تفاوت دو حیوان ...!

از خرزبون بسته،حدالاقل بخشی از روستائیان عزیز کشورمان، مثلأ: برای شخم زدن زمین و یا حمل و نقل وسواری استفاده می کنند، ولی در وصفشیراین حیوان درنده همین بس که مانند این آخوندهای بی اصل نسب، جز پاره و پوره کردن آدمها و خوردن آنها کار دیگری از دستش بر نمی آید . حتی آفتابه را نمی توان با این جنایتکاران رژیم جهل و نکبت ، مقایسه کرد ، چرا که بالاخره آفتابه برخلاف سران حکومت جمهوری اسلامی درمواقعی خدمتگذار مردم است و کسی نمی تواند مُنکر این قضیه باشد.

این بارنمی خواهم در باره حوادثی که هرروزه درجهان نابرابربه خصوص ایران،رُخ میدهد مطلبی و یا طنزی بنویسم! تعحب کردید!؟

پس در باره چی می خواهم بنویسم !؟

 باور کنید نوشته های خودم باعث شد چندخط، هرچند کوتاه ولی مفید! (حدالقل برای یادآوری خودم ) بنویسم! که بد نیست شما هم در جریان آن قرار بگیرید!

 واقعیت این است وقتی فردی دست به قلم می برد و سپس، نوشته اش را برای درج در سایت ها و یا وبلاگ ها و ... ارسال می کند، بعد، حواسش، مُتمرکز به سرنوشت نوشته اش می شود! چرا که صِرف، فقط نوشتن نیست!

این نوشته ها اگر هیچ تأثیری برروی خواننده نگذارد (به خصوص اگر شخصییت ادبی، هنری و ... هم نباشی که دیگه هیچ! ) ولی حدالاقل برای افرادی مانندمن، که گه گاه مطلبی می نویسم ! دارای بار بسیار مُثبتی بود که ، باعث شناخت و درکی بهتر، از پیرامون خود، و صد البته همراه با تجربه، شود .

 برای روشن شدن موضوع، بقول معروف، دروغ چرا، تا قبر آ آ آ، این شیر،خر و آفتابه، بله درست خوندید، این دو حیوان + آفتابه، در نوشتن این موضوع تأتیر داشتند!

 وقتی نفرت خود را درباره جنگ می نویسم که: درجهانی زندگی می کنیم که از اثرات جنگ،حتی حیوانات هم در امان نمی مانند،برای نمونه "خرها" هم می دانند که جنگ آفتی است خانه مان سوز، چه رسد به مقام انسان ...

یا می نویسم: وقتی جهان شیر تو شیر است ... یا خیلی خر تو خر است ... و یا از "آفتابه" نام می برم ...

 برخورد برخی، به خصوص آنهایی که سایت و یا وبلاگی و ... دارند به این نوع جملات (منظور درج کردن و یا نکردن آن در سایت هایشان است) جالب است !

از امیل های رسیده ! تعدادی هم نوشتند: بی ادب و ... چرا از خر و آفتابه و ... در نوشته ات استفاده می کنی!؟ حیرت انگیز کسی ایرادی به نوشتن " شیر" نگرفت!!!

 دوستان! مگر شیر و خر هر دو حیوان نیستند !؟

 حال وجدانأ کلاه خود را قاضی کنید!(این طنز هم نیست)ببینید در مقایسه، کدام از این دو حیوان بدرد جامعه ما می خورد!؟

 از "خر"زبون بسته،حدالاقل بخشی از روستائیان عزیز کشورمان، مثلأ: برای شخم زدن زمین و یا حمل و نقل وسواری استفاده می کنند، ولی در وصف"شیر"این حیوان درنده همین بس که مانند این آخوندهای بی اصل نسب، جز پاره و پوره کردن آدمها و خوردن آنها کار دیگری از دستش بر نمی آید .

 حتی آفتابه را نمی توان با این جنایتکاران رژیم جهل و نکبت ، مقایسه کرد ، چرا که بالاخره آفتابه برخلاف سران حکومت جمهوری اسلامی درمواقعی خدمتگذار مردم است و کسی نمی تواند مُنکر این قضیه باشد.

