوری می انجامد. بار دیگر برای تضعیف قدرت مرکزی باید به احزاب و انجمن های محلی و ایالتی که بتوانند قدرت مرکزی را مهار کنند، اهمیت داده شود این احزاب قادرند پیشگام دمکراسی و سنگر آزادی در سرزمین کهن ما باشند. برخی از روشنفکران و فعالین سیاسی از آن بیم دارند که با قدرت گیری این احزاب تمامیت ارضی کشور بخطر می افتد، آنچه تمامیت ارضی کشور را بخطر می اندازد، عقب ماندگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است، کشور های پیرامونی بسرعت رشد می کنند، همه قوانین خود را بازنگری می کنند که بتوانند خود را با شرایط روز همسو کرده، با جهانی شدن که همه چیز را تحت الشعاع قرار می دهد، سازش لازم را بوجود آورند. پس آنچه تمامیت ارضی را بخطر می اندازد، درجا زدن، به قوانین جهان شمول بشری که با اراده بشر ساخته شده بی احترامی کردن و از قافله تمدن عقب ماندن است. تقویت احزاب و جنبش های محلی و احترام به تعیین سرنوشت ملل پایه گذار نظامی خواهد شد که در آن همبستگی ملی و داطلبانه گسترش خواهد یافت، از آن روجامعه ما نیازمند تحول بزرگی است، باد از قوانین قرون وسطایی که بازدارنده خرد عقل و اراده بشری است دوری کرد، دیگر نمی توان آینده را در گذشته جستجو کرد . هر چند تاریخ و گذشته با ما سخن می گوید ولی آینده قانون مندی خود را دارد، در این میان باز خوانی تاریخ به ما یاری خواهد رساند. بار دیگر باید به تشکیل، عملکرد، شکست و پیآمد های فرقه دمکرات آذربایجان بدون پیش داوری نظر انداخت، نکات ضعف و قوت آن را باز شناخت و در آینده از آن بهره جست. با شناخت دیروز، امروز را در می یابیم و آینده را می سازیم...   

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.