يادداشتهايي در باره گلوباليسم و سازمان تجارت جهاني (WTO)!

نوشته هايش روان ، يك دست و در عين حال ساختمان بهم پيوسته اي دارد ! اديب نه تنها اقتصاد ايران را خوب مي شناسد ،بلكه جامعه شناس برجسته اي هم است ؛ در حالي كه سياست مدار خاموشي است واصولا سياست را بي رنگ مي بيند. استراتژي سياسي ايشان ، كودتاي خزنده اي دريك روز تعطيل بهاري را تداعي مي كند. همه جريانات سياسي از اصلاح طلبان حكومتي ، ملي ـ مذهبي ها تا اپوزيسيون جمهوريخواه ، سلطنت و چپ ايران را نقد كرده , و سئوالات اساسي جلوي پايشان مي گذارد.اما به جناح اقتدار گرا كه مي رسد ؛ سكوت اختيارمي كند!

يادداشت اول درباره محمد حسين اديب:

 ‏يکشنبه‏، 24‏/07‏/2005

اديب؛ كه تا كنون 800 مقاله در مطبوعات ايران و 200 مقاله در سايت خود بنام” تهران اكونوميست“ و اخبار روز انتشار داده است ؛ اولين مقاله ايشان كه پس از انتخابات مجلس هفتم نوشته كه براي نقد وبررسي انتخاب نموده ام . اما قبل از پرداختن به آن، لازم مي دانم كمي درباره اقاي اديب بدانيم:

 نامش را تافلر ايران گذاشته ام ،عضو هيت علمي دانشگاه اصفهان است . بنظر مي رسد به مانند همتاي امريكايش ، تحقيقاتش را بشكل گروهي، يعني به كمك دانشجويانش انجام مي دهد؛ نوشته هايش سبك خاص وخوش ايندي دارد! مقالاتش سرشار از اطلاعات ، امار و تحليل هاي يك جمله اي، اما با فاكت هاي غير قابل انكار ! زياد ه گو و مبهم نويس نيست. پيجيده ترين مباحث اقتصادي رابشكل مسايل رياضي طوري فورموله مي كند؛ كه قابل فهم ود رك براي وسيع ترين اقشار با سواد جامعه ايران قرارگيرد.

 اديب يك مقاله 50 صحفه اي را در 2 صحفه، طوري خلاصه مي كند كه هيج حرف و كلمه اضافي را درآن نخواهي ديد و يا احساس كمبود نكته اي در مقالاتش نخواهي كرد ؛ نام اين سبك را مقالات ديجتالي گذاشته ام !

 نوشته هايش روان ، يك دست و در عين حال ساختمان بهم پيوسته اي دارد ! اديب نه تنها اقتصاد ايران را خوب مي شناسد ،بلكه جامعه شناس برجسته اي هم است ؛ در حالي كه سياست مدار خاموشي است واصولا سياست را بي رنگ مي بيند. استراتژي سياسي ايشان ، كودتاي خزنده اي دريك روز تعطيل بهاري را تداعي مي كند. همه جريانات سياسي از اصلاح طلبان حكومتي ، ملي ـ مذهبي ها تا اپوزيسيون جمهوريخواه ، سلطنت و چپ ايران را نقد كرده , و سئوالات اساسي جلوي پايشان مي گذارد.اما به جناح اقتدار گرا كه مي رسد ؛ سكوت اختيارمي كند ! تا جايي كه ادم شك مي كند كه نكند......!اگر درباره مسايل زنان ازش سئوالي شود بشما خواهد گفت :” عجب هواي خوبي است از اين را ه برويم، قطعا باران نخواهد باريد!“

 از سن ،سال ، سوابق اش و اينكه در عرصه سياسي چكونه مي انديشد ،بي خيرم ! اما خودش مي گويد 8 سال دارد( تولدش را تاريخ تشكيل WTO مي داند)!

 بنظر مي رسد با تصميم گيران اقتصادي ايران روابط نزديكي داشته باشد! اما تنها در يك نكته ايشان سكوت كرده اند؛ انهم در باره استبداد ديني و جناح اقتدار گر ا است.

 اديب، اينده اقتصادي ايران را اينطور فرموله كرده است كه ايران 70% مراحل جهاني شدن را طي كرده است. با پيوستن ايران به WTO دست رانت خواران و كساني كه اسكله هاي مخفي دارند و سالانه 6 ميلياردلار از اين راه به جيب مي زنند ،كوتاه خواهد شد( تعداد آنان و رانت خواران رامجموعا 30 نفرمي داند كه مخالف جهاني شدن در حكومت ايران هستند ) باپيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني ، دولت كوچك خواهد شد و اقتدار خود را از دست خواهد داد و اعتقاد داردعصر كسب قدرت سياسي جاي خودش را به اداره كشورها خواهد داد!

  

مشكل اديب در كجاست؟!

 اول اينكه ايشان، بر خلاف همتاي خود در فرانسه فريدون خاوند؛ بسيار خوش بين به اينده اقتصادي و سياسي ايران است و مسايل را تا حدودي ساده فرض مي كند. بطور مثال اگر حرف هاي ديجتالي شدن دمكراسي و جا افتادن ابزار يك جامعه فراصنعتي در اروپا و امريكا را درست بدانيم؛ كه در ان سياست هروز كم رنگ تر مي شود؛ ولي اين ادعا كه با پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني؛ استبداد ديني در ايران خود بخود ساقط مي شود؛ حرف نادرستي است ! درست بر عكس؛ گلوباليسم و سكولاريسم هر روز بيشتر در هم تننيده مي شوند!

 محمد حسين اديب با نظريات فكوياما ـ نظريه پرداز امريكايي است كه پايان سياست و پايان تاريخ را نويد مي داد ـ موافق است ! اما بارويداد 11 سپتامبربشريت متمدن و جامعه جهاني به اين نتيجه رسيد كه كار جهاني شدن با مانع بزرگي بنام بنيادگرايي اسلامي از جمله حكومت ديني ايران ؛ ربرو است ! البته اين امكان دارد كه جامعه جهاني براي نابودي بنيادگرايي از نوع بن لادني موقتا با رژيم اسلامي از در اتشتي در ايد!

 اديب ؛ پس ازدادن جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي در مقاله اي تحت عنوان ” تغيير نا گهاني استراتژي آمريكا در مورد ايران“ چنين نتيجه گرفت كه: ” آمريكا از استراتژی اعتراض با صدای گوشخراش در مورد ‏ايران فاصله مي‌گيرد و به داشتن يك صندلی در كنار ميز بازی قناعت ‏خواهد كرد“ اديب بسيار خوشبين است كه امريكا با جناحي از محافظه كاران كه طرفدار پيوستن ايران به WTO و آشتي با امريكا است ؛ به توافق خواهند رسيد !

 بنظر من سياست، بويژه در جهان جهاني شده در برخورد و مبارزه با بنياد گرايان مذهبي ، تروريستهاي اسلامي و دولت هاي مذهبي حامي انان؛ پررنگ تر و مقابله جامعه جهاني با رژيم اسلامي جدي تر هم شده است هرچند به دليل اوضاع فعلي عراق رژيم اسلامي ايران؛ نقش دوگانه اي دارد هم آتش بيار معركه است و مقتدا صدر را تجهيز مي كند و از سوي ديگر نقش ميانجي و آتش نشاني را بازي مي كند!

واقيعت اين است كه تمايل به كنار آمدن و سازش در هر دو سو وجود دارد؛ از خبر ها چيني پيداست كه روابط مراحل چانه زني را طي مي كندولي ايا اين روابط منجر به دوستي جمهوري اسلامي و امريكا آنهم به سطح استراتژيك خواهد رسيد و يا تنها يك حدس ، گمان و نياز در لحظه مي باشد؟!

 

”دولت در چه حوزه هایی به مرز نتوانستن رسیده است؟“

 اين تيتر مقاله ايست كه محمد حسين اديب در 4 آوريل درست بعد از انتخابات مجلس هفتم ، نوشته است اما د رباره مقاله فوق الذكر؛بايستي گفت، ايشان گريزي به دوران رياست جمهوري رفسنجاني و سياست معروف به تعديل اقتصادي اش مي زند كه در ان دوران 90% دلار هفت توماني توزيع مي شد و از انجا كه دولت با كسري بودجه 50 % مواجه شد ؛ مخفيانه 10% ارز را درناصر خسرو قاچاق بفروش مي رساند؛ تا از اين طريق كسري بودجه دولت را جبران نمايد. از ان پس دولت ناچارا در جهت حذف سوبسيد ارزي برامد! اديب مي نويسد:

 ” حذف سوبسید مهم ترین گام برای انطابق اقتصاد ایران با ضوابط گات (در زمان رفسنجانی) و سازمان تجارت جهانی در وضع موجود است.“:

 

اديب ، اكنون با گذشت ان سالها ؛ چنين جمع بندي مي كنند كه:

 ”1.سوبسیدارزی تقریباٌدراقتصادایران قطع شدهاست.

2. اما هنوز سوبسید انرژی برقرار است. برای عضویت در سازمان تجارت جهانی سوبسید انرژی نیز باید قطع شود. اما نگارنده در ذیل نشان می دهد که حذف سوبسید انرژی همچون حذف دلار سوبسید دار اجتناب ناپذیر است و این ضرورت های بودجه ایست که به حذف سوبسید انرژی طی 3 سال آینده منجر می شود و نه گرایش سیاسی برای عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی.

3. سالیانه 1800000 نفر تا ده سال آینده به سن 26 سالگی می رسند و شغل می خواهند.

4. دولت برای لشکر 1800000 نفری فوق چه می تواند انجام دهد؟

5. ایجاد شغل برای 1800000 در سال نیاز به ٌریالٌ دارد. ایجاد هر شغل حداقل نیاز به ده میلیون تومان سرمایه گذاری دولت دارد دولت در سال می خواهد برای چند نفر امکانات اشتغال ایجاد کند و يا شرائط وبسترآنراتمهيدکند؟“

 ايشان مطرح مي كند دولت براي تامين اشتغال بودجه لازم را از كجا مي تواند تهيه كند! اديب معتقد است كم خطر ترين راه حذف سبسيد انرژي در 3 سال اتي است تا از اين طريق دولت، بودجه لازم را براي اشتغال جوانان تامين كند. با اين كار درواقع راه براي پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني WTO اماده شده است:

 ” حرف آخر یک جمله است. آزادسازی اقتصاد در ایران و انطباق اقتصاد ایران با ضوابط WTO (بخوانید پاسخ مساعد دادن به ضرورت های بودجه ای) طی 3 سال آینده اجتناب ناپذیر است. چه بخواهیم و چه نخواهیم. مخالفین ازادسازی اقتصاد در ایران، چه آلترناتیو جایگزینی دارند؟

 ـ جریان سیاسی که خواستار اخراج دو میلیون پرسنل مازاد شود هنوز در ایران متولد نشده است به قول مولوی چنین شیری خدا هم نیافرید.“

كاري كه از زمان رفسنجاني شروع شد در دولت خاتمي ادامه داد و حالا كه دولت در دست جناح محافظه كار افتاده است هيج راهي ندارد جز اينكه ؛سوبسيد انرژي را حذف نمايد و اين حتما با سرنگوني دولت محافظ كار منجر خواهد شد و درواقع اين طرفداران جهاني شدن اقتصاد برنده واقعي خواهند بود:

” هر جناحی که سوبسيد انرژی را در ايران حذف کند قربانی خواهد شد.با قربانی شدن جناح راست، برنده طرفداران جهانی شدن اقتصاد در ايران خواهند بود.“

اما يك سئوال را اقاي محمد حسين اديب بي جواب گذاشته اند كه طرفداران جهاني شدن در حاكميت ايران چه كساني و چه جناخي هستند! ايشان در مقالات قبلي خاطر نشان ساختند كه ”حزب مشاركت“ رانت خوارترين و فساد ترين حزب تاريخ سياسي ايران است و رفسنجاني و خاتمي هم از سر ناچاري به حذف سوبسيد رضايت داده اند. پس براستي چه كساني در دولت وحاكميت اسلامي طرفدرا WTO هستند؟

”آن چه دارد اتفاق می افتد، دنباله روند سلطه گری سرمايه است“

  

يادداشت دوم در باره مخالت فريبرزرئيس دانا، با WTO:

موضوع گفتگو ماهنامه چيستا با دكتر فريبرز رئيس دانا است كه در اخبار روز به چاپ رسيده است ! در واقع خبرنگار از رئيس دانا مي پرسد كه رئيس بانك جهاني به ايران سفر كرده ولي چرا رسانه ها ايران سكوت كرده اند ؟ رئيس دانا بدون اينكه از محتواي اين مذاكرات با خبر باشد؛ خود را پرنده شناسي مي داند كه ميتواند تشخيص دهد كه:

” دو روز قبل يا يک هفته قبل يک دسته پرنده از اين جا مهاجرت کرده اند. ما شاهد سياست های راست گرايانه افراطی دولت خاتمی، سياست های نئوليبرالی دولت او هستيم و به طور معمول بعد از اين سفرها .. اين گفتگو ها با سرعت بيشتري مطرح مي شوند.“

در واقع اين سفر رئيس با نك جهاني بهانه اي مي شود كه ايشان؛ بانك جهاني ، صندوق بين المللي پول و سازمان تجارت جهاني را يك جا، دست پخت سرمايه جهاني بداند و با امار و ارقام ها و حر فهاي دهن پركن و نام بردن از چند نظريه پرداز كمونيست نتيجه بگيرد كه:

” زمان اتحاد شوروی با هر نظری که نسبت به آن داشته باشيم، در مجموع در پی دفاع از کشورهای کم توسعه بود و جنبش غيرمتعهدها را مورد حمايت قرار می داد. “

رئيس دانا نگران از كم رنگ شدن مرز دولت ـ ملت ها است و معتقد است كه در جهان بعد از ماركس هيج اتفاقي نيافتاده است و دنيا با همان پارادايم قرت بيستمي يعني ”كار و سرمايه “ استوار است و منكر عصر فراصنعتي و نقش انفور ماتيك و ديجتال بعنوان رشد اقتصادي است :

” من با اين نظر موافقم كه دولت – ملت ها هنوز نقش و وظايف مهمی دارند. حالت ايده آل اين است که اين دولت ها نمايندگان برگزيده بخش گسترده تری از مردم باشند و نهادهای مردمی و کارگری بتوانند درون اين دولت ها شکل بگيرند. آن گاه اين دولت ها سنگرهای مناسبی برای دفاع از منافع اقتصاد ملی خواهند بود. که من اين منافع اقتصاد ملی را همان منافع اقتصاد مردمی تعريف نمی کنم. برای من ملی پديده ای انتزاعی، خيال پردازانه و استوره بافانه است. بلکه منظور از اقتصاد مردمی منافع توده های مردمی است که، فرهنگ، زبان و آرمان مشترکی دارند.“

يعني ايشان همچنان در فضاي جنگ سرد و تئوري” راه رشد غير سرمايه داري“ قرار دارد و از ورود مشخص به مقوله WTO خودداري ميكند و از اقتصاد ملي ـ دولتي در مقابل جهاني شدن دفاع مي كند؛ بعبارتي همين جمهوري اسلامي اگر اتحاديه هاي كارگري و مردمي را ازاد بگذارد، سنگر مناسبي براي اقتصاد منافع ملي است! البته ايشان فراتز از اين كلي گويي نمي رود كه مثلا با اين صنعت خودرو سازي كه دولت با تعرفه 160 درصدي از اين صنعت در مقابل وارادات حمايت مي كند وبا اين محدويت سالي 1000ميليارد تومان نسيب رانت خواران مي نمايد وجدا از نا امني چينين اتومبيل هايي تنها سالي يك ميليارد دلار اضافه سوخت مصرف روي دست مردم مي گذارد؛ ندارد و شايد اين مشكل مردم است و خطاب او اميد دادن به روشنفكران نفتي آرمان شهريست كه فكر مي كردند كه با پول نفت و اقتصاد دولتي و سيات ضد امريكايي مي شد، سوسياليسم درست كرد؛ مي باشد! و عليرغم فروپاشي شوروي وي همچنان در اعتقاد خود به تئوري لنيني امپرياليسم استوار است:

” بنابر اين سرمايه داری مالی که به درستی لنين سلطه شان را به عنوان يک نهاد امپرياليستی تشخيص داده بود و هنوز هم اين نماد، ايفای نقش می کند و اشکال تازه به خود گرفته است.“

خلاصه ايشان همچنان به تئوري هاي گذشته پايبند است و درابطه با نظرياتي كه امروزه در رابطه با جهاني شدن طرح مي شود بدون استدلال و با كمك گيري برخي از جملات ماركس يك جا بدون استدلال رد كرده و مي گويد :

” دوران جديدی آغاز نشده و قبله های فلسفی مثل فوکوياما، هانتينگتون و تافلر به وجود نيامده اند. درست است که شتاب مندی تاريخ و ضربه های فن آوری به طرز غافلگیرکننده ای مطرح شده اما اين ها قابل پيش بينی بود و دنباله روند جهانی شدن سرمايه است.“

وي بدون اينكه به خود زحمت بدهد كه كجا و در كدام نوشته ماركس ، انگلس و لنين جامعه فراصنعتي ، گلوباليسم و WTO را پيش بيني كرده اند؛ ندارد.وي همچنان معتقد است كه :

”اما حقيقت اين است که مارکس پيش بينی کرده بود و آن چه دارد اتفاق می افتد، دنباله روند سلطه گری سرمايه است. ديگر اين که در مانيفست، بورژوازی در جريان جهانی شدن يکسان عمل می کند. واقعيت نشان داد که بسياری از تحليل ها و پيش بينی های کارل مارکس بسيار درست تر از آن بودند که مخالفان او و نئوليبراليست ها می گويند. “

ايشان اصولا كاري به مخالفان جدي WTO در حاكميت اسلامي ندارد و با رانت خواراني كه فقط در 2 صنعت خودرو سازان و سيمان سالانه 1300 ميليارد تومان به جيب مي زنند و همچيني به بركت محدويت هاي برخي كالا ها ووجو اسكله هاي مخفي كه توسط 15 نفر سالانه بين 6 تا 12 ميليارد دلار كالاي قاچاق وارد كشور مي كنندو سودهاي 100 درصدي به جيب مي زنند؛ كاري ندارد ، او راهي سياتل وژنو مي شود تابا انگشت سبابه به جنگ گلوباليسم برود؛ او در پايان در باره مخالفان جهاني شدن مي گويد كه :”

اين ها ديگر نمايندگان بلشويک های نااميد شده نيستند که دوباره به ژنو بارمی گردند يا در سياتل و پراگ تظاهرات می کنند. من در بعضی از آن ها شرکت کرده ام و باز هم می کنم. “

البته حق ايشان است كه از لنين ، ماركس ، شوروي ، استالين و اقتصاد دولتي و بسته را ستايش نمايند؛ ولي حيران از انم كه كساني كه خود را چپ دمكرات مي نامند و سالهاست كه با لنين و شوري وداع گفته اند و با اينگونه افكار خط و مرز روشني دارند،اما ميلغ چنين افكاري مي شوند!

راست اين است كه زمان كلي گويي و مخالفت خواني با سازمان تجارت جهاني دردي از اقتصاد بيمار و بسته ايران را دوا نمي كند ! بايستي از دكتر فريبرزرئيس دانا، كارشناس مسايل اقتصادي سئوال كرد طر ح شما براي نوسازي اقتصاد ايران چيست و چه مدل و ساختاري، در دنيا مورد قبول شماست و پروژه شما براي باز سازي اقتصاد ايران چيست و چه برنامه روشني براي كشوري كه 70% جميعتش زير 30 قرار دارد؛ ارائه مي كنيد؟!

ادامه دارد...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.