نقدی بر بیانیه اخیر راه کارگر

کج اندیشی دست اندرکاران راه کارگر از همان سطور آغازین بیانیه آشکار میشود. آنها از سازمان ملل متحد به عنوان لاشخورهایی "که خود را "جامعه جهانی" مینامند" اسم میبرند.
بیانیه راه کارگر جای سئوال بسیار دارد. آمریکاستیزی کور آن نه تنها مانع یک تحلیل درست از شرایط ایران و منطقه میشود، بلکه باعث میشود که از ترس آمریکا به طور موقت هم که شده کنار جمهوری اسلامی قرار بگیریم، همانگونه که در آغاز انقلاب بسیاری از نیروهای چپ بدلیل آمریکاستیزی جمهوری اسلامی در کنار آن قرار گرفتند.

  

بیانیه اخیر سازمان راه کارگر درباره قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد تحت عنوان "نگذاریم ایران به عراق دیگری تبدیل شود" که در سایت اخبار روز منتشر شده است، بار دیگر نشان میدهد که بخش بزرگی از نیروهای چپ ایرانی همچنان دچار تعصبات ایدئولوژیک هستند و قادر به ارائه تحلیلی درست از شرایط ایران و جهان نیستند، و به همین دلیل در گزینش سیاستهای خویش به کجراهه میروند.

 کج اندیشی دست اندرکاران راه کارگر از همان سطور آغازین بیانیه آشکار میشود. آنها از سازمان ملل متحد به عنوان لاشخورهایی «که خود را "جامعه جهانی" مینامند» اسم میبرند. سازمان ملل که بر اساس دوستی و نزدیکی ملل جهان بنا گذاشته شده و هدف اصلی اش تامین صلح و امنیت در جهان است، طبق تحلیل راه کارگر در جبهه دشمنان قرار میگیرد. طبق این تحلیل کشورهای اروپایی نیز که پیشرفته ترین دمکراسی ها در آنها حاکم است و خواهان گسترش نظم دمکراتیک و ارزشهایی چون رعایت حقوق بشر در سراسر دنیا هستند، در طیف "لاشخوران" قرار میگیرند.

 در این بیانیه آمریکا و جمهوری اسلامی در یک صف قرار گرفته اند و از هر دو به عنوان دشمنان اصلی آزادی در ایران نام برده شده است. اولا اینکه آمریکا را کنار جمهوری اسلامی قرار دهیم به دور از انصاف است. هر چه باشد در آمریکا دمکراسی حاکم است، هر چند که دمکراسی آن در حد دمکراسی کشورهای اروپای غربی نیست. اعضا و فعالین نیروهای چپ آزادانه در آمریکا زندگی و فعالیت میکنند و منتقدین سیاستهای دولت آمریکا آزاد هستند. اکثر اطلاعاتی که ما از نقض حقوق بشر توسط دولت آمریکا بدست میاوریم، توسط منتقدین دولت آمریکا علنا و بدور از ترس و وحشت به دست افکار عمومی جهان میرسد. در صورتی که ما در ایران با یک نظام وحشی روبرو هستیم که انسانها را بخاطر مسائلی بسیار پیش پا افتاده میکشند، سنگسار و قصاص میکنند، سر میبرند و به آنها تجاوز میکنند. مقایسه چنین نظامی با نظام آمریکا نادیده گرفتن واقعیات است. دوما فکر میکنم این سوال برای خیلی ها مطرح است که چرا آمریکا باید از استقرار یک دولت دمکراتیک در ایران ممانعت به عمل آورد. یک نظام دمکراتیک در ایران که البته بر پایه اقتصاد بازار بنا گذاشته شده باشد چگونه منافع آمریکا را به خطر می اندازد؟ البته اگر فکر کنیم که در ایران یک گرایش قوی به ایجاد نظامی سوسیالیستی در میان مردم وجود داشته باشد، آنگاه میتوانیم بگوییم که آمریکا با این جنبش دشمنی دارد، چون بر همگان آشکار است که کشورهای غربی با استقرار نظامهای سوسیالیستی مخالفت جدی دارند. ولی در حال حاضر طرفداران چنین گرایشی در ایران در اقلیت مطلق به سر میبرند. البته اینجا باید بگویم که من خودم با ایده های سوسیالیستی موافق هستم، ولی مخالف استقرار یک نظام سوسیالیستی در ایران هستم. تجربه هفتاد سال سوسیالیسم در جهان نشان داد که ایجاد یک نظام سوسیالیستی که با دمکراسی و حقوق بشر همخوانی داشته باشد، تنها وقتی ممکن است که ایده های سوسیالیستی در جامعه جا افتاده باشد و یک فرهنگ سوسیالیستی در جامعه شکل گرفته باشد. به نظر من این یک پروسه طولانی ست که آرام آرام شکل میگیرد و از طریق رفرم در نظام سرمایه داری ممکن میشود.

 آمریکاستیزی کور راه کارگر تا بدانجا پیش میرود که مینویسند: "البته این ساده لوحی را نباید داشته باشیم که بحران کنونی با عقب نشینی جمهوری اسلامی در مساله هسته ای پایان یابد. حقیقت این است که این بحران بیش از هر چیز محصول سیاست سلطه گرانه امپریالیسم آمریکا در منطقه ما و در قبال کشور ماست." در اینجا بحرانهایی که نظام جمهوری اسلامی در منطقه بوجود آورده است و میاورد نادیده گرفته شده و تقصیر اصلی به گردن آمریکا انداخته میشود. تروریسم دولتی جمهوری اسلامی، حمایت از جریانات تروریستی در لبنان و فلسطین و عراق سایر کشورها، اعلان جنگ به اسراییل و اعلام اینکه اسراییل باید به کل از نقشه دنیا حذف شود، همه اینها که نقش بسزایی در شکل گیری این بحران داشته، نادیده گرفته میشود. طبق این بیانیه آمریکا فقط بدنبال بهانه است و جمهوری اسلامی در تدارک ساختن سلاحهای هسته ای نیست. می نویسند: "حقیقت این است که بازرسان آژانس بین المللی انرژی هسته ای هنوز مدرکی پیدا نکرده اند که نشان دهنده نقض مقررات ان پی تی باشد. و جمهوری اسلامی هم چنان بر تعهداتش در قبال آژانس پایبندی نشان میدهد." اگر اینگونه است که جمهوری اسلامی بدنبال ساخت سلاحهای هسته ای نیست، پس چرا سالها مخفیانه به فعالیت هسته ای مشغول بودند و نمیگذاشتند از مراکز هسته ای شان بازرسی به عمل آید؟!

 بیانیه راه کارگر جای سئوال بسیار دارد. آمریکاستیزی کور آن نه تنها مانع یک تحلیل درست از شرایط ایران و منطقه میشود، بلکه باعث میشود که از ترس آمریکا به طور موقت هم که شده کنار جمهوری اسلامی قرار بگیریم، همانگونه که در آغاز انقلاب بسیاری از نیروهای چپ بدلیل آمریکاستیزی جمهوری اسلامی در کنار آن قرار گرفتند. این بیانیه آمریکا را عامل اصلی بحرانهای منطقه معرفی میکند و بدینگونه از جمهوری اسلامی یک مظلوم میسازد. جا داشت که دست اندرکاران راه کارگر بیشتر جمهوری اسلامی را زیر ضرب میگرفتند و نقش آن را در بحران کنونی آشکار میکردند.

انتشار از: