صدای دانشجویان، انعکاس کمی در رسانه ها دارد

پس از حمله هکرها به سایت خبرنامه امیرکبیر، صدای دانشجویانی که دهها نفر از آنها بازداشت شده اند، انعکاس کمی در رسانه ها دارد. وظیفه رسانه های مستقلی مثل ایران گلوبال است تا این خلا را با انتشار اخبار مرتبط پر کنند. برخی از دانشجویان از کم توجهی رسانه هایی مثل بی بی سی و رادیو فردا به این هجوم وحشیانه به دانشگاه و بازداشت دهها نفر ناراضی هستند و البته در این اعتراضشان هم محق هستند. متاسفانه رژیم با این بازی انرژی هسته ای، رسانه های خارجی و اپوزیسیون را تا حدودی محافظه کار کرده است و...

آیدین تبریزی

هیجده تیر دیگری در دانشگاه امیرکبیر

پس از حمله هکرها به سایت خبرنامه امیرکبیر، صدای دانشجویانی که دهها نفر از آنها بازداشت شده اند، انعکاس کمی در رسانه ها دارد. وظیفه رسانه های مستقلی مثل ایران گلوبال است تا این خلا را با انتشار اخبار مرتبط پر کنند. برخی از دانشجویان از کم توجهی رسانه هایی مثل بی بی سی و رادیو فردا به این هجوم وحشیانه به دانشگاه و بازداشت دهها نفر ناراضی هستند و البته در این اعتراضشان هم محق هستند. متاسفانه رژیم با این بازی انرژی هسته ای، رسانه های خارجی و اپوزیسیون را تا حدودی محافظه کار کرده است و در واقع باید گفت بازی داده است! حمایت از دانشجویان باید با قدرت و جدیت هرچه تمامتر انجام شود.

محسن نمکیان

m_namakian@yahoo.com

نیازی به دادگاه نیست. وارد جنگ روانی هم نمی شوم

به آقای کیومرث نویدی و همچنین آقای توکلی از آقای توکلی از بابت انتشار کامنت حذف شده خانم سینا تشکر می‌کنم. من درباره انتشار کامنتهای آقای مزدک اعتراضی نداشتم، بلکه آن را نقطه مثبت سایت شما دانستم و می‌دانم. حالا هم که می‌گویید اصلا خودتان هم مخالف نظر ایشان هستید، خوب این تایید مضاعف بر تعهد شما به سیاستی است که سایتتان دارد. موفق باشید و خدمت آقای نویدی. من دقیق متوجه نشدم که مطلبتان در خصوص آشنایی با استاد عزیزم ایلیا جدی بود یا اینکه به نوعی طعنه آمیز بود اما اگر مطلبتان جدی است عرض می‌کنم که ...

تجربه این مدتی که بر ما گذشت، منظورم از خرداد سال گذشته تاکنون، که مدام همراه با فضایی تاریک و جعلی و پر از ابهام علیه ایشان بوده است به من می‌گوید که بهترین معرفی او به افراد، از طریق خودش است. خوب معلوم است ایشان به واسطه اینکه استاد من هستند و به واسطه اینکه مدت طولانی با او بوده‌ام، من طبیعی است که خوبی‌های او را بگویم و شم هم به عنوان کسی که آشنایی با او ندارید، طبیعی است که به حرف‌های من شک کنید، به خصوص که انواع اتهامات، از فساد مشمئز کننده جنسی و فساد چندین میلیاردی اقتصادی و پریشانی روانی و ادعای خدایی و ... و از آن طرف اصلا عامل خود اطلاعات بودن و اینها مطرح است. به نظر منبه جای اینکه من درباره او به شما چیزی بگویم، بهتر است خودتان حرف او را بشنوید و بخوانید و خودتان هم قضاوت کنید. این خیلی بهتر از این است که تحت تاثیر حرفهای طرفین، چه موافقان و چه مخالفان، هوادار او شوید و یا دشمن او و یا اینکه مثل برخی دوستان، همینطوری روی ظن و گمان قضاوتی کنید.

مجموعه‌ای از سخنرانی‌های او در قالب کتابی به اسم جریان هدایت الهی منتشر شده است که توقیف شد و جند ماه پیش به صورت رایگان روی نت رفت. آن را می‌توانید دانلود کنید و بخوانید. همچنین جدیدا کتابی فکر کنم 400 صفحه‌ای درباره ابعاد مختلف زندگی او، از اتوبیوگرافی گرفته تا تعالیم و برخوردهای صورت گرفته از سال 1377 و مطالب جالب دیگر منتشر شده به اسم کتاب آمین که فکر می کنم این هم روی نت هست. این دو کتاب می‌تواند فضای کاملا مناسبی برای یک قضاوت واقع بینانه برای شما ایجاد کند. اگر در پیدا کردن این کتب به مشکلی خوردید، در وبلاگ من کامنت بگذارید و ایمیلی بدهید، هر دو را برایتان می‌فرستم. این هم آدرس وبلاگ من است:

www.anti-eba.blogfa.com

که البته این ادرس را در قسمت مربوطه سایت ایران گلوبال می گذارم و نمی‌دانم چرا پابلیش نمی‌شود.

اگر هم آن سوال شما خالت احیانا طعنه‌ای دارد خوب اشکالی ندارد، نظر شماست دیگر.

خدانگهدار

کیانوش رشیدی

kia_rashidi44@yahoo.de

سفرای فرهنگی!! آمریکا در ایران!

دوست گرامی مزدک!

با درود!

از پیام شما سپاسگزارم.

دوران روشنگری در ایران با انقلاب!!مشروطیت که در واقع انقلاب "مشروعیت اسلام و خلفا" بود ،حالتی ایستا پیدا کرد.

دوران روشنگری در ایران باید آغاز شود. از نو باید آغاز کرد.

روشنگری که آغاز شود، تاریک اندیشان اسلامی پاسخی درخور دریافت خواهند کرد.

باید از اندیشمندانی که ایرانی می اندیشند و تلاش در نهادینه کردن آزادی دارند، دعوت نمود آنچه را که در توان دارند، بر بوتۀ آزمایش بگذارند. ایرانیان راستین پشتیبانان آنان خواهند بود

همین امروز باید آغاز کرد! فردا دیر است.

مزدک

زنان و اديان!

با درود جناب دکتر گلمرادی !با شرح زندگیت کمی مرا به فکر انداختی و باعث افزایش احترام من نسبت بخود گشتی!بدبختانه سرگذشت ما ایرانیان بخصوص کسانیکه در خانوادهای پر زرق و برق و بالا شهری بدنیا نیامده اند و در زندگی برخود و نیروی خویش متکی بوده اند بهم شبیه بوده وهمین باعث بهم گره خورده گی ماهاست !و همین باعث نزدیکی و گفتمان اصولی بین ما خواهد شد!اما درمورد اسلام و دید ...

اسلام راجع به زن و انسان باید بگویم که نه تنها زن بلکه اصولا انسان درسلام تنها ابزاریست برای ارضای شهوت الله و محمد و مؤمنین به اسلام!و ترس (قم فانظر=برخیز و بترسان)ابزاریست که انسان را به زنجیر الله ومحمد جنایت پیشه پدوفیل و سایر حرامیان اسلامی بسته است.هر جنایتی درمورد انسان درادیان سامی بطور عام و در دین اسلام بطور خاص مجاز و حتی قابل ستایش و پاداش آخرت است.انسان چه زن و چه مرد موجودی ساخته شده و آفریده شده برای ستایش الله ... جنایت پیشه و بیرحم شهوت ران و رسولی بچ تر که هر لهظه ای از عمرش جز کردن و خوردن ودستور قتل و عام و غارت و تجاوز نداشته!انسان بطور عام و زن بطور اخص موجودی پست و بیمقدار و حقیر و حیوانی نادان و بیشعور است که باید رانده و گاییده شود و زجرداده شده تا شاید مکافات گناهان ناکرده را جبران نماید!در آیین مسیح و یهود نیز انسان موجودی گناهکار و بدبخت و پلید وزشت و خشن و بی تربیت و نا اهل است وزن موجودی فریبکار و بدگهر و پست که تنها با پرهیز از زندگی و انچه باعث شادی و خوشی میشود میتواند رستگار شود.چنانچه می بینید درد ما نه تنها اسلام وحرامیان اسلامیست بلکه توده بیشعوریکه که با شعور و توانایی و خرد خود وداع گفته و دل در گرو آخرتی بسته که هرگز نخواهد دید!می بینید که دردما با ملت یا قوم شمردن کرد و ترک و اذری و یا فارس حل شدنی نیست.درد ما توده نا آگاهی است که به توانایی خود ایمان ندارند و خرد خویش را به الله جنایت پیشه و محمد پدوفیل و بدتر ازآن نمایندگان جنایت پیشه و هرزگان دست هزارمش وابسته می بینند.وظیفه روشنفکران و دانایان ایرانی بیدارکردن قوم خفته و از خرد دورمانده خویش است نه نواختن آهنگ اختلاف و جدایی بین مردمیکه هنوز در بکارگیری خرد خود همچون خر در گل مانده اند!مبارزه برای جامعه ای سکولار و دمکراتیک و انسان و داد(حق+قانون +عدالت) محور و پدید آوردن سیستم چنین حکومتی است که میتواند همین توده بیگانه با خرد و شعور خویش را به انسانهایی اگاه و خردورز تبدیل نماید همچنانکه محمد توانسته با سیستم فکری خود آنها را از خرد خویش بیگانه ساخته تا از انها بردگانی بیشعور ومتعصب بسازد که حتی بقیمت نابودی خویش حاضر بنابودی هزاران تن از انسانهای بیگناه برای رضای الله جنایت پیشه و برای وعده های واهی میگردند!

سیاوش

فشار برای اخراج مجاهدین

خامنه ای سکوت را شکست و شخصا به میدان آمد و با التماس از طالبانی خواستار اخراج افراد شهر اشرف شد. با بیرون امدن نام گروه مجاهدین از لیست اتحادیه اروپا نگرانی حکومت آخوندی چند برابر شده و معلوم نیست چرا از یک گروهک اینقدر ترس و وحشت دارد!! حالا شش سال است که ولی فقیه ارتجاع از عواملش در عراق می خواهد که افراد اشرف را اخراج کنند ولی همیشه سرش به سنگ خورده و مفتضح شده

ایرانیان شهر اشرف طبق قوانین بین المللی در کشور عراق پناهنده هستند و کشور اشغالگر یعنی آمریکا موظف است اآنها را حفاظت نماید. عکس طالبانی را دست در دست رفسنجانی قاتل دکتر شرافکندی دیدم و یاد کشتار میکونوس افتادم. یادمان نرفته که دادگاه میکونوس خامنه ای و رفسنجانی و فلاحیان را بعنوان عاملان اصلی معرفی نموده بود. ای کاش طالبانی بجای همکاری با نظام فاشیستی ولایت فقیه کمی هم بفکر مردم کردستان ایران بود. حزب دمکرات کردستان ایران و سازمان خبات کردستان ایران از بیرون آمدن نام سازمان مجاهدین از لیست تروریستی اروپا خوشحال شدند و بیانیه صادر نمودند و حالا طالبانی به دیدار یک آخوند مرتجع و تروریست رفته و از او دستور می گیرد که در کشورش چه بگذرد. تمامی گروههای کرد عراقی در ایران بودند همینطور هم که اکثر گروههای ایرانی از کومله تا اقلیت و حزب دمکرات کردستان در کشور عراق. ترس بی انتهای آخوند خاتمی از تشکیلات مجاهدین است که اینقدر به دولت عراق التماس می کند و یا روی مقامات عراقی فشار می آورد. آقای طالبانی باید از حقوق قانونی پناهندگی افراد اشرف حمایت نماید و مجری دستورات دیکتاتوری مذهبی ایران نشود. ایرانیان شهر اشرف طبق قانون چهارم ژنو در عراق پناهنده هستند و می بایست این حقیقت را به مقامات عراقی یاد آوری نمود و تحمیل کرد که قوانین بین المللی را برسمیت بشناسند.

محمد

فشار برای اخراج مجاهدین

بذرمقاومت پاشیدن لطفا جوک نفرمایید . شاید این ابلهان مانند رهبر جمهوری اسلامی که با کینه توزی از آدم کشیهای مجاهدین در ایران دارد میخواهد به هر شکل به مجاهدین ضرب بزند . ولی این مجاهدین هم در ایران پایگاه مردمی ندارد وگرنه سالها بود که این رزیم سرنگون بود و مجاهدین هم مجبور نبودند که یک روز به صدام حسین و یک روز به آمریکا وجنگ طلبان

در آمریکا و لابی های صهیونیستی خود را بجسبانند. بعلاوه ماهیت ارتجاعی مافیایی مجاهدین که در خود سکتی ضد دمکراتیک میباشند و همچنین در خارج از خود جز جماق کشی به سوی مخالفان خود کار دیگری نمیکند حتی اگر در ایران قدرت مردمی هم داشتند فرقی در قضیه نمیکرد همانطور که ماهیت ارتجاعی خمینی وآخوندها علی رغم پشتیبانی نود درصدی مردم از خمینی تاثیری نداشت . ماهیت ارتجاعی مجاهدین وضد مردمی آنها را میتوان در دوستانشان شناخت . در اپوزیسیون مترقی حتی یک جریان از آنها پشستیبانی نمیکند ودوصتان خارجی اش هم که گفتیم چه کسانی هستند دست راستی ترین نیروهای اروپایی وآمریکایی .

پس باید گفت ماهیت مجاهدین مانند جمهوری اسلامی ارتجاعی است و اگر هم جنگی دارند برای رهبر ایدئولژیکشان در مقابل ولایت فقیه دارند که میخواهند مریم خانم را به تهران ببرند ویا اینکه رهبر ایدئولژیک خود را بجای ولایت فقیه بنشانند. ولی خوشبختانه زمان دست این رهبران دروغگو را رو کرد وماهیت ضد مردمی آنها را قبل از هر نوع قدرت گیری رو کرد

مازیار

فشار برای اخراج مجاهدین

به علی گدای یکدست!! تنها می توان گفت: شتر در خواب بیند پنبه دانه! تو و رژیم فاشیستی و منحوس و فرتوتت آرزوی بلعیدن عراق را در هر صورت به گور خواهی برد. عراق چه با حضور یا بی حضور مجاهدین به سرعت به توازن قوا در زمینه نظامی-امنیتی نزدیک می شود و بزودی قادر خواهد بود خوابهای پنبه دانه ای رژیم آخوندی رادر صورت ادامه و اصرار ماجراجوییهای آخوندها, بر هم زند.

ضمن اینکه نیروهای مقاومت بذر مقاومت سراسری را مدتهاست در سراسر ایران پاشیده اند و اکنون بیش از هر زمان دیگری در جای جای ایران حضور دارند!! پس ادعای برگرداندن آنها به ایران بسیار احمقانه است!! آنهایی که 30 سال تمام مردم را سرکوب کردند, اموال عمومی را غارت کردند, جوانکشی کردند, جنگ بی حاصل 8 ساله را براه انداختند و صدها میلیارد دلار از سرمایه های عمومی را در حسابهای شخصی خود و زنازادگان خود واریز کردند, فکر میکنم که بیش از همیشه نیاز به ترک ایران دارند!و اصلاً هدفشان هم همین است. زیرا به سرنوشت تلخ و محتومشان واقفند. آقایان حرام لقمه! مجاهدین به پای خود به ایران آمده و خواهند آمد. این شماهایید که باید ایران را ترک کنید!! و خواهید دید که اینطور خواهد شد.! روز باز پس دادن به 30 سال جنایت و خیانت به کشور و مردم نزدیک است. این خط و اینهم نشان!!( به حسین بازجوی کیهان, این لمپن قداره بند توصیه میکنم پس از خواندن این متن آنرا به همپالکیهایش هم توصیه کند!!)

آیدین تبریزی

نسل کشی علیه اهل حق در طی 29 سال حاکمیت این رژیم

با اعدام این فعال مدافع حقوق علويان اهل حق، برگی دیگر بر کارنامه سیاه این رژیم ارتجاع افزوده شد. با انتشار این مفاله به عنوان کمترین وظیفه رسانه ای، به رژیم هشدار می دهیم که با اعدام این مدافعان حقوق اقلیتهای مذهبی و سایر زندانیان، نه تنها نخواهید توانست که صدای آزادی خواهی شان را خفه کنید، بلکه ندای حق طلبانه آنها با قدرت هرچه بیشتر منعکس خواهد. گرفتن حق حیات انسانها چیزی نیست که به این راحتی فراموش شود، شما باید بابت یکایک این جنایات در پیشگاه مردم و قانون حساب پس بدهید. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

بهروز جاوید تهرانی

بنام آفریدگار آزادی،

امروز وحشتناکترین ،زشت ترین ،مشمئز کننده و جندش آورترین تصویر زندگیم را با چشم خود دیدم که حاضرم حتی به قیمت جانم هم که شده در هر دادگاهی که لازم باشد آنرا شهادت دهم .

امروز با چشم خود دیدم یکی از سر زندانبانان ،یکی از سر زندانبان که در زندان افسر نگهبان به آنها گفته می شود ،بنام محسن خاکی، ( زندانی درشت هیکل و بوری که ریشهایش را تراشیده بود را با خود به حفاظت زندان آورد) . دستها و پاهای زندانی بشدت می لرزید ،صدای التماس و زجۀ او را می شنیدم. من چون انتظار انجام کارم در دفتر حفاظت را داشتم با 2 نفر دیگر شاهد کل ماجرا بودیم .

گویی مامورین آنجا هم می خواستند ما 3 نفر کل ماجرا را دیده و عبرت بگیریم .

اول رئیس حفاظت آقای کرمانی با یک باطوم شروع به زدن زندانی نمود. 4 پاسدار حفاظت به همراه محسن خاکی افسر نگهبان هریک باطومی لاستیکی برداشته و تمام اندام زندانی را آماج ضربات خود قرار دادند. زندانی همچننان التماس می کرد و ضجه می زد گویا جرم آن جوان مقدار کمی مواد مخدر بود . ولی هر چه بود آن شکنجه وحشتناک مجازاتش نبود .زیر مشت ولگد و ضربات شکنجه گران جوان دیگر بر روی زمین افتاده بود .جیغ می زد ،التماس می کرد و ضجه می کشید .

کرمانی رئیس حفاظت زندان رجائی شهر که چشمهایش را خون گرفته بود با آن مقدار کتک راضی نشد .با شتاب به اتاقی رفت و 2 باطوم برقی با خود آورد به سربازها گفت کنار بروند و باطوم برقی دوم را به محسن خاکی داد .2 نفری شروع به کتک زدن آن جوان کردند . جوان التماس می کرد .در چند ثانیه ای که محسن خاکی و کرمانی استراحت می کردند پای کرمانی را گرفته بود و التماس می کرد تنها خواهشش این بود که دیگر کتک نخورد. از شدت ضربات کنترل خود را از دست داده بود.همچنان گریه می کرد و ضجه می زد .

در پایان کرمانی وی را مجبور کرد ته کفشهایش را بلیسد. این ماجرا مدت زمانی طولانی طول کشید .

بهروز جاوید طهرانی

تنها زندانی در بند ازقیام داشجویان 18 تیر 1378

10 اسفند 1387

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.