برخی کامنت های جالب و خواندنی!

جناب علیزاده! شلوغش نکنید قربان! این کولی بازی ها چیست که در می آورید که جلب توجه کنید؟ کدام اپوزیسیون خواهان حمله به ایران بوده است؟ شرفشاهی کیست؟ روزنامه صبح امروز ایران چاپ لس آنجلس را کی می شناسد؟ از نظر این روزنامه و سلطنت طلبان هوادارش که جمعا ده بیست نفر هم نیستند لس آنجلس برای خودش یک کشور است که هیچ رابطه ای با جهان خارج ندارد. آنها سایر نیروهای اپوزیسیون داخلی و خارجی را نمی شناسند و برای شان هم مهم نیست. سایر نیروهای اپوزیسیون این طیف کوچک و ناچیز را نه می شناسند و...

محسن کردی

مخالفان برنامه هسته ای ایران : کیش و مات

جناب علیزاده! شلوغش نکنید قربان! این کولی بازی ها چیست که در می آورید که جلب توجه کنید؟ کدام اپوزیسیون خواهان حمله به ایران بوده است؟ شرفشاهی کیست؟ روزنامه صبح امروز ایران چاپ لس آنجلس را کی می شناسد؟ از نظر این روزنامه و سلطنت طلبان هوادارش که جمعا ده بیست نفر هم نیستند لس آنجلس برای خودش یک کشور است که هیچ رابطه ای با جهان خارج ندارد. آنها سایر نیروهای اپوزیسیون داخلی و خارجی را نمی شناسند و برای شان هم مهم نیست. سایر نیروهای اپوزیسیون این طیف کوچک و ناچیز را نه می شناسند و نه برایشان اهمیتی قائلند. شما اگر واقعا قصد کولی گری و معرکه گیری ندارید بیایید ببینیم کدام نیروی اپوزیسیون (جبهه ملی، فدایی، مجاهد، مشروطه خواه، حزب کمونیست کارگری، حزب دمکرات کردستان و... سایر نیروهایی که مطرح هستند و در صحنه واقعی حضور دارند) موافق جنگ بوده اند؟ برای کسی مثل شما اگر نیرویی مثلا حزب مشروطه بگوید که برای مقابله با آمریکا در کنار جمهوری اسلامی خواهد ایستاد این موضع را عوامفریبی می نامید. پس اصلا شما چه بحثی دارید که با اپوزیسیون بکنید؟ بروید اورانیوم تان را غنی کنید و زیر پرچم احمدی نژاد سینه تان را بزنید. ما مخالف آن سییستم هسیتم و شما هوادار آن و این مشکل ما با شماست. در مورد حمله آمریکا ما هم مثل شما مخالفیم.

رضا

آخوند مارا دروغگو بار آورد!

دروغ گویی یکی از خصایل ناپسندیده آدمی است و این خصلت با شدت و ضعف در طول تاریخ در تمامی کشورها جریان دارد.مهمترین علتهای دروغگویی هم داشتن نیاز و عدم توان برآوردن آن از طریق مشروع، ترس از برملا شدن بدست آورده های ناحق و از دست دادن آنهاست.دروغگو خود به ناحق بودن خویش واقف است بدان جهت چنین کاری می کند.دروغ از سوی تمامی ادیان و فلسفه ها و قوانین کشورها امری مذموم شناخته شده است ولی هرچه این قوانین محدودیت آورتر است میزان دروغ بزرگترست.ایرانیان بخاطر زندگی در یک محدویت استبدادی 2500 ساله دروغگویان قهاری شده اند و این مسئله در سی سال گذشته بیشتر شدت یافته است اما توجه داشته باشید که بسیاری از این دروغگویان که حتی قلم بدست هستند در این سی سال در تحت حکومت اسلامی نبوده ودر خارج از این کشور به این عمل زشت مبادرت می ورزند.برای نمونه نویسنده بدون وجود اجبار آخوند اعلام می کند که اگر رئیسش سوال کند چه می نویسد به وی دروغ خواهد گفت!÷س به نظر بنده میتوان گفت در سی سال گذشته این بیماری در ایران افزایش یافته ولی تقریبا همه مردم ما قبل از انقلاب به این میکروب آلودگی مزمن داشته اند.مردمی که حکومتهای مختلف و فرهنگ سازان متفاوت قرنهادروغ به خوردشان داده اند اگر دروغگو نباشند حتما با سیستم ایرانی بودن مشکل دارند و باید به پزشک رجوع کنند!!!

کریم

پان سیکان گرامی، نوشته های طولانی شما در بخش اظهار نظر جای زیادی می گیرد. لطف کنید آنها را بصورت مقاله بنویسید که بشود خواند و در مورد شان نظر داد. من اینگونه مطالب بلند را در بخش اظهار نظر نگاه نمی کنم چرا که نظر نیست و مقاله است و برای خواندن مقاله نیز مقاله های منسجم هم در این سایت و هم در اینترنت می توانم پیدا کنم نه اینکه وقتم را برای نوشته های ناپیوسته بگیرم.

pan sikan

درباره‌يی هويّتِ ملّی و پروژه‌ی ملّت‌سازی

ادعاهای پورپیرار نسبت به‌ تاریخنگاری کنونی ایران از پرداختن به واقعه پوریم که‌ در کتاب استر یهودیان بدان اشاره‌ شده‌ است شروع میشود. وی ادعا می‌کند که پس از جنایت پوریم به دست یهودیان، خاورميانه به مدت 2000 سال يعني تا زمان صفويه تهی از سکنه می‌شود

به‌ ادعای پورپیرار جنایت پوریم به‌ دست داریوش هخامنشی صورت گرفت و نقشهای کتیبه‌ بیستون در واقع سمبلی است از نسل کشی بومیان متمدن ایران که‌ قبل از آریاییان در فلات ایران تمدن‌های درخشانی برپا کرده‌ بودند [4]. پورپیرار میگوید که‌ حکومت هخامنشیان که‌ به‌ عقیدهٔ وی قومی از مهاجمین وحشی اسلاو بودند پس از داریوش خاتمه‌ می‌یابد و آنها به‌ موطن اصلی خود در استپ‌های اوراسیا برمیگردند. وی به‌ نیمه‌کاره‌ بودن تخت جمشید اشاره‌ میکند و معتقد است که‌ هرگز تخت جمشید برای سکونت آماده‌ نشد[5]. وی معتقد است که‌ ابنیه‌ کنونی موسوم به‌ پاسارگاد تنها در چند دهه‌ اخیر ساخته‌ شده‌ است.

هادي

درد دل و سخنی با فعالان جنبش دانشجوئی ایران (2)

جنبش دانشجویی در ایران وجود ندارد. ملت ایران از جمله دانشجویان هر کاری که می توانستند طی صد سال اخیر کرده اند و اکنون تنها چیزی که مانده یاس و نومیدی است. من شخصا نمی دانم با دیکتاتوری اسلامگرایان چه باید کرد و چگونه دوره اینها به پایان خواهد رسید. فقط یک جنبش مهم دانشجویی در کشور می شناسم و آن پذیرش گرفتن از خارج و رفتن از ایران است. حقشان هم هست چون در ایران دانشگاهها ظاهری هستند یعنی فلسفه نیاز به دانشگاه وجود ندارد. خروج دانشجویان علاوه بر منافع شخصی یک فایده جمعی هم دارد: کاهش شمار بیکاران

ناصر مستشار

درد دل و سخنی با فعالان جنبش دانشجوئی ایران (2)

آيا می توان از انشقاق جنبش فراگير عليه حکومت اسلامی جلوگيری نمود؟ ناصر مستشار

در سايت اينترنتی پيک ايران خبر زير با هفده کامنت پر تشنج توجه مرا به خودش جلب کرد! عکس : تجمع دانشجويان چپ در دانشگاه پلی تکنيک!!!

از حالا دانشجويان را به چپ وراست وميانه تقسيم کردن به سود کيست؟

از حالا کارگران را به انقلابی وغير انقلابی تقسيم کردن، جنبش کارگری ايران تا کنون کدام سود را برده است؟

جنبش زنان را به پيشرو و پس رو تقسيم کردن تا کنون چه ارجحيتی به جنبش فراگير زنان که همه نيمه جامعه ايران زير شلاق حکومت اسلامی بسر می برد،داده است؟

جامعه ائی که سه دهه با هيولای حکومت اسلامی در گير هست،آيا با انشقاق می تواند حريف اين رژيم فريب کار بشود؟ رژيم خود در صدد است تا جنبش همگانی را به انشعاب وتفرقه بکشاند. آياشلاق رژيم در دانشگاهها بر سر همه دانشجويان فرود می آيد يا نه؟ آيا شلاقی که بر سر دانشجوی چپ زده می شود از لاستيک بافته شده است وشلاقی که بر سر دانشجوی ميانه رو زده می شود از پنبه گره خورده است؟

رژيم اسلامی در سه دهه گذشته با بی رحمی تمام شلاقش را بر پيکر جامعه ايران فرود آورده است. طبعا بربخش هائی از جامعه فشار بيشتر وارد آمده است و بر بخش ديگر کمتر اما ظلم بطور مساوی در سرتاسر مملکت توسط رژيم اسلامی جاری شده است. فقر اقتصادی اقشار و طبقات جامعه يکی از فجايع بجای مانده از عمر ننگين نظام جمهوری اسلامی است! آيا قابل تصور می باشد که رژيمی آزادی ملتی را لگد کوب کند اما نان و آب ومسکن آنها را تامين نمايد ؟آيا اگر احتياجات اقتصادی تامين شدند ولی آزادی وجود نداشت می توان به سعادت رسيد.

در پايان با يد متذکر شوم که برای جلو گيری از شقه شقه شدن آرايش نيروهای مبارز عليه جمهوری اسلامی حد اکثر توان را بايد بکار گرفت وگرنه باريگر رژيم اسلامی برنده معرکه خواهد بود.شايد بعضی نيروهای سياسی ادامه حيات فرقه ائی خود را در سايه شقه شقه شدن جنبش بدانند که طبق معمول مانند گذشته همه اتفاقات را تحت عنوان مبارزه طبقاتی تفسير می نمايند که به هيچ وجه با تضاد طبقاتی جامعه رابطه ائی ندارد وبه هيچ عنوان نمی توان آنر پوشش طبقاتی داد.همچنانکه موقعی که در سال ۱۳۵۳ در درون سازمان مجاهدين خلق اختلافات ايدولوژيک به کشتار و جنايت کشيده شد، سازمان چريک های فدائی خلق بلافاصله در برخورد با آن فجايع، بسيار ضد انسانی همه آن جنايت ها را در پرولتريزه شدن سازمان مجاهدين خلق تفسير وارزيابی نمود. آيا واقعا سازمان مجاهدين پرولتريزه شد؟ آيا سازمان پيکار نماينده طبقه کارگر ايران شد؟ در طول جنبش کمونيستی تاريخ جهان از اينگونه تفاسير بسيار ديده شده است که هيچ ربطی به افکار انسانی کارل مارکس نداشته و ندارد!

برزو شکوهمند

هورررا! هم صلح هم انتخابات آزاد!

بانیان رفراندم هیجگاه از حاکمان اسلامی انتظار برگزاری رفراندم و با اجرای آن کندن گور خود با دستان خود نبودند بلکه امید این بود که با فراگیر شدن این خواسته حکومت اسلامی در موضع دفاعی قرارگیرد و مردم اراده جمعی خود را دوباره دریابند، که میتوانند با حرکت های مدنی و سازمان داده شده به خواست های دمکراتیک خود بدون انقلاب و توسل به هرج و مرج دست یازند.

هدف اصلی دو کمیته بالا رواج خواست های دمکراتیک آن بین مردم میباشد بطوریکه مردم به این باور دست یازند که برای جلو گیری از یک جنگ خانمانسوز و دفاع از آرای انتخاباتی خود اگر امیدی به حکومت جنگ افروز و بیدادگر نیست خود آستین بالا زنند و با تشکیل انجمن های محلی به میدان بیایند. این است پیام این دو کمیته.

چکیده نظر شما در باره دو اقدام شجاعانه خانم شیرین عبادی و یاران قهرمان او برای نهادینه کردن کمیته موقت دفاع از صلح و انتخابات آزاد این است که، اولی آب ریختن در آسیاب حکومت اسلامی برای طولانی کردن عمر رژیم میباشد و دومی فریاد زدن بر گوش ناشنواست. در این جا نکته مهمی را که شما به عمد فراموش کرده اید وجود مردم در این معادله میباشد که همراه شدن آنها با درخواست های بالا و جنب و جوش آنها تاثیر تعیین کننده ای را در دگرگون کردن ساختار سیاسی آینده ایران خواهد داشت. کسانی که از جنبش رفراندم پشتیبانی کردند تنها حاکمان اسلامی در ایران را مخاطب خود نمیدانستند بلکه طرف گفتار آنها آن بخش بزرگ از مردم ایران بود که خواهان دخالت مستقیم خود جهت دگرگونیهای دمکراتیک در سرنوشت سیاسی کشورشان بودند. ولی نمایندگان واقعی آنها نمی توانند از صافی شورای نگهبان و ده ها صافی دیگر انتخاباتی عبور کنند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.