کشورهای 1+5 و ادامه بازی رژیم 1+12

اصطلاح رایج "بیت رهبری" که امروزه مسئولین جمهوری اسلامی همه روزه از آن در مکالمات خود استفاده می کنند در حقیقت واژه جدیدی است برای اجتناب ورزیدن از استفاده ی واژه هائی از قبیل دربارخلیفه اسلام و بارگاه امیر المؤمنین . آخوندهای شیاد ومزّور برای فریب عوام و مردم بینوا ، کاخ و قصر و دربار و بارگاه را که می تواند در ذهن شنونده ، پادشاه و خلیفه را تداعی نماید به "بیت رهبری" تنزل داده اند تا این توهّم را در مردم بوجود آورند که گویا "رهبرمسلمین" در خانه ی محقری به رتق و فتق امور مسلمانان مشغول است !!

اگر بخواهیم حکومت جمهوری اسلامی را با عدد معرفی کنیم شاید واژه ای با معنی تر و مناسب تر از حکومت 1+ 12 که با اضافه شدن "امام خمینی " به امامان شیعه ، عدد معروف 13 را تداعی میکند وجود نداشته باشد . این واژه همچنین می تواند بیانگر ماهیت به غایت خرافی و عقب مانده ی رژیمی باشد که سرنوشت کشور و ملتی که دارای پیشینه ی فرهنگ وتمدنی شکوهمند است را امروزه و در قرن بیست و یکم ، به جادو و جمبل و چاه جمکران وصل کرده است .

سران حکومت جهل و جنایت بارها اعلام داشته اند که "انرژی هسته ای" به یک مسئله ملی در ایران تبدیل شده و اهمیت آن صد بار از مسئله ملی کردن نفت بیشتر است اما کسی نیست که از این تبهکاران دروغ پرداز سئوال کند ، چرا مسئله ای که دارای چنین اهمیتی است و به مسئله ای "ملی" در ایران تبدل شده است مردم ایران نباید هیچ اطلاعی در باره آن داشته باشند ؟ مگر نه اینکه دکتر مصدق رهبر جنبش ملی مردم ایران ، به هنگام ملی کردن صنعت نفت ، از همان ابتدا ، مردم را در جریان تمام اقدامات و گفتگوها و نامه نگاری های خود با طرف های درگیر درآن مناقشه قرار میداد و مطبوعات و رسانه های گروهی نیز روزانه تمام اطلاعات مربوط به آن اقدام ملی را به آگاهی مردم ایران می رساندند ؟ مگر نه اینکه حتی در آن هنگام که عمال دربار و استعمار انگلیس در مجلس شورای ملی در پرونده ملی کردن صنعت نفت کارشکنی می کردند ، دکترمصدق از مجلس بیرون آمد و در میدان بهارستان بر روی چارپایه ای ایستاد و مردم را در جریان اقدامات خود در مورد ملی کردن صنعت نفت گذاشت ؟ پس اگر"انرژی هسته ای" آنچنانکه بیت رهبری مدعی است بسیار مهم تر از مسئله ملی کردن صنعت نفت است ، چرا به جز بیت رهبری و تنی چند از یاران غار سید علی خامنه ای در جریان این به اصلاح مسئله "ملی" نیستند و هیچکس نمی داند که در پشت درهای بسته چه می گذرد ؟ چرا که اگرکسی حتی مأموران و جیره خواران حکومت اسلامی کوچکترین سخنی در باره این مسئله "ملی" !! برزبان آورند به جرم "جاسوسی" و به خطر انداختن "امنیت ملی" دستگیر و زندانی می شوند ؟ این چه مسئله "ملی" است که همه گفتگوها در مورد پروژه هسته ای ایران در خفا و به دور از چشم مردم ایران صورت گرفته و می گیرد و فقط چند تن از گماشتگان بیت رهبری از آنچه که در این خصوص می گذرد باید باخبر باشند ؟