برای اینکه به عُمق قضایا پی ببرید کافی است آفتابه را با احمدی نژاد مقایسه کنید! واقعأ کدامین یک، خدمتگذار مردم ما بوده است ؟؟؟

 در حقیقت اگر اعتراضی هم است بایدبه آوردن نام"شیر"(حیوان درنده) درنوشته باشد نه به "خر" (حیوان زحمت کش زبون بسته) و یا "آفتابه" (خدمتگزار مردم ) .

 باور کنید اگرآفتابه وخر زبان داشت به جُرم اتهام و مقایسه شان با این رژیم خونخوار، از دست من به دادگاه لاهه شکایت می بُردند !

 داستان به همین جا ختم نمی شود!بطور مثال،در نوشته ای از آمریکا به عنوان چپاولگر و چاپیدن سرمایه های مردمی در جهان یاد می کنم، با کمال تعجب، آن سایتی هایی که به هواداری از آمریکا و یا ...معروف شده اند، نوشته را چاپ می کنند!

ولی در سایت های .... درج نمی شود! خوب آدم شاخ در نیاورد!

 در نوشته ای دیگر از اصلاح طلبان دوم خردادی، مردادی، خاتمی مکار و کروبی غُربتی و رسمأ جانی، میر حسین چُرنی و .... نام بُرده می شود، با کمال تعجب می بینی در سایت هایی درج شده اند! که دیگه از شاخ در آوردن گذشته است!

ولی در سایت های ... چاپ نمی شود! بعد بگوئید جهان عوض نشده است!

 از گفتن و یا نوشتن واقعیت ها و یا همان خطوط قرمز ... دیگه نگو و نپُرس! مثلأ نمی دانم، این چندجمله زیر واقعیت نداشت!؟ آیا در بهمن 57 اتفاق نیافتاد!؟:

 چپ که می گفت کمونیست بی دین است !

و دین، افیون است .

اگر بود خمینی جزو مذهبیون ؟

پس چرا سکوت شد مابین لامذهبیون !؟

هورای مرگ بر شاه، بر پا بود !

مرگ بر امام، گناه بود!

 البته شاید هم، آن مقاله در آن سایت ها ...، که چاپ نشد و یا به دل بعضی ها نه نشست نه به خاطر واقعیتی است که گفته شد! بلکه بخاطر وزن و قیافه ... ببخشید قافیه اش بود که به هم نمی خورد !!! که البته حق با آنهاست!

 پس من از این انشاء نتیجه می گیرم، باید طوری بنویسم که کلمات به هم به خورند، یعنی به نوشتم هارمونی بدهم که خوشکل و قشنگ بشه!

 شاید کسانی هم می گویند "اینا چی می نویسه"!؟ غلط تعلیمات دینی هم که داره! پس نتیجه دیگر اینکه: نوشته های من، هرگز جایزه نوبل، حتی اُسکار را هم، نصیبم نمی کند!

 نتیجه ای دیگر از این انشاء: "خر و آفتابه بسیار مفید هستند و مرگ بر شیر" .

نتیجه کُلی اینکه، واقعأ جهان، خر تو ... ببخشید، شیر تو شیر شده است، مثل اینکه همه چیز تغییر کرده است،معلوم نیست کی کجا ایستاده! وجایگاه ها هم قاطی پاتی شده است .

 در خاتمه جا دارد از دوستان و رفقا و مسئولین سایت ها، وبلاگ ها و ... به خصوص آنهایی که از نظر فکری و ... با من مخالف اند ولی چون به اصل آزادی بیان در معنای واقعی آن پابندند و نوشته هایم را درج می کنند، سپاسی فراوان، داشته باشم.

همچنین آندسته از کسانی که اکثر آنها را هم نمی شناسم، ولی با امیل خودمرا مورد لطف و محبت و تشویق و یا بر عکس ... قرار می دهند، تشکر کنم .

 زنده باد آزادی بیان !

17 آپریل - استکهلم

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.