فرهنگ و هنر


باور کردنی نیست در این روز ها تا پلک روی پلک می گزارم خواب می بینم و بعضی مواقع هم چیزی بین خواب وبیداری. تمامش تقصیر این دو کبوتری است که دیگر صدای بغ بغویشان ، گاه بخوابم می برد و گاه بیدارم می

ساعت چهاربعد از ظهر است. باید قرصم را بخورم. دنبال خرید یک بطری آبم. گوشه پیاده رو کنار ایستگاه اتوبوس بساط کوچکی است. یک میز با روکشی پلاستیکی، دوعدد فلاسک چای، طشت بزرگ ترشی هویج و کلم همراه با چاشنی های تند و یک بسته بزرگ پیچیده شده در چندین پتو. آفتاب ملایمی بر این بساط کوچک افتاده است. هویج های رنده شده زیر نور روشن آن برق می زنند. زنی پشت بساط

ای نوروز : فریبرز رئیس دانا

اگر این بهار
باز خجسته از پس الوند
روی به سوی وطن آرد،
اگر آن پاره ‏ابر سیاه، برق زند ناگه
قهقهه‌ی مستانه سر آرد
و زار زار ز شوق، گریه ببارد
کبک دَری را به سبزه‌های سبز غزل
و آهوی زرد را به بیشه بخواند،
اگر بنفشه از کناره‌ی جوباره‌ها
پیام به پونه‌ها برساند
و نازِ تابِ شکوفه‌های گلابی
به کوچه، عطر ببیزد،
اگر لاله‌ی سرکش، به صحرا بماند
و بادِ در گذر را، مدیحه‌گوی‏ قمریکان کوچه بسازد
وین بادِ مشک بیز
واماندگان زمهریری این دیار را به هوش بیارد،
........
انتشار از: 
اگر بادمجان به هواپیمای اوکراینی می‌زدند دستگیر می‌شدند
با اینکه همه جا تعطیل بود، شمع روزنامه‌نگاری اینجانبه باعث شد که از لای حکومت نظامی خود را به دفتر سردار شورالاسلام برسانم. سردار در حالیکه اسپری خوش‌بو کننده در دست داشته، بطور زایدالوصفی از پشت میز خود جست‌و‌خیز کر
فرا رسیدنِ عیدِ نوروزِسالِ (1399= مارس 2020 ) را بهمۀ هموطنانِ ایرانی، وتمام کسانی که درسراسرِ دنیا آن را گرامی می دارند تبریک گفته، وبجایِ دعا، آرزو و تلاش کنیم که سالِ جدید، سالِ: آزادی و برابری: (رفع تبعیض های مُزمِن)، سالِ علم گرائی، عقل گرائی، همراه با خرافه زدائی ونفیِ تقلید و بخصوص فقرزُدائی: ( فقردرحدِ بینوائی) درکشورِ ثروتمندی، همچون ایران باشد.