به اخبار ضد و نقیضی که گاه گاه از زبان مقام های بلند پایه و مسئولین جمهوری اسلامی در خصوص پرونده اتمی ایران شنیده می شود نگاه کنید . آیا مسئله "ملی" اینگونه است که حتی وزیر و وکیل رژیم آخوندی هم نباید بدانند که در بیت رهبری و حجره های پنهانش در خصوص مسئله "ملی " انرژی هسته ای و مسائل مترتب بر آن چه می گذرد ؟

حدود سه سال است که مذاکره و گفتگو بین نمایندگان حکومت اسلامی و مجامع بین المللی در باره پرونده اتمی ایران جریان دارد و هنوز این مجامع نمی دانند که چه کسی در ایران مسئول و تصمیم گیرنده در مورد این مسئله است ، آنها نمی دانند سیستمی که آخوندها در ایران تحت نام "جمهوری اسلامی " بوجود آورده اند گرچه نام جمهوری را یدک می کشد و نهادهائی هم زیر پوشش این نام درست شده است ولی اینها همه فقط یک مُدل نمایشی است که هیچ قرابتی با جمهوریت که در آن مردم انتخاب کننده و انتخاب شونده هستند ندارد . جمهوری اسلامی ، باز سازی شده ی همان سیستم خلافت و امارت اسلامی است که : " سران قبایل و عشایر(بخوانید آخوندها ی گردن کلفت وبا نفوذ در حوزه های به اصطلاح علمّیه که همه چیز در آنها یافت می شود مگر علم ) و بندگان خدا که به مثابه رمه و رعیت ، شناخته می شوند (بخوانید جیره خواران و دار و دسته تبهکار و ذوب شده در ولایت) با امیر و خلیفه اسلام که برگزیده خدا در روی زمین است بیعت میکنند و ازآن پس هر گونه عزل و نصب مباشران ولایت اسلامی می بایستی بوسیله خلیفه یا امیر مؤمنان (بخوانید خمینی وخامنه ای ) صورت پذیرد .

اصطلاح رایج "بیت رهبری" که امروزه مسئولین جمهوری اسلامی همه روزه از آن در مکالمات خود استفاده می کنند در حقیقت واژه جدیدی است برای اجتناب ورزیدن از استفاده ی واژه هائی از قبیل دربارخلیفه اسلام و بارگاه امیر المؤمنین . آخوندهای شیاد ومزّور برای فریب عوام و مردم بینوا ، کاخ و قصر و دربار و بارگاه را که می تواند در ذهن شنونده ، پادشاه و خلیفه را تداعی نماید به "بیت رهبری" تنزل داده اند تا این توهّم را در مردم بوجود آورند که گویا "رهبرمسلمین" در خانه ی محقری به رتق و فتق امور مسلمانان مشغول است !!

بهر حال "بیت رهبری" پس ازچند سال بازی دادن مردم ایران وجهان در مورد پرونده اتمی ، اخیراً برخی از خبرنگاران خارجی از آخوند بی عمامه ای بنام دکتر ولایتی که نقش مشاور رهبر را در دستگاه خلافت سیدعلی خامنه ای بازی می کند سئوال می کنند که : « درایران چه کسی مسئول و تصمیم گیرنده در در مورد برنامه هسته ای این کشور است ؟ » دکتر ولایتی به صراحت می گوید : « در این مورد تصمیم نهائی بر عهده رهبر است .»

چند روز بعد ، شخص رهبر یعنی سید علی خامنه ای ، آخوند روضه خوانی که پایه های تخت خلافت خود را بر خون دهها هزار زن ومرد دگر اندیش ایران نهاده است می گوید : « رئیس جمهور و شورای عالی امنیت کشور مسئول پرونده انرژی هسته ایران هستند » و بدین ترتیب در مسئله ای "ملی" که اهمیت اش از ملی کردن نفت "صد" بار مهمتر !! است از خود سلب مسئولیت می کند .

