ضرورت مقاومت در برابر چیره شدن حوزه های علمیه بر مدارس

سپردن مدیریت مدارس به حوزه های به اصطلاح علمیه، آخرین چشمه از کارزار تاریک اندیشان علیه آموزش و پرورش امروزی و کارآمد است. این اقدام در راستای تلاش های مکرر سران حکومت برای بستن راه اندیشه مستقل و پویا بر نوجوانان و جوانان است. به یاد داریم که علی خامنه ای چند سال پیش چگونه بر آموزش عالی علوم انسانی تاخت و تقریبا به صراحت خواهان نابودی آن شد. همه این تلاش ها برای آن است که از نظام آموزش عمومی و نیز آموزش عالی ایران، جوانه ای از پرسش گری و کنجکاوی ندمد

به موجب یک تفاهم نامه میان "حوزه علمیه برادران استان تهران" و اداره کل آموزش و پرورش تهران، تعدادی از مدارس دولتی تهران تحت کنترل حوزه های به اصطلاح علمیه قرار می گیرند. قرار است در هر مدرسه ای که حوزه بدین منظور بر می گزیند، یک معمم مدیریت تربیتی مدرسه را بر عهده گیرد. ابتکار عمل در گزینش مدارس، با حوزه است و ملاک برای تعیین تعداد این مدارس، "ظرفیت های اعلام شده از سوی مدیریت حوزه" خواهد بود.

حکومت جمهوری اسلامی به خوبی به اهمیت آموزش و پرورش در تحکیم سلطه خود بر جامعه آگاه است. در کنار دادگستری، آموزش و پرورش از جمله نخستین نهادهائی بود که بنیادگرایان اسلامی بلافاصله پس از انقلاب بر آن چنگ انداختند و حتی قبل از "قانونی" شدن چیرگی ولایت فقیه بر کشور، از بالای سر دولت موقت جمهوری اسلامی برای آن تعیین تکلیف کردند. دکتر شکوهی نخستین وزیر آموزش و پرورش دولت بازرگان، از نخستین مقاماتی بود که در اعتراض به دخالت های غیرقانونی افرادی مانند محمدعلی رجائی و اکبر پرورش در وزارت آموزش و پرورش، از مقام خود کناره گیری کرد. وزارت آموزش و پرورش از مدتها پیش از استعفای مهدی بازرگان، از کنترل دولت موقت خارج شد.

از آن پس تا کنون، نظام آموزشی ایران جولانگاه کسانی بوده است که مهمترین هدفشان، تربیت افراد مطیع و دنباله رو ولایت فقیه است. قریب به سی و پنج سال تسلط  قشریون بر آموزش و پرورش، کارنامه است از نشاندن خرافه به جای علم، ارائه تصویری مخدوش از تاریخ ایران به دانش آموزان، سرکوب خلاقیت های هنری کودکان و نوجوانان، جدایی دختران و پسران و بسیاری فجایع دیگر که نظام آموزش کشور را در بحرانی عمیق فرو برده است.

سپردن مدیریت مدارس به حوزه های به اصطلاح علمیه، آخرین چشمه از کارزار تاریک اندیشان علیه آموزش و پرورش امروزی و کارآمد است. این اقدام در راستای تلاش های مکرر سران حکومت برای بستن راه اندیشه مستقل و پویا بر نوجوانان و جوانان است. به یاد داریم که علی خامنه ای چند سال پیش چگونه بر آموزش عالی علوم انسانی تاخت و تقریبا به صراحت خواهان نابودی آن شد. همه این تلاش ها برای آن است که از نظام آموزش عمومی و نیز آموزش عالی ایران، جوانه ای از پرسش گری و کنجکاوی ندمد. پرسش گری و کنجکاوی نسل جوان در باره چرائی پدیده ها و ریشه های مصائب، تیشه بر ریشه حکومت مذهبی است.

ما مطمئنیم وابسته کردن برخی از مدارس تهران به سیستم روحانیت شیعه نیز مانند بسیاری دیگر از اقدامات مشابه دیگر در بیش از سه دهه اخیر، در هدف اولیه خود ناکام خواهد ماند و نخواهد توانست روح و فکر نوجوانان را به زنجیر کشند. آنچه از این اقدام باقی خواهد ماند، افزودن یک نابسامانی دیگر بر نابسامانی های آموزش و پرورش و احتمالا پروار کردن برخی روحانیون از محل بودجه دولتی است.

مبارزه با چنین اقداماتی ممکن است. ما نوجوانان و والدین آنها را فرا می خوانیم چنین مدارسی را تحریم کنند. ما از معلمان می خواهیم به چیرگی روحانیون بر مدارس تن ندهند و از هر راه که صلاح می دانند، با این تسلط مبارزه کنند.

هیئت سیاسی ـ اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)

اول دی ١٣٩٢ (٢٢ دسامبر ٢٠١٣)

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.