فرمان رهبر! مرگ تدریجی برای زندانیان سیاسی نافرمان !

چنین بنظر میرسد که اطاق فکرآدمکشان بیت رهبری ، برای جبران شکست خود در"انتخابات" اخیر و زهر چشم گرفتن از مردمی که قدرت خویش را در برهم زدن سناریوی انتخاباتی خامنه ای نشان داده اند ، زورآزمائی و اعمال اقتدار و قدرت نمائی خود را از زندانها و شکنجه گاههای خود و در مورد زنان و مردان آزاده و نافرمانی که در اسارت بیت رهبری بسر میبرند آغاز کرده اند ، و چقدر جای تأسف است که اپوزیسیون جمهوری اسلامی حتی در مورد دفاع از زندانیان سیاسی و عقیدتی ایران...

در خبرها آمده است که دکتر علی ناظری که سه هفته قبل به جرم فعالیت های حقوق بشر ی و هواداری از جنبش سبز دستگیر شده بود ، درحالیکه بیمار بوده است ، از بهداری زندان اوین ، بر روی برانکادر به زندان زابل منتقل گردیده است !  همبندان این زندانی سیاسی به رفتار غیر انسانی مسئولان زندان نسبت به یک زندانی سیاسی بیمار  اعتراض میکنند که نتیجه این اعتراض نیز ضرب و شتم و  روانه کردن تعدادی از زندانیان سیاسی بند 350 به سلولهای انفرادی بوده است .  همچنین در اعتراض به تبعید دکتر علی ناظری به زابل و روانه کردن تعدادی از همبندان او به سلول انفرادی ، جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 با صدور اطلاعیه ای ، بازگرداندن دکتر ناظری از تبعید و باز گرداندن دوستانشان از سلول های انفرادی  به بند 350 را تقاضا نموده اند  .

در قسمتی از اطلاعیه همبندان دکتر علی ناظری چنین آمده است : « کاش مسئولینی که کشور را به فلاکت کنونی مبتلا کرده اند و نتیجه آنرا در رای ملت درانتخابات اخیر و شعارهای آشکار مردم در تجمعات قبل و پس از انتخابات دریافت کردند و به جای ادامه روش های گذشته و لجاجت با مردم به خواست و رای آنها گردن می نهادند و جبران مافات می کردند و با ملت همراه می شدند و هنوز امیدواریم با تجدید نظر در گذشته به این مسیر بپیوندند که این گزینه هم منافع کشور و مردم و هم خیر و صلاح خود آنها را در بر دارد .»

با احترام به امید و آرزوی این دسته از عزیزان زندانی که هنوز امیدوارند رهبر و مسئولان جمهوری اسلامی ، شعارها و درخواست های مردم ایران را چه پیش و چه پس از "انتخابات" شنیده باشند و  تغییر رویه داده و با ملت همراه شوند ! باید به اطلاع این عزیزان زندانی برسانم که خامنه ای و باند تبهکارش ، شعارها و مطالبات مردم را شنیده اند ، خوب هم شنیده اند و  پاسخ آنرا هم داده اند ، کشتن افشین اسانلو در زندان ، صدور احکام جدید اعدام ، ضرب و شتم و تبعید زندانیان سیاسی  ، دستگیری های جدید و  چنگ و دندان نشان دادن جیره خواران بیت رهبری پس از "انتخابات" ، پاسخ خامنه ای بوده است به مردم ایران که تصور نکنند با انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور جدید ، تغییری در  رفتار  حکومتگران جمهوری اسلامی داده خواهد شد . وقتی که یک زندانی بیمار  را بر روی برانکارد به تبعید میفرستند ، آیا  این پیام روشنی از بیت رهبری به مردم ایران نیست که : درب همچنان بر روی همان پاشنه ای میچرخد که 34 سال چرخیده است ؟ پیام خامنه ای در رفتار گماشته های بیت رهبری و زندان بانان و شکنجه گران نهفته است که به روشنی اعلام میدارند : در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی ، زندان و شکنجه و اعدام آزادیخواهان ایرانی ادامه خواهد داشت و هرگونه صدای مخالفی را در نطفه خفه خواهند کرد .

و این درس بزرگ تاریخ است که تا کنون هیچ دیکتاتور خودکامه ای به میل و اراده خود  از استبداد و جنایتکاری دست برنداشته است ، اگر کسانی تصور میکنند که انتخاب آقای حسن روحانی به ریاست جمهوری ، خامنه و باند های جنایتکار پیرامون او را به تغییر رویه  وادار خواهد ساخت ، سخت در اشتباه اند ، تنها قدرتی که میتواند خامنه ای و نیروهایش را به عقب بنشاند قدرت مردم است . سفارش برخی از اصلاح طلبان به مردم ایران و کنشگران سیاسی و اجتماعی  که گویا در طرح برخی از خواسته های خود و از جمله آزادی زندانیان سیاسی ، نباید شتاب زده عمل کرد و باید به آقای روحانی فرصت داده شود ، اگر از روی غرض ورزی نباشد بدون شک ناشی از ساده اندیشی و خودفریبی است . و راست این است که این بیت رهبری و  شخص خامنه ای است که به "فرصت" نیاز دارند تا نیروهای متفرق و متشّتت خود را  متحد سازند نه آقای حسن  روحانی  !

تجارب گذشته در کشورهای دیکتاتوری ، یاد آور این واقعیت است که رژیم های خودکامه ، تنها زمانی از فشارهای جسمی و روحی بر زندانیان سیاسی  و خانواده های آنان می کاهند و حتی مجبور به آزادی آنان می گردند که با یک کارزار وسیع  در دفاع از زندانیان سیاسی وعقیدتی  روبرو گردند ، با صدور اطلاعیه و جمع آوری طومارامضا در حمایت از زندانیان سیاسی ایران ، نمیتوان انتظار داشت که رژیم خودکامه خامنه ای ، از فشارها بر زندانیان بکاهد و یا آنان را آزاد کند ، خواست آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی می بایستی در سرلوحه ی مطالبات جنبش های اجتماعی و احزاب و گروهها و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و هنری و دانشگاهی ایران  قرارگیرد .

نقطه عزیمت برای به عقب نشاندن دیکتاتور و شور ونشاط بخشیدن به جنبش مدنی و آزادیخواهانه مردم ایران ، براه انداختن کارزاری جهانی برای آزادی زندانیان سیاسی –عقیدتی است ، چشم اسفندیار رژیم خودکامه و شاخ تیز خامنه ای ، که همانا زندان و شکنجه و اعدام است ، تنها به قدرت نیروی مردم در کف خیابان میتواند شکسته گردد و هرگاه خواست آزادی زندانیان به یک خواسته عمومی تبدیل گردد ، مسلماً فریاد کنشگران سیاسی و اجتماعی درون کشور بزودی از مرزها خواهد گذشت و حامیان فروانی را در سرتاسر جهان ، برای آزادی زندانیان سیاسی-عقیدتی و در اعتراض به شکنجه و اعدام و بریدن دست وپا در ایران ، بحرکت در خواهد آورد .

سخن آخر : برای کاسته شدن از فشارها برروی زندانیان سیاسی –عقیدتی و همچنین آزادی آنان ، خطا است اگر کسی به امید ورود آقای روحانی به دفتر ریاست جمهوری بنشیند ، ایشان با گفتن این جمله که :  "بعضی از امور در حیطه اختیارات ریاست جمهوری نیست"! از قبل خیال خود و مردم ایران را راحت کرده  و با زبان بی زبانی گفته است که : مسئله زندانیان سیاسی –عقیدتی نیز مانند مسئله اتمی در حیطه صلاحیت بیت رهبری و شخص خامنه ای است ! حال سئوال این است که چه کسی میتواند این دو مسئله  و مسائل دیگر را از حیطه قدرت رهبر خارج سازد ؟ پاسخ شما را به این سئوال نمیدانم ولی به باورمن فقط  قدرت مردم قادر به انجام این مهم است و بس . اصلاح طلبان و هواداران اعتدال آقای روحانی نیز اگر براستی میخواهند رئیس جمهور جدید را در مقابل افسار گسیختگی خامنه ای خودکامه و نیروهای امنیتی پیرامون او تقویت نمایند ، بهتر است که با خواسته ی آزادی کلیه زندانیان سیاسی –عقیدتی ایران و پایان دادن به زندان خانگی خانم رهنورد و آقایان موسوی و کروبی همراه شوند و به خامنه ای و دزدان وغارتگران و متجاوزان به حقوق مردم ایران ،  فرصت ندهند که تجدید قوا نمایند .   

27 تیرماه 1392

18 ژوئیه 2013 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.