حواله دادن پرونده اتمی ایران به احمدی نژاد از جانب دیکتاتور مطلق العنانی که بر همه ی شئون یک کشور و مردم اش تسلط کامل دارد و سلب مسئولیت از خود در مورد مسئله ای که ایران را در آستانه یک جنگ ویرانگر قرار داده است ، از یکطرف چند دستگی و بحران درونی دستگاه خلافت آخوندی و ترس و بی حمیتی خامنه ای را نشان می دهد که حتی حاضر نیست مسئولیت نوشیدن جام زهر را بر عهده گیرد و از طرف دیگر حکایت از این دارد که بیت رهبری با این طرفند می خواهد زد و بندهای پشت پرده و مسئولیت جنگ وصلح و عواقب آنرا به گردن نوچه ها و پامنبری های خود بیندازد تا راه برای مانور دادن ها و عوام فریبی های آینده ی "بیت رهبری" باز بماند .

همین چند روز پیش بود که آخوند مکاّر و حلیه گر رفسنجانی نیز در یک مصاحبه مطبوعاتی چنین گفت : در زمان جنگ ایران وعراق ، هنگامی که او به همراه یک هیأت 5 نفره به نزد خمینی می رود تا به او اطلاع دهند که ادامه جنگ برای جمهوری اسلامی ناممکن است و باید آتش بس را قبول کرد ، خمینی ابتدا با خاتمه جنگ مخالفت می کند ولی بعد از اینکه او را متقاعد می سازند ، خمینی می گوید : « اول بروید خودتان را متحد کنید تا اختلافی در این مورد بین شما به وجود نیاید و بعد آتش بس را امضا کنید .» رفسنجانی می گوید در آن زمان خامنه ای مأمور می شود که تمام مسئولان کشوری و لشکری را جمع کند و آنان را از تصمیم قبول آتش بس مطلع نماید و در حالی که خامنه ای مشغول انجام آن مأموریت بوده است ناگهان سید احمد خمینی از جانب پدرش پیغام می آورد که دست نگه دارید که امام تصمیم گرفته اند خودشان این کار را انجام دهند که امام نطق معروف خودشان را می کنند . [نقل به معنی]

از لابلای سخنان رفسنجانی ریاکار اولاً به خوبی می توان به سیستم خلیفه گری آخوندهای تبهکار حاکم بر ایران پی برد و دانست که چگونه سرنوشت کشور و مردمی بازیچه دست یک مشت آخوند قرون وسطائی قرار گرفته است ثانیاً حرکت خمینی مبنی براینکه خود وارد میدان می شود وجام زهر را می نوشد نشانگر شناخت او از گله وحشی و خیره سر آخوند بوده است که باید خلیفه مقتدری عنان شان را در دست داشته باشد . خمینی خوب می دانسته است که اگر خود جام زهر را با تمام تلخی اش ننوشد این گله وحشی و رام ناشدنی به جان هم خواهند افتاد و در نتیجه حکومت اسلامی را که او با هزار خدعه و نیرنگ بر گُرده مردم ایران نشانده است بر باد رود .

و در غیاب اتوریته ای که بتواند جماعت افسار گسیخته آخوند را تحت کنترل در آورد و از آنجائی که ماهیت فتنه انگیز و مفسده جوی این جماعت در طول تاریخ نشان داده است که وحدت و اتحاد آخوندهای تبهکار همیشه برای قتل و غارت و خون ریزی و نفرت پراکنی در میان مردم و جهاد با "کفار" بوده است نه برای ایجاد صلح و آرامش و دوستی در میان ابناء بشر ، امروزه نیز که این جماعت تهی مغز، کشور و ملتی را در باتلاق فساد وتباهی فرو برده اند مانند اسلاف خونخوار خود بر سر جنگ و جهاد بهتر می توانند صفوف خود را متحد سازند تا ایجاد صلح و دوستی در میان ایرانیان و جامعه جهانی . و همین امر نیز می تواند خطر بروز جنگ را افزایش دهد . از سوی دیگر جامعه جهانی نیز بجائی رسیده است که دیگر حاضر نیست در بازی اتمی آخوندها حاکم بر ایران که ممکن است در آینده ای نه چندان دور برای بشریت فاجعه ببار آورد شرکت کند . جامعه جهانی از رژیم آخوندی شفافیت و پاسخ روشن طلب می کند و حکومت جهل و جنون همچنان به سیاست وقت کُشی و ستون به ستون فرج است ادامه می دهد .

در آخرین نشست کشورهای 1+5 که برای نخستین بار نماینده امریکا نیز به عنوان ناظر در آن شرکت کرد و رژیم آخوندی به دروغ آنرا موفقیت آمیز خواند و طبق معمول هیچ گزارشی هم از مباحث این نشست به مردم ایران نداده است ، هیأت نمایندگی جمهوری اسلامی یکبار دیگر به همان بازی های کهنه برای خریدن زمان بیشتر و دست یابی به سلاح هسته ای ادامه داده است که موجب شگفتی شرکت کنندگان در آن نشست شده است چرا که کشورهای 1+5 با توجه به حساسیت شرایط ، تصور می کرده اند که رژیم 1+12 ایران نیز این حساسیت شرایط را احساس می نمایند و قدم های اولیه صلح را برمی دارند .

دو روز پیش وزیر خارجه امریکا در نخستین واکنش رسمی خود نسبت به آخرین نشست کشورهای 1+5 با رژیم امام زمانی 1+12 و در آستانه سفرش به امارات متحده برای تنگ تر کردن حلقه محاصره ایران چنین گفت :

« ایران در گفتگو به منظور یافتن راه حل دیپلماتیک برای پرونده هسته ای این کشور جدّی نیست . نماینده وزارت خارجه امریکا با این انتظار به ژنو رفته بود تا به همراه شش کشور قدرتمند جهان از زبان فرستاده رژیم ایران بشنود که آیا ایران حاضر است که به برنامه غنی سازی اورانیوم که می تواند در ساختن بمب اتمی مورد استفاده قرار گیرد پایان دهد یا خیر؟ ولی آقای جلیلی با ایراد سخنانی در باره فرهنگ ایران و آسمان ریسمان به هم بافتن و حاشیه رفتن از مطلب اصلی و پرداختن به مطالبی که هیچ ارتباطی با موضوع مورد نظر ندارد یکبار دیگر نشان داد که رژیم ایران ، جامعه جهانی را به بازی گرفته است و در صدد خریدن زمان است برای دستیابی به اهداف خود . رژیم ایران حاضر به همکاری برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته نیست بنابراین ما چاره ای نداریم که تحریم ها را علیه ایران تشدید کنیم و بر فشارهای خود بیفزائیم.»

بدین ترتیب دور دیگری از تحریم ها که بدون شک آسیب هایش متوجه مردم ایران و تمام فعالیت های اقتصادی و صنعتی کشور آخوند زده ی ما خواهد شد در راه است .

و حرف آخر اینکه در این میان اگر مردم ایران نمی خواهند قربانی آرام رژیم تبهکار آخوندی گردند و جنگ خانمان سوز دیگری را که ابعاد فاجعه اش به مراتب از جنگ هشت ساله ایران وعراق فرا تر خواهد رفت در کشور خود تجربه نمایند باید که صدای صلح طلبی خود را به گوش جهانیان برسانند و با صدای بلند اعلام دارند که رژیم آخوندی حاکم ، نماینده مردم شریف ، آزادیخواه و صلح طلب ایران نیست .

کمیته ی صلحی که از پاره از شخصیت ها ی خوش نام ایران تشکیل شده است و همچنین تمام نهادهای مدنی و حقوق بشری ایران ، می بایستی که در جستجوی یافتن راهکارهای به نمایش درآوردن احساسات صلح طلبانه مردم ایران و بی زاری از اقدامات رژیم جنگ افروز و توطئه گر 1+12 باشند که وقت تنگ است و فتنه انگیزی ها و توطئه گری های رژیم آخوندی بی شمار .

 سوم مرداد 1387

انتشار از: